04/08/2021
فراماسونری چیست؟
نویسنده: عرفان ثابتی 2013-05-18
عرفان ثابتی، پژوهشگر جامعه شناسی دین در دانشگاه لنکستر است.
در باب خاستگاه، ماهیت و اهداف فراماسونری هیچ اجماعی وجود ندارد ولی می توان گفت فراماسونری یکی از کهن ترین انجمن های اخوت سکولار در جهان است که اعضایش به وجودی متعالی موسوم به معمار اعظم آفرینش عقیده دارند.
هر مرد بالغ نیکنامی فارغ از نژاد، دین و زبان می تواند به عضویت فراماسونری در آید مشروط به این که دلمشغول ارزش های اخلاقی جهانشمول باشد و در شعایر تمثیلی این انجمن شرکت جوید، شعایری متاثر از فرهنگ مصری-یهودی-مسیحی که حول داستان قتل هیرام ابیف، معمار معبد سلیمان شکل گرفته اند.
هر چند عضویت در لژهای فراماسونری منحصر به مردان است ولی تعداد اندکی از سازمان های فراماسونری مدرن، زنان را هم به عضویت می پذیرند.
گرچه فراماسون ها باید به خدا یا همان معمار اعظم آفرینش عقیده داشته باشند ولی فراماسونری نه دین است و نه جایگزینی برای دین بلکه انجمنی داوطلبانه مبتنی بر سه اصلِ اخوت، اعانت و صداقت است که از ابتدای پیدایش خود نقش اجتماعی فعالی داشته و به رغم مخالفت شدید بسیاری از رهبران ادیان، از جمله پاپ ها و مراجع تقلید، درهای خود را به روی پیروان ادیان گوناگون گشوده است.
هرچند پیشینۀ برخی از متون ماسونی به قرن چهاردهم میلادی می رسد و شواهدی مبنی بر تاسیس لژهای ماسونی در انگلستان و اسکاتلند در قرن شانزدهم میلادی وجود دارد ولی شکوفایی فراماسونری در قرن هجدهم میلادی رخ داد که یکی از علل آن رواج ایدۀ اخلاقیات جهانشمول در عصر روشنگری بود.
در نیمۀ نخست این قرن، چهار لژ موجود در لندن به هم پیوستند و لژ اعظم را تشکیل دادند که به هیئت حاکم فراماسونری انگلستان بدل شد.
در نیمۀ اول قرن هجدهم تعداد لژها در اکثر کشورهای اروپایی، آمریکای شمالی و هند به سرعت افزایش یافت و اولین اساسنامه های فراماسونری منتشر شد.
قرن هجدهم شاهد تغییر ترکیب اجتماعی اعضای لژها بود. در ابتدای این قرن، اکثر فراماسون ها تاجر و صنعتگر بودند و تنها اقلیتی از آنها را اشراف تشکیل می دادند، در حالی که در اواخر این قرن اکثریت اعضا از اشراف به شمار می رفتند.
ترکیب نژادی اعضا نیز به تدریج تغییر یافت. در قرن نوزدهم در پی تحکیم اصل جهان وطنیِ اخوت همگانی، سفیدپوستان اروپایی و آمریکایی اعضای جدیدی از جمله زرتشتیان و مسلمانان هندی و ایرانی را در میان خود پذیرفتند، لژهای مختلط نژادی بیش از پیش رواج یافتند و در بعضی کشورها لژهایی مختص اهالی بومی تاسیس شدند.
گسترش فراماسونری و ماهیت جهانشمول آن کلیسای کاتولیک را چنان نگران ساخت که در سال ۱۷۳۸ میلادی پاپ کلمان دوازدهم، فراماسونری را تکفیر کرد.
به رغم این دشمنی ها فراماسونری به رشد خود ادامه داد و بر تعداد لژهای اعظم افزوده شد. تنوع و تکثر به جایی رسید که تا سال میلادی ۱۸۱۵ بیش از دو هزار مسلک فراماسونری تاسیس شده بود که البته اکثر آنها دیری نپاییدند و بسیاری از آنها فقط روی کاغذ وجود داشتند ولی برخی از آنها دوام آوردند و رشد کردند.
در انگلستان، نظام سلطنت مشروطه تا اوایل قرن نوزدهم به فراماسونری ظنین بود ولی پس از اتحاد لژهای اعظم لندن و تشکیل لژ اعظم متحد، روابط حسنه ای با این لژ برقرار کرد و حتی این لژ به انتصاب استادان اعظمِ سلطنتی پرداخت.
اما در بسیاری از دیگر کشورها بخت یار فراماسون ها نبود و جنگ ها، آشوب های سیاسی و استقرار رژیم های غیر دموکراتیک به تضعیف یا نابودی لژهای فراماسونری انجامیدند زیرا فراماسون ها عامل بسیاری از مصائب اجتماعی به شمار رفته و قربانی شدند.
برای مثال می توان به پیدایش جنبش ضد ماسونی در آمریکای دهۀ ۱۸۲۰ اشاره کرد که فراماسون ها را به قتل عدۀ بسیاری متهم ساخت، اتهام بی اساسی که افول سی ساله فراماسونری در این کشور را در پی داشت؛ در آلمان، فراماسونری مقصرِ شکست این کشور در جنگ جهانی اول شمرده شد؛ و در بسیاری از کشورهای مسیحی و مسلمان به عنوان سازمانی ضد مسیحی و ضد اسلامی تکفیر شد.
اکثر این حملات ناشی از سوتفاهم درباره شعایر ماسونی، حسادت به موفقیت لژهای فراماسونری یا یهود ستیزی بوده است.
انتصاب به سه رتبۀ اصلی لژهای فراماسونری یعنی مبتدی، همکار و ماسونِ استاد نه تنها با فراگیری تعالیم اخلاقی بلکه با اجرای شعایر تشرّفی پیوند یافته که مبتنی بر داستان بنای معبد سلیمان است.
افزون بر این، رتبه های دیگری هم با القاب وعناوینی پرطمطراق وجود دارد که نیل به هریک از آنها با آیین های رنگارنگی همراه است که هدفی جز فهم بهتر تعالیم فراماسونری ندارد.
فراماسونری در ابتدا انجمنی سرّی بود ولی امروز چنین نیست و فقط بعضی از شعایر آن در خفا انجام می شود که این امر ریشه در سنت رازورزانۀ غربی دارد و در ادیانی همچون آیین مورمون نیز به چشم می خورد.
فراماسونری مروّج وحدت جهان است ولی نه خواهان سلطه بر دنیا است و نه چنین توانی دارد زیرا نه تنها در نظر، وحدت را در عینِ کثرت می جوید بلکه در عمل هم فاقد یک هیات حاکمۀ جهانی واحد است.
هر یک از لژهای اعظم فقط بر لژهای ناحیۀ جغرافیایی محدودی نظارت دارند، روابط میان لژهای اعظم مبتنی بر سلسله مراتب نیست بلکه بر تصدیق و احترام متقابل استوار است.
با این حال، رواج توطئه پنداری در میان عامۀ مردم در کشورهای در حال توسعه فراماسونری را در مظان اتهامات بی اساس قرار داده است.
به رغم حملات گوناگون، فراماسونری در طول همه این سال ها دوام آورده و بیش از شش میلیون عضو در سراسر جهان دارد که از آموزه های اصلی آن یعنی باور به وجودی متعالی، محبت به هم مسلکان و خدمت به کل جامعه بشری حمایت می کنند.
14/07/2021
چرا همه ادیان ادعای حقانیت می کنند؟
در واقع همه شان نشانه هایی غیبی می بینند و آن را نشانه تایید یا حقانیت مذهب خود تصور می کنند و همان را دلیل بر بطلان دیگر عقاید فرض می کنند. همه شان احساس می کنند دستی غیبی آنها را حمایت می کند و حاجات و خواسته های آنها را برآورده می سازد. جالب است اینکه حتی بت پرستان و شیطان پرستان نیز از این قاعده مستثنی نبودند و نیستند. (حتی گاهی افراد نیز از وجود چنین حسی خبر می دهند، مثل چنگیز که خود را عذاب خدا می دانست و هیتلر و..) لذا می بینید در هر دین و مذهبی معجزه وجود داشته و هنوز هم تعدادی بنام خدای خود پیروان خود را شفا می دهند. مسیحیت ، یهودیت، اسلام، هندوئیسم، بودیسم و.. حتی بین مذاهب اسلام مثل شیعه و سنی هر کدام برای خود بطور مثال شفا دهندگانی در بین جوامع خود دارند که ممکن است انسان باشد، یا نباشد مثل یک شیئی مقدس یا خوانش کلمات.
اینکه هر کدام تصور می کنند تنها حاجات خودشان روا میشود و سایر مذاهب و ادیان از این نعمت بی بهره هستند، تصور نادرست خودشان است که توسط مردان دینی شان نیز جهت سوء استفاده، تاکید می شود. مثلا در مذهب شیعی کسی با مراجعه به دیواره های قبر امام حسین شفا می یابد و یا در مذهب هندو با خوردن ادرار گاو شفا می یابد و یا در مذهب وهابیت با نوشیدن ادرار شتر شفا می یابد، یا در مسیحیت با نوشیدن آب مقدس شفا می یابد و یا در بودیسم توسط مردان مقدس شفا می یابند، اینها فکر می کنند تنها خودشان بخاطر عقیده و مذهب خاصی که دارند، متفاوت هستند و شفا یاب می شوند و این موضوع را مردان دینی ایشان در ذهن آنها تثبیت می کنند که این شفا فقط بخاطر عقیده محکم تو به این دین و مذهب است و دیگر ادیان و مذاهب شاهد چنین چیزی نیستند.
در واقع این برآورده شدن حاجات در همه عقاید قدیم و جدید بوده و هست. گر چه غالبا اصل عملیات چندان معجزه گونه نیست و یک اتفاق کاملا طبیعی است.
👈وقتی همه ادیان و مذاهب چنین چیزی را در خود دارند، این نشانه چه چیزی می تواند باشد؟
۱. از نظر نیروی متعالی یا خدا هیچ کدام نسبت به دیگری برتری ندارند و نیروی متعالی به همه شان خدمات می دهد.
۲. این یک مسئله ناشناخته طبیعی است و برای بروز آن نیازی به وجود نیروی متعالی نیست لذا با هر تفکر و عقیده ای که داشته باشی، می توانی از آن استفاده کنی.
به نظر شما احتمال نادرست بودن این ایده چقدر است؟
09/02/2021
چگونگی جمع آوری قران
در این رابطه دو نظریه است.
اولین و قوی ترین نظر این است که قران در زمان خلیفه سوم عثمان بن عفان جمع آوری گردید.
ولی عده ای مطرح میکنند که قران در زمان خلیفه اول جمع آوری شد.
داستان قول دوم در لینک زیر نقل گردیده است.
عمر بن خطاب، بعد از جنگ یمامه که مسلمانان با مرتدین داشتند و بقول خودش کشتار مردم، آزادی یافته بود[یعنی شدید شده و خیلی از مسلمانان کشته شدند] ابوبکر را می بیند و پیشنهاد میدهد که قران را جمع آوری کند تا با حافظین آن مدفون نشود.ابوبکر میگوید چرا باید کاری را انجام دهم که خود پیامبر آن را انجام نداد؟ جواب عمر به خلیفه اول این است:
"بخدا آن خوب است". (هو والله خیر)
بعد تصمیم میگیرند زید بن ثابت بخاطر اینکه مردی جوان و عاقل بود، مامور جمع آوری قرآن نمایند.
ایشان هم همین سوال ابوبکر را میکند که چرا باید کاری را انجام دهد که خود پیامبر نکرد؟ و همان جواب را می شنود.
ایشان قرآن را که در تکه پارچه ها(رقاع یعنی تکه وصله لباس)، استخوان کتف گوسفند، پوست های درخت خرما و حافظه اصحاب باقی مانده بود جمع آوری کرد و تحویل ابوبکر کرد، ابوبکر تحویل عمر کرد، و عمر نیز نزد دخترش حفصه گذاشت. (گویا بعدها عثمان آن را گرفت.)
از ظاهر این جملات معلوم میشود که مقدار زیادی نبوده است که براحتی تحویل یکدیگر کرده و بسادگی جابجا شده است.
اگر بخواهیم حجم آن را برآورد کنیم.
فرض کنید بخواهید ۶۰۰ صفحه از قرآن کنونی را روی چند تا تکه پارچه وصله و استخوان کتف گوسفند و پوست درخت خرما با قلم های درشت آن زمانه بنویسید، در حالی که می دانید تکه ها و استخوان کتف و پوسته درخت خرما کلان نبوده، چه مقدار فضا اشغال خواهد کرد؟
قرآن های عثمان طه، تقریبا ۶۰۰ صفحه است که هر صفحه ۲۰ خط دارد، روی هر تکه استخوان یا پوست یا تکه پارچه ۳ خط بیشتر با قلم های درشت آن زمانه بیشتر نوشته نمیشود. یعنی هر صفحه ۶ تکه، یا استخوان یا پوسته درخت خرما.. (۶ تکه ضرب ۶۰۰ صفحه)یعنی بیش از ۳۶۰۰ استخوان، تکه پاره و پوست درخت، هر کدام ۳۰۰ سانتیمتر مربع فضا میگیرد(۱۵ سانت×۱۰×۲)این عدد ضرب ۳۶۰۰ تکه بکنیم میشود فضایی به وسعت بیش از ۱۰۰۰ متر مربع. در حالی که هیچ کجای این مکالمات از این حجم صحبتی نشده است. طوری که از مکالمات مشخص میشود، شاید حداکثر در حد نیم یا یک متر مربع فضا اشغال کرده است. بقیه آن(۹۹۹متر مربع) از کجا آمده است؟ اگر بگویند بیشتر حفظ داشتند. سوال این خواهد بود که زید حافظه را به نوشته تبدیل کرده بود، پس فضایی ۱۰۰۰ متری لازم داشته است.
دوم اینکه تاکید پیامبر بر حفظ قران بود و برای حفظ قرآن ثواب های عظیمی مترتب می دانست و درباره نوشتار آن چیزی نمی گفت. از همین جهت ابوبکر و زید هر دو پرسیدند چرا باید کاری کنیم که پیامبر نکرد؟ چرا باید قرآن را جمع آوری کنیم در حالی که تاکید بر حفظ آن شده؟
دیگر اینکه تقریبا اکثر حافظین در جنگ ها کشته شده بودند، این حجم از قرآن چطور بوجود آمد؟
گرچه این مطالب نسبت به قول اولی نیز مطرح است.
چطور عقل ما می تواند این مطالب را بپذیرد؟
جمع القرآن في عهد أبي بكر
جمع القرآن في عهد أبي بكر توفي النبي صلى الله عليه وسلم والقرآن الكريم لم يجمع في مصحف واحد مكتوب وإنما كان متفرقا في الصدور والألواح ونحوها من وسائل ..
27/01/2021
فرگشت یا همان نظریه ای که دوصد سال پیش داروین مطرح کرد، روزبروز محکمتر میشود و تقریبا تمامی دانشمندان به آن باور دارند.
متن از
95.4درصد از دانشمندان زیست شناسی فرگشت با انتخاب طبیعی را قبول دارند نه فرگشت با طراحی هوشمند را.
در سال 2006 در تمامی آمار ها نیوسانیس لایو ساینس و … گفته میشد که 70درصد مردم آمریکا(نه دانشمندان) معتقدند جهان در 6هزار سال پیش ساخته شده است در حالی که همان موقع یعنی 2006 گفته شده تمام دانشمندان فرگشت را قبول دارند ولی 99.8 درصد دانشمندان جهان فرگشت با انتخاب طبیعی را قبول دارند و طراحی هوشمند را قبول ندارند.
http://nihrecord.od.nih.gov/newsletters/2006/07_28_2006/story03.htm
دقت کنید سایت سازمانی و دولتی است پسوند gov مخفف گاورمنت یعنی دولتی دارد.
گالوپ برترین موسسه آماری جهان مینویسد 95 درصد از دانشمندان آمریکا به فرگشت با انتخاب طبیعی معتقدند و طراحی هوشمند را رد کرده اند(تازه آن هایی که خارج از زیست شناسی و ژنتیک آموزش دیده اند.)
A 1991 Gallup poll found that about 5% of American scientists (including those with training outside biology) identified themselves as creationists
این National Council for Special Education گفته :
https://ncse.com/library-resource/many-scientists-see-gods-hand-evolution
و اینجا
http://www.religioustolerance.org/ev_publi.htm
انجمن پیشبرد علوم آمریکا، بزرگترین جامعه علمی عمومی با ۱۳۰۰۰۰ عضو و ۲۶۲ جامعه وابسته و فرهنگستان علوم شامل ۱۰ میلیون شخص حقیقی، در طرفداری از نظریه فرگشت بیانیههای متعددی انتشار داده و بارها اعلامیههای مطبوعاتی به طبع رسانده است. سازمان معتبر آکادمی ملی علوم ایالات متحده کتابهای متعددی در حمایت از نظریه فرگشت و نکوهش نظریه آفرینش و طراحی هوشمند منتشر نموده است
سایت انجمن پیشبرد علوم آمریکا مشتکل از 10 میلیون نفر با بالاترین شاخص علمی اچ(نشان اعتبار بالای این منبع است ):
https://web.archive.org/web/20131019171834/http://www.aaas.org/news/releases/2006/0219boardstatement.shtml
مقاله به پی دی اف
https://web.archive.org/web/20131012043816/http://www.aaas.org/news/releases/2006/pdf/0219boardstatement.pdf
و در آخر بیانیه علم و دانشمندان در خصوص فرگشت با انتخاب طبیعی و طراحی هوشمند
There are no hypotheses, alternative to the principle of evolution with its “tree of life,” that any competent biologist of today takes seriously. Moreover, the principle is so important for an understanding of the world we live in and of ourselves that the public in general, including students taking biology in high school, should be made aware of it, and of the fact that it is firmly established, even as the rotundity of the earth is firmly established
خلاصه اینکه هیچ فرضیه جایگزینی برای فرگشت وجود ندارد و ایده های دیگر مورد قبول نیستند
و نتیجه کل تحقیقات تا به امروز :
To date, there are no scientifically peer-reviewed research articles that disclaim evolution listed in the scientific and medical journal search engine Pubmed
تا به امروز هیچ مقاله تحقیقی داوری همتا شده (به انگلیسی peer-reviewed) که فرگشت را رد کند در لیست موتور جستجوی ژورنالهای علمی و پزشکی پاب مد وجود ندارد.
موسسه مطالعات ملی پزشکی ایالات متحده آمریکا:
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/16670753
ژورنال تحقیقات بالینی :
http://www.jci.org/articles/view/28449
اعتبار و تایید فرگشت
هفتاد و دو آمریکایی برنده جایزه نوبل درخواست آموزش نظریه تکامل را امضا کردهاند.
📎 http://www.talkorigins.org/faqs/edwards-v-aguillard/amicus1.html
اکثریت قاطع انجمنهای علمی نظریه تکامل را به عنوان نظریه علمی برتر در توضیح گوناگونی حیات پذیرفتهاند.
🔗 Delgado, Cynthia (2006-07-28). "Finding evolution in medicine" (hmtl). NIH Record 58 (15). Retrieved 2007-10-22.
http://nihrecord.od.nih.gov/newsletters/2006/07_28_2006/story03.htm
🔗 Ruling, Kitzmiller v. Dover page 83
https://en.wikisource.org/wiki/Kitzmiller_v._Dover_Area_School_District/4:Whether_ID_Is_Science
═══════════════════
🆔
═══════════════════
nihrecord.od.nih.gov
26/01/2021
💢۶۰ ملیون سال قبل میمونهایی در آفریقا از درختان برای همیشه پایین آمدند.
۵۸ ملیون سال گذشت تا اینکه توانستند کم کم ابزار ساده شکار برای خود بسازند. با استفاده از سنگهای تیز برای خود نیزه و کارد درست کردند و دسته جمعی به شکار حیوانات کلان پرداختند.
یک ملیون سال از آن تاریخ گذشت تا آتش را کشف کنند و از آن برای روشنایی و پختن غذا استفاده کردند.
۹۷۷ هزار سال از کشف آتش گذشت تا کشف کرد می توان چیزهایی کاشت و کشاورزی کرد و دامداری داشت.
۶۰۰هزار سال بعد از کشف دامداری و کشاورزی، یعنی ۳۰۰هزار سال قبل از امروز، شروع به دفن مردگان کرد و یادبود گرفت و ادعا میشود، تعدادی از اعتقادات هم پیدا شد مثل اعتقاد به کاهنان و مدعیان قدرتهای فرا طبیعی مثل جادوگران و..
تقریبا ۵۰۰۰ سال قبل با فلزاتی مثل مس آشنا شد و یک و نیم هزار سال بعد (سه ونیم هزار سال قبل)با آهن آشنا شد و ساخت اشیاء آهنی را شروع کرد.
علم به موارد فوق دست یافت و ادعا می کند برای هر کدام شواهد علمی دارد.
💢ادیان میگویند ۶۰۰۰ یا ۸۰۰۰ سال قبل انسان خلق شدو شواهدی که ارائه می کنند، کتبی است که ادعا می شود، خدای جهانیان آن را فرستاده و بر اینکه خدا چنین کاری کرده یا نه هیچ شاهدی ندارند. (ادیان میگویند قابیل یکی از فرزندان آدم بعد از کشتن برادر خود از یک کلاغ آموخت که مرده را میشود دفن کرد. در حالی که ۲۷۵۰۰۰ سال قبل از آن انسانها یاد داشتند که مردگان خود را دفن کنند.)
💢تکلیف انسانی که با این دو وضعیت مواجه میشود، چیست؟
23/01/2021
بهشت سزای کیست؟
فرقه ای از یهودیت بنام حسیدیک هستند که شدیدا به قوانین مذهبی پایبند می باشند. یک روحانی مشخص را رابط بین خود و خدای خود هاشم می دانند که بدون شفاعت آن روحانی به نتیجه نمی رسند. در ضمن روحیه خود را در روحیه خدای شان هاشم تاثیر گذار می دانند. یعنی اگر گریه کنند خدای شان نیز گریه میکند و اگر بخندند، خواهد خندید. لذا تلاش دارند همیشه خدای شان خندان باشد.
تاکید اصلی شان بر فهم دین و پایبندی محکم به آن است. دومین تاکید شان راز و نیاز چند ساعته روزانه با خداست. راز و نیاز شان معمولا خواندن اشعاری خاص است.
وضعیت مردان: باید با اندازه یک روحانی علوم دینی خود را یاد بگیرند. شراب می توانند بخورند ولی انترنت ممنوع است و یا با محدودیت بسیار بالا، تلویزیون ممنوع، کامپیوتر ممنوع، تحصیلات دانشگاهی ممنوع، لباس فقط سیاه و سفید، از ظاهرشان مشخص است که چه چیزهایی را در ظاهر باید رعایت کنند.
زنان: فقط صورت و دستها تا مچ می تواند دیده شود، محدودیت هایی بیشتر از مردان داشته و بیش از ۴ فرزند دارند.
(عکس زیر که در آن زنان نیز دیده میشوند، حسیدیک نیستند. یهودیانی هستند که خواسته اند آزادی هایی که دارند را به نمایش بگذارند و گرنه شما فکر نکنم بتوانید عکسی از یک زن حسیدیک حتی با همه بسته بندی های آن ببینید.)
💢مشخص است که این یهودیانی که جمعیت شان به صدها هزار نفر می رسد، زندگی را برای خود اینقدر سخت می کنند تا رضایت خدا را جلب نمایند و بهشت بروند و صد در صد خود را حق و دیگران را باطل می دانند.
💢چقدر چنین مسلمانان محکمی در اطراف خود می بینید؟
راستی بهشت جای کدام شان باید باشد؟ این یهودیانی که خود را تنها بندگان برگزیده خدا می دانند و اینقدر مسائل دینی خود را رعایت میکنند؟ یا مسلمانانی که فکر میکنند، پنج وقت نماز بخوانند بهشت میروند و هر جنایتی که کردند، بخشیده میشود؟
https://www.orthodox-jews.com/hasidic-jew.html
22/01/2021
مطالبی در مورد سوره نحل
وقتی به کتب و سایتهای تبلیغ کننده اسلام مراجعه می شود، نسبت به حکمت، علم و قدرت خداوند حرف های بسیار زیادی دیده میشود.
مثلا در مورد زنبور عسل یک سوره (نحل) نازل شده است که معمولا اهمیت زنبور عسل را نشان میدهد و روی این مسئله علمای دین مانورهای زیادی میدهند.
اگر از نگاه نقادانه بنگریم، چطور دیده خواهد شد؟
💢اولین انتظاری که از خدای عالم و قادر و حکیم داریم این است که علم و قدرت و حکمت خود را کامل و درست معرفی نماید. در سوره ای که بنام زنبور عسل نازل کرده مطالب ذیل را بیان نماید: زنبور عسل چیست، چه منافعی برای بشر یا جانداران دارد، چطور می توان از آن مراقبت کرد، چه مراحلی برای بدست آوردن عسل طی شود، ضررهای احتمالی آن چیست و برای شرح آن، صد ها جمله یا آیه نازل نماید.
اما جالب است، از بین ۱۲۰ آیه ای که در سوره نحل یا زنبور نازل گردیده است فقط ۲ آیه کوتاه در مورد زنبور است و الباقی ۱۱۸ آیه دیگر هیچ ربطی به این موجود مهم ندارد.
💢دومین انتظار این بود که ۲ آیه مربوطه به مهمترین بخش فعالیت زنبور عسل بپردازد. مهمترین وظیفه زنبور عسل برای طبیعت، درست کردن عسل نیست، بلکه پراکنده کردن گرده های گل یا شکوفه ها است. این عمل زنبور عسل باعث تداوم زندگی گلها، درختان و گیاهان است گیاهان برای تکثیر رابطه جنسی ندارند و همین انتقال گرده ها باعث بارور شدن آنها میشود و اگر چند سال زنبورها دست از این کار خود بر دارند، تقریبا همه موجودات منقرض و نابود خواهند شد.
خدایی که او را عالم و حکیم مطلق می دانیم چرا از این مسئله مهم غافل شده و هیچ اشاره ای به آن نکرده است؟
تنها مطلبی که در این دو آیه به آن اشاره شده است، این است که به زنبور وحی کردیم که در کوه ها، درختان و جاهای مصنوعی بلند، برای خود خانه بسازد و از ثمرات(میوه های) هر چیز بخورد، و با ذلت راه های مشخص شده خدا را پیروی کند و از شکم خود شرابی با رنگهای مختلف خارج کند که شفای هر دردی است.
این جملات چیزهایی نیست که از خدای عالم و حکیم انتظار بیان داشته باشیم. زیرا هر انسانی که با عسل و زنبور عسل آشنایی داشته باشد، به اینها پی خواهد برد.
💢سومین مسئله ای که انتظار آن را داشتیم این بود که لااقل همین دو آیه مطابق واقعیت باشد. مهم است تا دقت شود، که زنبور بر خلاف متن آیه، برای تهیه عسل میوه نمی خورد، بلکه شهد موجود در گل یا شکوفه میوه را جمع آوری میکند و بعید است خدای دانا، آن را نداند. دیگر اینکه پروسه ساخت عسل تنها این نیست که میوه خورد و رفت داخل کندو گذاشت، تمام شود و بتوان به آن عسل گفت. بلکه زنبور موظف به جمع آوری شهد، در معده خود آنزیم هایی به آن اضافه میکند و بعد به زنبور دیگر می سپارد و زنبورهایی که داخل کندو مشغول کار هستند آن را در معده خود قرار داده و باز هم آنزیم هایی به آن اضافه میکنند و این کار چندین بار ادامه پیدا می کند. بعد آن را در اتاقک های مشخص می ریزند و هنوز هم عسل آماده نیست و باید مقدار آبی که تقریبا ۸۰ درصد است به ۱۸ درصد برسد و جهت تکمیل این فرایند زنبورها شروع به بال زدن می کنند تا آب اضافی تبخیر شود. چنانچه دیدید از شکم زنبور هیچگاه عسل بیرون نمیشود در حالی که قرآن مشخصا میگوید از شکم آنها شراب خارج میشود.
متاسفانه هیچ کدام از انتظارات منطقی که از قرآن و سوره نحل میرفت برآورده نشد و به نظر شما این نشانه چه چیزی می تواند باشد؟
این حقیقت که از قدیم الایام عسل بعنوان داروی شفا بخش استفاده میشد، در آن زمان نیز مطرح بود.
اما اخیر آیه دوم به درد این مطلب ما می خورد:
این نشانه ای است برای کسانی که اهل فکر هستند.
10/01/2021
مقاله ای از Nito Waldi که ادعا می کند قرآن ریشه در شعر و گفته شعرای عرب معاصر و غیر معاصر پیامبر اسلام دارد. آیا قرآن بر گرفته از شعر و تفکر ادبای عرب بوده است؟
=========================
آیا این حقیقت داشت که ، اعراب پیش از اسلام سنگ و چوب میپرستیدند و در همه عربستان اعراب دختران خود را زنده به گور میکردند .
برای بتهایشان قربانی میکشند و زنان تحت ظلم مردان بودند و در کل مردمِ بودن وحشی و بدون تمدن و به عقاید دیگران احترامی نمیگذاشتن .
وقتی که آیات جنایی و زن ستیزانه قران و قوانین اسلام و حمله محمد به کاروانهای بارزرگانی و جنگهای ایشان و بلایی که سر یهودیان بدبخت مدینه آوردند به بهانه کمک نکردن آنان در جنگ در مقابل قریش را مطالعه میکنیم ، حقایق برای ما روشن میگردد .
مخصوصاً اقلیتهای مذهبی زیادی را میشناسم که امروز در اكثر ممالك اسلامى حق شرکت در دانشگاه و خیلی از کارهای دیگر را ندارند و حتی منجر به رها کردن خانه و کاشانه شان میگردند در حالیکه ایشان شهروندان اصیل هم هستند که از سالیان پیش از ظهور اسلام در آنجا زندگی میکنند و حق آب و گل دارند .
به همین سبب باید در این باره تحقیق و تجسس کنیم . چون در ممالک اسلامی دستیابی به آثار باستانی مخصوصأ پیش از اسلام غیر ممکن است یا آثار تحریف شده یافت میشوند.
از آثار پیش از اسلام در عربستان مخصوصا در حجاز استفاده و منبع پژوهش قرار میدهیم . یکی از این آثار مجموع شعر و قصیدههای اعراب پیش از اسلام بود .
آثار پیش از اسلام مکه هیچ تفاوت پایه یی با قوانین بنیادین اسلام ندارد .
بزگترین دلیل نوشتن این مطلب دریافتن اینکه قران مجموعه یی برگرفته از اشعار و قصیدههای عرب پیش از اسلام است . بخصوص شاعر بزرگ عرب امرو القیس یمنی والصل ساکن حجاز که شعرهای او تقریبا ۱۰۰ سال قبل از بعثت محمد سروده شده اند . در اصل بسیاری از آیات قران که محمد ادعا میکرد از طرف الله نازل شده قصیدههای شعرای بزرگ نامدار عرب پیش از اسلام است که سالها پیش از بعثت محمد سروده شده اند. ساختار قران، نظم، تلفظ، اعراب گذاری کلمات و معنی آیات قران خیلی شبیه به این قصیدهها هستند و بعضی جاها این قصیدهها کاملا دست نخورده کپی شده و وارد قران شده اند. قبل از شروع مطلب نمونه نشان میدهم. بعد توضیحی کلی راجع به عقاید و ادیان و ادبیات اعراب قبل از اسلام میدهم. بعد سراغ شعر و قصیدههای اعراب پیش از اسلام و عقاید مذهبی آن زمان در مورد کعبه، الله، روز قیامت، نظم جهان، خیر و شر که وارد قران شده اند .
این یکی از شعرهای امرو القیس است که دقیقا دست نخورده وارد قران شده. از این قبیل تقلبها زیاد داریم که عمیقتر آن را به برسی خواهیم گرفت.
وقال امرؤ القيس :
اقتربت الساعة وانشق القمر
مقایسه کنید با قران :
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ
(سورة القمر1)
وقتی به ادبیات و شعرها و عقایدی که در بین این مردم رایج و مورد احترام بوده نگاه میکنیم . روی دیگر سکه که تکان دهنده است را میبینیم که این مردم چيزى کمتر از مسلمانان بعد از بعثت نداشته اند . که بیشتر داشته اند از قبیل احترام به ماه های حرام که به هیج وجه جنگ نمیکردند و حتىٰ دشمنان خونی خود را از ورود به خانه منع نمیکردند .
در مقایسه که محمد در ماههای حرام به کاروانهای بارزرگانان حمله کرده و آنان را غارت میکرد . همچنين احترام به جنس زن، ادیان مختلف از قبیل یهود، نسارا، حنفیه و ادیان ایران باستان ، محترم شمردن قرار دادها که به نام الله بت بزرگ بسته میشد، در مقایسه که محمد خود را مختار میدانست که هر وقت میخو اهد قرار دادهایش را یک طرفه بشکند. خدعه و نیرنگ نزدن در جنگهای تن به تن پهلوانان .
این شعر پیش از اسلام سروده شده .
يتحدث عن عن يوم الحساب والميقات ويعد المؤمنين والابرار بالفوز والخيرات:
يوم تجزي فيه الولايات،*
يدعى فيه من السماء بدعوات ،*
يسمع منها الاحياء والاموات،*
ويجمع فيه الناس للميقات،*
يكون فيه لمن اتقى الفوز والخيرات*
ويقسم لسامعه ان ما يقوله ليس الا الحق*
ورب السماء والارض ، *
وما بينهما من رفع وخفض ،*
ان ما أنبتك به لحق ، ما فيه امض* " إن ربكم ليجزين بالخير ثواباً ،*
وبالشر عقاباً ،*
وإن من في الأرض عبيد لمن في السماء ،*
هلكت جرهم وزيلت إياد ،*
وكذلك الصلاح والفساد " *
أو مثل*
" من رشد فاتبعوه ،*
ومن غوى فارفضوه ،وكل شاة برجلها معلقة "*
(الألوسي : بلوغ الأرب ، ج2 ، ص 260 .)
وقتی به انواع ازدواجهای پيش از اسلام نگاه میکنیم، میبینیم که زنان پيش از اسلام آزادی و احترام بیشتری داشته اند ، نسبت به ظهور اسلام ، به طوری که زنان پيش از بعثت مشکل حجاب نداشته اند و در آزادی کامل مرد مورد نظر خود را انتخاب میکردند . برای نمونه زنان پيش از اسلام میتوانستند به هر تعداد مردی که میخو استند رابطه جنسی داشته باشند و رسمی بوده که زنان پيش از اسلام با افراشته کردن یک پرچم قرمز بر در خانه نشان میدادند که خواهان ازدواج با مردی هستند .
هدف من قضاوت آن مردم نیست ، بلکه ادعای یک سری مذهب نما که سعی میکنن باتحریف تاریخ به نفع یک مذهب یا ایده یی سواستفاده کنند .
همچنين در مورد زنده به گور کردن دختران هم باید بگویم که بعضی از قبایل این کار را میکردند. تعجب انگیز نیست که در همین دنیای امروز ما در مناطقی از بعضی کشور های اسلامی و چین و هند هنوز مردم دخترانشان را یا میکشند و یا آنقدر گرسنه نگهمیدارند تا بمیرند و بعد داخل سطل آشغال میزارند که شهرداری تقریبا هر روز در این کشور ها اجساد دختر بجههای مرده را پیدا میکند. در چین به خاطر اینکه بیشتر از یک بچه حق ندارند داشته باشند و خانواده یی که پسر میخو اهد، ناگزیر بچه دختر را باید دور بیندازد. در بعضی از مناطق هند هم طبق سنت پدر باید تمامی خرج عروسی دختر را بدهد . و اگر به عقلمان مراجعه کنیم ، میبینیم که اگر همه مردم عربستان این کار را میکردند، چطور نسل ایشان دوام پیدا کرد ؟
اینهم یکی از شعرهای امرو القیس است که دقیقا دست نخورده وارد قران شده.
وقال امرؤ القيس : *
وجاء يوم العيد في زينته لمثل ذا فليعملِ العاملون
وقال القرآن: *
لِمِثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَلْ الْعَامِلُونَ (الصافات ۳۴-۶۱)
لات و عزی دختران خدا و شرکای قدرت او که نماینده و نشان دهنده احترام عرب پیش از اسلام به جنس ماده بوده. وضعیت زن از یک قبیله به قبیله دیگر متفاوت بود. ولی این نبود که زن از حقوق اجتماعی و انسانی خود برای همیشه محروم باشد، آنهم به فرمان خدایی که خود این زن را افریده. به طوری که اگر لیاقتی داشت، میتوانست به مقامهای بزرگ اجتماعی برسد. خدیجه که مردان بسیاری و خود محمد زیر دست او کار میکردند. اگر یک مرد حق داشت با بیشتر از یک زن رابطه جنسی داشته باشد، همان حق را زن هم داشت در همین دنیای امروزی ادیانی هستند که خدا را زنانه میدانند یا زن را نماینده و انسان برگزیده خدا میدانند. این ادیان جشنها و فستیوالهایی دارند برای نشان دادن احترام خود به جنس زن که بعضی از این ادیان در جشنهای خود یا از تمثیلهایی زنانه استفاده میکنن یا از نمایندگان زن در این جشنها استفاده میکنن. دلیل آنها این است که میگویند نسل بشر توسط جنس زن ادامه بقا میابد. کشورهایی هم داریم که زن حق دارد با بیشتر از یک مرد ازدواج کند. قبایلی هستند که فقط زن به خواستگاری مرد میرود. همین کار را اعراب پیش از اسلام میکردند با بتها منتها به شیوه آن زمان و بنا به فهم خودشان. هزاران سال قبل از اعراب بت پرست هم تمدنهایی بوده اند که تمام قدرت در دست زنان بوده است. و مراسمهای داشته اند که با خون حیض زن انجام میشده به نشانه احترام نقش زن در ادامه بقا انسان .
فرق بین کار امروز با انسانهای باستانی این است که اولا امروز روز انسانها به عقاید هم بیشتر احترام میگزارند (البته در کشورهای غیر مسلمان). دوما انسانهای امروزی عقیده و فلسفه خود را توضیح میدهند چه و چرا این کار را میکنند. ولی انسانهای باستان شاید نمیتونستند دیگران را قانع کنند که جرا این کار را میگویند . سوما افراد سود جوی بسیاری تاریخ را تحریف میکنن تا بتوانند از نا آگاهی من و تو امرار معیشت بکنند . چهارم همین امروز بیشتر از ۱۰۰ کتاب هستند که در کشورهای اسلامی حق چاپ ، نشر، خواندان و پخش کردن را ندارند و هر که تنها با یکی از این کتابها دستگیر شود، مجازاتش مرگ است. این کتابها کتابهایی هستند که تاریخ انسان و ادیان را بدون تعصب مذهبی یا قومی پژوهش کرده و بازگو میکنند. دلیل تحریم و سانسور نشریات آزاد هم همین افراد سودجو هستند که از دین و عقاید من و تو نان میخورند. هیچکس نمیپرسه که اگه یک کتاب بد است، چرا اجازه نمیدان مردم خودشان بخو انند و قضاوت کنند. پس با این محدودیتها چطور ما میتوانیم انسانهای پیشین یا کسانی که از آنها چیزی نمیدانیم را پیش داوری کنیم ؟
این شعر پیش از اسلام سروده شده در باره الله، لات و عزى خدایان مکه :
ويورد لزيد شعره القائل في فراق الوثنية 😗
أربا واحدا أم ألف رب*
دين إذا تقسمت الأمور*
عزلت اللات والعزى جميعا *
كذلك يفعل الجلد الصبور*
فلا العزي أدين ولا ابنتيها*
ولاصنمي بن عمرو أزور*
ولكن أعبد الرحمن ربي*
ليغفر ذنبي الرب الغفور*
فتقوي الله ربكم احفظوها*
متى تحفظوها لا تبوروا*
تري الأبرار دارهم جنان*
وللكفار حامية السعير*
وخزي في الحياة وإن يموتوا*
يلاقوا ما تضيق به الصدور* .
اینجا چند چیز مهم هستند: چیزیکه به ما به عنوان بت پرستی معرفی میشه نمیتواند چنین نگاهی به جهان و امور آن داشته باشه. همچنین آیا ما الله ی اسلامی را غیر از چیزی که در این شعر گفته میشه میشناسیم ؟
چرا الله ی قریش درست با صفاتی که ما الله خود را میشناسیم، تعریف و ستایش شده؟ پدر محمد عبد الله یک بت پرست بوده که با افتخار نام الله بت بزرگ کعبه را روی خود گذاشته که به معنی عبد و بنده الله بت بزرگ بودن است. همچنین مادر ودایه محمد و همه کسانی که در کودکی مسولیت او را داشته اند بت پرست بودند. پدر بزرگ او که در ۶ سالگی جای پدر او را گرفت غیر از اینکه بت پرست بوده، کلید دار و مسول بتخانه کعبه بوده و قطعا محمد یتیم که زیر دست او تربیت شد به او در کارهایش کمک میکرده. چنین کودکی افکار و عقاید مردم خود را به خوبی میشناخته . آیا این اتفاقی میتواند باشه که الله ی محمد دقیقا شبیه الله ی است که در ادبیات و متون اعراب پیش از اسلام توصیف شده ؟
اینجا قسمتی از یک شعر پیش از اسلام را میبینید که به گواه تاریخ محمد قبل از بعثت تمام این شعر را میدانسته. در ادامه جریان این شعر به چالش کشیده خو اهد شد:
وأنت الذي من فضل ورحمة*
بعثت إلى موسى رسولا مناديا*
فقلت له أذهب وهارون فادعوا*
إلى الله فرعون الذي كان طاغيا*
وقولا له : *
أأنت سويت هذه*
بلا وتد حتى اطمأنت كما هيا*
وقولا له : *
أأنت رفعت هذه*
بلا عمد ، أرفق ، إذا بك بانيا*
وعن عيسي وأمه يقول : *
وفي دينكم من رب مريم أية*
منبئة بالعبد عيسي بأن مريم*
تدلي عليها بعدما نام أهلها*
رسولا فلم يحصر ولم يترمرم*
فقال : *
ألا تجزعي وتكذبي*
ملائكة من رب عاد وجرهم*
أنيبي وأعطي ما سئلت فإنني*
رسول من الرحمن يأتيك بانبم*
فقالت : أني يكون ولم أكن*
بغيا ولا حبلى ولا ذات قيم*
فسبح ثم اغترها فالتقت به*
غلاما سوى الخلقة ليس بتوأم*
فقال لها : إني من الله أية*
وعلمني ، والله خير معلم*
وأرسلك ولم أرسل غويا ولم أكن*
شقيا ، ولم أبعث بفحش ومأثم*
(جواد علي : المفصل ، ج5 ، ص 384 و385 .)
هدف از این تحریف تاریخ این است که به ما اینطور القا کنند که اسلام چیزی جدیدی است که قبلا فقط به عیسی و موسی نازل شده بود. تحریف کنندگان از این طریق میخواهند اسلام را بهتر و زیباتر از آنچه که هست به ما نشان دهند. و این کار را به قیمت نابود کردن فرهنگها و ارزشهای مردم پیش از اسلام میکنند . این کار را در کشورهای تصرف شده توسط شمشیر از قبیل افغانستان ، ایران، مصر و سوریه و تمام کشورهای خاور میانه هم کرده و میکنند .
به طوری که میدانید سرزمین آریایی ها و مصر کشورهایی بوده اند با فرهنگ و تمدن بسیار قدیمی تر و غنی تر از چیزیکه فرهنگ اسلامی میخو انند. در حالی که من به شما ثابت خو اهم کرد که اسلام همان عقاید قدیمی مردم عربستان است. برای من مهم است که چرا به مردمان ما در مورد دینی که سرنوشت آنها را تعیین میکنه دروغ گفته میشه. شخصا با هیج دینی دشمنی شخصی ندارم . ولی دروغ را باید افشا کرد، همچنین اسلام دینی است که به تمام جوانب زندگی شخصی و اجتماعی مردمان ما چنگ انداخته و به زور تمامی قواعد زندگی را به آنها تحمیل میکند. ببینید ، در مورد ادیان یهود و نسارا هم توسط خاخامها و کشیشها قرن هاست به مردم دروغ گفته میشد . ولی در حال حاضر آن مشکل ما نیست .
آیا این اسلام همان دین الهی است که از آسمان نازل شده یا به ما دروغ گفته شده؟ انسان حق دارد که در مورد چیزیکه میپذیرد تحقیق کند پیش از پذیرفتن آن. و حتی حق دارد بعد از پذیرفتن آن از تصمیم خود برگردد. و این قانون استثنایی ندارد که در مورد زندگی شخصی، اجتماعی یا دین و خدا باشد. به این صورت که وقتی شما مثلا دین بودایی را میپذیرید و بعدا میبینید که به شما دروغ گفته شده، این حق را دارید که از آن دین برگردید. حالا هر قدر هم که صاحبان آن دین ایمان داشته باشند که دین آنها بهترین و بر حق است. شما تصمیم میگیرید که چطور زندگی کنید .
قوانین اسلام باید چهره متفاوتی داشته باشند ازعقاید یک مشت بت پرست که چیزی به نام الله را نمیشناسند. ولی میبینیم که مردم پیش از بعثت خدایی به نام الله را میشنا ختند و آن بتهایی که در کعبه قرار داشته اند را نمایندگان خدای آسمانی میدانستند. این چیزی است که از شعرها و عقاید آنها نسبت به اخرت و عدالت و بخشندگی الله و دیگر خدایان داشته اند استنباط میشود. وقتی به شعرهای پیش از اسلام نگاه میکنیم ، میبینیم دقیقا خصوصیاتی که محمد به الله آسمانی خود میدهد اعراب پیش از اسلام به خدایان زمینی خود میدادند .
اگر باور کنیم که اسلام یک دین الهی است. پس قوانین و دستورات آن باید در جامعه مکه تازه باشد. در حالی که تمام قوانین کلیدی اسلام در مکه پیش از اسلام رایج و شناخته شده بودند و توسط ادیان مختلف قابل احترام بودند .
ببینید ، در این مسائل باید از دید یک ادم غیر مذهبی به مسائل نگاه کرد تا بتوانیم مسائل را آنطور که است دید. پیش از اینکه وارد مطلب اصلی شویم ، اینرامیخواهم بگویم که برداشت ما از بت پرستی چیست . آیا بت پرستان بت را خدا میدانند؟ به نظر من بت پرست لاقل در اکثر موارد آن شی را خدا نمیداند . بلکه رابط بین خود و خدا میدانند. انسان از همان روزهای اولیه به خاطر ضعف شناخی خود راجع به طبیعت و نیروهای آن از یک طرف و احساس تنهایی با بی پناهی کردن در عرصه زندگی و همچنین وحشت از این واقعیت که مرگ پایان زندگی است، سعی میکرد ضعف آگاهی خود را توجیه کند . و هم خود را به یک نیروی ما وارا طبیعی پیوند دهد که در مواقع خطر یاور او باشد .
تصور اینکه بعد از این زندگی زندگی دیگری خواهد بود حتی در عالم خیال بسیار وسوسه انگیز و شیرین است. شیرینی زندگی بعد از مرگ حتی برای انسان امروزی با همان کیفیت باقی مانده. این نشان دهنده آرزوی بسیار قوی در انسان در وجود داشتن همچنین فرضیه یی است. بطوری که با داشتن این افسانه شما دیگر لازم نیست نگران آینده باشید، مشکلات زندگی قابل تحمل تر میشوند، انسان معتقد به معاد ، البته در گذشته که انسان جواب خیلی از چیزها را نمیدانست، داشتن این اعتقاد تقریبا یکی از ضروریات زندگی بود.
در دوران بدویت ( پیش از ظهور پیامبران سامی) انسانها به خاطر طبیعت خود میخواستند خدایی که در ذهن خود آفریده اند را ببینند و لمس کنند یا لااقل یک واسطه یی داشته باشند بین خود و خدای خود. همان چیزیکه بعدها یک سری فرصت طلب از این خاصیت انسانها استفاده کرده و خود را رسول خدا و کشیش و خاخام و خلیفت الله یا مرجع تقلید نامیدند که قانون ولایت فقیه از این طریق اختراع شد که . این علاقه انسان به دیدن یا لمس کردن هنوز به صورتهای دیگری از قبیل امام زاده ها، قبر امامان و پیامبران، تابوتی که عصا و لوحهای سنگی ده فرمان خدای یهودیان در آن بود، تمثیلهای حیوانات و خود حیوانات در ادیان هندی، عبادتگاهها و حجر السود و خانه خدا از قبیل اتشگده، مسجد، کلیسا، اورشلیم و کعبه در انسانها وجود دارد. به نظر من چیزیکه به من و تو گفتن که بت پرست یعنی کسی که یک شیء را میپرستد، مثلا در مورد اعراب پیش از اسلام نمیتواند درست باشد. یا لااقل قسمتی درست بوده که اینها همان قسمت را به ما نشان میدهند و بقیه فضایل و افکار این مردم را پنهان میدارند.
بت از نظر یک بت پرست چیزی است ، مانند امام زاده ها، قبر امامان و پیامبران، تابوتی که عصا و لوحهای سنگی ده فرمان خدای یهودیان در آن بود، پدر روحانی، خاخام و ولایت فقیه و مرجع تقلید در ادیان سامی . کاتولیکها پاپ را نماینده خدا روی زمین میدانند. درست همان نقشی که سنیها به خلیفه و شیعهها به ولایت فقیه میدهند و همچنین دین یهودی که همین روش را به اسم دیگر دارند مثلأ ؛
وقال حجير بن أبي إهاب : رأيت زيد بن عمرو بن نفيل ، وأنا عند صنم بوانة – بعدما رجع من الشام – وهو يراقب الشمس ، فإذا استقبل الكعبة ، فصلى ركعة وسجدتين ثم يقول : *
هذه قبلة إبراهيم وإسماعيل ، لا أعبد حجراً ولا أصلي إلا إلى هذا البيت حتى أموت ،*
وكان يحج فيقف بعرفة ، وكان يلبي فيقول :
لبيك لا شريك لك ، ولا ند لك ،*
ثم يدفع من عرفة ماشياً وهو يقول : *
" لبيك متعبداً لك مرقوقاً "*
(الأصفهاني : الأغاني ، دار الكتب المصرية ، القاهرة ، د.ت ج3 ، ص 123). *
کسی که کعبه را قبله ابراهیم و اسماعیل میدانسته و عقیده داشته که نباید سنگ و جوب را پرستید، کسی که برای خانه خدا آمده نه برای بت درون آن، و کسی که خدای را لبیک میگوید که شریکی برای آن قائل نمیشود میتواند یک بت پرست جاهلی باشد که آنرا به ما معرفی کرده اند؟
مهمتر از آن این است که آیا محمد ما را فرزندان ابراهیم و اسماعیل معرفی کرد و ما را به پرستش خدای لاشریک اله دعوت کرد؟ یا قریش همان عقیده یی را داشتند که محمد به ما داد؟
نمازی که شما میخو آنید چیز تازه یی نبوده . قریش هم مثل کارهایی که شما در مکه انجام میدهید، طواف و سر تراشیدن و قربانی کردن و بین صفا و مروه دویدن و سنگ زدن به شیطان همه و همه بوده و انجام میشده. نماز میخو اندند (نماز جماعت یا منفرد زیاد فرقی ندارد )، قبله ابراهیم و اسماعیل را ستایش میکردند نه سنگ و چوب را. دقت کنید به کلمه "يراقب الشمس" که نشان دهنده عبادت در ساعت معینی از روز است. دقت کنید به کلمه ها یی که گفته میشه :
هذه قبلة إبراهيم وإسماعيل،
ترجمه (این است قبله ابراهیم و اسماعیل)
لا أعبد حجراً ولا أصلي،
ترجمه (سنگ و چوب را عبادت نمیکنم)
إلا إلى هذا البيت حتى أموت،
ترجمه (الا خانه کعبه)
لبيك لا شريك لك ، ولا ند لك،
ترجمه (لبیک خدایی که شریکی برای او نیست).
آیا شما چیزی دیگری میگویید وقتی به حج میروید ؟
پس فرق شما با آنان چیست ؟
زرتشت پيروان خود را به پنج بار نيايش در روز فراخواند، به هنگام سحر، ظهر، عصر، مغرب و نيمه شب .
در آيين مانوی : نماز در آيين مانوي نيايشی است كه در زمانهاي مشخص و با حركات اندامي معيني برگزار ميشود،از ايستادن گرفته تا ركوع و سجود.. نمازها چهار نوبت در روز است كه نماز اول در هنگام پايان شب و دومي در عصر و نماز مغرب كه پس ازغروب آفتاب و پس از آن نماز عشاء و هرنمازي در 12 ركعت و سجده برگزار ميشود. و لهجه و آهنگي ويژه خود دارند و نيز بخشي از كتاب به روش خود خوانده ميشود ؛
بسوي راستي راه يابند تا هر هرزه اي كه به آيين آويخته شده را پاك گردانم . مژده دهنده اين پايان نزديك آمدم .
همچنين در مانوي پيش از نماز شستشو(وضو) ميكنند. دین حنفی هم چیزی مثل نماز دارد و این سه دین بعلاوه یهود و نسارا بسیار پیش از محمد در عربستان شناخته شده بودند.
کتابهای تاریخ پیش از اسلام البته به زبان عربی خیلی زیاد است .
وحول عقيدته في البعث والحساب يقول شعرا :
*باتت همومي تسري طوارقها*
أكف عيني و الدمع سابقها*
مما أتاني من اليقين ولم*
أوت برأة يقصي ناطقها*
أم من تلظي عليه واقدة النار*
محيط بهم سرادقها*
أم أسكن الجنة التي وعد الأبرار*
مصفوفة نمارقها*
لا يستوي المنزلان ولا الأعمال*
لا تستوي طرائقها*
هما فريقان : فرقة تدخل الجنة*
حفت بهم حدائقها*
وفرقة منهم أدخلت النار فساءتهم مرافقها*
(جواد علي : المفصل ، ج5 ، ص 280 و281 . وانظر ابن هشام : السيرة ج1 ، ص 208 و209 . وانظر أيضا ابن كثير ، البداية والنهاية ، ج2 ، ص 206 : 208 .) *
اینها میتوانند عقاید یک مشت بت پرست وحشی باشند در باره جهان پس از مرگ ؟
آیا کسی که همچنین دیدی دارد، دختر بجه خود را زنده به گور خواهد کرد؟ کسی که روان بتواند عربی صحبت کنه، میتواند صدها آیه مثل اینها در قران پیدا کنه . آیا ما به کسی مثل محمد احتیاج داریم که قصیدههای دیگران را دزدیده و به نام حرفهای الله به خورد ما بدهد؟ آیا قران کلام خداست و اینها کلام خدا نیستند؟ آیا با عقل جور در میاید که کلمات خدا که از اول پیدایش جهان نوشته شده و در لوح آسمانی الله محفوظ بوده از دهان یک عرب بیسواد ساکن مکه که هیج ارتباطی با الله نداره در بیاید ؟ در حالی که این قصیدهها صد سال و بعضی بیشتر از صد سال پیش از محمد سروده شده اند. قران را به چند تا از این شعرها مقایسه کنیم تا تشابهات را ببینید . قضاوت با خود شماست.
محمد عقاید و افکار مختلف در مکه آن روز را جمع آوری کرده و با مخلوط کردن آنها با هم یک سالاد جدید مذهبی به نام اسلام درست کرده.همان الله خدای قریش را به ما داده به شکل دیگر ، قوانین و اعتقادات اسلامی چیزی نیست جز همان اعتقادات قریش، حنفیان، یهودیان، زرتشتیان، مسیحیان و مانیان منتها با اسم دیگری . مثل مناسک حج، ذبح، قیامت، دروغ گفتن وغیره. در اشعار بعدی خود خواهید دید. در واقع شعر و قصیدهها و داستانهای مشهور آن زمان را دزدیده و به نام دین جدید به خورد مردم داده .
ويقول جواد علي : إن أمية حرم على نفسه الخمر ، وتجنب الأصنام ، وصام والتمس الدين ، وذكر إبراهيم وإسماعيل ، وكان أول من أشاع بين القرشيين افتتاح الكتب والمعاهدات والمراسلات بعبارة : باسمك اللهم*
( استعملها النبي محمد " صلى الله عليه وسلم " ثم تركها واستعمل بسم الله الرحمن الرحيم ) ، وقد روي الإخباريون قصصا عن التقاء أمية بالرهبان ، وتوسمهم فيه أمارات النبوة ، وعن هبوط كائنات مجنحة شقت قلبه ثم نظفته وطهرته لمنحه النبوة (جواد علي : المفصل ، ج5 ، ص 280 و281 . وانظر ابن هشام : السيرة ج1 ، ص 208 و209 . وانظر أيضا ابن كثير ، البداية والنهاية ، ج2 ، ص 206 : 208 .)*
مردم پیش از اسلام کارهای مهم از قبیل قراردادها و غیره را با نام الله شروع میکردند وکتابها و قراد دادهای کتبی با نام یا به اسم الله شروع میشد. همان چیزیکه وارد قران شد در شروع هر سوره قرار گرفت. همه میدانند که اله همان الله است و فراوان در قران داریم مانند الهی و اللهم و مشابه. باسمك اللهم و بسم الله یکی است فقط الرحمن و الرحیم اضافه شده.
وأمية هو القائل في رب الحنيفية الخلاق : *
إله العالمين وكل أرض ورب الراسيات من الجبال*
بناها وابتني سبعا شدادا*
بلا عمد يرين ولا حبال*
وســـــواها وزينهـا بنور من الشمس المضيئة الهلال*
ومن شهب تلألأت في دجاها مـــــراميها أشـد من النصال*
وشـق الأرض فأنجبت عيونا وأنهارا من العذب الزلال*
وبارك في نواحيها وزكي بها ما كان من حرث ومال*
وقال الإمام أحمد : " حدثنا إبراهيم بن ميسرة أنه سمع عمرو بن الشريد يقول قال الشريد : كنت ردفاً لرسول الله ( أي راكباً معه على بعير واحدة ) فقال لي : أمعك من شعر أمية بن أبي الصلت شئ ؟ قلت : نعم ؛ قال : فأنشدني بيتاً ، فلم يزل يقول لي كلما أنشدته بيتاً : إيه حتى أنشدته مئة بيت " (جواد علي: المفصل ، ج5 ، ص 384 و385 .) ومن هذا الشعر ما يصح الوقوف معه كنموذج – لا شك رائع – لمعتقدات واحد من رجالات الحنيفية (مع ملاحظة أن هذا الشعر قد يختلف الأمر في نسبته إليه أو إلى زميله في الحنيفية زيد ابن عمرو بن نفيل ، وما عدا ذلك فمتفق عليه):
اینم فهمیدنش سخت نیست. محمدی که بی سواد خو انده میشود چطور قبل از بعثت چنان شعر بلند و معروف را کاملا میدانسته؟ از آن گذشته، این قصیده و بسیاری از اشعار آن زمان همان را میگوید که قران به ما میگوید . پس برای این شیاد حقه باز که شیادی ایشان را در ادامه مطلب ثابت خوا هم کرد نازل کردن قران چیزی سختی نبوده.
اینم خود شعر:
فهو يقول في إيمانه : *
الحمد لله ممسانا ومصبحنا*
بالخير صبحنا ربي ومسانا. *
رب الحنيفية لم تنفذ خزائنها*
مملوءة طبق الآفاق سلطاناً*.
وفي إيمانه – مثل عبد المطلب وزيد – بيوم بعث ونشور ؛ يقول : *
ويوم موعدهم يحشرون زمرا يوم التغابن إذا لاينفع الحذر*
وأبرزوا بصعيد مستو حرز وانزل العرش والميزان والزير*
ويستطرد شارحاً مفصلاً عن هذا اليوم : *
عند ذي العرش يعرضون عليه. *
يعلم الجهر والكلام الخفيا*
يوم نأتيه وهو رب رحيم*.
إنه كان وعده مأتيا*.
رب كلا حتمته النار كتابا حتمته مقضيا*.
ويحذر من عذاب الدار الآخرة فيقول : *
وسيق المجرمون وهم عراة. *
لي ذات المقامع والنكال*
فنادوا ويلنا ويلاً طويلاً وعجوا في سلاسلها الطوال*
فليسوا ميتين فيستريحوا*.
وكلهم بحر النار صالي*.
وحل المتقون بدار صدق*.
وعيش ناعم تحت الظلال*
لهم ما يشتهون فيها وما تمنوا*.
من الأفراح فيها و الكمال*.
وعن إبراهيم ( عليه السلام ) وابنه إسماعيل ( عليه السلام ) اللذين يرجع إليهما الحنفاء عقيدتهم ؛ يحكي قصة الذبح والفداء ؛ في حوار طويل ممتع نجتزئ منه : *
ابني إني نذرتك لله شحيصا*.
فاصبر فدا لك خالي*.
فأجاب الغلام أن قال فيه*.
كل شئ لله غير انتحال*.
فاقض ما قد نذرته لله واكفف*.
عن دمي أن يمسسه سربالي*.
وبينما يخلع السراويل عنه*.
فكه ربه بكبش حلال*.
وعن يونس يقول : *
وأنت بفضل منك أنجيت يونسا*.
وقد بات في أضعاف حوت لياليا*.
وعن موسى وهارون ولقائهما بفرعون مصر يقول : *
وأنت الذي من فضل ورحمة*.
بعثت إلى موسى رسولا مناديا*.
فقلت له أذهب وهارون فادعوا*.
إلى الله فرعون الذي كان طاغيا*.
وقولا له : *
أأنت سويت هذه*.
بلا وتد حتى اطمأنت كما هيا*.
وقولا له : *
أأنت رفعت هذه*.
بلا عمد ، أرفق ، إذا بك بانيا*.
وعن عيسي وأمه يقول : *
وفي دينكم من رب مريم أية *.
منبئة بالعبد عيسي بأن مريم*.
تدلي عليها بعدما نام أهلها *.
رسولا فلم يحصر ولم يترمرم*.
فقال : *
ألا تجزعي وتكذبي*.
ملائكة من رب عاد وجرهم*.
أنيبي وأعطي ما سئلت فإنني*.
رسول من الرحمن يأتيك بانبم*.
فقالت : أني يكون ولم أكن*.
بغيا ولا حبلى ولا ذات قيم*.
فسبح ثم اغترها فالتقت به *.
غلاما سوى الخلقة ليس بتوأم*.
فقال لها : إني من الله أية*.
وعلمني ، والله خير معلم*.
وأرسلك ولم أرسل غويا ولم أكن*.
شقيا ، ولم أبعث بفحش ومأثم*.
حج قریش هم جیزی جدا از آنچه مسلمانان امروز میکنند نبوده . فرقش اینه که مسلمانان چند هزار کیلومتر پرواز میکنند و هزاران دلار را میریزیم در حلقوم عربهای زنباره و بچه باز .
وفى وصف الملائكة*
جاء فى ( الشريعة الإسلامية : بحث في الموروث التشريعي للجزيرة العربية قبل الإسلام ) *
ورغم البصمة الإسلامية الواضحة في أغلب شِعر أمية إلا أن هناك من أشعاره ما تتضح فيه الروح العربية؟ حيث يستخدم فيه ألفاظ لم تكن تستخدم إلا في شعره مثل قوله: *
ملائكة لا يفترون عبادة -- كروبية منهم ركوع وسجد*
فساجدهم لا يرفع الدهر -- رأسه يعظم رباً فوق ويمدَّد*
وراكعهم يحنو له الدهر خاش -- عاً يردد آلاء الإله ويحمد*
ومنهم مُلفٍّ في الجناحين رأسه -- يكاد لذكرى ربه يتفصّد*(شعراء النصراتية - ص 227) *
آیا مسله ملائک و فرشتگان در اسلام از اشعار و باورهای عرب پیش از اسلام وارد اسلام نشده ؟ آیا ملائکه اعراب پیش از اسلام با ملایکه بعد از اسلام فرق داشتند ؟
براستی مردم ۵۲ کشور مسلمان مشکل با عقیده خود داشته اند که باید به شمشیر اعراب مسلمان گردن نهند و چندین قرن خراج دهند؟ آیا مردم احتیاجی به پیامبر و دین جدیدی داشته اند که به خاطر آن خون میلیونها انسان بی گناه از خود عربستان آغاز و از هند تا شمال افریقا و اسپانیا باید ریخته میشد؟
قس بن ساعدة الأيادي
يكاد يجمع المؤرخون على موته قبل البعثة بقليل . وقد ورد أن محمد كان يسمع إليه في سوق عكاظ وقال عنه " والذي بعثني بالحق ، لقد أمن قس بالبعث "
(الجاحظ : البيان تحقيق عبد السلام هارون ، القاهرة 1948 ، ج1 ص 309 . )
این خط واقعا تکان دهنده است . محمد وقتی در بازار مکه اشعار شعرا را میشنید میگفت : والذي بعثني بالحق ، لقد أمن قس بالبعث .
درست همان چیزیکه شما میگوئید و فکر میکنید وقتی قران را در دست میگیرید . کار این مسلمانی و اسلام جالب است . شاید محمد اول مرتد شده و به دین اعراب پیش از اسلام گرویده . بعدأ که دیده آنها بر حق نیستند، دوباره به اسلام برگشته . ولی خود قبول کردیم ، مسلمان که دزدی نمیکنه ؟ آنهم محمد پیامبر الله .
دزدی مصلحتی هم در اسلام داریم ؟
محمد از اغاز جوانی با ابوطالب که تاجر بود بعد با کاروان خدیجه با کشورهای ایران و روم که با هم مجموعا ۵۲ کشور را شامل میشدند سفر میکرد. در این مسافرتها با تمام ادیان آن روز آشنا شده و از نزدیک مردم و پیشوایان ادیان دیگر را ملاقات میکرد. به طوری که در آستانه جوانی مردم مکه او را مردی دانا و هوشمند میدانستند که مسلمانان آن را امین بودن محمد تفسیر میکنند .
محمد در ماه زیقعده سال ششم هجری به قصد زیارت کعبه (که هنوز بتها در آن قرار داشتند و خانه الله ی محمد نشده بود ! ) رفت . اهل کعبه او را راه ندادند و صلح شد که محمد ۳ روز در مکه بماند و چون صلحنامه مینوشتند چنین گفت : این صلحنامه محمد پیامبر خداست.... اهل مکه گفتند: اگر تو را پیامبر میدانستیم که مانع ورود تو نمیشدیم . ولی محمد گفت: من پیامبر هستم و محمد بن عبداله هستم . و به علی گفت : کلمه پیامبر را از متن صلح نامه حذف کن. علی گفت : هرگز. محمد صلح نامه را گرفت و کلمه محمد را به جای پیامبر نوشت. (تاریخ طبری، ج ۳، س ۱۱۲۵).
همچنین از امام جعفر صادق نقل است :
چگونه ممکن است پیامبر بتواند چیزی به مردم بیاموزد که خود نمیخوا ند. و مسله امی بودن محمد یعنی منسوب به ام القرا به مکه زادگاه محمد اشاره دارد که مسلمانها آن را به بیسواد بودن محمد ربط میدهند تا به محمد بعدی فوق طبعیت بدهند و به نام معجزه در کتب جا داده و از آن در پیشبرد اندیشههایش (در لباس کلام خدا) بهره برداری کنند . (مراجعه شود به کتاب اسلام شناسی از علی میر فطروس، جلد ۱، س ۲۷)
کدام عقل سلیمی باور میکند که امروز کسی که تاجر است و به ۴۰ و ۵۰ کشور (ایران و روم باستان از افغانستان تا شمال آفریقا را شامل میشده) سفر تجاری میکند، خرید و فروش میکنه، قرار دادهای تجاری میبنده و امضا میکنه و حساب مال و اموال خود را دارد میتواند بی سواد باشد . آیا ما از خرد خود در قبول عقاید خود استفاده میک
اینجا نمونههایی از اشعار پیش از اسلام را که در باره الله خدای عرب پیش از اسلام است . دقت کنید که زیاد فرقی با آیات قران ندارند و الهی و ربی که نام برده میشود ، همان بت الله است .
چیزی که میخواهم بگویم ، اعراب پیش از اسلام الله و همچنین خدایان دیگر را میشناختند . و بتها نماینده گان الله آسمانی در زمین بودند. کاری که محمد کرد، بتها را شکست بت الله خدای عرب را به آسمان فرستاد و گفت که من نماینده الله ی شما در زمین هستم . در مورد تغییر قبله هم گفت به طرف قبله ابراهیم و اسماعیل نماز میگذاریم . صدها سال پیش از محمد اعراب عربستان کعبه را قبله ابراهیم و اسماعیل میشناختند. همچنین کلمه الرحمان نام خدای نادیدنی آسمانی بود که مردم یمن به آن اعتقاد داشتند.
اسناد و مدارک به زبان عربی .
أشعار الشعراء الستة الجاهليين همان کتاب مجموعه اشعار امرو القیس است.
وصل علی حین العشیات والضحی * ولا تحمد المثرین، والله، فاحمدا
ديوان امرئ القيس عبد الرحمن المصطاوي ص ۲۱
فالیوم اسقی غیر مستحقب * اتمامی الله ولا واغل
ديوان امرئ القيس أبو بكر *عاصم بن ايوب ص ۱۳۵
رب رام من بـنـي ثـعـل * مثلج كفـيه فـي قـتـره
ديوان امرئ القيس أبو بكر عاصم بن ايوب ص ۱۳۵ - أشعار الشعراء الستة الجاهليين ص 47
ألا قبح الله البراجم كـلـهـا * وجدع يربوعاً وعفر دارما
وآثر بالملحاة آل مجـاشـع * رقاب إماء يقتنين المفارما
فما قاتلوا عن ربهم وربيبهـم * ولا آذنوا جاراً فيظفر سالما
وما فعلوا فعل العوير بجاره * لدى باب هند إذ تجرد قائما
ديوان امرئ القيس أبو بكر عاصم بن ايوب ص ۱۴۰- أشعار الشعراء الستة الجاهليين ص 47
فجزیت خیر جزأ ناقه واحد * و رجعت سالمه القرابسلام
ديوان امرئ القيس أبو بكر عاصم بن ايوب ص ۱۴۶
تلك الموازين والرحمن أرسله*رب البرية بين الناس مقياسا
أشعار الشعراء الستة الجاهليين ص ۲۴
ألا رب يوم لك مـنـهـن صـالـح * ولاسـيمـا يوم بـدارة جـلـجـل
أشعار الشعراء الستة الجاهليين ص ۲۵
فقالت يمين الـلـه مـالـك حـيلة * وما إن أرى عنك الغواية تنجلـي
أشعار الشعراء الستة الجاهليين ص ۲۶
ألا رب خصم فـيك ألـوى رددتـه * نصيح على تعذاله غـير مـؤتـل
أشعار الشعراء الستة الجاهليين ص ۲۶
فقالت سباك الله، إنـك فـاضـحـي * ألست ترى السماء والناس أحوالـي
فقلت يمـين الـلـه أبـرح قـاعـداً * ولو قطعوا رأسي لديك وأوصالـي
حلفت لها بالـلـه حـلـفة فـاجـر * لناموا فما إن من حديث ولا صـال
ويا رب يوم قـد لـهـوت ولــيلة * بآنسة كـأنـهـا خـط تـمـثـال
أشعار الشعراء الستة الجاهليين ص ۳۴
این اشعار را بخوانید و فکر کنید. حدود ۱۰۰ سال پیش از محمد اعتقاداتی درست مثل اعتقادات محمد وجود داشته. به خصوصیات الله که نام برده میشود فکر کنید و آنها را با خصوصیات الله خود بسنجید . اگر ما خود نخوا هیم فکر کنیم، یکی مانند ملا ، مولوی و آخوند میاید برای ما فکر میکند ، تعیین تکلیف نموده و نتیجه اش این است که میبینید .
این بیت را دقت کنید:
تلك الموازين
والرحمن أرسله*رب البرية بين الناس مقياسا
ترجمه انگلیسی برنامه مترجم کامپوتری این بود:
and Rahman sent Those scales
God of land measure between the people
فارسی :
ترازوهایی که الرحمان میفرسته و آن خدای زمین بین مردم عملشان را اندازه میگیره .
شاعر هم از همان کشوری آمده که مردم خدایی به نام الرحمان را میپرستیدند. مدارک بیشتری راجع به وجود این خدا و واکنشهای محمد به این خدا دارم که بعد از ترجمه به این مطلب اضافه خو اهم کرد.
محمد بتها را شکست و خود به جای آنان به عنوان نماینده الله در زمین نشست. خدایان دیگر غیر از الله را هم یا از بین برد یا در الله ادغام کرد. فهمیدن اینکه چرا اعراب محمد و الله او را قبول کردند و به خاطر آن حاضرند حتئ امروز دنیا را به خون بکشند سخت نباشد .
آیا ما باید اعتقادات و فرهنگ غنی خود را زیر پا بگزاریم برای این اعراب شکم باره و زن باز ؟ آیا این الله الله ی ما هم بود قبل از ظهور اسلام؟ براستی چرا ما باید خود را با همچنین اعرابی مقایسه کنیم بخاطر سبقت ربودن در ایمان به الله؟
منبع: