STUDY while others are sleeping
(مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند)
DECIDE while others are delaying
(تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)
PREPARE while others are daydreaming
(خود را آماده کن وقتی که دیگران درخیال پردازیند)
BEGIN while others are procrastinating
(شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند)
WORK while others are wishing
(کار کن وقتی که دیگران در حال آرزو کردند)
SAVE while others are wasting
(صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردند)
LISTEN while others are talking
(گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردند)
SMILE while others are frowning
(لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگیند)
PERSIST while others are quitting
(پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردند)
الهه بهمنی
الهه بهمنی , کارشناسی روانشناسی خانواده
14/01/2015
مدتی میشد که در روند سوالات و درمانهای خیلی از مخاطبین , توجهم به این موضوع جلب شد که اغلب افرادی که استرس رو تجربه میکنن , به دنبال راه درمان هستن . این تعجب برانگیز نیست که هر فردی بدونه استرس درمان نداره و در واقع نباید هم درمان بشه . در جواب افرادی که برای درمان استرس مراجعه میکنن , پزشکان محترم به جای تجویز آرامبخش ها , موظف هستن که به فرد اطلاع بدن که استرس برای ادامه زندگی و حتی سلامت بدن میتونه مفید هم باشه ( منظور فقط استرس هست و این موضوع شامل دیسترس نمیشه ) . البته منظور از آرامبخش ها هم , داروهای داروخونه ای هستن و نه موارد عطاری که سرکوب کننده یا فلج کننده اعصاب محسوب نمیشن.
استرس , چیزی نیست جز واکنش دفاعی بدن نسبت به عواملی که روح و روان رو مورد هجوم قرار میدن . زمانی که فرد دچار استرس میشه , به جای خوردن آرامبخش و سرکوب این دفاع , خیلی بهتره که عامل حمله کننده به اندام روانی خودش رو پیدا کنه و اونها رو کنار بزنه . با کنار رفتن عامل هجومی , واکنش بدن هم آروم میشه و استرس از بین میره . زمانی که عامل هجومی کنار زده میشه , فرد یاد میگیره که عاملها رو بشناسه و به مرور زمان بتونه اونها رو مدیریت کنه . مصرف آرامبخش تنها زمانی لازم میشه که استرس , دائما و بی دلیل تکرار بشه و دیسترس ( استرس مزمن ) رخ بده که در اون حالت , مداخلات دارو درمانی , با هدف جلوگیری از الحاق اختلالات دیگه ای مثل افسردگی به دیسترس و بروز اختلالات روانی , جلوگیری بشه .
دوستان نازنینی که میپرسن درمان استرس چیه ؟ فقط میتونم در پاسخ بگم که درمان استرس هیچی نیست چون درمان نداره . استرس رو فقط باید مدیریت کرد و در کنارش , عامل حمله کننده ای که منجر به واکنش دفاعی بدن شده رو شناخت و یا با عامل ایجاد کننده , سازش کرد یا اونو از زندگی حذف کرد . موفق باشید .. الهه بهمنی
اغلب اختلالات روانی در صورتی که خود فرد , آمادگی و روحیه درمان داشته باشه قابل درمان هستن . این تئوری رو شاید خیلیها باور نداشته باشن یا خیلیها کل کار درمان رو به گردن درمانگرها بندازن که معمولا هم نتیجه ای نمیگیرن . ویدیویی آماده کردم که توی این ویدیو , النور لانگدن , که سابقا دچار اختلالات روانی پیچیده ای بود و توی گوشش صداهای واقعی میشنید و اختلالات اسکیزوفرنی رو تجربه میکرد , تشریح میکنه که چطور توی درمان خودش کمک کرده و از شر این اختلالات آزاد شده . با من همراه باشید .
23/10/2014
سلام و وقت به خیر . به پاسخ یه سوال عمومی میپردازم . اغلب پیش اومده که فردی خواب میبینه و توی خوابش قادر به هیچ حرکتی نیست و مغزش برای شناسایی آدمها و اشیای اطرافش ناتوان هست . این حالت با کابوس دیدن و بیدار شدن با داد و فریاد پیش میاد و به فلج خواب ( Sleep Paralysis اسلیپ پارالیزیس ) مشهوره و یکی از اختلالات خواب هم محسوب میشه .
فلج خواب با وحشت همراهه و چیزی که فرد رو دچار وحشت میکنه , اینه که حس میکنه لال شده و نمیتونه حرف بزنه . سعی میکنه اما نمیتونه , معمولا فرد احساس میکنه چیزی گلوی اونو گرفته و نمیزاره صداش در بیاد یا در موارد شدیدتر , فرد احساس میکنه چیزی روی سینه اون نشسته و نمیزاره بلند بشه و این علائم باعث آشفتگی , هول شدن ( در مورد بچه ها ) و بهم ریختگی روانی میشه .
به فلج خواب در گذشته , بختک میگفتن و اعتقاد بر این بود که عجوزهای ، شبها بدن جسمانی خودش رو ترک میکنه و روی سینه قربانی خودش میشینه . این عقیده و عقاید جهانی درباره جن و بختک , با تحقیقات روانپزشکی پوچ اعلام شد . فلج خواب يه اختلال ژنتيک هست و همه افرادي که اين موضوع رو تجربه ميکنن در سلولهاشون مادهاي به اسم HLA-DR2 دارن که این ماده , عامل ایجاد توهمات خواب ( hypnagogic hallucinations ) میشه و حتی گاهی وقتا ممکنه توی بیداری هم این حالات رخ بده و فرد رو دچار توهمات شنیداری و حتی دیداری کنه .
زمانی که فرد دچار تب ناشی از عفونت توی بدن ( مثل گلودرد های چرکی یا عفونت سینوزیت ) میشه این حالات ممکنه در اثر تب , پیش بیاد و شدیدتر بشه .
فلج خواب يه اختلال بيخطره و اطرافیان فرد میتونن فقط با صدا کردن اسم اون , فرد رو از حالت فلج خارج کنن و خود فرد هم با رعایت بهداشت خواب و رعایت اصول درست خوابیدن , کنترل افکار و تکنیک های آرامش موقع خواب , میتونن این حالات رو از بین ببرن . در مواردی که این کابوس ها با رعایت همه موارد بهداشت خواب , ادامه دار باشه , لازمه که فرد تحت درمان و مشاوره با روانشناس قرار بگیره . آرزوی سلامتی برای همه بیماران .. الهه بهمنی
14/10/2014
افراد زیادی پیامهایی رو دادن با موضوع عدم تحمل بعضی افراد خونواده که پیر و از کار افتاده هستن ( پدر بزرگ و مادربزرگ و ... ) . میخوام امروز نگاهی داشته باشم به اینکه چه اتفاقی رخ میده که یه پدر و مادر مهربون و ساکت , توی پیری , تبدیل به افرادی غیر قابل تحمل میشن . در ادامه با من همراه باشید
چیزی که رفتار و گفتار آدما رو تحت کنترل داره , عقل آدماس . برای نمونه این عقل ماست که به ما میگه وسط اتاق جای ادرار کردن نیست و این عقل و شعور ماست که به ما میگه حرف زشت نزنیم . این عقل میتونه در نتیجه کهولت سن و فرسودگی مغز , تحلیل بره ( هر چند سن و سال نمیشناسه ) و ما اونو به اسم اختلال مغزی دمانس ( dementia ) یا زوال عقل میشناسیم که شایع ترین مورد اون رو توی بیماری آلزایمر میشه مشاهده کرد .
اون افرادی که توی جوونی , سیگار میکشیدن , الکل میخوردن , حشیش و گراس و کوکائین میکشیدن , معمولا یا به پیری نمیرسن یا اگه برسن , با آغوش باز این اختلال روبرو میشن . افرادی هم وجود دارن که در اثر ابتلا به برخی بیماریا ( پارکینسون و HIV ) یا سکته های مغزی , دچار دمانس میشن
اختلال دمانس , به هیچ وجه ارثی و ژنتیک نیست و علائم اون هم با فراموشی , عدم توانایی استفاده از حافظه , تغییر شخصیت و تغییر اخلاق , بروز پیدا میکنه و فرد به سرعت , عقل خودش رو هم از دست میده .
نکته مهم اینه که دمانس , اگه زود و به موقع تشخیص داده بشه و منشاء اون توسط پزشک پیدا بشه , تا حدودی قابل پیشگیریه . هر چند که زوال عقل ( به خصوص از نوع آلزایمر) هنوز درمان قطعی نداره اما در صورت تشخیص سریع , برخی داروها مثل دونپزیل , اکسلون , Cognex , Reminyl , و Namenda میتونن از پیشرفت اون جلوگیری کنن . از اونجا که آلزایمر , سلولهای ناقل پيامهاى عصبى استيل کولين ( حیاتی ترین ماده ی شیمیایی برای ذخیره ی اطلاعات در مرکز حافظه ) رو دچار اختلال میکنه , با تشخیص به موقع آلزایمر و تجویز داروهای مهارگر کلین استراز که باعث افزایش ذخیره ی استیل کولین توی مغز میشه , از پیشرفت بیماری جلوگیری کنن .
اگه افراد , با علم به این موضوع بدونن که رفتارای اعضای سالخورده خونواده , ریشه عمدی نداره , میشه با محبت و تحمل بیشتری با این افراد برخورد کرد و بهشون کمک کرد .. با آرزوی سلامتی و بهبودی برای همه بیمارها , الهه بهمنی
01/10/2014
با سلام و وقت به خیر خدمت مشترکین این صفحه . سوالی که خیلی این روزا مطرح بود , اشاره به این داشت که با یه فرد دچار سوءظن , که دائما به همسرش و همکارش و اعضای خونوادش مشکوکه , چطور میشه رفتار یا زندگی کرد ؟ قبل از پاسخ به این سوال , لازمه افراد بدونن که سوءظن ( پارانوئيد ) , 100 درصد یه اختلال روحی روانی شایع توی آقایون هست و فرد مبتلا باید تحت نظر درمانگر قرار بگیره . معمولا قشری که مورد آزار این افراد قرار میگیرن , خانمهای این افراد هستن که دائما باید در حال توضیح دادن و قانع کردن همسرشون باشن .
افرادي که از پارانوئيد رنج ميبرن ، نميتونن خودشون رو از دست ترس , رها کنن . اونا همیشه منتظر فريب و نيرنگ ديگران هستن و در وفاداری و صداقت اونا ( مخصوصا همسرشون ) شک دارن . دائما از خیانت همسرشون میترسن . اگه یه مرد توی یه مجلس به همسرشون سلام کنه اونا توی فکر فرو میرن و فرداش کل خونه رو دوربین مداربسته میزارن و .... ممکنه این اختلال , به صورت ژنتيک به فرد منتقل شده باشه و مورد دیگه اینکه , مصرف کوکائين، ماري جوانا، PCP،LSD هم میتونه یکی از عوامل این اختلال توی افراد باشه . اما احتمال قوی تری هم هست که به ما میگه , استرس های مزمن , توی ایجاد این اختلال در آقایون نقش کلیدی رو بازی میکنه و پارانوئید , میتونه یه واکنش به فشارای زندگی باشه . اما در ایران , باید به اینها , مسایل ناموسی , و دیدگاه افراطی برخی آقایون به این موضوع رو هم اضافه کرد هر چند اونچه که تجربه بنده در این مورد میگه , مقداری متفاوت تر از نتایج این تحقیقانه . پسرهای مجردی که با زن های متاهل دوست میشن و هر ماه و هر هفته با چندین زن و دختر ارتباط جنسی و کلامی و عاشقانه دارن , آقایونی که تنوع طلب جنسی هستن , اینها هم بدونن که 100 درصد در معرض خطر ابتلا به اختلال شخصیت پارانوئید قرار دارن .
حالا که این اختلال شخصیتی رو تا حدی شناختیم و قطعا مواردی از اون رو هم دیدیم , سری میزنیم به پاسخ پرسشهای مطرح شده .
با شخص پارانوئيد نمیشه از راه منطقی وارد بحث شد. چون اولا چنين استدلال هايی رو قبول نمیکنه ؛ ثانيا با هر استدلالی ، شواهد جديدي رو به مجموعه شواهد خودش اضافه و اونا رو کامل تر ميکنه . ثالثا با پافشاري در مورد بيگناهي همسر ، ممکنه اوضاع رو بدتر کنه و خودش باعث شک بیشتر بشه . در اين صورت , اون احتمال وجود رابطه بين همسرش و کسي که از اون دفاع ميکنه رو توی ذهن خودش شکل ميده و از اونجا که افراد پاراتوئید , به شدت افراد متزلزلی هستن , به سرعت هم تصمیمات بد میگیرن و ممکنه به خودشون یا همسر یا خواهرشون آسیب بزنن . این مورد از مجموعه اختلالایی هست که من همیشه توصیه کردم و میکنم که از دست فرد برای بیمار کار چندانی ساخته نیست و اگر احساس میشه مردی توی خونواده به سوظن مبتلا شده , در اولین فرصت , اونو به یه مرکز مشاوره ببرن و از متخصص کمک بگیرن . سوءظن درمان دارویی نداره و درمان روانکاوی اون هم فقط با همکاری و خواست خود بیمار امکان پذیره . سلامت و ورزشکار باشید .. الهه بهمنی
15/09/2014
سلام و درودی مجدد دارم خدمت دوستان اهل مطالعه و مشترکین این صفحه . این ساعت رو اختصاص دادم به بررسی یه سندرم روحی که اغلب دست از سر فرد بر نمیداره و جالب اینکه اغلب افراد مبتلا هم عاشق این بیماری هستن . در ادامه با من همراه باشید .....
سندرم پلاسیبو , عنوان یه اختلال روحی هست که فرد مبتلا , شریک عاطفی جدیدی انتخاب میکنه که درست شبیه شریک سابق خودش رفتار میکنه و صفاتی نظیر اون رو داره . معمولا شباهتهای ظاهری هم بین شریک تازه و شریک سابق وجود داره . اگه خونواده یا دوستاش , از خصوصیات شریک جدید زندگیش سوال کنن ، اون پاسخ میده که: اون اخلاقش درست مثل .... بود . روابط پلاسیبو محکوم به فنا و شکست هستن ، چون فرد با یه بدل , معاشقه کرده . شریک پلاسیبوی فرد حالا باید خودش رو با خصوصیات فردی که جایگزین اون شده مطابقت بده . و این کار هیچوقت محقق نمیشه ، چون پلاسیبو هرگز برابر اصل نیست . از دید پلاسیبو این وضعیت دلسرد کننده و خوار کنندس .
فردی که گرفتار یه شریک پلاسیبو شده , روزای عذاب آوری رو طی میکنه که در نهایت به جدایی و شکست میرسه .. سوال میشه که چطوری اونو بشناسم ؟ چطوری بدونم که اون میخواد منو جایگزین شریک قبلی زندگیش کنه ؟ فهمیدن این مساله دشوار نیست . فقط شما باید یه مقدار چشمتونو باز کنید و دقت کنید که طرفتون توی صحبت هاش با شما چی میگه . معمولا پلاسیبوها کمتر از شریک جدیدشون که کنارش نشسته حرف میزنن و جلوی اونم از شریک قدیمیشون میگن .. میدونی , تو منو یاد اون میندازی . اونم مثل تو وقتی میخندید من قند تو دلم آب میشد . تو هم مثل اون وقتی خجالتی میشی خیلی دوست داشتنی میشی . تو هم مثل اون وقتی را میری دلم میخواد نگات کنم .. اینجاست که دو حالت داره . یا قند توی دل آب میشه و فرد میگه : واقعا ؟ مرسی عزیزم . یا اینکه منطقی فکر میکنه میگه من ؟ اون ؟ من توی دید تو , اونم ؟ .. نمونه های زیادی توی کلام این افراد هست و توی رفتارشون که مشهود میشه فهمید آیا میخواد جایگزین کنه یا خیر ..
فردی که دچار سندرم روحی پلاسیبو هست , باید تحت نظر درمانگر قرار بگیره و شما کاری نمیتونید براش بکنید جز اینکه احساس و زندگی خودتون رو به سرعت کنار بکشید که قربانی اون نباشین .. با آرزوی سلامتی برای همه .. الهه بهمنی
09/09/2014
سری به دنیای عاشقی میزنم و میخوام به یه سری سوالات عمومی پاسخ بدم . آیا عاشقی یه فرایند روانی هست یا یه فرایند فیزیولوژیک ؟ در ادامه با من همراه باشید
اونچه ما میدونیم اینه که در حدود 90 ثانیه تا 4 دقیقه زمان لازم هست تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری کنید . شهوت، مجذوبیت و تعلق , سه مرحله ای هست که فرد در فرایند عاشق شدن از اونها عبور میکنه . هر کدوم از این مراحل به خاطر وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشن . مراحل ابتدایی علاقمندی به یه فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کورتیزول خون میشه . این فرآیند تاثیر فریبنده ای روی فرد ایجاد میکنه : وقتی اون رو واسه اولین بار میبینه بدنش عرق میکنه ، قلبش سریعتر میتپه و دهانش خشک میشه . احساس میکنه غیر ممکن ها رو میتونه ممکن کنه و دست به اقدامات شجاعانه بزنه و همزمان , ترشح سروتونین باعث میشه که شدیدا متمرکز روی اون بشید و شبانه روز بهش فکر کنید و اینا دقیقاً همون تاثیرایی هستن که بعد از مصرف کوکائین و حشیش توی مغز بوجود میاد .
آزاد شدن این هورمون ها توی بدن فرد , به اون حالتی اعتیاد گونه نسبت به دیدن طرف مقابلش میده و اگه یه روز اونو نبینه مثل یه فرد معتاد , کلافه و عصبی میشه و بلافاصله بعد از دیدن اون , محرک آزاد ساز سروتونین و آدرنالین و کورتیزول فعال میشه و فرد به آرامش میرسه .
توی مرحله آخر , محرک باعث آزاد سازی اکسیتوسن و واسوپرسین ( هورمون های جنسی ) توی بدن میشه و فرد به شدت تعلق خاطر پیدا میکنه و میخواد که شبانه روز ازش لذت ببره ( ازدواج ) .
در نهایت به این نتیجه میرسم که اونچه ما به عنوان عاشق شدن میشناسیم , نتیجه هیجان ها و ایجاد شوک توی بدن و آزاد شدن و وابستگی به هورمون های خفته توی مغز هست و بر خلاف چیزی که اغلب روانشناس ها فکر میکنن , عشق , بیشتر از اینکه یه احساس عاطفی باشه , پاسخ فیزیولوژیک بدن به یه محرک خارجی هست . امروز با تکنیک های پزشکی و دستکاری کردن هورمونهای اکسیتوسن و واسوپرسین که به ترتیب , قدرت سکس طلبی رو کم و زیاد میکنن , میتونیم عشق رو فوران بدیم یا اونو به کل توی افراد از بین ببریم .. امیدوارم دوستانی که در این مورد سوالاتی داشتن , پاسخ خودشون رو گرفته باشن .. با آرزوی سلامتی برای همه .. الهه بهمنی
01/09/2014
چند روز گذشته افرادی در پیامهایی از این موضوع ناراحت بودن که گاه و بیگاه موقع درس خوندن یا استراحت کردن و شبها موقعی که میخوان بخوابن , احساس میکنن حشره ای زیر پوستشون در حال راه رفتن هست و ناگهان به قصد کشتن حشره ( اغلب سوسک یا مارمولک ) از جا میپرن و میبینن که هیچی نیست . اغلب که به روانپزشک هم مراجعه میشه , تشخیص درستی داده نمیشه .. از وجود نوعی سندرم نادر و ناشناخته صحبت میکنم که در فرد , توهماتی ایجاد میکنه که احساس شدید و خیلی وقتها با احساس واقعی ی راه رفتن حشره ای زیر پوست , همراه هست . سندرم مورژلونز , اختلالی روحی با توهمات شدید که در پاره ای موارد دیده شده که فرد با تیغ و چاقو , پوست بدنش رو پاره کرده تا حشره ای که آسایش رو از اون گرفته رو پیدا کنه و بکشه .
توهمات مورژلونز به قدری با واقعیت تنیده میشه که بعضا بیمار , وجود الیافی شبیه فیبر رو زیر پوستش میتونه ببینه اما موقع آزمایش ها , از مشاهدات بیمار خبری نیست و این حالات هست که به بعضی از بیمارها حالات روانی و عصبی رو القا میکنه که چرا هیچکسی حرفم رو باور نداره . امروز علائم موژلونز تا حدی شناخته شده که شامل : مشکل در توجه و تمرکز ، ریزش مو ، درد مفاصل و عضلات ، مشکلات سیستم عصبی ، از دست دادن دندان ، مشکلات خواب و از دست دادن حافظه کوتاه مدت که البته همه ابنها در مورد یه بیمار به صورت همزمان صدق نمیکنه .
هیچ درمان شناخته شدهای برای این بیماری وجود نداره و بعضا روانپزشک ها با احتمال وجود انگل ( با استاد به تصاویر میکروسکوپی رنگی که یه نمونه اون رو در ادامه میتونید ببینید ) , اقدام به تجویز آنتی بیوتیک های قوی میکنن . برخی هم اون رو جزئی از توهمات ذهنی میدونن و با ارزیابی و تجویز داروهای ضد توهم , سعی در کنترل بیماری دارن . مجموع یافته های علمی در مورد این سندرم پیچیده تا امروز از چند خط تجاوز نکرده و مورژلونز , هیچگونه درمان قطعی و شناخته شده ای نداره .. قدر سلامتی خودتون رو بدونید و بابت این سلامتی , خدا رو شکر کنید . با تشکر . الهه بهمنی
آموزه های روانشناسی در معبر خود و خانواده و جامعه . با نگاهی بر اختلالات تنهایی
21/08/2014
این مطلب رو پیرو درخواست یکی از مشترکین مینویسم که در مورد نوعی سندرم روانی پیچیده پرسیده بودن که اغلب پزشکها اون رو با سندرم رت اشتباه میگیرن و بعضی هم اون رو به اشتباه , آتیستیک (درخودماندگی) تشخیص میدن . سندرم آسپرگر ( Asperger syndrome) , یکی از اختلالات عصبی هست که اغلب بچه ها رو موقع تولد یا خردسالی درگیر میکنه و جزئی از اختلالات رشد و حرکتی محسوب میشه (pervasive developmental disorder) هر چند که علائمش به شدت به علائم اوتیستی شباهت داره و بر خلاف خیلی از تئوری ها , میتونه در ادامه زندگی فرد , حتی در نوجوانی و جوانی فرد هم تاثیر گذار باشه . وجه تمایز آسپرگر با سندرم رت در این موضوع هست که سندرم رت فقط دخترها رو درگیر میکنه . به این شکل که دختر بچه , توی یه برهه زمانی یاد میگیره بعد متوقف میشه و همه حرکات ( مخصوصا حرکات دست ) و رفتارش تکراری میشه در حالی که در آسپرگر ما شاهد این هستیم که پسر بچه ها هم درگیر میشن و هوش اونها دچار اختلال میشه و ممکنه به صورت غیر طبیعی رشد کنه و فرد نابغه بشه . همونطور که میشل فیتزجرالد ( روانپزشک دوبلینی ) ثابت کرد افرادی مثل , ایزاک نیوتن ، آلبرت اینشتین ، جرج اورول ، اچ جی ولز و لودویگ ویتگنشتاین دچار این اختلال بودن . در حالی که در بیمارای اوتیسم , این مورد در حد عقب ماندگی ذهنی دیده میشه و توی خیلی از موارد , عقب ماندگی ذهنی شدید , زندگی فرد رو مختل میکنه .
آسپرگر هنوز کاملا شناخته نشده اما بعضی تئوری های قابل اعتماد , علت اون رو صدمه به مغز ، مسائل ژنتیکی , دشواری و یا بیماری در موقع تولد عنوان میکنن . به نوعی میشه این طور گفت ، ناهنجاری اختلال در توجه ، یه تغییر رفتاری هست در حالی که سندروم اسپرگر خودش از بدو تولد در بیمار به عنوان یه حالت مادرزادی ممکنه وجود داشته باشه .
آسپرگر با آسپایس ( اختلال در تعاملات اجتماعی ) هم تفاوت داره . کودکی که ناهنجاری عدم تمرکز حواس داره ، میدونه چی کار باید بکنه امّا فراموش میکنه ، در حالی که کودکی که آسپایس داره واقعاً نمیدونه توی جامعه چی کار کنه . آسپرگر و اوتیسم و رت و اغلب اختلالات رشد , با وجود اینکه بیشتر از 200 سال هست داره در موردشون مطالعه میشه , همچنان درمان قطعی براشون ارائه نشده ... الهه بهمنی
Klicka här för att få din sponsrade notering.
Plats
Typ
Kontakta skolan/högskolan
Webbplats
Adress
Stockholm