18/06/2026
جد امجد خاندان عباسیه هاشمیه در شمال پاکستان – سپه سالار غیاثالدین ضراب شاه العباسي الهاشمي: شخصیتی تاریخی و روحانی*
*آمدن بنوعباس به همراهی محمود غزنوی به هندوستان و کشمیر در سال ۱۰۱۶ میلادی*
سپه سالار غیاثالدین ضراب شاه العباسی الهاشمی، معروف به «سردار ضرابخان عباسی»، در دوران خلافت خلیفه عباسی، القادر بالله، به همراهی سلطان محمود غزنوی در سال ۱۰۱۶ میلادی، جهت انجام مأموریت نظامی از منطقه هراتِ خراسان وارد دهلی در هندوستان گردید. در کتب تاریخ درج است که سلطان محمود غزنوی دو بار در سالهای ۱۰۱۶ و ۱۰۲۰ میلادی به قلمرو کشمیر لشکرکشی نمود. غیاثالدین ضرابشاه در دومین لشکرکشی سلطان محمود غزنوی به کشمیر در سال ۱۰۲۰ میلادی، به عنوان سپه سالار و فرمانده قبایل عرب حضور داشت. در منابع تاریخی آمده است که در سال ۱۰۲۰ میلادی، لشکری از قبایل عرب در میان سپاه سلطان محمود غزنوی در این کارزار نظامی شرکت داشتند که به ایالت باستانی کشمیر حمله نمود و فرماندهی این لشکر عربیالنسلِ بنوعباس را غیاثالدین ضرابشاه بر عهده داشت.
سپه سالار غیاثالدین ضرابشاه در سال ۹۹۸ میلادی در استان هراتِ خراسان در دولت غزنوی (منطقه مرزی میان افغانستان و ایران امروزی) چشم به جهان گشود. نام اصلی ایشان «غیاثالدین» به معنای «یاریرسان دین اسلام» است و به سبب شجاعت، دلاوری و جنگاوریاش، به لقب **«ضراب»** مفتخر گردید که به معنای «شکننده و حملهکننده سخت» میباشد. نام پدر سپه سالار غیاثالدین ضرابشاه، «طائفشاه» بود؛ وی به همراه سبکتگین (پدر محمود غزنوی) از بغدادِ عراق به هراتِ خراسان هجرت نمود و به عنوان فرمانده در لشکر وی منصوب شد و در همانجا اقامت گزید. طائفشاه چهار پسر داشت به نامهای: عبدالعزیز، احمد، عباس و غیاثالدین، که امروزه نسل و اولاد آنان در کشورهای آسیای میانه (سمرقند و بخارا)، خراسان، افغانستان و شمال پاکستان سکونت دارند.
*مناصب نظامی و استقرار در کشمیر و کهوته*
سپه سالار غیاثالدین ضرابشاه، کوچکترین فرزند در میان خواهران و برادران خود بود. ایشان از همان دوران کودکی فردی تیزهوش، فرزانه و دارای اخلاق عالی بود و در خانوادهای متدین و متوسط پرورش یافت. در سن ۱۶ سالگی، با توجه به استعداد و شایستگیهای برجستهاش، به مقام والای «صوبهدار استان هرات در خراسان» (فرمانده کل قوا در منطقه) منصوب شد. ایشان در سال ۱۰۱۶ میلادی برای نخستین بار همراه با محمود غزنوی به شبهقاره هند و پاک تشریف فرما شد و در مأموریتهای نظامی در مناطق حومهای دهلی و اجمیر به عنوان سپه سالار شرکت جسته و دادِ شجاعت داد.
در سال ۱۰۲۰ میلادی، وی در رأس لشکری برای سرکوبی پادشاه ایالت باستانی کشمیر گسیل شد؛ در این نبرد، راجه (پادشاه) کشمیر تن به مصالحه و قرارداد آتشبس داد و تحت تأثیر اخلاق و منش والای غیاثالدین، یکی از دختران خود را به عقد ازدواج ایشان درآورد. همچنین ملک و اراضی وسیعی را در قلمرو کشمیر به عنوان جاگیر (سیورغال) و امتیازات ویژه به وی اعطا کرد. در سال ۱۰۲۱ میلادی، از سوی سلطان محمود غزنوی، ایشان به عنوان نایبالحکومه و صوبهدار اعلی (استاندار کل) مناطق فتحشده غزنوی در کشمیر و مرزهای همجوار آن منصوب گردید؛ این قلمرو وسیع از «کهوته» امروزی در خطه راولپندی آغاز شده و تا پونچھ کشمیر و مانسهره در منطقه هزاره امتداد مییافت.
ایشان پس از مدتی اقامت در سرینگرِ کشمیر، در روستای «ضرابکوت» (که امروزه به درابکوت معروف است) واقع در منطقه کهوته (ضلع راولپندی، پاکستان) اقامت گزید و سکونت دائمی اختیار نمود. آرامگاه شریف ایشان نیز در همین روستای کهوته واقع شده و زیارتگاه عام و خاص است. هرچند که در ۱۶ کتاب معتبر و کهن تاریخی، آمدن سپه سالار غیاثالدین ضرابشاه در رکاب سلطان محمود غزنوی به اثبات رسیده است، اما باید دانست که ایشان مظهر غیرت، حمیت، اخلاق، جرأت و جوانمردی بود؛ چنانکه دشمنان غیرمسلمان نیز در میدان نبرد سر تعظیم در برابر اخلاق و شجاعت وی فرود آوردند و پادشاه وقت، دختر نیکسرشت خود را به عقد این جوان عربیالنسل درآورد و بخش وسیعی از ایالت خود را به عنوان هدیه به وی بخشید.
*مستندات و روایات کتب تاریخی*
در منابع تاریخی از جمله کتاب **«مرآة السلاطین فی سیر المتاخرین»** (سال انتشار ۱۸۳۶ میلادی، جلد اول) و **«آئینه قریش»** (۱۹۱۶ میلادی، اثر سردار محمد اکرم خان عباسی) درج گردیده است که در عصر محمود غزنوی، ضرابخان در مقام بلند صوبهدار (فرمانده کل قوا) در استان هراتِ خراسان مأمور بود. وی در جریان یک مأموریت نظامی وارد کشمیر شد و پس از ازدواج با دختر شاه کشمیر، در همان خطه اقامت گزید.
در کتاب **«تاریخ طاهری»** (نگاشتهشده در سال ۱۶۰۰ میلادی) آمده است که رهبری قبایل عرب را جوانی از بنوعباس به نام ضرابخان بر عهده داشت که مادرش ترکتبار بود؛ این لشکر عربی در سپاه محمود غزنوی حضور داشت و این واقعه مربوط به حمله دوم به کشمیر در سال ۱۰۲۰ میلادی است. افزون بر این، در **«تاریخ عباسیه»**، مؤلف به نقل از کتاب تاریخی **«هبیرة العرب»** تفصیل این واقعه را چنین نگاشته است که در زمان حمله دوم سلطان محمود غزنوی به کشمیر، جوانی از قبیله عربی قریش فرماندهی قبایل عرب را بر عهده داشت و بر ایالت باجگزار کشمیر حملهور شد. در کتاب **«تاریخ موسم بهار»** (جلد سوم) مکتوب است که آن جوان عربیالنسل بر منطقه «پنجاڑ» (حومه کهوته، ضلع راولپندی امروزی) مسلط گردید و راجه (فرماندار محلی) قلعه را رها کرده و به «کشتوار» (منطقهای در شرق کشمیر اشغالی امروزی) گریخت.
قدیمیترین کتاب درباره تاریخ کشمیر، **«راج ترنگنی»** نام دارد که توسط پندت کلهن در سال ۱۱۶۰ میلادی به زبان سانسکریت نگاشته شده است. در ترنگ (فصل) هفتم، صفحه ۵۸۰ این کتاب، نه تنها به حمله لشکر محمود غزنوی به ایالت کشمیر اشاره شده، بلکه از بهادر بودن و شجاعت سپهسالار جوان آن نیز یاد گردیده است. مؤلف در صفحه ۵۸۰ آورده است که در میان سالهای ۱۰۱۰ تا ۱۰۲۰ میلادی در دوران حکومت راجه سنگرام در کشمیر، هنگامی که ارتش محمود غزنوی به کشمیر حمله کرد و در سپیدهدم نبردی سهمگین درگرفت، سپهسالار ارتش محمود غزنوی که جوانی ورزیده و مسلط به فنون جنگی بود، پرشور و پرانرژی وارد میدان شد؛ در پی حملات او، ارتش شاهی فوراً تارومار گردید و با وجود مقاومت بقایای سپاه، آنان دچار شکست سنگینی شده و مجبور به فرار از میدان جنگ شدند.
در کتاب **«تاریخ کشمیر»** اثر محمد امین پندت (فصل نهم) آمده است که محمود غزنوی در دوره حکومت راجه سنگرام راج (بین سالهای ۱۰۰۱ تا ۱۰۲۱ میلادی) به کشمیر حمله نمود و در منطقه کوه سلیمان در محل یک معبد، نماز ظهر را اقامه کرد و شمار زیادی از مردم را به دین اسلام مشرف ساخت. وی به مدت یک ماه و نه روز در کشمیر اقامت داشت و سپس به غزنی بازگشت. همچنین در کتاب **«کشمیر»** تألیف دکتر صوفی غلام محیالدین، این دیدگاه مطرح شده است که در عهد راجه سنگرام، محمود غزنوی به کشمیر حمله کرد و ارتش راجه شکست خورد، اما به دلیل شرایط سخت اقلیمی و راههای صعبالعبور، محمود غزنوی نتوانست کل ایالت را به طور کامل تصرف کند و بازگشت.
*شجرهنامه شریف و اصالت عباسی*
در میان معتبرترین کتب مربوط به تاریخ قبایل بنوعباس در شبهقاره، آثار مفتی نجمالدین سمرقندی و مفتی رکنالدین سمرقندی که در قرن هجدهم میلادی نگاشته شدهاند، جایگاه ویژهای دارند. مفتی نجمالدین سمرقندی در اثر خود به نام **«عباسیان هند»** (سال انتشار ۱۸۱۹ میلادی) مینویسد که غیاثالدین ضرابشاه معروف به ضرابخان، در خلال مأموریت نظامی محمود غزنوی به دهلی در هندوستان آمد و فرماندهی لشکر عرب غزنوی به وی سپرده شده بود.
وی در این کتاب میافزاید که مورخ هندوستانی، «اجت ناگ»، در کتاب خود **«تاریخ دهلی»** (صفحه ۱۲۶) نگاشته است: هنگامی که محمود غزنوی از افغانستان به هندوستان حمله کرد، نایب لشکر عرب جوانی به نام «غیاثالدین عبیدی» بود؛ این جوان بسیار شجاع و جنگجو بود و همانند شیری که به گله گوسفندان حمله میبرد، بر لشکر دشمن میتاخت. به همین جهت او را **«ضراب»** (به معنای پرصلابتترین و ضاربترین شیر عرب) مینامیدند. نسب این جوان به عبیدالله بن عباس بن عبدالمطلب (فرزند حضرت عباس بن عبدالمطلب رض) میرسد و او از خاندان بنوعباس بود. در روایتی دیگر آمده است که واژه «ضراب» از ریشه عربی «ضرب» گرفته شده و به معنای «بسیار ضربه زننده و درهمکوبنده» است. به سبب حملات سهمگین بر لشکر دشمنان و جنگاوری بینظیرش، لقب «ضرابشاه» به وی عطا شد. همچنین در زبان عربی، ضراب به شیری اطلاق میشود که صولتی شدید در شکار دارد. وجود پسوند **«عبیدی»** در نام ایشان ثابت میکند که وی از نسل عبیدالله بن عباس بوده و شجرهنسب او به «سعید بن محمد بن عبیدالله بن عباس بن عبدالمطلب رض» متصل میگردد. این امر در کتب بنیادی و مشهور انساب عرب مانند: **«جذوة الاقتباس فی نسب بنو عباس»**، **«مشجرات الزکیه فی انساب بنی هاشم»** و کتاب **«بنو هاشم»** اثر شیخ حسن الحسینی به ثبت رسیده است. سلسله نسب ایشان در پشت سیزدهم به عموی گرامی پیامبر اکرم (ص)، یعنی سیدنا عباس بن عبدالمطلب رضیاللهعنه متصل میشود.
شجرهنامه سپه سالار غیاثالدین ضرابشاه به شرح زیر است:
> **سپه سالار غیاثالدین ضرابشاه (ملقب به ضرابخان) بن طائفشاه بن الشریف نوح بن الشریف عباس بن الشریف رفیع بن الشریف فضل بن الشریف اسحاق بن الشریف عادل بن الشریف یافث بن الشریف سعید بن الشریف محمد بن السیدنا عبیدالله بن السیدنا عباس بن السیدنا عبدالمطلب بن السیدنا هاشم**
> *[به حواله و استناد: عباسیان هند اثر مفتی نجمالدین سمرقندی (۱۸۱۹ م)، انساب ظفرآباد اعظمگره جونپور هندوستان (۱۷۷۵ م)، جذوة الاقتباس فی نسب بنو عباس، بنو هاشم از دکتر شیخ حسن الحسینی، و مشجرات الزکیه فی انساب بنی هاشم]*
*رد روایات غیرمستند و تداوم نسل در شمال پاکستان*
مفتی نجمالدین سمرقندی در صفحه ۳۸ کتاب **«عباسیان هند»** (۱۸۱۹ میلادی) مینویسد: برخی از مورخان نگاشتهاند که غیاثالدین ضرابشاه از اولاد عبیدالله بن عباس بوده و به همین دلیل «عبیدی» نامیده شده است؛ در حالی که برخی دیگر مدعی شدهاند وی از نسل عبدالله السفاح (نخستین خلیفه عباسی) و از ذریت عبدالله بن عباس بوده است. سمرقندی تصریح میکند که بعضی از وقایعنگاران، جد امجدِ وی یعنی «الشریف السعید عباسی» را به جای «محمد بن عبیدالله»، فرزند «محمد بن عبدالله السفاح» دانستهاند؛ اما مورخان بزرگ عرب همگی متفقالقولند که محمد بن عبدالله السفاح بدون اولاد (لاولد) درگذشته و نسل خلیفه ابوعباس عبدالله السفاح از طریق او تداوم نیافته است و وی فرزندی به نام سعید نداشته است. این حقیقت در بیش از ۲۶۰ کتاب مرجع و اصیل تاریخ و انساب عرب از جمله: **البلاذری (۸۵۰ میلادی)، تاریخ طبری، انساب الاشراف، جمهرة انساب العرب (۱۰۲۲ میلادی)، الاساس فی انساب بنی عباس، جذوة الاقتباس، بنو هاشم اثر دکتر حسن الحسینی، تاریخ یعقوبی، تاریخ ابنحزم و تاریخ الخلفاء اثر امام جلالالدین سیوطی (رح)** مکتوب است؛ لذا روایتی که نسب غیاثالدین ضرابشاه را به عبدالله السفاح پیوند میدهد، مخدوش، ساختگی و غیرمستند است.
همچنین در کتاب عباسیان هند آمده است که مولوی لطفالله اله آبادی در **«تاریخ اجمیر»** ذکر کرده است: غیاثالدین شاه از بنوعباس بن عبدالمطلب بود و برای زیارت بارگاه از دهلی به اجمیر آمد. در آنجا حضرت رکن مسند شاه که از سرزمین عرب آمده بود، اقامت داشت و غیاثالدین مهمان وی شد. غیاثالدین لباسی عربی بر تن و شمشیری بر کمر داشت و جوانی بسیار بارعب، باوقار و خوبرو بود. پس از چند روز اقامت، به فرمان حضرت رکنشاه به سوی سرینگرِ کشمیر روانه شد و در آنجا استقرار یافت و اولاد او در منطقه «سلوگن» ساکن هستند. برخی نیز گفتهاند که وی پس از اقامتی کوتاه در سرینگر، به پونچِ کشمیر رفت؛ جایی که راجه سرینگر به او جاگیر عطا کرده بود.
«الپیال رتن»، مورخ تاریخ کشمیر، در کتاب خود که در سال ۱۷۲۵ میلادی در سرینگر به چاپ رسیده، مینویسد که به غیاثالدین شاه در منطقه «شالاوجن» (کشمیر تحت کنترل) جاگیر داده شده بود؛ او از بنوعباس بود و همراه با لشکر غزنوی از دهلی به سرینگر آمد و این ملک در پونچ از سوی راجه سرینگر به وی بخشیده شد.
مولوی الفالدین راجوری کشمیری نیز در کتاب خود **«هجرت کے سفر میں»** مینویسد: ما به تواتر شنیدهایم که فرماندهی سپاه عرب در ارتش غزنوی بر عهده غیاثالدین شاه از نسل بنوعباس عرب بود و ایشان با همین سمت وارد سرینگر شد و پس از پیروزی در یک نبرد، جاگیر بزرگی از سوی راجه سرینگر به وی تعلق گرفت.
فرجام و میراث ماندگار
مفتی نجمالدین سمرقندی یادآور میشود که محبالله در کتاب **«ثقافت کشمیر»** (صفحه ۶۸) نگاشته است که ازدواج غیاثالدین شاه در خاندان اجدادِ «راجه مل خانِ» کشمیر صورت گرفت و داییهای تنها فرزند او، یعنی «اکبر غئیخان»، از خاندان «راجه شاخ ملِ» کشمیر بودند. سمرقندی در صفحه ۲۱۱ کتاب عباسیان هند (۱۸۱۹ میلادی) مینویسد که از تنها فرزند سپه سالار غیاثالدین ضرابشاه، یعنی «حضرت غئی محمد اکبر خان عباسی»، ۵ پسر به نامهای: کنور خان، ثناء ولی خان، سردار خان، سالم خان و مولم خان متولد شدند که جد امجد قبایل عباسیِ **ڈهونڈ (Dhoond)، جسکم (Jaskam)، سراڑه (Sarara)، گهیال (Gheyal) و تنولی (Tanoli)** به شمار میروند.
مفتی نجمالدین سمرقندی در پایان کتاب خود تأکید میکند که اصالت این خاندان به عنوان بنوعباس بن عبدالمطلب (رض) قطعی و مصدق است. در میان اولاد غیاثالدین ضرابشاه، گرایش به دین و مذهب بیش از سایر قبائل دیده میشود؛ آنان به نسب خود افتخار میکنند، افرادی مهماننواز، غمخوار، گشادهدل، باحیا و مهربان هستند. لباسی ساده دارند اما بسیار غیور، تندخو در برابر ظلم و در نهایت درجه جنگجو هستند. جد امجد آنان، غیاثالدین ضرابشاه معروف به ضرابخان، همراه با محمود غزنوی از هراتِ خراسان به دهلی آمد و از آنجا به فرمان «عرب کندی» وارد سرینگرِ کشمیر شد. راجه سرینگر در منطقه باستانی پونچ به وی جاگیر عطا کرد و او در همانجا سکونت دائمی گزید؛ آرامگاه وی در کهوته واقع شده است و قبایل عباسیِ ساکن در **مری، کهوته، هزاره و آزاد کشمیر** همگی از نسل و اولاد پاک او هستند.
**[نگارش و تحقیق:]**
نقيب الاشراف اسامه علی عباسی
نقیبالاشراف عباسیان شمال پاکستان
فاضل و ركن نقابتالاشراف العباسیین الهاشمیین عراق
فاضل و ركن نقابتالاشراف الحسنیه الکیلانیه عراق
*تألیف اول مقاله: آوریل ۲۰۲۲ میلادی | تألیف دوم: ژانویه ۲۰۲۳ میلادی*
**[تأییدشده و صادره از سوی نهادهای زیر:]**
نقابتالاشراف العباسیه پاکستان
اداره نقابتالاشراف العباسیین الهاشمیین عراق
اداره نقابتالاشراف بنو هاشم عراق
اداره نقابتالاشراف الحسنیه الکیلانیه عراق
اداره نقابتالاشراف اهلبیت هند
#ادمن #صفحه The Arabs of Afghanistan