16/07/2021
Lycee BiBi Zainab-BiBi Zainab High School
Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from Lycee BiBi Zainab-BiBi Zainab High School, High School, Bukhari colony, Dalazak Road, Peshawar.
لیسه عالی بی بی زینب مقیم پشاور، پاکستان نهاد عالی تعلیمی راجستر شده جنرال قونسلگری (آتشه معارف) د.ج.ا.ا مقیم پشاور بوده و طئ چندین سالهاست که با یک تیم فعال، استادان مجرب و کادر در قسمت تعلیم و تربیه فرزندان ملت افغان در دیار هجرت دور از وطن مصروف خدمت میباشند.
16/07/2021
31/08/2016
معرفى ولايت کندهار
ولايت کندهار در ١٢درجه و ١٣ دقيقه ، ٢٠ و ٢٥ ثانيه عرض البلد شمالى موقعيت دارد .
آمدن سکندرکبير به کندهار نه تنها تاريخ دانان غرب را مصروف نگهداشتند، بلکه مورخين مثل هيرودوتس مورخ مهشور يونان بوستان نيز درآثار خود به نام اراکوزيا نام کندهار را ذکر کرده است .ولايت کندهار علاوه بر دشت هاى وسيع و سلسله هاى بلند کوه ها زمين هاى آباد و باغ هاى سرشار نيز دارد که در اقتصاد و زيبايى اين ولايت نقش مهم را بازى کرده است .
کندهار از ولايات درجه اول کشور شمرده ميشود که در شمال با ارزگان در جنوب با خط ديورند و بلوچستان ، در شرق با ولايت زابل و در غرب با ولايت هلمند همسرحد ميباشد .
وجه تسميه کندهار
نظريات مختلف در مورد وجه تسميه کندهار وجود دارد، بعضى از آنها منشى آن ( الکزاندره ) خوانده ، زمانيکه اسکندر وارد اين منطقه شد ، شهر اسکندريه را آباد کرد ، پس اين منطقه را ( الکزاندره ) خواند که بعداً در صورت ابدال تاريخى به ( کندهار ) مبدل گرديد .شمارى از مورخين ديگر عقيده دارند که قبل از اليگزاندريه ( سکندريه ) نام قبلى کندهار گدروسيا ( کندهاروسيا ) بود که اين منطقه وجود داشت و شمارى از محققين بدين نظر اند ، زمانيکه باشندگان گندارا وارد اين منطقه شد ، پس اين نام نيز با خود آورد و بعداً توسط اعراب په ( کندهار ) مبدل گرديد .هيرودوتس ضمن ياد آورى چهار قبيله پکتيکا ، قبيله اولين ( گندهارى ) خوانده و مى گويد که ( گندهارى) نام باشندگان آن زمين تاريخى ( گندهارا )بود که در تمام دوره هاى تاريخى به نام گندهارى و کندهارى مسمى گرديده است .همچنان در اوستا نيز نام يک پهلوان گندهارا يا ( گندوفار ) بود، وى شاه يک خانواده آزاد بود و در حوزه ارغنداب نيز يک شهر به نام خود و يا هم به مهفوم نزديک آن آباد و در سنه ١٩ ميلادى در کندهار به پاچاهى رسيد .
نام هاى کندهار :
نام تاريخى کندهار که در مدارک تاريخى از آن تذکر يافته (هره – هواى –تى ) يا( هره ويتى )است که هراهواتى ( سراشواتى) نام ارغنداب و اراخوسيا نام ارغسان و مرکز آن اراخوتيس بود و بعداً توسط يونانى ها به اراخزيا، اراکوزيا و اراکوسيا مبدل گرديده است .
کندهار در حوادث زمان هاى ساسانيان ، کيداريان و کابلشاهان به نام ( رخج ، رخچ ، رخذ ) ياد شده است .
در زمان آمدن اعراب اراخوسيا به الرخج و الرخذ مبدل شده است .
طوريکه شهر مرکزى در منذقه رخ و در زمان غزنويان تکين آباد بود ، پس شهر کندهار يک ويرانه و شهر فرعى بود که از همينرو گمنام بود ؛ اما شهرت آن بعد از اين روبه افرايش بود که اين موضوع با تاريخ اعمار شهر پيوند دارد .
زمانيکه دروازه شهنشاهى ترکان غزنوى توسط ملک حسين علاو الدين غورى در انتقام سه برادرش ( ملک قطب الدين، شورى سيف الدين و سام بهاالدين) تخريب کرد ، پس در بدل سه برادر سه شهر غزنوى ها ( شهر غزنى ، شهر تکين آباد و شهر بست ) را ويرانه کرد . تا اين زمان نام کنونى کندهار شناخت تاريخى نداشت .نام کندهار بعد از تخريب رخج و تکين آباد در منطقه رشد کرده است و سيفى در قرن هفتم هجرى در ( تاريخنامه هرات ) به شکل معرف قندهار از آن ياد آورى کرده است .
زمانيکه سلطان حسين بايقرا ( ١٤٣٨ م – ١٥٠٥ ) در شهر کندهار به پاچاهى رسيد ، پس نام کندهار بار اول روى يک سکه اشکار شد .
شهرهاى سابقه کندهار
١-اراکوزى سکندريه :
قبل از شهر کنونى کندهار ، سه شهر ديگر به نام هاى مختلف وجود داشت که از جمع آن شهر نخستين توسط سکندرمقدونى به نام ( اراکوزى سکندريى ) ٢٠٣٠٠سال قبل (٣٢٩ ق م ) اعمار شده بود .اکنون هيچ کدام نشانه اين شهر نمانده ، گفته ميشود در زمان قديم منطقه ارغسان به نام اراخوسيا( اروکاوزيا ) ياد مى شد و زمانيکه اراخوسيان مرکز خود از ارغسان به کدروسيا ( کندهار ) انتقال کرد ، پس ارغندناوه به نام اراخسيا مسمى شد .
٢-شهرکهنه کندهار :
شهر دوم کندهار در شرق کوه سرپوزه موقعيت دارد، اين منطقه اکنون به نام ( زوړ ښار)ياد ميشود که کاخ مخروبه ارگ ( کاخ نارنج ) اکنون نيز ويرانه مانده است .منچرى شاعر دربار غزنوى بيشتر از هزار سال قبل از کندهار کهنه ( زاړه کندهار) طورى ياد آورى کرده است .
سيصد هزار شهر کنى، به زقيروان
سيصد هزار باغ کنى، به ز قندهار
اين شهر تا تراژيدى نادر افشاد آباد بود و زمانيکه وى در آغاز سال (١١٥٠ ه ش )حکومت ملى هوتک سقوط داد، همزمان با آن شهر کهنه کندهار نيز کاملاً تخريب کرد .
٣-نادرآباد :
شهرسوم يک قلعه نظامى به نام ( نادر آباد ) بود که درسال ١١٥٠ ه – ق توسط نادر افشار تاسيس شده بود.نادرافشار درجريان محاصره شهر کهنه کندهار يک شهر در اطراف زيارت شيرسرخ در جنوب کندهار کنونى اعمار کرد که به استناد ( تاريخ احمدشاهى ) يک قلعه محقر و کج بود و مساحت آن با بخش چهار شهر سابقه برابربود . احمدشاه بابا بزرگ مراسم تاج پوشى خود نيز در زيارت شيرسرخ در پهلوى همين قلعه برگزار کرد و تاسال دهم سلطنت در اين قلعه سکونت داشت و بعداً امور ساختن شهر جديد آغاز شد .
شهرکنونى کندهار :
احمدشاه بابا بزرگ در اوايل سطلنت خود در اين فکر بود، تا شهر جديد کندهار منحيث پايتخت کشور اعمار نمايد، زيراکه قلعه نظامى نادرآباد از يک از نگاه مساحت براى پايتخت يک امپراطورى بزرگ مناسب و موزون نبود و از سوى ديگر موقعيت آن نيز در يک ساحه مرطوب بود ، از همين رو بعد از مشورها، ديدارها و مشاهدات منطقه شهر کنوني را انتخاب و سنگ تهداب کندهار احمدشاهى به تاريخ روز اول ماه ربيخ الثانى سال ( ١١٦٩هـ ق ) گذاشته شد.
اين شهربه نام اشرف البلاد مسمى گرديد و حيثيت خود به شکل پايتخت ومرکز باستانى امپراتورى درانى دريافت کرد .اين شهر در امتداد تاريخ در نوشته ها و آثار مختلف مورخين و سياحين خارجى و داخلى تذکر يافته و نوشته ها در مورد قدامت ، معمارى و باستانى اين شهر تاريخى صورت گرفته است.
اين شهر در اوايل با چهار ناحيه مشتمل بود، در بين خود يک چهار راهى سربسته نيز داشت که از معمارى باستانى کندهارى نماينده گى ميکرد .در دوره معاصر اين شهر به اساس تشکيلات شاروالى بسيار وسيعت يافته و مساحت آن تقريبا به ١٠ ناحيه رسيده است .
آبدات باستانى کندهار :
١-منديگک:
اين تپه ٣١ متر ارتفاع دارد .در واقع اين ارتفاع تپه از اثر ساختمان هاى که بالاى يک ديگر موقعيت دارد، به ميان آمده که از اثر حوادث زمان هزاران سال قبل مکرراً تخريب گرديده و شکل يک تپه با خود گرفته است .
اين تپه از دو هزار سال بدينسو متروک و در معرض تخريبى قرار داشت .ساختمان نخسيتن منديگک که عمرش ( ٩٠٠٠ ) سال ميشود ، برخى بيشتر نشانى هاى ابتدايى انسان چون سنگ هاى تراش شده ، استخوان هاى سيقل شده حيوانات تشخيص ميشود که چيرى ديگر از آن به دست نه آمده ؛اما از اين طبقه تا طبقه ١٥ ، مراحل مختلف تکميل زنده گى باشندگان اين تپه رانشان ميدهد که طبقه اخير آن اسباب مسى نيز دارد .
٢-کتيبه اشوکا:
کتيبه اشوکا از آن اثارى باستانى شمرده ميشود که در نزديکى دروازه شهر کهنه روى يک سنگ بزرگ نقش شده و درسال ١٣٣٧کشف شد .اين سنگ ٥٥ سانتى متر طول و ٤٥-٥٠ سانتى متر عرض دارد .
اين کتيبه با رسم الخط يونانى و آرامى نوشته شده که ١٣ سط اولين ان به خط يونانى و هفت نيم خط متباقى آن به رسم الخط آرامى نوشته شده است .کندن اين خط در زمانيکه دين بودايى توسط اشوکا به مناطق کندهار رسيده شده بود ، صورت گرفته است و تاريخ خط آن ( ٢٥٠ )سال قبل الميلاد است .زبان اين خط يونانى و پشتون قديمى ( پرثوى ) است .
٣-چل زينه ( چهل زينه ):
چهل زينه يک دالان است که در بغل کوه در شمال کندهار کوهنه موقعيت دارد ، زينه هاى آن از دامن کوه آغاز شده ، دامن و دالان با قلم آهن در سنگ کوه کندن کارى شده است .قبلاً دو شير سنگى در دو طرف دالان نيز وجود داشت که اکنون نيست .دى بالاى آن يک پهردارخانه نيز وجود داشت که بعداً کار ديگر بالاى آن صورت گرفته است .
چهل زينه توسط عکسرى ميرزا پسر شاه بابر ساخته شد که کار اعمار آن درسال ( ٩٣٠ هـ ق ) آغاز و درسال(٩٥٣ هـ ق ) تکميل گرديده است .
کار تذهيب و نوشته خط نستعليق دالان چهل زينه توسط مير معصوم کندهارى صورت گرفته است .
زنگ هاى هر دو طرف زينه هاى توسط شاه امان الله خان ساخته شده و بدين حساب مجموعاً ٤٣ زينه دارد.
٤-ارگ :
ارگ نيز از کاخ هاى زمان احمدشاه بابا ميباشد که مرکز ادارى شاهى وى بود .در مقابل آن چهار چمن آباد شده بود و در شمال کندهار احمدشاهى موقعيت داشت که تاپايان قرن ١٩ ميلادى به همان شکل سابق ايستاد بود؛ اماساختمان کنونى ارگ از ساختمان هاى عصر سراجى شمرده ميشود که به اساس حکم سراج المله والدين امير حبيب الله خان در زمان سردارد محمدعثمان خان ( والى کندهار ) اعمار شده است .قبلاً علاوه بر مقام ولايت کندهار تعدادى زياد ادارات دولتى در اينجا فعاليت داشت ، در طرف شمال و جنوب اين ساختمان ، ساختمان هاى ديگر اعمار شده بود که در بين آن يک فرش وجود داشت.
٥-قلعه احمدشاهى :
شهر احمدشاهى کندهار شکل مستطيل داشت و چهار اطراف آن يک قلعه احاطه کرده بود .اين قلعه داراى شش دروازه بود ( دروازه کابل، دروازه ښکارپر، دروازه هرات ، دروازه عيدگاه ، دروازه توپخانه و دروازه برو .)
اين دروازه از تخته هاى زخيم ساخته شده بود .
قلعه احمدشاهى بعد از صدمترى يک برج خروجى داشت که در بخش نظارت خارج قلعه و نزديکى برج از آن ستفاده مى شد .همچنان يک بخش مخصوص براى اندخت توپ در سر هر برج قرار داشت و بين هر دو برج در پنج مترى يک ناوه براى بر آمدن باران ساخته شده بود .
ترميم اخيرين اين قلعه در زمان پاچاهى امير حبيب الله خان صورت گرفت ، در آن زمان سردارد محمدعثمان خان منحيث نايب الحکومه حاکم مقتدر کندهار بود .
اماکن مقدس کندهار :
زيارت خرقه شريفه و مسجد جامع :
سنگ تهداب ساختمان جديد مسجد جامع و خرقه شريفه درسال ( ١١٨٦هـ ق ) در زمان پاچاهى تيمورشاه سدوزى گذاشته شد و کار اعمار آن به تاريخ اول ماه رمضان سال (١١٩٠ هـ ق ) تکميل و خرقه مبارک به آن منتقل شد. باگذشت زمان برخى تغييرات در ساختمان جامع صورت گرفته است؛ اما در زمان سردار محمدعثمان خان تغييرات ويژه در آن به وجود آمد .شکل کنونى اين ساختمان در زمان پاچاهى مرحوم محمدظاهرشاه صورت گرفته است. البته که بعضى از منازل و مقبره ها تخريب گرديده و صحن خرقه مبارک وسعت يافت .
کار نقاشى زيارت خرقه شريفه در زمان پاچاهى امير حبيب الله خان به تلاش هاى سردار نصرالله خان با دست صوفى عبدالحميد بارکزى نقاش ورزيده زمان به پايان رسيد . يک بار کار کاشى کارى خشت اطراف زيارت توسط وزيرمحمدگل خان زمانيکه والى کندهار بود نيز صورت گرفت ،همچنان بعداً اين کار به رهبرى عبدالغفور خان اجرا شد که خشت کاشى آن از سوى خير محمدکلال ساخته شده است .
همچنان اماکن مقدس و زيارت هاى ديگر نيز درکندهار وجود دارد که عبارت است از :
موى مبارك، شاه مقصود آغا، بابا ولى، حضرت جى بابا، جمال بابا، شين غزى اصحابى، دارو نيكه، پير ملا محمدجان اخوند، صابر شاه ملنگ، ميرويس نيكه، احمدشاه بابا، زرغونه انا، ملالۍ، شير سُرخ، ملا شيراخند، سپين كوڅى بابا، صوفى صاحب، اخوند صاحب، ابراهيم خليفه بابا، چهار راهى شهداى ميوند، ميا نور محمد صاحب مزار، خوجك بابا، ملا كټه اخوند، ملا اکا، ملا عبدالحق اخوند، شېخ قلندر، ملا حسن ساکزى، کاکو بابا، بګت بابا، پير زالو بابا، ملا صالح محمد اخوند، ډنګربابا، كابلي شاه، پير زنګي بابا، کاکو بابا، کوټ بابا، زنجير پا، خواجه ملک، جان لالا، شېخ قلندر، يک خاک شهيدان، د شنو ګومبتو زيارت و همچو اماکن ديگر.
مشاهير کندهار :
احمد شاه بابا، ميرويس نيکه،زرغونه انا،ملاله ميوندي،اسماعيل مصور، مير معصوم کندهارى ،مولوى احمد کندهارى،علامه عبدالحق کندهارى،مولوى عبدالواسع کندهارى ،عبدالرحمن لودين، مولوي محمد سرور واصف کندهارى ، غلام محى الدين افغان ،غلام محمد طرزي،محمد ګل نوري،مولوي عبدالرووف خاکي کندهاري،عبدالهادي داوى،بابا عبدالعزيز خان کندهارى،ميرزا حنان بارکزى،مولوي احمدجان تاجر،محمدحسين طالب،عبدالکريم حقاني،علامه ابوالوفا افغاني،پروين ملال،شيخ طاهر کندهارى،سلطان محمد خالص،شيخ صالح کندهارى،فيض محمد انګار،صوفي عبدالحميد خان،ولي محمد مخلص،عبدالغفار بريالى،عبدالله محزون،رحمت الله بابا،محمديوسف ايازى،محمد ولى ځلمى،عبدالصمد ويسا،عبدالرحيم هاتف،عبدالمنان حيرت،عزيز الدين وکيلى،سيد عطامحمد شاه کندهارى،علامه عبدالحى حبيبى،مولانا عبدالخالق واسعى،کانديد اکاډيميسن استاد نوميالى،پوهاند عبدالشکور رشاد،کانديد اکاډيميسن محمد ابراهيم عطايى،فاضل استاد عبدالرووف بېنوا،امين الله خان زمريالى،جان محمد پلار، معاون سرمحقق عبدالهادي هاند، زرغونه کاکړ،سليمان ماکو،عبدالقدوس نجيب،ډاکټر فطرت ناشناس،نورمحمد نورى،پوهاند ميرحسين شاه و ده ها تن ديگر...
ولسوالى ها :
کندهار از ولايات درجه اول افغانستان است که علاوه برمرکز ١٨ واحد ادارى دارد و عبارت است از :
١. شهرکندهار ٢. ډنډ ٣. ژيړۍ ٤. دامان ٥. ارغنداب ٦. ارغستان ٧. پنجوايي ٨. معروف ٩. سپين بولدک ١٠ ميوند ١١. شاوليکوټ ١٢. تخته پُل ١٣. خاکرېز ١٤. نېش ١٥. غورک ١٦. رېګستان ١٧. ميانشين ١٨. ښوراوک.
در ولايت کندهار علاوه بر پشتون ها ، اقوام بلوچ ، تاجک و هزاره نيز سکونت دارند و درپهلوى آن برخى از هندوها در آن مستقر آند .
اين ولايت با داشتن ٢٧٩٤ قريه٤٧٦٧٦ کيلومتر مربع مساحت و نفوس آن درحدود دو ميليون است .
معارف :
ولايت کندهار در تشکيل خود ٤٥٩ باب مکتب دارد که از جمله ٦٠ باب ليسه ، ٦٣باب متوسطه ، ٢٧١ ابتدايه ، ٤ دارالمعلمين ، ٢٢ باب مکاتب مخانيک ، مکتب زراعت و ١٦ باب مدارسى دينى ميباشد .
همچنان در اين ولايت ٩ باب مکتب خصوصى و يک انستيتيوت شخصى موسوم به اوستان فعاليت دارد .
از جمع ٤٠٩مکتب ٢٦٠ باب فعال ، ١٣٢ غير فعال و ٦٧جديد الشمول ميباشد .
درمجموع در ولايت کندهار ١٥٣٠٩٤ شاگرد (١١٢٨٥٨بچه ،٤٠٢٣٦ دختر) مصروف فراگيرى تعليم است.
پوهنتون :
پوهنتون ننگرهار به هدف آموزش سالم نسل جوان درسال ١٣٦٩ هجرى شمسى با ايجاد پوهنځى زراعت فعاليت خود را آغاز کرد و بعداً پوهنځى هاى طب ، انجنيرى، تعلم و تربيه ،شرعيات، اقتصاد و ژورناليزم نيز در آن ايجاد شد .اکنون اين پوهنتون ٢٨٥٠ محصل دارد که ١٢٠ تن از دختر است و امور تحصيلى آن توسط ١٦٢ تن استاد که ٥ تن از زن پيش برده ميشود.
تاکنون ١٠٣٩ محصل از پوهنځى هاى زراعت ، طب ، انجينرى و تعليم تربيه اين پوهنتون فارغ گرديده مصروف خدمت در کشور هستند .از جمع استادان آنها يک دوکتور، ٢٥ ماستر و متباقى آن تا درجه ليسانس تحصيل کرده است .همچنان شپى پوهنځى اين پوهنتون نيز درسال ١٣٨٨ به هدف بالابردن سطح تعليمى معلمين و دافراد داخل خدمت گشايش يافته است .
پوهنتون کندهار با داشتن سه پوهنځى در هلمند و يک پوهنځى در ارزگان بخش هاى ولايتى نيز دارد .
علاوه بر آن دو پوهنتون شخصى با داشتن پوهنحى هاى طب و حقوق در کندهار فعاليت دارد .
صحت:
در ولايت کندهار ٢ شفاخانه عمومى دولت ، ٧ شفاخانه شخصى ، ١٤ باب مراکز اساسى صحى ، ٢٣ باب مراکز مکمل صحى ، ٤٥٤ پوسته صحى و ٩٤ دواخانه در اين ولايت وجود دارد .
٤٥ در صد نفوس کندهار مجبور است تا براى دريافت ادويه از دواخانه نزديک ١٠ کيلومتر سفر نمايند .
٥١ درصد مردم مجبور اند که براى رسيدن به يک مرکز صحى ١٠ کيلومتر سفر نمايند .
سطح صحت :
در ولايت کندهار يک بستر براى ٤٤٠٠مريض ، يک داکتر براى ١٥٣٠٠تن ، يک نرس براى ١١٩٠٠و يک آموزش ديده TBA( دايه ، قابله ) براى ٤٦٠٠خانم ميرسد .
زراعت و مالدارى :
محصولات عمده زراعتى کندهار عبارت است از: گندم، جوار ، جو ، ماش و زيره .
انواع ميوه جات : انگور، انار، زردالو، ګرنگيچ، آلوچه ، انځر، شفتالو و ديگر. ..
انوع سبزيجات: رومى، باذنجان، باميه، مرچک، پياز، باردنگ و ديگر ...
حيوانات : گو، گوسفند، بزه و مرغ ها ...
۱۱۷۹۲۰ هکتار زمين اين ولايت آبيارى ميشود ، ٢٠٠٠ للم است و منابع مهم آبيارى در آن عبارت است از درياهاى ارغنداب ، ترنک ، کدنى ارغستان و همچنان چشمه ها ، کاريزه و برمها .
محصولات زراعتى انگور، آنار ، زردالو ، شليل ،شفتالو ، تربوز ، خربوز ، گندم ، جوار ، انځر، بادام ، سنتروزه و سيب اين ولايت از شهرت برخوردار است و همچنان ميوه هاى خشک کندهار چون بادام ، کشمش، آبجوشى، شکرپاره و ميوه تازه انگور ، انار ، خربوز و تربوز با يکتعداد کشورهاى خارچى صادر ميشود .
معادن:
معادن مرمر، سنگ فلورايت ، سنگ لوميت ، سنگ رخام ،سنگ زغال، معدن گچ، طلا، آهن و همچو چيزى هاى ديگر در ولايت کندهار وجود دارد؛ اما اکنون ٧٠ درصد مردم اين ولايت درچا فقر آند و زنده گى خود از طريق زراعت و مالدارى به پيش ميبرند .
صنعت :
آمريت پارک هاى صنعتى در کندهار درسال ١٣٨٢ ميلادى مثل ساير ولايات ايجاد و تاسيس شد .
ساحه شور اندام براى ساختين فابريکات تعيين و نمرات آن توزيع شد .
آمريت پارک هاى صنعتى، اتحاديه صنعت کاران بخاطر جلب و جذب هر چه بيشتر متشبثين و سرمايه گذراران در سال ١٣٨٣ ه ش ايجاد کرد .
ساحه مذکور به اساس پلان تفصيلى شهرسازى با دو بخش تقسيم شد که يک بخش آن براى فابريکات صنعتى و نمرات براى ٨٤ فابريکه توزيع شده است . از اين جمله ٧٢ فابريکه فعال و متباقى آن از اثر نبود انرژى برق فعاليت توليدى ندارد و ٢٥ فابريکه تحت کار است .
همچنان در داخل شهر کندهار ١٨٥ فابريکه کوچک و شرکت هاى مختلف کوچک وجود دارد . توليدات مهم اين فابريکات عبارت است از : سيخ ها ، گادر ،اسباب المونيمىو پلاستيکى، چپلى، کونجاره ، روغن، صابون و همچو چيزى هاى ديگر ...
يخ خان هاى کندهارى و خامک که صنايع دستى زنان ميباشد، از شهرت بين المللى برخوردار است .
برق :
شهرکندهار از ١٠٠ تا ١١٠ ميگا وات برق نياز دارد که اکنون از ٤٢ ميگاوات برق برخوردار است .
از جمله ١٢ ميگاوات از بند کجکى هلمند و ٣٠ ميگاوات ديگر از جنراتور هاى ديزلى دريافت مى نمايد.
رسانه ها:
رسانهاى ولايت کندهار عبارت است از :
راديوها : کندهار، افغان ازاده ، کليد، وړانګه ، يووالى ، ميرمن ، څانگه ، تعليم الاسلام ، اسلام غږ .
تلويزيون ها : تلويزيون ملى کندهار و تلويزيون هېواد .
مطبوعات چاپى : روزنامه طلوع افغان ( دولتى ) ، روزنامه گرداب (خصوصى)، هفته نامه سور ( اکنون مسدود است )،هفته نامه ټاټوبى ، هفته نامه بڅرکى ( اکنون مسدود است ) ، مجله کندهار ( دولتى)، مجله دوماهه ښکلا( اکنون متوقف گرديده )، کندهار پوهنتون( دو ماهه) ،فصلنامه هوډ ( اکنون متوقف گرديده )،فصلنامه تنده ( اکنون متوقف گرديده )، جريده کندهار ښار( نشريه شاروالى .
ارگان هاى دولتى :
ولايت کندهار به شمول مقام ولايت ٧٠ارگان دولتى و به شمول شهر کندهار ١٨ واحد ادارى دارد.
31/08/2016
معرفی ولایت تاریخی هرات
هرات درغرب کشور موقعيت دارد و از جمله ولايات درجه اول ميباشد که با داشتن منارهاى بلند، مناطق و اثار تاريخى از شهرت خوب برخوردار است .
اين ولايت درخط ٦٣درجه عرض البلد و ٤٣ درجه طول البلد موقعيت دارد .در شمال با ولايت بادغيس و جمهوريت ترکمنستان ، در جنوب با فراه، در شرق با ولايت غور و در غرب با جمهورى اسلامى ايران همسرحد است .نفوس اين ولايت به اساس سرشمارى سال ١٣٨٨ ه ش ١٦٧٦٠٠٠ تن تخمين شده و مساحت آن ٥٥٨٦٨،٥٣کيلومتر مربع ميباشد .
هرات يک شهر باستانى و تاريخى است که در تاريخ با نام هاى مختلف مسمى گرديده و يک مرکز بزرگ اسلام نيز بود .
ولسوالى ها:
ولايت هرات با ١٢ ناحيه و ١٥ ولسوالى تقسيم گرديده که ولسوالى هاى درجه اول آن عبارت است از : شيندند، انجيل ، غوريان ، گذره ، پشتون زرغون و ولسوالى هاى درجه دوم آن اوبه ، کرخ ، کشک ، گلران ، کهسان، زنده جان و ادرسکن و همچنان ولسوالى هاى درجه سوم آن کشک کهنه ، فارسى و چشت شريف ميباشد .
پشتون ها، تاجک ، هزاره ، ترکمن ، ازبک و ايماق از اقوام مهم اين ولايت است که نفوس پشتون ها در يازده ولسوالى سرحدى اين ولايت زياد است .
اين ولايت ٦٢٥١قريه دارد که در تمامى آن شوراهاى همبستگى ملى فعاليت دارد .
بندهاى آب :
بند سلما، بند مشهور آب هرات است که بر لب درياى هريرود اعمار شده و در ولسوالى چشت موقعيت دارد. اين بند داراى ظرفيت ٤٢ ميگاوات ميباشد که با اعمار آن نه تنها ولايت هرات و ساير ولايات همجوار روشن خواهد شد ، بلکه ٢٠٠ هزار جريب زمين را آبيارى خواهد کرد .
کولتور:
شعر و ادب در طبعيت مردم هرات نهفته، از همينرو فعاليت هاى فرهنگى و کلتورى در اين ولايت گسترش يافت است .هرات از زمان هاى باستانى گهواره علم و ادب بود و تعداد زيادى از شاعران وادبيان در دامن خود پرورش داده است .اين ولايت يک زمان پايتخت سکندر مقدونى بود که ارگ هرات يا قلعۀ اختيارالدين اين ولايت از نشان هاى عظمت آن زمان ميباشد .
خواجه عبدالله انصارى ( پيرهرات) صوفى و شاعر بزرگ، عبدالرحمن جامى و همچو چهره هاى ديگر نمونه هاى خوب پيشينه تاريخى اين ولايت ميباشد.اکنون نيز شعراء ، آوازخوانان، نوسينده ها و اشخاص ديگر در اين ولايت وجود دارد . برخى بيشتر انجمن هاى ادبى ، فرهنگى ، هنرى چون انجمن ادبی هرات، استاد مشعل، پيرهرات، انجمن شعر و ادب، انجمن هنری استاد کمال الدين بهزاد، انجمن اجتماعی خواجه عبدالله انصار، اتحاديه مردم غور، اتحاديه اجتماعی ترکمنان،اتحاديه جوانان، اجتماع اخلاق و معرف، انجمن اجتماعی فرهنګی احمدشاه مسعود، انجمن نهضت جوانان، د سپينى ادى کولتورى ټولنه، د ملالى کولتوری ټولنه، د (ور) ادبى ټولنه، د محصل فرهنگى او اجتماعى ټولنه، د شينډنډ د قلموالو ټولنه، د مشرقى ټولنيزه شورا، د مومندو ټولنه، د وردګو ټولنه و د ميدانيانو ټولنه از اتحاديه هاى فعال اين ولايت ميباشد .
ابدات تاريخى :
ولايت هرات از نگاه تاريخى يک ولايت غنى ميباشد که از همينرو از سوى يونيسکو در فهرست ميراث هاى فرهنگى جهان ( هزار شهر هزار زندگى ) شامل شد.
پل مالان، مصلى هرات، مسجدجامع خرقه مبارک ، ارگ هرات يا قلعه اختيار الدين ، مسجد هرات، پيرهرات، شارخ ميرزا ، مولانا ، جامى ، امام فخر راضى، شهزاده قاسم ، شهزاده عبدالله ، سلطان آغا، خواجه غلطان ولى، ملا واعظ کاشفى، خواجه عبدالله انصارى، ملاناسفنج و سيد عبدالله ، مختار مقبرى ، منارهاى هرات و مسجد گوهرشاد بيگم از مناطق تاريخى هرات شمرده ميشود .
مشاهير:
ولايت هرات در امتداد تاريخ مشاهير بزرگ را در دامن خود پرورش داده ، خواجه عبدالله انصارى، عبدالرحمن جامى، امام فخر راضى، خواجه غلطان ولى، مير عبدالواحيد شهيد، سلطان حسين بايقرا، ملکه گوهرشاد بيگم، مهری هروى، سپينه ادى، فضل حق خالقيار، کمال الدين بهزاد، عبدالواحيد بهره، ميرويس صادق، امان الله خان نيکزاد، مولوی خدايداد صالح، امير اسمعيل خان، رنگين دادفر سپنتا، امينه افضلى، داکتر همايون عزيزى، خيرمحمد خيرخوا، سيد محمد خيرخوا، داکتر محمد داود شاه صبا و همچو چهره هاى ديگر از مشاهير مهم اين ولايت ميباشد .
رسانه ها :
اتقاق اسلام روزنامه باستاتى چاپى هرات بود که شماره نخستين آن ٩٥ سال قبل اقبال چاپ يافت . همچنان اکنون علاوه بر تلويزيون ملى تعدادى زيادى از رسانه هاى صوتى، تصويرى و چاپى در اين ولايت فعاليت دارد که عبارت است از: تلويزيون هرات، هرى، ساقى، ميهن، آسيا، تابان ، اميد ،ملت، سيماى غوريان ، ترقى و تلويزيون اصلاح، همچنان هرات ، اموزش، ځوان غږ، هرات کليد، سحر، فرياد ، زحل و شهر زاد از راديوهاى فعال هرات ميباشد .
همچنان روزنامه هاى اتفاق اسلام و روزنامه اخبار و مجلات شهر ما، معرف ، نسيم ايمان و ماهنامه هريوا در اين ولايت چاپ ميشود.
در ولايت هرات علاوه بر رسانه هاى داخلى ، شمارى از رسانه هاى بين المللى نيز شنيده و ديده ميشود که عبارت است از پژواک، رويترز و علاوه بر آژانس هاى ديگر برنامه هاى تلويزيون هاى طلوع ، شمشاد، آريانا، افغان ، لمر، ملى و همچو تلويزيون هاى ديگر و راديو هاى آزادى، بى بى سى ، صداى آلمان ، آرمان ، اراکوزيا، ستاغږ و ديگر نيز شينده ميشود.
هرات :
اکنون در ولايت هرات ٧٩١ مکتب فعال که هفت صد و پنجاه هزار شاگرد مصروف فراگيرى تعليم در آن است و بخش نيمه آن دختران تشکيل کرده است .
يک پوهنتون دولتى و در حدود ده پوهنتون شخصى در آنجا فعاليت دارد و درپهلوى آن ١٥ باب مکتب خصوصى نيز در اين ولايت فعال است .مجموعه تمامى معلمين قرار دادى و رسمى اين ولايت به سه صد هزار تن ميرسد .
زراعت :
ولايت هرات موقعيت جغرافيايى هموار دارد که جريان درياى هريرود، امکانات کشت در اين ولايت بيشتر کرده است .
جنگلات طبيعى بادام و پسته در کوه هاى اين ولايت وجود دارد که منابع مهم تقويت اقتصادى مردم محل شمرده ميشود .
گندم، برنج ، جوار ، انگور، سيب ، توت ، انار ، علاوه بر سبزيجات مختلف زعفران از محصولات مهم زراعتى اين ولايت ميباشد.
صنايع دستى و تجارت :
تجارت و صنايع دستى از عنعنه باستانى مردم اين ولايت ميباشد. اين ولايت قبل از ميلاد نيز يک مرکز مهم سر راه ابريشم بود که از طريق آن آسيايى ميانه با چين و چين را با اروپا ارتباط داده بود .
وسايل ساخته شده شيشه و کاشى از زمان هاى قديم از شهرت جهانى بر خوردار بود که نگهدارى ظروف شيشى و کاشى هرات در شمارى از موزيم هاى جهان ، نمونه هاى خوب آن ميباشد .
اکنون درحدود ٤٥٠ فابريکه صنعتى و شهرک هاى صنعتى در شهر هرات وجود دارد. درسال ٢٠٠١ ميلادى در حدود بيست هزار کارگر افغان و ٣٠٠ کارگر خارجى مصروف کار در اين شهرک بود .
شهرک صنعتى، روبروى ميدان هوايى ملکى هرات در ولسوالى گذره ، درامتداد شاهراه هرات – کندهار موقعيت دارد.
ولايت هرات در سرحد با ترکمنستان و ايران دو بندرها و دو گمرک نيز دارد که به نام هاى بنادر اسلام قلعه و تورغوندى مسمى گرديده،در رشد وضعيت اقتصادى مردم کمک کرده و زمينه هاى کارى براى مردم مساعده کرده است .
بازى ها :
يازده هراز جوانان هرات که شامل دختران نيز است مصروف بازى هاى مختلف ميباشند و تاکنون ١٥ کلپ مختلف ورزشى رسماً با کميته المپيک ثبت گرديده است .
واليبال، باسکيتبال، جدو ، زيبايى اندام ، پهلوانى ، بزکشى و بازى هاى ديگر نمونه هاى مروج در اين ولايت ميباشد .همچنان هزاران جوان مصروف بازى هاى کرکت ، فوتبال، دوش ، تکواندو، ووشو، بدمنتون ، کانگفو ، شطرنج، جوجيستو، هاکى و کيک بوکسينگ ميباشند.
31/08/2016
معرفى ولايت ننگرهار همیشه بهار
ولايت ننگرهار درشرق کشور در ٧٠درجه و ٢٨ دقيقه طول البد شرق ودر ٣٣ درجه و ٥٦دقيقه عرض البد شمال موقعيت دارد که از سطح درياب ٥٩٩ مترارتفاع دارد ، مساحت آن ٧٩١٦کيلومتر مربع و مرکز آن شهر جلال آباد است .
ولايت ننگرهار باداشتن مشخصات تاريخى ، آب هوا ( اقليم ) ميوه جات ، حاصلات و مناظر طبيعى توجه هموطنان به خود جلب کرده است .ازسوى غرب با ولايت هاى کابل و لوگر و از طرف جنوب در منطقه سپين غر با ولايت پکتيا و خيبرپشتونخوا هم سرحد است .
بخش شرقى و جنوب شرقى ننگرهار با خط ديورند همسرحد است .سطح متوسط حرارت ننگرهار درفصل تابستان ٤٥ درجه سانتى گريد و درفصل زمستان تا درجه مثبت ٢ سانتى گريد ميرسد . داراى اقليم مديترانه يى است و سطح بارش آن در زمستان از ٢٤٢-٣٩٠ ميرسد .
معمولاً برف بدون ولسوالى هاى خوگيانى ، حصارک، سپين غر و کوه کشموند در مناطق ديگر اين ولايت نمى بارد، آب و هواى اين مناطق در تابستان معتدل و هوا در مناطق ديگرننگرهار معمولاً گرم ميباشد .
اين ولايت را سلسله کوها محاط کرده که درشمال آن سلسله فرعى کوهى هندوکش که از کوتل پردم آغاز ميشود و با دشت گمبيرى منتهى مى گردد .در همان بخش هاى اخير به نام کوز کنر و دامن کوه کشموند ياد ميشود .سلسله کوه سپين غر در جنوب ، سلسله تورغر در غرب و به سوى شرق آن ولسوالى هاى کامه ، گوشته ، لعل پور و آن سلسله فرعى کوه هندوکش در منطقه مومند آن سوى خط ديورند که از ديوانه بابا نورستان شرقى و از کوتل دورا شرق آغاز ميشود ، تا لوارگى ادامه دارد .
سپين غر يکى از مشهور ترين کوه اقتصادى ننگرهار است که در جنوب ننگرهار موقعيت دارد از ٨٤ کيلومترى شرق شهر پشاور آغاز و به سوى غرب تا سرحدات ولايت لوگر امتداد يافته است .ولايت لوگر و منطقه تيرا خبيرپشتونخوا توسط سپين غر از ننگرهار جدا ميشود . طول اين کوه ١٨٠ کيلومتر ، سطح ارتفاع متوسط آن ٣٥٠٠ متر و در اکثريت فصل هاى سال پُر از برف ميباشد .
دامن هاى سپين غر جنگلات خُرم و سرسبز دارد . باندر، عبدالخيلو تنگى ، پيښى تنگى ، مامند دره ، کوت دره ، دره جو هسکه مينه ، غوښت دره ، پچير اگام دره ، توره بوره ، گوړوکو ، څڅوبى ، تبۍ و کڅونه از دره هاى مهم محسوب ميشود .
همچنان تورغر کوه دوم بزرگ ننگرهار است که در سوى جنوب ننگرهار از درونته آغاز و تا شرق کابل ميرسد .طول تور غر نيز درحدود ١٥٠ کيلومتر، قوله بلند آن ٤١٦٧متر ارتفاع دارد ؛ اما برعکس کوه سپين غر جنگلات ندارد .
ننگرهار بدون درياى سرخرود درياهاى ديگر ندارد و آب درياى سرخرود نيزهموار جارى نيست ، تنها درفصل بهار و گاه گاه آب هاى سيلابى دارد . درياى سرخرود از کوتل غوربند سپين غر سرچشمه ميگيرد و درجريان خود آب هاى وزيرو خوړ از طرف راست ، حصارک ، ماماخيل و مرکى درمنطقه فتح آباد با اين درياى يکجا ميشود .سرخرود از غوربند به سوى شمال جريان دارد و در نزديکى درونته با درياى کابل که آب آن از بند برق درونته ميگذرد و کمى پايين تر يکجا ميشود . از درياى کنر تنها زمين هاى آبى ولسوالى هاى کوزکنر ، کامه ، گوشته و لعل پوره آبياري ميشود .
ارزش اقتصادى :
ننگرهار درامتداد راه ترانزيتى کابل – پشاور موقعيت دارد که فاصله آن ازتونل درونته تا خط فرضى ديورند و بندر تورخم ٩٢ کيلومتر است . همين راه ترانزيتى باعت شده که امکانات کاريابى در ننگرهار به ميان آيد و بدين ترتيب در اقتصاد کشور و به ويژه در اقتصاد ولايات مشرقى سهم فعال گرفته است .
تجارت در ننگرهار يکى از راه هاى مهم گذارندن زنده گى است . شمارى از تجاران ننگرهار علاوه برتجارت در کشور مصروف تجارت جهانى نيز است .تجار بين المللى مال هاى تجارى توسط شرکت هاى خود از کشور هاى مختلف جهان مانند چين ، جاپان ، ازبکستان ، ترکمنستان ، هند ، پاکستان و ساير کشور هاى ديگر وارد مى نمايند .تعداد همچو تجاران کم است . تجار غله جات ، حيوانات ، چوپ وهمچو مواد کوچک قريه به قريه ميروند ، مواد تجارى خريده و آن را به شهر ها انتقال ميدهند .تجاران کوچک اين ولايت مواد تجارتى خود از ولايات ديگر کشور نيز خريدارى مى نمايند و بعداً آن را در بازار هاى جلال آباد ، کابل ، مزار ، پشاور و ساير شهرها بفروش ميرسانند .
ذخاير طبيعى :
تاکنون تعدادى کمى ذخاير طبيعى تثبيت شده است که کندن کارى آن جريان دارد . ذغال سنگ ، شوکانى و مرمر از ذخاير قابل ذکر اين ولايت است .معادن مرمر خوگيانى از شهرت زياد برخوردار است که استخراج آن از چند سال بدينسو ادامه دارد .
همچنان معادن شوکانى و مرمر عبدالخيل شينوارى قابل ذکر است که به شکل خودسر استخراج و محصولات آن به بازار عرضه ميشود .
صنعت :
ننگرهار محيط خوب براى صنعت صنايع دارد ، زيراکه اقليم آن درچهار فصل سال براى کار مساعد است و نسبت به مناطق ديگر کشور فاصله نزديک با بندر تجارتى کراچى پاکستان دارد .طبق تقسيمات ملکى کنونى و تشکيل ادارى ولايت ننگرهار در رديف ولايات درجه اول قرار دارد که مرکزادارى آن شهر جلال آباد است .
جلال آباد نه تنها به سطح ننگرهار، بلکه به سطح چهار ولايت مشرقى کشور يک شهربزرگ است که مواد اوليه مورد نياز زنده گى خود از همين شهر خريدارى مى نمايند . در ولايت ننگرهار شمارى از فابريکات بزرگ و کوچک وجود دارد که صدها جوان و زنان مصروف کار در آن است ، به طور مثال چند فابريکه بزرگ ماربل درولسوالى سرخرود ننگرهار فعاليت دارد که ماربل )نوع سنگ مرمر ) آن به ولايات مختلف کشور انتقال ميشود . اين فابريکات در جريان سال ٢٠٠٣ميلادى ايجاد شده که اکنون نيز فعاليت دارد .
در اين ولايت يک فابريکه اسباب ارمونيه نيز وجود دارد که ديگ بخارها و اسباب ديگر در آن ساخته ميشود ، همچنان درولسوالى سرخرود ننگرهار چند فابريکه بزرگ و کوچک ريکشا فعاليت دارد که تاکنون صدها عراده ريکشا ساخته و هنوز هم فعاليت دارد .در اين ولايت ده ها زن دريک فابريکه زردوزى مصروف کار اند . در اين فابريکات يخن هاى مُره ، لباس هاى گند افغانى و انواع ديگر يخن ها ساخته ميشود .همچنان يک فابريکه توليدى کوچک نشايسته درشهر جلال آباد فعال است که ده ها زن مصروف کار درآن است . يک فابريکه ويژه پکول و کتان در ولسوالى بهسود وجود دارد که ده ها تن در آن کار مى کنند . کارخانه نمک ، کارخانه کوچک چپلى وهمچو تعدادى فابريکات کوچک ديگر نيز وجود دارد . قبلاً دربخش صنايع دستى، بوريا ، کولاى دروز ، چپلى ، اسباب کلالى ، خامتا و چيزى هاى ديگر ساخته مى شد که اکنون برخى بيشر آن از بين رفته است .
ولسوالى ها :
ولايت ننگرهار ٢٢ ولسوالى دارد که ولسوالى موسوم به سپين غر غير رسمى است و به اساس امار رياست انکشاف دهات، ١٢٩١ قريه کوچک و خورد دارد ؛ اما به اساس معلومات رياست زراعت و آبيارى ولايت ننگرهار ٩٩٢ قريه بزرگ و ١٦١ قريه کوچک در اين ولايت وجود دارد ، که افغانستان يکى از پنج شهر بزرگ افغانستان محسوب ميشود و به اساس تراکم نفوس يک ولايت پُرنفوس کشور است .ولسوالى هاى ولايت ننگرهار عبارت است از اچين، بتى کوت، چپرهار، هسکه مينه، خېوه، خوگيانى ، شېرزاد، پچير آگام، حصارک، کوت، نازيان، سپين غر، غنى خيل،گوشته، مومندره، لعلپوره، بهسود، سرخرود، دره نور، دوربابا، رودات و کامه.
رسانه ها :
فعاليت هاى رسانه يى نسبت به سابق در اين ولايت انکشاف کرده است . اکنون تعدادى رسانه هاى دولتى ، غير دولتى ، تصويرى ، چاپى و صوتى در اين ولايت به ٣٣ ميرسد . راديوهاى که ستوديوهاى در ولايت ننگرهار و از همين جا نشرات دارد عبارت است از : راديو تلويزيون ملى ، راديوشرق ، راديو مرام ، راديو صفا ، راديو کليد ،راديو شرق ، راديو نرگس ، راديو اصلاح ، راديو اباسين ، راديو سپين غر ، راديونن ، راديو هميشه بهار ، راديو انعکاس ، راديو حقيقت ،راديو مينه ، راديو وطندار .
راديوهاى که نشرات آن از مرکز کشور پخش ميشود و درننگرهار شينده ميشود ، عبارت است از راديو آرمان ، راديو آريانا ، راديو ارکوزيا ، راديو بى بى سى ، راديو آزادى ، صداى امريکا راديو آشنا ، راديو مشال ، راديو ستا، راديو گوربت ، راديو نوا ، راديو ملى کابل ، راديو سلام وطندار و راديو شمساد .
رسانه هاى تصويرى که ستديوهاى آن در جلال آبد است و از همين جا نشرات مى نمايند عبارت است از تلويزيون ملى ، تلويزيون شرق و تلويزيون تابان ورسانه هاى که از کابل ريلې ميشود عبارت است از تلويزيون ملى کابل ، تلويزيون آشنا، تلويزيون شمشاد ، تلويزيون لمر ، طلوع نيوز ، تلويزيون آريانا ، تلويزيون تمدن ، تلويزيون خورشيد ، تلويزيون ژوندون ، تلويزيون نور و تلويزيون يک .
روزنامه و مجله ننگرهار، روزنامه پشتو –درى شايق ، هفته نامه مثبت بدلون ، هفته نامه و مجله گلاب ، مجله مينه ، مجله جلال آباد ، ماهنامه آريانا ، هفته نامه آنار ، مجله هيله ، مجله زيار ، مجله ارزښت ، مجله موخه ومجله تلوسه از نشريه هاى چاپى ولايت ننگرهار است .
مشاهير :
ولايت ننگرهار زادگاه تاريخى اشخاص و شخصيت هاى مهم اجتماعى ، علمى و سياسى است که از بابت علم ، هنر و ادب يکى از ولايات مهم کشور محسوب ميشود.
هرچند ذکر تمامى مشاهير اين ولايت در اين جا مشکل است ؛ اما نام هاى چند تن به شکل " مشت نمونه خروار " را ميگيريم که عبارت است از وزير محمدگل خان مومند، ايمل خان مومند، صديق الله ريښتين، قيام الدين خادم، موسى شفيق، دوست شينوارى، چکنور ملا، نجم الدين اخوندزاده، مغل خان گوشته، داکتر ناصر شينوارى، داکتر يعقوب شېرزاد، دولکى بابا، مياشرف ګرديوال، گردى غوث،شا فيض الله اغا، ميا على صاحب،مولوى احمد گل،خواجه رزق الله، ملامست، اخوند موسى بتى کوتى، پاپين خيل، اخوند دروېزه، ميا فقيرالله جلال ابادى، مولوى محمد ابراهيم کاموى، مراد على صاحب زاده صاحب، برهان الدين کوشککى، محمد امين خوگيانى، شمس الدين قلعتکى، پوهاند زيور، عبدالرحمان پژواک، محمد اکبر معتمد، ميا محمد نعيم، عبدالله بختانى خدمتگار، مجاور احمد زيار، قارى برکت الله سليم، عبدالحق، ملنگ جان و دوست شينوارى .
کلتور :
تلاش های فرهنگى در ولايت ننگرهار از سابق آغاز گرديده و فعلاً تعدادى زيادى از انجمن هاى فرهنگى و ادبى مانند ننگرهار ادبى بهير ، جلال کوت ادبى خوځښت ، ختيځ ادبى بهير ، دختيځې سيمې دليکوالواو ژورناليستانو خپلواکه ټولنه ، رود ادبى بهير ، ناګار ټولنه و همچو تعدادى زيادى ديگر .علاوه بر اين شمارى ازاتحاديه هاى ناشران کتاب نيز در اين ولايت وجود دارد که تاکنون هزاران جلد کتاب را چاپ کرده است ، برخى از آنها عبارت است از مومند خپرندويه ټولنه، ګودر خپرندويه ټولنه، مسلم خپرندويه ټولنه، ګنداهارا خپرندويه ټولنه، مازيګر خپرندويه ټولنه، ختيځ خپرندويه ټولنه، همدرد خپرندويه ټولنه، صداقت خپرندويه ټولنه و اتحاديه نشراتى مستقل نوسيندگان و خبرنگاران زون شرق .
مشاعره سالانه گل نارنج در ننگرهار همه ساله در فصل بهار برگزار ميشود که شاعران و فرهنگيان ولايات مختلف کشور در آن اشتراک مى کنند . اين مشاعره درحدود نيم قرن قدامت دارد که هنوز هم درفصل بهار هر سال تجليل ميشود .ولايت ننگرهار موسيقى ويژه دارد که سامان آلات مخصوص آن اکثراً ( هارمونيه ) تبله ، ربات ، منگى ، سيتار و همچو ديگر است که نواخته ميشود .فرق آن با ساير سامان آلات موسيقى تنها در انتخاب نواختن ، کمپوز و فورم شعر محسوس ميشود .
اين موسيقى محلى ترتيب و تنظيم ويژه با خود دارد ، موسيقى از مقام آغاز ميشود ، بعداً غزل ، داستان ، چاربيته ، لوبه و سروکى خوانده ميشود .گاه گاه قبل از چاربيتى و لوبه ټپه به يک لحن ويژه ياقربان اجرا ميشود .
شمارى از هنرمندان در جلال آباد کورس هاى ويژه هنرى دارد که شاگردان آن در بخش هارمونيه ، تبله ، سيتار و همچو چيزى هاى ديگر آموزش مى بيند .کورس هاى ويژه براى خطاطى و پارچه هاى تمثيلى نيز موجود است . مديريت ويژه افغان فلم در رياست اطلاعات و فرهنگ اين ولايت نيز فعاليت دارد .همچنان يک اداره ويژه فلم ها به نام سپين غر در ننگرهار موجود است .
بازى ها :
ورزش از سابقه بيشتر در ولايت ننگرهار برخوردار است و از زمان هاى قبلى در اين ولايت علاقه مندان دارد و تاکنون نيز انجام ميشود .کلب هاى ورزشى در اين ولايت موجود است که جوانان درآن دربخش هاى مختلف ورزشى آموزش مى بينند . در اين ولايت بازى هاى چون کرکت ، واليبال ، فوتبال ، بوکسينگ ، کيوکيشن ، تکواندو ، کانفوتوا ، باستکيتبال ، زبيايى اندام ، کوشتى و همچو بازى هاى ديگر موجود است که جوانان در آن ازسوى استادان تحت آموزش گرفته ميشوند .همچنان برخى از بازى هاى مانند خوسکى ، ډزغپى ، پټ پټونى ، سنگ اندازى ، ډۍ او ډانګ و همچو بازى هاى ديگر مردمى در ولسوالى ها و مناطق دور افتاده مروج است که جوانان را مصروف ساخته است . در اين ولايت آمريت هاى ويژه تربيت بدنى و کرکت موجود است که هزارن جوان را در ولسوالى هاى مختلف آموزش ميدهند و هنوز هم جريان دارد .
معارف :
در ولايت ننگرهار تاکنون٧٧٥هزارشاگرد در ٨٥٥ موسسه تعليمى مصروف تعليم آند که ٤٢ در صد آن دختران تشکيل کرده است .در اين مکاتب ١٤ هزار معلم توظيف شده که اخيراً مشکل سرپناه ٣٠٠ باب مکتب حل شده است .در پوهنتون ننگرهار به ١١ هزار محصل از سوى ٥٠٠ استاد تدريس داده ميشود . اين پوهنتون سابقه پنجاه ساله دارد و ١٣ پوهنځى مختلف در آن فعال است که عبارت است از طب ، انجينرى ، تعليم و تربيه ، وترنرى ، زراعت ، کمپيوټر ساينس ،ژورنالېزم ، ساينس ، ادبيات ، حقوق و شرعيات . در اين ولايت علاوه بر يک باب دارالمعلمين هشت الحاقيه ديگر نيز وجود دارد که هزارن محصل در آن مصروف تحصيل اند .
زراعت :
اينکه ولايت ننگرهار از ولايات سرسبز ننگرهار است، پس برخى بيشتر مردم آن مصروف زراعت و مالدارى اند، ولسوالى هاى آن آب بيشتر دارد ، توليدات اين ولايت در بخش غله جات و دانه ها عبارت است از روميان، پياز ، باميه ، کدو، گلپى ، مولى ، آلو ، کچالو ، گندم، برنج ، جوار، جو ، گدن ؟ و ديگر است .
خانواده ستروس در اين ولايت از حاصل خوب برخوردار است که پروژه انکشافى ناوه ننگرهار يکى از نمونه هاى خوب آن است . همچنان دراين ولايت تربوز ، انگور، زردالو ، شفتالو ، آلوچه ،امروت ، خربوزه و همچو ميوه هاى ديگر حاصلات خوب دارد و درميوه هاى خشک آن جلغوزه ، بادام ، چهار مغز و ديگر موجود است .
بندها آب :
بند بزرگ آب در ننگرهار درونته است که درحدود سه ميگاوات برق را توليد کرده است . اين بند ده ها سال قبل از سوى يک کمپني روسى ساخته شده است که تاکنون نيز فعاليت دارد .
بند زيړى بابا که درخيوه موقعيت دارد کارهاى اعمار آن درسال ١٣٨٥ ه ش تکميل شده و هزاران جريب زمين ولسوالى کوز کنر آبيارى کرده است .
آبدات تاريخ :
معبدهاى باستانى در ولسوالى سرخرود ننگرهار، هستوپه، مغاره ها بهر آباد ، چهارباغ صفا ، تخت بابر، راه کلان ، مزار شاه فيض الله آغا ، نجم الدين آخندزاده ، معبدها غوچک ، معبدهاى درونته و همچو جاهاى ديگر در اين ولايت موجود است .
همچنان زيارت دولکى بابا ، زيارت مياعلى صاحب ،آخوند موسى بتى کوتى ، مياشرف ، گردى غوث ، سراج العمارت ، مقبره غازى آمان الله خان ، مزار پاچان و همچو مزار هاى ديگر در اين ولايت موجود است .
در ولايت ننگرهار يک موزيم نيز موجود است که به نام موزيم هډه ياد ميشود . اين موزيم مربوط رياست اطلاعات وفرهنگ است و از موزيم هاى باستانى محسوب ميشود . درجريان جنگ ها چند بار تخريب شده و بعداً کم کم اعمار شده که اکنون نيز مورد توجه بيشتر قرار نگرفته و کدام مشخصه ندارد .
نيازمنديها :
اعمار راه دوم تورخم – جلال آباد يکى از نياز هاى مهم ولايت ننگرهار است .همچنان پول بهسود که در وضعيت تخريبى به سرميبرد ، دو ولايت و چهار ولسوالى با مرکز وصل مى کند ، بايد اعمار گردد. ميدان هوايى ننگرهار بايد ساخته شود ، تا مورد استفاده طياره هاى ملکى نيز قرار گيرد؛ اما اعمار اساسى اين ميدان به کمک دولت مرکزى و جامعه بين المللى نياز دارد . اعمارپارک هاى صنعتى ، باسازى بند برق درونته و زمينه سازى براى برق نورى از نيازمندى هاى ديگر مردم اين ولايت است .
Click here to claim your Sponsored Listing.
Location
Category
Website
Address
Bukhari Colony, Dalazak Road
Peshawar