آکادمی پولسازی

آکادمی پولسازی

Share

اینجا تجربیات مربوط به کسب و کار موفق منتشر میشود.

16/10/2014

*توجه********توجه*
جلسه آموزشی حضوری «چگونه پول بیشتری بسازیم؟»
دوشنبه 5 آبان
ساعت 5 تا 9 عصر (با پذیرایی)
فقط 50 هزار تومان

مربی: ناصر زحمتکش مدیر مجموعه نشریات هنر آشپزی، روانشناسی امروز و .... مدیر عامل مرکز تحقیقات طرحهای صنعتی و تولیدی با بیش از 20 سال تجربه مفید مدیریتی

تلفن هماهنگی برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
88276000 (کد تهران 021)
88261920 (کد تهران 021)
سرکار خانم قلیچ لو
تماس در ساعات اداری روزهای غیر تعطیل شنبه تا چهارشنبه

مطمئنا جلسه موثری خواهد بود؛ پس لطفا بین آشنایان علاقه مندتان نیز اطلاع رسانی کنید؛ رسانه شمایید!

12/09/2014

آموزگاران موفقیت دو دسته هستند. گروهی از جنس واعظان و سخنگویان صرف؛ و گروهی دیگر از جنس مردان تجربه.
سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی
به عمل کار برآید، به سخنرانی نیست!

11/08/2014

در دنیای امروز شما می خواهید از چه راهي كسب درآمد و ایجاد ثروت بنمایید؟
ميخواهيد تاجر باشيد يا بانكدار؟ كارخانه دار يا كاميون دار؟ اجاره دار يا مزرعه دار؟ انباردار يا دام دار؟ استاد دانشگاه یا فروشنده؟ و ...
***
جلسه گذشته اشاره ای داشتم به غصب
در گذشته این مفهوم برای قدرتمندان و مردم مفهوم تر و آشناتر بود. اخیرا ذهنها کمی از آن دور شده اند. مثلا همین چند سال قبل روسیه حدود 20% از خاک گرجستان را به اشغال خود درآورد و بنابراین اقتصاد آن منطقه در ید اختیار دولت روسیه قرار گرفت!
البته منشاء این حمله نظامی نزدیکی بیش از حد گرجستان به آمریکا و دور شدنش از روسیه بود.
از آن هم تازه تر جدا شدن منطقه سرسبز و توریستی کیریمی (شبه جزیره کریمه) از اوکراین و پیوستن آن به روسیه طی همه پرسی و به روش سیاسی از طریق ابزار مورد تایید دولتهای بلوک غرب بود.
بد نیست نگاهی گذرا به فلسفه تاریخ ابن خلدون داشته باشید.
***
اما فلسفه تاریخ دیگری داریم که رخدادهای تاریخی را از دیدگاه اقتصادی و با دلایل اقتصادی بررسی و توجیه میکند. فلسفه تاریخ مارکس.
مارکس فارغ از آن که پیش بینی اش از آینده تاریخ به دلایل فراوان از جمله انعطاف پذیری و هشیاری سرمایه داری غربی به تحقق نپیوست. به عنوان یک فیلسوف و اقتصاد دان مطالعات ارزشمندی در خصوص نقش اقتصاد و ارتباط آن در رخدادهای تاریخی دارد.
او معتقد است که فرهنگ از اقتصاد رنگ میگیرد. مثلا جامعه کشاورزی و دامپروری مقتضیاتی دارد که با مقتضیات جامعه صنعتی تطابق کامل ندارد.
برای تبیین مساله کافی است از تاثیری که ابزارهای ارتباط جمعی امروزه در زندگی ما گذاشته اند و به تبع آن بر روی اقتصاد و فرهنگ نیز موثر بوده اند؛ مثال بزنیم.
***
اما ادامه بحث پیرو پرسش این مقاله:
شناخت انواع كسب و كار
ببینید مشاغل و فعالیتهای اقتصادی که ایجاد درآمد و ثروت می کنند؛ به 4 دسته کلی تقسیم میشوند:
خدماتي (آموزش ـ هنر ـ حقوق ـ حسابداري و ...)
توليدي (كشاورزي و دامپروري ـ صنعتي)
تجاري (خرید و فروش ـ واردات ـ صادرات ـ بنگاه داری و ....)
مالي (بانکداری ـ صرافی ـ سهام و بورس و ....)
شرایط این فعالیتها و حتی روحیه افراد موفق در آنها کاملا با هم متفاوت است.
***
ماهیت این فعالیتها و روحیات انسانهایی که به آنها می پردازند و موفق هستند با هم فرق دارد.
یک انسان تاجر پیشه انسانی است فرصت طلب (لزوما منفی تلقی نکنید). سرعت عمل در موفقیت او تاثیر مستقیم دارد. او ممکن است مال التجاره ای را حتی قبل از آن که خود شخصا رویت کرده باشد بفروشد.
یک تولید کننده معمولا پشتکار و صبر بیشتری دارد. باید مدتهای گاه مدید صبر کند تا اصل سرمایه او به نقطه سر به سری برسد و مسهلک شود.
در مشاغل خدماتی نیز شما باید روحیه مردمداری ذاتی برای موفقیت داشته باشید. البته در سراسر جهان این مشاغل رو به توسعه هستند.
تامین کنندگان سرمایه نیز روحیات خاص خود را دارند. در طول تاریخ خبره ترین آنها یهودیان بوده اند. حتی پدران بانکداری جهان هستند. البته با متوسط نرخ بهره سالیانه 4% معامله میکنند و تامین سرمایه. دیگرانی که سعی در تقلید از آنان دارند عملا به چرخه اقتصاد جوامع لطمه میزنند. نمونه اش بانکداری ظاهراً اسلامی کشور خودمان است با متوسط نرخ بهره دو رقمی! گاه بالغ بر 30% + کارمزد و امثال آن.

25/07/2014

رابطه ثروت و مذهب
به نظر شما ثروتمند شدن با مذهبی (/ایدئولوژیک) بودن نسبت مستقیم داره یا معکوس؟
مثلا اغلب دیده اید که بعضی خانواده های مذهبی تصورشان این است که ثروت امکان حلال بودنش کم است.
از طرفی ثروتمندان اغلب دست کم وانمود میکنند که دارایی و ثروتشان ناشی از لطف خدا هست. هذا من فضل ربی
من مثالی میزنم تا این ارتباط درک شود.
مذهب از این جهت در وضعیت اقتصادی شما دخیل است که از نوع جهانبینی است. و چنانکه در درسهای جلسات گذشته گفته بودم جهانبینی در وضعیت مالی شما نقش دارد.
وبر مطالعه دقیقی دارد در میان اندیشه ها و در نتیجه وضعیت اقتصادی طرفداران مذهب کاتولیک (جهانی) و پروتستان (معترضه). در حال حاضر به طور واضح وضعیت پروتستانها شامل آمریکا، آلمان و بریتانیا به مراتب توسعه یافته تر از ایتالیا و اسپانیا و آمریکای لاتین هست.
یکی از فرقهای واضح آن است که کاتولیکها نظر به رهبانیت دارند. اما پروتستانها شکر نعمت را در استفاده بهینه از آن نعمت میدانند.
لان شکرتم لازیدنکم: اگر شکرگزار باشید همانا برای شما افزونتر خواهم نمود
***
اما پرسشی دیگر:
سرمنشاء مالکیت (مشخصا مالکیت زمین) در جهان چیست؟
همین دانشمند فرزانه جناب آقای ماکس وبر مطالعه ارزشمند دیگری نیز دارد. موضوع این مطالعه منشاء مالکیت زمین در اروپا است؟!
و اما پاسخ؟ غصب؛ یعنی تملک و در اختیار گرفتن با زور!
آیا چنین نیست؟ اساساً مرزبندی سیاسی کشورها حاصل چنین تملکی است.
نکته: در اقتصاد اسلامی به صورت نظری اگر شما زمینی را آباد کنید مالکیت آن به شما تعلق خواهد داشت.
***
در گذشته این مفهوم برای قدرتمندان و مردم مفهوم تر و آشنا تر بود. اخیرا ذهنها کمی از آن دور شده اند. مثلا همین چند سال قبل روسیه حدود 20% از خاک گرجستان را به اشغال خود درآورد و بنابراین اقتصاد آن منطقه در ید اختیار دولت روسیه قرار گرفت!
البته منشاء این حمله نظامی نزدیکی بیش از حد گرجستان به آمریکا و دور شدنش از روسیه بود.
از آن هم تازه تر جدا شدن منطقه سرسبز و توریستی کیریمی (شبه جزیره کریمه) از اوکراین و پیوستن آن به روسیه طی همه پرسی و به روش سیاسی از طریق ابزار مورد تایید دولتهای بلوک غرب بود.
بد نیست نگاهی گذرا به فلسفه تاریخ ابن خلدون داشته باشید.
***
اما فلسفه تاریخ دیگری داریم که رخدادهای تاریخی را از دیدگاه اقتصادی و با دلایل اقتصادی بررسی و توجیه میکند. فلسفه تاریخ مارکس.
مارکس فارغ از آن که پیش بینی اش از آینده تاریخ به دلایل فراوان از جمله انعطاف پذیری و هشیاری سرمایه داری غربی به تحقق نپیوست. به عنوان یک فیلسوف و اقتصاد دان مطالعات ارزشمندی در خصوص نقش اقتصاد و ارتباط آن در رخدادهای تاریخی دارد.
او معتقد است که فرهنگ از اقتصاد رنگ میگیرد. مثلا جامعه کشاورزی و دامپروری مقتضیاتی دارد که با مقتضیات جامعه صنعتی تطابق کامل ندارد.
برای تبیین مساله کافی است از تاثیری که ابزارهای ارتباط جمعی امروزه در زندگی ما گذاشته اند و به تبع آن بر روی اقتصاد و فرهنگ نیز موثر بوده اند؛ مثال بزنیم.

23/07/2014

تحلیلی از سفیر سوئیس در ایران
چند سال قبل در سمیناری اقتصادی شرکت کرده بودم. یکی از سخنرانان سفیر محترم سوئیس در ایران بود. تفسیری داشت از نحوه توزیع هوش و تحصیلات در ایران که برای همه واضح بود. ولی نقل موکد و طبقه بندی شده توسط ایشان دست کم در فهم عمیق فاجعه برای من بسیار موثر واقع شد.
فرمودند که در همه جای دنیا وقتی دانش آموزی نمره خوب در حد 70% دارد او را برای آموزش پزشکی انتخاب میکنند که علمی تجربی است.
وقتی نمره 75% باشد او را به عنوان دانشجوی مهندسی انتخاب میکنند.
وقتی نمره بشود 80% او را برای علوم پایه انتخاب میکنند تا بتواند تحقیق کند.
وقتی نمره میشود 90% او را برای علوم انسانی انتخاب میکنند تا بتواند مسائل بشر را حل کند.
وقتی نمره بالای 95% است او را به عنوان مدیر تربیت میکنند تا بتواند همه این ها را اداره کند و حاصل دانش و مهارتشان را به ثمر برساند.
[اگر خطا نکنم نخبگان فراتر از این نیز برای فلسفه انتخاب میشدند.]
نظر ایشان این بود که چیدمان این هرم در جامعه ایرانی معکوس است!
فکر میکنم اگر کمی دقت بفرمایید شما نیز این نظر را تایید خواهید کرد.
***
توجه میفرمایید که چه پیچیدگی های واضحی در ساختار آموزش و اقتصاد ما وجود دارد.
***
سوال جلسه بعد:
به نظر شما ثروتمند شدن با مذهبی (/ایدئولوژیک) بودن نسبت مستقیم داره یا معکوس؟
***
لطفا نظرات خودتون رو بنویسید.

22/07/2014

یک داستانک:
بهار همين گلهاي كنار جوي آب هستند.
روزی روزگاری دانه ای برف در روزهای نخستین بهار و پایان زمستان زیر حرارت خورشید از خواب بیدار شد. و تبدیل شد به قطره ای آب و به تعداد زیادی از همنوعانش پیوست. آنها گفتند می خواهیم برویم بهار را ببینیم. او هم گفت پس من هم با شما می آیم.
همچنان که میرفتند و میرفتند و سنگهای کف رودخانه را میشستند و گاهی قل میدادند چشمشان به بچه آهویی خورد که آمده بود لب جو تا آبی بنوشد و رفع عطش کند. بچه آهو گفت کمی صبر کن تا با هم بازی کنیم. قطره آب گفت نه من عجله دارم و میخواهم بروم و بهار را ببینم.
همین اتفاق برای گلی افتاد و برای زن جوانی که رختی میشست و برای پسرکی که می خواست ماهی بگیرد برای تنگ سفره هفت سین.
ناگهان قطره آب خود را در آغوش دریا دید. نالید که من میخواستم بهار را ببینم اما خبری نبود که نبود.
ابر بهاری مادرانه گفت فرزندم هر آنچه در مسیر دیدی جزئی از بهار بود. این تو بودی که عجله کردی و فرصت بهره جویی و لذت از بهار را از دست دادی.
***
نتیجه اخلاقی:
به گونه اي زندگي كنيد كه اگر همين فردا مرديد هم پشيمان نباشيد؛ اگر صد سال هم زنده بوديد پشيمان نباشيد.
یعنی باید یاد بگیریم شنا کردن را و نه شالاپ شولوپ خسته کننده تو ام با درجا زدن.
باید بیاموزید تا بین کار و زندگی خود پیوند و تعادل ایجاد کنید.

21/07/2014

خودت باش و هدف داشته باش!
كار شما براي ديگران بايد قبل از سي سالگي و به منظور كسب تجربه و فراگيري فنون باشد. به شخصه مردان و زنان زیادی را می شناسم که ثروتمند نیستند ولی خوشبختند. خوب زیستن و شاد زیستن از غنی زیستن مهم تر است.
باور کنید که تقریبا همه کارهای دنیا به شرط آن که با انگیزه بالا و از روش درست انجام شوند میتوانند کمابیش پولساز باشند. بنابراین اولویت نخست این باشد که واقعا به چه کاری علاقه دارید و از انجام آن لذت می برید.
البته اگر سی سالگی را رد کرده اید؛ نا امید نشوید. سن تقویمی زیاد مهم نیست. روحیات شما اهمیت بیشتری دارند.
در هر صنفی که تصور کنید انسانهای فوق العاده موفق و پولساز و مدیران برجسته ای حضور دارند. پس سعی نکنید صرفا تقلیدکار باشید. خودتان باشید و هدف داشته باشید.
***
یک داستانک:
بهار همين گلهاي كنار جوي آب هستند.
روزی روزگاری دانه ای برف در روزهای نخستین بهار و پایان زمستان زیر حرارت خورشید از خواب بیدار شد. و تبدیل شد به قطره ای آب و به تعداد زیادی از همنوعانش پیوست. آنها گفتند می خواهیم برویم بهار را ببینیم. او هم گفت پس من هم با شما می آیم.
همچنان که میرفتند و میرفتند و سنگهای کف رودخانه را میشستند و گاهی قل میدادند چشمشان به بچه آهویی خورد که آمده بود لب جو تا آبی بنوشد و رفع عطش کند. بچه آهو گفت کمی صبر کن تا با هم بازی کنیم. قطره آب گفت نه من عجله دارم و میخواهم بروم و بهار را ببینم.
همین اتفاق برای گلی افتاد و برای زن جوانی که رختی میشست و برای پسرکی که می خواست ماهی بگیرد برای تنگ سفره هفت سین.
ناگهان قطره آب خود را در آغوش دریا دید. نالید که من میخواستم بهار را ببینم اما خبری نبود که نبود.
ابر بهاری مادرانه گفت فرزندم هر آنچه در مسیر دیدی جزئی از بهار بود. این تو بودی که عجله کردی و فرصت بهره جویی و لذت از بهار را از دست دادی.
***
نتیجه اخلاقی:
به گونه اي زندگي كنيد كه اگر همين فردا مرديد هم پشيمان نباشيد؛ اگر صد سال هم زنده بوديد پشيمان نباشيد.
یعنی باید یاد بگیریم شنا کردن را و نه شالاپ شولوپ خسته کننده تو ام با درجا زدن.
باید بیاموزید تا بین کار و زندگی خود پیوند و تعادل ایجاد کنید.

***
در نوشتار قبل گفته بودم:
شما باید راه ویژه و خاص خودتان به سوی کارفرما شدن (حقوق بده بودن) را پیدا کنید. در واقع باید کارفرما شدن را از کسی که هم بلد است و هم حاضر است به شما بیاموزد فرا بگیرید.
«پول پول مياره كارگر بيل ميزنه.» اين عبارت را براي اولين بار وقتي نوجوان بودم، از پدر بزرگ مادريم شنيدم.
معمولا دستمزدها بر اساس عرف حاكم و در بهترين شرايط بر اساس تمايل و توجه به رعايت كفو و سبك و ساختار زندگي نيروي كار در نظر گرفته ميشوند.
پیش فرض آن است که هيچ كس با كار كردن محض پولدار نمي شود. بنابراین شما بايد هم مديريت بدانيد و هم به منابع سرمايه ای دسترسی داشته باشيد. تا سرمايه تان برايتان كار كند و بقيه آدمهاي حقوق بگير!
نا امید نشوید!
چنانکه آفریقا قاره ای است فوق العاده ثروتمند ولی به دلایل زیادی توان بهره برداری از این ثروت را ندارد!
هنر این دوره باید آن باشد که به آنانی که سرمایه ندارند یا منابع خود را نمیشناسند کمک کند.

19/07/2014

حقوق بگير بدنيا آمديد يا حقوق بده؟
«پول پول مياره كارگر بيل ميزنه.» اين عبارت را براي اولين بار وقتي نوجوان بودم، از پدر بزرگ مادريم شنيدم.
از سويي در سالهاي اوليه دانشگاه با فرزند يكي از موفق‌ترين صاحبان صنايع شيميايي ايران آشنا شدم. در گير و دار جستجوي راهكار براي استقلال مالي و پول درآوردن از پدرش خواستم تا به من كاري بدهد؛ ايشان فرمدند: «تو تواناييهاي زيادي داري و من ميتوانم تو را استخدام كنم. دست كم اين كه ميتوانم از تو بخواهم متوني را برايم ترجمه كني، ولي اول برو و فكر كن كه آيا ميخواهي حقوق بگير باشي يا حقوق بده؟! مردم وقتي به دنيا مي‌آيند، دو دسته‌اند، حقوق بگير يا حقوق بده؛ اگر حقوق بگير شوي، ورود به جرگه حقوق بده‌ها برايت خيلي سخت خواهد شد.»
ايشان در يكي از روستاهاي طالقان به دنيا آمده بود و پدرش آهنگر روستايشان بود. همه مي‌دانيم كه وقتي كسي در آن زمان در جامعه روستايي كار فني انجام مي‌داده است، يعني حتي زمين كافي براي كشت و زرع نداشته است. ايشان در نوجواني به مناسبت شركت در يك نمايشگاه ابداعات براي مدت محدودي به كشور آلمان مي‌رود. پس از بازگشت به ايران عزم خود را جزم مي‌كند تا به آلمان برود و در آنجا كار كند و ادامه تحصيل بدهد. گويا در آغاز فعاليت در آلمان ضمن تحصيل باربر بوده است. ولي در آنجا نيز موفقيتهايي كسب مي‌كند و پس از پايان تحصيلات مهندسي يه ايران باز مي‌گردد و موفق به تاسيس و راه‌اندازي يكي از بزرگترين كارخانه‌هاي رنگسازي كشور مي‌شود و ... .
صحبت ايشان مرا در فكر فرو برد و ديگر از او تقاضاي كار نكردم. حتی فکر کردم جواب رد مودبانه ای گرفته ام. پس از مدتي از من پرسيد كه چه تصميمي گرفته‌ام. دانستم که موضوع جدی بوده است. در پاسخ گفتم كه مي‌خواهم حقوق بده باشم ولي چه بايد بكنم. ايشان گفت فعلا به اين فكر كن كه چطور ميتواني روزانه يكصد تومان درآمد داشته باشي. بعد دنبال اين باش كه چگونه اين درآمد افزايش پيدا كند!
***
معمولا دستمزدها بر اساس عرف حاكم و در بهترين شرايط بر اساس تمايل و توجه به رعايت كفو و سبك و ساختار زندگي نيروي كار در نظر گرفته ميشوند.
پیش فرض آن است که هيچ كس با كار كردن محض پولدار نمي شود. بنابراین شما بايد هم مديريت بدانيد و هم به منابع سرمايه ای دسترسی داشته باشيد. تا سرمايه تان برايتان كار كند و بقيه آدمهاي حقوق بگير!
***
به نظر شما آفریقا قاره ای ثروتمند است یا فقیر؟
***
البته نا امید نشوید!
چنانکه آفریقا قاره ای است فوق العاده ثروتمند ولی به دلایل زیادی توان بهره برداری از این ثروت را ندارد!
هنر این دوره باید آن باشد که به آنانی که سرمایه ندارند یا منابع خود را نمیشناسند کمک کند.

18/07/2014

به نام خدا
خلاصه مطالب جلسات گذشته برای دوستانی که ممکنه تازه به جمع پیوسته باشند:
1ـ ما مفاهیم «پولدار»، «پولساز»، «موفق» و «خوشبخت» جداگانه تعریف کردیم. (توضیحات مفصل را از دوستان حاضر در جلسات بپرسید.)
2ـ همچنین اشاره شد به این که مهمترين عامل براي پولساز شدن انگیزه است. (روش های انگیزش هنوز مورد بررسی قرار نگرفته اند)
3ـ با ذکر مثال (کچلی با 3 تار مو) گفتم که جهانبینی در خوشبختی انسان و در موفقیتش و در نتیجه در پولساز بودنش موثر است. باورهای خود را بازسازی کنید. باور و اندیشه هر کسی سرنوشت او را تعیین می کند.
4ـ چهار عامل مستقل دخیل در ایجاد ثروت در بازی اقتصاد عبارتند از: سرمایه (و منابع) ـ زمین و ابزار ـ کار و مدیریت.
پاداش سرمایه بهره است.
پاداش زمین و ابزار اجاره (رانت) است.
پاداش کار مزد است.
5ـ هشيارانه و آگاهانه شغل خود را انتخاب كنيد و چشم خود را در جاي مناسبي بگشاييد./ حتما به اين شغل علاقه داشته باشيد. نگران حرف (شماتت) دیگران نباشید.
6ـ سیستم آموزشی کلاسیک در ایران به شما چیزی می آموزد؛ که اگر نیاموخته بودید احتمال موفقیت بیشتری داشتید! متاسفانه در سیستم آموزشی نیز شما نخواهید توانست راز و رمز کسب درآمد را به تمام و کمال بیاموزید.
در پایان پرسیده بودم که :
برای پولدار شدن باید چه کسی(/چگونه کسی) را الگو قرار دهیم؟
***
در صورت علاقه به شرکت در دوره های حضوری منسجم تر و آگاهی از شرایط آنها، اعلان بفرمایید تا همکارانم شما را در جریان امر قرار دهند.
مباحث آموزشی رایگان ما جنبه تبلیغاتی صرف ندارند و همچنان ادامه خواهند داشت. ولی اگر میخواهید زودتر حس کنجکاوی خود را ارضا کنید و وقت برایتان طلا است؛ از دیدار شما خشنود خواهیم شد.
***
ادامه بحث:
در مورد اشتغال متاسفانه اغلب دوستان سرنوشت خود را به دست تقدیر می سپارند. این که اطرافیان در چه شغلی هستند معمولا در این سرنوشت دخیل است. این که تصادفا در چه رشته ای تحصیل کرده اند میتواند دخیل باشد.
***
در مورد آموزش کمی بیشتر توضیح میدهم:
یکی از حاضران در گروه که آموزشگاه نقاشی ویژه کودکان دارد. میگفت خردسالان زیر 5 سال سرشار از ایده و خلاقیت در نقاشی هستند. ولی آنهایی که 7 ساله اند و کلاس اول ابتدایی را گذرانده اند. طبقه بندی شده و یکنواخت و قالب زده می اندیشند. به آنها میگویند خیابان حتما باید چگونه باشد و درخت چگونه و ....
این یعنی کشتن خلاقیت، آزادی اندیشه و قدرت انتخاب در کودکان.
ما را مجبور میکنند تا در برابر بزرگتر چشم بگوییم. اطاعت امر کنیم و ملاکمان جلب رضایت باشد.
البته این آموزش و روش نادرست اغلب نسل به نسل تکرار میشود. پدر و مادرها میخواهند خواسته های خود را به کودکانشان منتقل کنند.
حال آنکه رفتار کودک به سادگی الگو گرفته از رفتار بزرگسالان معتمد است.
و در نوجوانی همسالان نیز در این الگوبرداری و انتقال تجربیات به یکدیگر نقش اساسی دارند.
برای کسی که احتمالا شخصیتش در دوران مدرسه ذلیل نشده، امکانات و فرصتهای دیگری برای تخریب شخصیت فراهم است. یکی از آنها خدمت نظام وظیفه است و ....
***
قطعا اهمیت خانواده به هزار و یک دلیل برای همه انسانها واضح هست. یعنی همه جا و در همه فرهنگها خانواده اهمیت فراوان دارد. در فرهنگهای مترقی امروزی نخستین امری که به کودک آموخته میشود آن است که «آزادی» انسان حتی از خانواده مهم تر هست. سپس حقوق یک فرد برای او تعریف میشود. به او کمک میکنند تا حق خود را بشناسد. و این که اگر کسی حتی از اعضای خانواده قصد آزار کودک را داشت. او چگونه باید با مراجعه به نهادهایی از حقوق خود دفاع کند.
اما کمی بیندیشید و ببینید که مهم ترین آموزه در فرهنگ ما به یک کودک چیست؟
می خواهم از زبان شما بشنوم و منتظر نظراتتان هستم.
***
باید باورها را بازسازی کرد. باید دید شخصی که قصد ترقی دارد چه چیزهایی را واژگونه و وارونه آموخته و آنها را اصلاح کرد.
***
اما بحث امشب:
برای پولدار شدن باید چه کسی(/چگونه کسی) را الگو قرار دهیم؟
بعضی آدمها هستند که تخصصشان فقط سخن گفتن است.
به قول سعدی:
سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی/ به عمل کار برآید به سخنرانی نیست
علم چندان که بیشتر خوانی/ چون عمل در تو نیست نادانی
عالم بی عمل به زنبور بی عسل ماند
و اما از دیدگاه حافظ شیرازی:
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند!
***
ببینید مثلا در الگوهای فرنگی هم آنتونی رابینز از موفقیت سخن گفته است.
هم فورد.
با این تفاوت که تخصص اولی از نوع سخنرانی انگیزشی است
و دومی به عنوان بنیانگذار خط تولید و مونتاژ در طول تاریخ خصوصا صنایع امروزی (صنعت خودرو) شناخته میشود.
***
به نظر من بررسی و استفاده از تجربیات گهربار بزرگان ایرانزمین در اقتصاد چون آقایان فضلی (گلرنگ)، فیاضی (گلستان)، محمد حسن کمپانی و امثال آنها خیلی ارزشمندتر است از خواندن ترجمه کتابهای غیر بومی و بدتر از آن شنیدن سخنان آنان که تنها هنرشان سخنوری است.
***
البته این نیز راهکار نیست. بلکه بهره برداری از تجارب به موفقیت شما کمک میکند. در واقع شما باید راه ویژه و خاص خود را پیدا کنید.
***
الطرق الی الله به عدد انفاس الخلائق
راه های رسیدن به خدا به تعداد آفریدگان است.
خدایی که احد و واحد می دانیم؛ اگر چنین باشد.
پس راه های رسیدن به ثروت نیز لزوما محدود و منحصر به فرد نیستند. البته آشنایی با تجربیات دیگرانی که موفقند و حاضرند این موفقیت را با شما در میان بگذارند. توجه کنید. کسانی که هم موفق هستند و هم حاضرند این موفقیت را در میان بگذارند؛ قطعا به حرکت شما سرعت خواهد بخشید تا در زمان کوتاه تری شاهد موفقیت خودتان نیز باشید.
***
می گویند کلاغ (خروس) آمد راه رفتن کبک را فرا بگیرد. راه رفتن خودش را نیز فراموش کرد. کسانی که هی میخواهند از روی دست دیگران در نقاشی یا دیکته تقلب کنند و به دانسته و تجربیات و داشته های خود اعتماد ندارند. هی از این شاخه به آن شاخه میپرند و سرمایه گرانقدر وقت را از دست میدهند.
***
اما تکلیف امشب:
هدف شما از این که می خواهید ثروتمند بشوید چیست؟

14/07/2014

معمولا چگونه شغل خود را انتخاب مي‌كنيم؟ چگونه شغل مناسبي انتخاب كنيم؟
اغلب ما در دوران دبستان انشايي راجع به شغل خود در آينده نوشته‌ايم؟ آيا به خاطر داريد كه انتخاب شما چه بوده است؟ حتما این انتخاب را یادداشت کنید. ببینید آیا این انتخاب تصمیم مستقیم شخص شما بوده است و یا تحت تاثیر نظر اطرافیان قرار داشته است.
***
وقتي كه دانشجوي دانشگاه صنعتي امير كبير [پلي تكنيك تهران] بودم و از همان ترمهاي اوليه تصميم گرفتم كار كنم؛ پدرم ميگفت: «پسر بشين درست رو خوب بخون تموم شه بعد يه كار خوب پيدا ميكني؟»
دليل انتخاب رشته من، معلم دوره المپياد رياضيمان بود كه مهندسي نساجي را توصيه كرده بود. آن موقع تنها دانشگاهي كه در زمينه مهندسي نساجي فارغ التحصيل ميداد، پلي تكنيك بود و دانش آموختگان اين رشته دستمزدهاي نجومي داشتند.
مثل بسياري بچه درسخوان های ديگر اولين كاري كه براي پول درآوردن به ذهنم رسيد تدريس بود. اما دست تقدير [با سه هشدار] نگذاشت كه من معلم بشوم.
[هشدار اول مربوط به بدحسابي اولين كارفرمايم به عنوان يك كارمند ارشد دولت بود. هشدار دوم مربوط به كارفرمايي بود كه اصلا نميخواست پول بپردازد و من هرگز تدريس به او را آغاز نكردم و هشدار سوم اين بود كه یکی از نزدیک ترین دوستانم مرا در مدرسه ای که معاون آموزشی آن شده بود، نپذيرفت!]
تقريبا همه ما در دوران مدرسه انشايي با عنوان «علم بهتر است يا ثروت؟ [البته ثروت ثروت]» نوشته ايم.
اما يك سوال جانبي؟ چقدر فارغ التحصيل دانشگاهي سراغ داريد كه از وضعيت درآمدي خود مي‌نالند و اتفاقا بيشتر و بيشتر درس ميخوانند تا متخصص شوند.
كمتر كسي در تاريخ سراغ دارم كه به اندازه ماركس راجع به اقتصاد بداند. كتاب كاپيتال اين مرد را ديده ايد؟ [خواندنش پيش كش!] كتاب ضخيمي است. اما ميدانيم كه او در شرايط نابسامان اقتصادي جان سپرد و حتي پول چاپ كتابش را هم انگلس پرداخته بود؟!
[از اموات مثال زدم تا به كسي بر نخورد.] اين چنين اساتيدي در سراسر دنيا فراوانند.
گريزي از فراگيري نيست. اما توجه به اين نكته ضروري است كه سيستم آموزشي به طور كلي كارمند خوب تربيت ميكند و نه كارفرماي خوب؟
سیستم آموزشی کلاسیک در ایران به شما چیزی می آموزد؛ که اگر نیاموخته بودید احتمال موفقیت بیشتری داشتید!
متاسفانه در سیستم آموزشی نیز شما نخواهید توانست راز و رمز کسب درآمد را به تمام و کمال بیاموزید.
این دلایل زیادی دارد در مورد کشور ما یکی از مهمترین مسائل غیر بومی بودن آموزشهای مربوط به علوم انسانی از جمله مدیریت است.
مثلا ما برای بررسی زندگی اشخاص موفق در زمینه مالی مجبوریم به مکاتب آمریکایی (امثال راکفلر و فورد و ...)، اروپایی (امثال روچیلد و بنز و ...) و یا آسیای جنوب شرقی (ماتسوشیدا و دوو و ...) مراجعه کنیم. آگاهی از زندگی شهروندان موفق ایرانی در زمینه اقتصاد به دلایلی آسان نیست. یکی از مهم ترین این دلایل موانع فرهنگی است که جامعه ما پس از حمله مغول و از بین رفتن بیش از 88% جمعیت و سپس تسلط فرهنگ ماتم زدگی و بخل و حسد، دچار آن شده است.
از سویی در مورد مردان اقتصادی موفق همچون محمد حسن كمپاني که دفاتر تجاری او در زمان قاجار از هنگ كنگ تا لندن و مارسي فعال بوده اند نیز اطلاعات کافی در دسترس نیست و یا در مورد آنها اطلاع رسانی کافی به عمل نمی آید.
***
هشيارانه و آگاهانه شغل خود را انتخاب كنيد و چشم خود را در جاي مناسبي بگشاييد./ حتما به اين شغل علاقه داشته باشيد. نگران حرف (شماتت) دیگران نباشید.

Want your school to be the top-listed School/college in Tehran?

Click here to claim your Sponsored Listing.

Location

Category

Telephone

Website

Address


گیشا
Tehran
14476