National Center for O∙NET Development
occupation information network (onet)
http://www.onetcenter.org/
https://www.facebook.com/onetcenter
MBA دانشگاه تهران
کارشناسی ارشد مدیریت دانشگاه تهران MBA صفحه دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت MBA دانشگاه تهران
https://www.facebook.com/pages/Strategic-Management/1525754190986455?ref=hl&ref_type=bookmark
Digital Marketing Strategic Management Strategy (from Greek στρατηγία stratēgia, "art of troop leader) is a high level plan to achieve one or more goals under conditions of uncertainty
The one
کشف زبــان بــدن مخاطب در مذاکره :
وقتی شخصی در حال ارزیابی است ،این را با گذاشتن دست بسته اش روی گونه یا چانه نشان میدهد نشان میدهد و اغلب اوقات انگشت اشاره اش را بالا میگیرد و زمانیکه شخص علاقه ای به شنیدن صحبتهای طرف مقابل ندارد ولی میخواهد خودش را علاقه مند نشان دهد ،حرکتش را عوض میکند و دستش را زیر سر خود قرار میدهد...
مشاوران اقتصادی
کارشناس 105
رقابت در اکوسیستم پیچیده و شلوغ تجارت، جریانی سرکش و توقف ناپذیر دارد و به نظر میرسد که ایجاد برندی قدرتمند، عنصری حیاتی برای پیروزی در این عرصه، و نیز خوشنامی در میان رقبا و متفاوت بودن از دیگر فعالین تجارت باشد. اما برند بر خلاف تصور عموم، مفهومی فراتر از طرح ظاهری و یا نام و نشان دارد و مفهومی انتزاعی از خوشنامی یک سازمان در ذهنیت مصرفکنندگان است(تقاضا میکنم برای مطالعه پیرامون این حوزه به میزگردهای حوزهی برند در کتاب میزگردهای بازاریابی ایران مراجعه کنید.)
برند اهمیت بیشتری برای کسبوکارهای جوان دارد
هر چه که زندگی مردم پیچیدهتر و با کمبود زمان مواجه می شود، ارزش برندینگ بهعنوان راهی برای سادهسازی تصمیم خرید و کاهش ریسکهای همراه با خرید (مثل ریسک مالی، جانی، زمانی، ...) بالا میرود.کسب و کارهای نوپا یا استارتاپها - اصطلاحی که غربیها برای بنگاههای اقتصادی جوان به کار میبرند- باید از همان آغاز فعالیت خود توجه بیشتری به برندینگ و پیامی که میخواهند به مخاطبانشان منتقل سازند داشته باشند. همه فعالیت های بازاریابی در راستای تحویل نوع خاصی از تجربه به هر یک از مشتریان و در هر تعامل، به منظور تسریع در ساخت و ایجاد وفاداری مشتریان است و برندها در این میان قادرند در بدست گرفتن مدیریت کل تجربه مشتریان سودمند باشند. کاتلر نیز اهمیت برند را از دوبعد مشتری و شرکت در نظر میگیرد که در راستای بهبود زندگی مصرف کنندگان و افزایش ارزش برای شرکتها است .برندها موجب کاهش ریسک خرید میشوند و مشتریان ممکن است دو محصول مشابه را بر مبنای روشی که برندینگ میشوند به صورتی متفاوتی ارزشگذاری کنند .
ممکن است ایدههای کاری بسیار خارقالعادهای داشته باشیم، اما چگونه میخواهیم در میان رقبای ریز و درشت خود عرض اندام کنیم؟ گفتنی آنکه بر اساس نتایج رسمی بسیاری از تحقیقات معتبر ، حدود 90% از کسب و کارهای نوپا در همان دوران طفولیت جوانمرگ میشوند، هرچند که بیشتر آنها حتی ایدههای درخور توجه و متفاوتی داشتهاند.
تصور کنید ایدهی خود را در قالب یک محصول یا خدمت به تولید رساندهایم. حال چگونه میتوان ویژگیها و ارزشهای این محصول را به گوش مخاطبان رسانده و آن را به بازار بشناسانیم؟ این کار از طریق ایجاد برند و انتقال پیام آن امکانپذیر است.
برند هویت ما و داستانی منحصر به فرد پیرامون موضوع فعالیت و مأموریتمان در دنیای کسب و کار است. برند عینکی است که مشتریان ، رقبا و شرکایمان از عدسی آن به ما نگاه میکنند. پس باید از همان خشت اول، به شکلی حساب شده عمل کنیم. برندسازی از دیگرسو، مجموعهای از راهکارها شامل مباحث مختلفی چون موقعیتگذاری و جایگاه سازی برند ، انتخاب نام موثر برای برند، انتخاب رنگ برندو هویت بصری مناسب، روابط عمومی،رویداد سازی،تبلیغات و….. است که به نام و نشان تجاری شما هویت و معنای مشخصی داده و آن را در بازار نسبت به رقبا مشخص و متمایز میکند.
بیائیددر همان قدم های اول، به پاسخ چهار سوال زیر فکر کنید. چرا که پاسخ به این سوالات، نقشهی راه دستیابی به برندهای پایدار و رقابتپذیر محسوب میشوند.
1. قرار است در نهایت به چه چیزهایی دست یابیم؟
ایجاد یک برند قدرتمند، مستلزم تعریف اهداف و تصریح دلایل انجام یک کار خاص است. برند شما میخواهد موجب برانگیختهشدن کدام احساسات در مشتری شود؟
یکی از اولین گامها ، انتخاب یک نام شایسته برای برند است که نشانگر محصول یا خدمتی است که عرضه میکنیم. آل ریس و جکتروت درکتاب خود با عنوان جایگاهسازی، نامگذاری برای محصولات را از مهمترین تصمیمات حوزهی بازاریابی و برندسازی معرفی میکنند که در حکم قلابی، محصول را به نردبان ذهنی مخاطبان متصل میکند.لذا پیش از هرگونه تصمیمگیری، در خصوص انتخاب نام، مطمئن شوید که این نام بسادگی قابلیت به خاطر سپرده شدن داشته باشد، براحتی تلفظ شود و دربردارندهی اهداف کسب و کار باشد. همواره چندگزینه را به عنوان نام انتخاب کنید. تا در مسائل حقوقی ثبت و همچنین ثبت دامنه اینترنتی دچار مشکل نشوید، چرا که نام شما نیز باید منحصر به فرد باشد. به ویژه نام انتخابی را با اسامی برندهای رقیب مقایسه کنید. و نظرات دیگر متخصصین و فعالین صنعت بویژه مشاورین اصلح را جویا شوید، تا به مناسبترین و متفاوتترین گزینه برسید.
در همان ابتدای کار، ماموریت خود را شفاف کنید و از خود بپرسید:
• چرا در حال ایجاد این کسب و کار هستم؟
• چه دلیل، چه هدف، آرمان یا باوری الهام بخش من در این مسیر بوده است؟
• این محصول چگونه میخواهد در زندگی روزمره ی مردم عجین شود؟
در خصوص مسائلی که برای آن راه حل دارید و ماجرای الهام شدن ایدهی ایجاد کسب و کارتان فکر کنید. چه چیزی شمار ا تشویق به این کار کرد؟ مطمئنا این ماجرا میتواند برای مخاطبان نیز شنیدنی باشد.
حالا به تعریف اهداف کسب و کارتان بپردازید، اهدافی ساده، متمرکز، و قابل اجرا.
اهداف مسیر را روشن میکنند، ارزشها را به مخاطب منتقل میسازند، و به ما کمک میکنند تا خواستههایمان را تجسم کنیم.
2. برند ما چه تفاوتی با دیگران دارد؟
آیاپرشتابترین شرکت از لحاظ رشد هستید؟ قرار است یک تحول بزرگ در بازار باشید؟ نوآورترین هستید؟ و یا.. ؟! این واژههای پر زرق و برق را فراموش کنید، مردم به این چیزها اهمیت نمیدهند بلکه مهم برای آنها این است که بدانند شما چه تفاوتی با دیگران دارید؟ اگر قرار باشد مخاطبان هدفتان از شما در مقابل دوستانشان تعریف کنند، در موردتان چه خواهند گفت؟ چه عاملی باعث میشود آنها از شما صحبت کنند و نه از رقبایتان ؟ به عنوان مثال استراتژی برندینگ کمپانی اپل متمرکز بر احساسات، سبک زندگی، نوآوری، رویاپردازی و آزادی از طریق فناوری است. به علاوه اپل با دیگر رقبای خود تفاوت فاحشی دارد، چرا که بر سادگی تأکید دارد و تمام تلاش خود را بکار میگیرد تا پیچیدگی را از زندگی روزمره کاربران خود بزداید. با استراتژی برندیک شرکت مهیاپروتئین بر تازگی تمرکز دارد چون تازگی در گوشت در ذهن مخاطبان مترادف معانی زیبایی چون سالم بودن را دارد در شعار شرکت که عبارت است از تازگی زندگی مهیا پروتئین این مهم نشان داده شده است.
نهایت تلاشتان را به خرج دهید تا به دنیای درون مشتری ورود پیدا کنید و پاسخ سوالات او را در آستین داشته باشید. زمانی که نسبت به بازار هدف خود درکپیدا میکنید، آنگاه است که راهحل مسائل را میتوانید بهتر از سایرین پیدا کرده و آن را بسادگی به مشتری بفروشید و رضایتش را کسب کنید. ( تقاضا میکنم برای مطالعه بیشتر، کتاب نقشه ذهن مشتری را بخوانید).
3. ویژگیهای شخصیتی برند ما کدام است؟
پس از آنکه اهداف و گامهای رسیدن به آن یا همان استراتژیها (چه کارهایی را باید بکنیم و چه کارهایی را نباید بکنیم) را معین کردید، ویژگیهای شخصیتی و هویتی برند خود را طراحی کنید.
آیا برندی شاد، جدی، شوخ، مستبد، دوستانه، قابل اعتماد، راستگو و یا رسمی هستید؟ این ویژگیها با توجه به ویژگیهای شخصیتی بازار هدف قابل تعریف هستند. به عنوان مثال BMW یک برند دلفریب و کوکاکولا برندی صمیمی و شاد و رولکس برندی موقر و باشخصیت است. لذا شخصیت برند ویژگیهای انسانی است که به یک برند نسبت داده میشود. به قول آکر، برندها با تعریف ویژگیهای شخصیتی خود، وعدهای را به مصرفکنندگان میدهند. شخصیت برند به مرور زمان در ذهن مصرف کننده شکل میگیرد. بنابراین باید در القای ویژگیهای شخصیتی برند خود ثبات قدم داشت و آن را از طریق شیوههای مختلف ارتباطی به مشتری منتقل کرد. تبلیغات یکی از ابزار رساندن پیام برند و ویژگیهای شخصیتی آن است و توصیهمیشود که برای تبلیغات از ترکیبی از رسانهها به ویژه رسانههای محتوایی نظیر وبلاگ های آموزشی استفاده شود تا ارتباطی پایدار با مخاطب ایجاد گردد.
سوالات زیر را از خود بپرسید:
• پیام برند از لحاظ شکل و محتوا چگونه خواهد بود؟
• آیا این پیام لحنی رسمی و یا غیررسمی خواهد داشت؟
• آیا قرار است به عنوان کسب و کاری کوچک ارتباطی صمیمانه با مشتریان خود برقرار و با ایشان با زبانی دوستانه صحبت کنید؟
• میخواهید مشتریانتان از تعامل با شما چه احساسی کرده و چه تجاربی کسب کنند؟
4. نخستین سفرای برند ما چه کسانی خواهند بود؟
اولین نفرات استخدامی یک سازمان، از بیشترین اهمیت در پیشبرد اهداف سازمانی برخوردار بوده و نخستین سفرای سازمان خواهند بود. هرچند که نگهداشت استعدادهای شایسته و متناسب با یک سازمان (ونه لزوماً برتر ) کاری دشوار است، اما افرادی که در نهایت به استخدام در میآیند بزرگترین سفیر برند ما خواهند بود و می توانند اقدامات شایانی را در راستای پیشبرد سازمان بسوی چشمانداز خود صورت دهند. در واقع هر کلامی که از دهان آنها خارج میشود، تداعیگر ویژگیهای سازمان ما خواهد بود، لذا منابع انسانی و مدیریت شایسته آن از الزامات توفیق در برندینگ محسوب میشود.
میدانیم که ثمرهی خشنودی کارکنان، خشنودی مشتریان است، بنابراین به کارکنان شایسته خود اختیار عمل، استقلال داده و فرصت بیان ایده را به صاحبان ایده بدهید، از آنها انتظارات شفافی داشته باشید. مروج رقابتهای سالم باشید و محیطی دوستانه و خلاق با اهداف معنادار ایجاد کنید.
اجازه دهید کارکنان تان در دل شرکت رشد کنند تا به بالندگی سازمان کمک شود. به علاوه باید فرهنگی را بوجود آورید که کارکنان بازخورد مشتریان را منتقل ساخته و به برند سازمان به اندازهی خود شما باور داشته باشند. شرکت زاپوس نمونهی یکی از شرکتهای بسیار موفق در زمینهی ایجاد فرهنگ قدرتمند وفاداری به برند و سفرای وفادار برند است. تونی هسیر مدیر عامل زاپوس در این خصوص می گوید.:
«ما اعتقاد داریم که فرهنگ یک شرکت و برند آن به واقع دو روی یک سکه هستند. ممکن است برند در ابتدا از فرهنگ سازمان عقب بیفتد، اما بالاخره به آن میرسد. فرهنگ شما همان برندتان است.»
به نقل از : http://dargi.ir/
05/07/2014
ﭘﺮﺩﻩﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺠﯽﮐﺎﻻ ﺑﺎﻻ ﻣﯽﺭﻭﺩ
http://peivast.com/managers-club/فروشگاه-برادرانه/
پیوست — فروشگاه برادرانه - پیوست باشگاه مدیرانمسعود شفیعی برزی - عکس: مانی لطفیزاده پردهها برای دیجیکالا بالا میرودفروشگاه برادرانه۱۳۹۳, تیر ۹دیجی کالا زمینه کاری: فروش آنلاین کالاهای الکترونیک مصرفینیروی انسانی: ۳۰۰ نفر سال تاسیس: ۱۳۸۵ تردیدی نیست که دیجیکالا در بازار فعلی کسب و کارهای فناوری فراتر از یک فروشگاه اینترنتی صرف…
05/07/2014
هنري فورد (Henry Ford)
1947-1863
نويسنده : ميشل اچ. هارت
هنری فورد، اين صنعتگر مشهور آمريكايي بيش از هر فرد ديگري براي ارائه روشهاي توليد انبوه صنعت نوين نقش داشته است. با به كارگيري چنين روشهايي استاندارد زندگي را ابتدا در ميان مردم كشور خود و درنهايت در تمام كشورهاي جهان به طور وسيع افزايش داد.
فورد كه در «ديربورن» ميشيگان متولد شده بود هيچگاه به دبيرستان نرفت. او پس از خاتمه تحصيلات دبستاني به عنوان شاگرد ماشين كار در ديترويت به كار پرداخت. سپس تعمير كار و سرانجام استادكار شد. هنگامي كه در سال 1885 كارل بنز و گوتليب دايملر، هر كدام مستقل از ديگري، اتومبيل خود را اختراع كرده و روانه بازار كردند فورد جواني بيست و دو ساله بود.
«كالسکه بدون اسب» خيلي زود توجه فورد جوان را به خود جلب كرد. در سال 1896 اولين اتومبيلي را كه خود طراحي كرده بود، ساخت اما علي رغم استعدادي كه داشت اولين و دومين اقدام او در كسب و كار با شكست مواجه گرديد. اگر فورد در چهل سالگي مرده بود اكنون از او تنها به عنوان مردي شكست خورده ياد ميشد.
اما فورد به آساني دلسرد نشد. در سال 1903 بار ديگر تلاش كرد و در نتيجه اين سومين اقدام، تشكيل كمپاني فورد، بود كه به ثروت، شهرت و اهميتي پايدار دست يافت. موفقيت سريع كمپاني فورد عمدتاً مرهون اين برداشت اصلي و اساسي فورد بود كه او آن را در يكي از آگهيهاي اوليه كمپاني خود چنين بيان ميكند: «ساخت و فروش اتومبيلي كه به ويژه براي استفاده روزمره شغلي، حرفهاي و خانوادگي طراحي شده است... ماشيني كه به خاطر فشردگي و جمع و جور بودن به طور يكسان از سوي مردان، زنان و كودكان مورد پسند و تحسين قرار گيرد. سادگي، ايمني، آسايش همه جانبه و بالاتر از همه بهاي فوقالعاده مناسب آن، آن را در دسترس هزاران نفري قرار ميدهد كه هيچگاه نميتوانستند در مورد پرداخت قيمتهاي افسانهاي كه براي اغلب ماشينها خواسته ميشود، حتي فكر كنند.»
فورد با مدلهاي اوليه خود، گرچه كاملاً مناسب بودند، نتوانست به آن اهداف بلند دست يابد. اما مدل مشهور T كه در سال 1908 روانه بازار شد به خوبي آن نظريات را تأمين كرد. بدون ترديد آن مدل نامآورترين اتومبيلي بود كه تا آن هنگام توليد شده بود و در نهايت بيش از پانزده ميليون دستگاه از آن فروخته شد.
مدتها قبل از آن فورد دريافته بود در صورتي كه هزينههاي توليد را كاهش دهد ميتواند محصولاتش را با قيمت پايينتري بفروشد. براي وصول به اين هدف مجموعهاي از روشهاي بسيار مؤثر توليد را در كارخانههاي خود پياده كرد. اين روشها عبارت بودند از:
قطعات كاملاً قابل تعويض
حد اعلاي تقسيم كار
خط سوار كردن قطعات
تمام اينها به منظور افزايش كارايي كارگران صنعتي طراحي شده بود. فورد معتقد بود نبايد وقت كارگر با مجبور كردن او براي رفتن به دنبال مواد و ابزار مورد نياز، و يا حتي برداشتن آنها از روي زمين، تلف شود. به جاي آن فورد ترتيبي اتخاذ كرد تا با استفاده از نوار نقاله، سر سره و نقالههاي متحرك بالاي سركار را نزد كارگر بياورد. مواد و ابزار در سطح وسيعي توزيع ميشد و كارگر ميتوانست وظيفه خود را بسيار سريعتر انجام دهد. او بر اين باور بود كه در تلاش دائم براي يافتن تكنيكهاي برتر و كاراتر بايد روشهاي توليد به دقت تحليل گردد. كارهاي پيچيده و مركب را بايد به كارهاي ساده تجزيه نمود. به اين ترتيب انجام آن حتي از كارگر غيرماهر، كه ممكن است كمهوش، بيسواد و يا حتي معلول باشد، بدون نياز به گذراندن دورههاي طولاني كارآموزي برميآيد.
هيچ يك از اين نظريات در اصل متعلق به فورد نبود. «الي ويتني» بيش از يك قرن قبل از قطعات قابل تعويض استفاده كرده بود. «فردريك وينسلو تيلور» كارشناس معروف بهرهوري تمام اين نظريات را در نوشتههاي خود آورده بود و چند كارخانه كوچكتر مدتها بود كه از خط سوار كردن قطعات استفاده ميكردند. اما فورد اولين توليدكننده بزرگ بود كه اين نظريات را يكجا و با تمام وجود به كار گرفت.
نتايج كار واقعاً خيرهكننده بود: در سال 1908 ارزانترين مدل T به بهاي 825 دلار فروخته شد تا سال 1913 قيمت آن تا 500 دلار پايين آمد و در 1916 به 360 دلار تنزل كرد و بالاخره در سال 1926 قيمت خردهفروشي آن به 290 دلار رسيد. همچنان كه قيمت پايين ميآمد ميزان فروش بالا رفت. ايالات متحده به كشور مردم «سوار بر چرخ» بدل شد و فورد ثروتمندترين فرد بخش خصوصي جهان گرديد.
همچنان كه كارگران فورد بيشتر توليد ميكردند او نيز قادر شد دستمزد بالاتري به آنها بپردازد. در سال 1914 او حداقل دستمزد روزانه را در كارخانههايش تا پنج دلار بالا برد و با اين كار دنياي صنعت را شگفت زده كرد. اين مبلغ براي آن زمان بسيار زياد و تقريباً دو برابر متوسط دستمزدي بود كه پيش از اين در همين كارخانهها پرداخت ميشد. از سطح بالاي دستمزدي كه فورد معمول كرد به ناچار در سراسر كشور تبعيت شد و در نتيجه كارگران كارخانهها از فقر و تنگدستي بيرون آمده و به طبقه متوسط راه يافتند.
اما ابداعات فورد اثر مبسوطتري نيز داشت. او در مورد روشهاي توليد انبوه خود پنهانكاري نميكرد. برعكس بسيار مشتاق بود كه آنها را به اطلاع همگان برساند. ساير توليدكنندگان با مشاهده موفقيت فورد روشهاي توليد او را تقليد كردند. نتيجه اين كار افزايش چشمگير توليد در سراسر كشور و در نهايت در تمام جهان بود.
25/06/2014
18/05/2014
27/04/2014
کنار یه هوای بارونی بهاری!
«خودپنداری مثبت»
یکی از شرایط شخصیت شایسته و تأثیرگذار، بهره مندی فرد از «خودپنداری مثبت» است. در حقیقت خودپنداری به معنای نگرش، ادراک و برداشتی است که شخص از خود دارد.
به عقیده روانشناسان، محور اصلی این تصور عبارت است از: نام شخص، احساساتش نسبت به وضعیت اندامی و جسمی خود، جنسیت، سن، شغل، تجربه، نظر دیگران درباره وی، موفقیت ها و شکست هایش در زندگی گذشته، وضع و موقعیت اقتصادی و اجتماعی، هوش، پذیرش اجتماعی و مقبولیت در نزد دوستان، همکاران و خویشان و ...
فردی که از خودپنداری مثبت برخوردار است، این ویژگی ها را دارد:
1- در اکثر زمینه های زندگی، خود را موفق می داند.
2- توان مهرورزی بالایی دارد.
3- بیشتر به نکات مثبت افراد تکیه می کند.
4- در بیشتر موارد احساس موفقیت می کند تا شکست.
5- در زندگی شغلی، خانوادگی و اجتماعی خود موفق تر است.
یکی از روان شناسان به نام «کارل راجرز»، خصوصیات دیگری را به این فهرست اضافه می کند:
1- ارتباط خوب با دیگران.
2- پذیرش احساس دیگران.
3- عزت نفس.
4- زندگی کامل در زمان حال.
5- ادامه یادگیری چگونه آموختن.
6- داشتن ذهن باز نسبت به افکار خود.
7- توانایی تصمیم گیری مستقل.
8- خلاقیت.
اینو از وبلاگ آقای دکتر حکیم آرا گرفتم درس ارتباطات سازمانی:
لطفن متن ارسالي را كه توسط نماينده كلاس ارسال ميشود و يا روي سايت دانشكده قرار خواهد گرفت، خوانده، و با توجه به عضويت خود در يكي از شبكه هاي اجتماعي مانند فيسبوك، جي-پلاس، يا ...، مفهوم سيستم، همراه با عناصر، فرايندها، و ويژگيهاي آن را درك كرده. ... و بر همين اساس و الگو، همه متن را يكبار ديگر در قامت جامعه مجازي يا همان شبكه هاي اجتمماعي قرائت و بازنويسي كنيد؛ گويي (به جاي استفاده از تمثيل بدن، بيمارستان يا ...) الگوي مفهومي سيستم ها را منحصرن براي اين گونه شبكه ها و اعضاي آنها (انجمن ها و ...) بازنويسي مي كنيد. (براي نمونه، آرايش سلسله مراتبي مجموعه هايي از اعضا، وابستگي و پيوند متقابل آنان بهم، نفوذپذيري و اجازه ورود اعضاي تازه، بحث بازخوردها، و ديگر مفاهيمي ديدگاه سيستمي ...)! نشان دهيد افراد تازه وارد چگونه كم كم يكديگر را ( برحب موضوع هاي مور علاقه- سياست، هنر، ورزش، ...) در فضاي مجازي پيدا مي كنند، شبكه اي از اجتماع و انجمن ها را مي سازند، نيرو مي گيرند، و در صورت لزوم به عنوان يك نيروي اجتماعي عمل مي كنند)!
دانشجوها بايد بتوانند رويكرد سيبرنتيك و نظريه كارل ويك را نيز بر قامت اين شبكه ها درك و پياده، و در نهايت فهم بهتري از نظريه سيستم ها را در ارتباطات سازماني پيدا كنند تا در نهايت، از دلالتهاي كاربردي اين نظريه در ارتباطات و مديريت سازماني آگاهي پيدا كنند.
اين مطلب را در امتحان پايان ترم به عنوان سوال امتحاني در نظر مي گيرم و تا پنج نمره به آن اختصاص خواهم داد.
Click here to claim your Sponsored Listing.
Location
Category
Website
Address
Tehran