Manager Sadegh Hedayat Foundation

Manager Sadegh Hedayat Foundation

Share

Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from Manager Sadegh Hedayat Foundation, Tehran.

13/03/2022

تجدید چاپ کتب فرهنگ عامیانه مردم ایران و خیام صادق 📚

دو کتاب از آثار بی نظیر صادق هدایت توسط نشر چشمه تجدید چاپ شدند. کتاب "فرهنگ عامیانه مردم ایران" برای بار دهم و کتاب "خیام صادق" برای بار نهم چاپ و منتشر شد.
کتاب "فرهنگ عامیانه مردم ایران" نتیجه حدود 20 سال مطالعه و تحقیق صادق هدایت درباره فولکلور مردم ایران است و شامل قصه ها ، ترانه ها ، متل ها ، امثال و غیره می باشد. او این گنجینه های عامیانه را از زیر خاک و خل ها بیرون کشید ، آنها را پاک کرد و چهره آن ها را صیقل داد و تحت طبقه بندی و نظم بی همتایی به مردم ایران تقدیم کرد. او ترانه های لالایی بچه ها را شاهکار درد دل مردم یافت و گفت باید به آنها افتخار کنیم. این کتاب بسیار خواندنی و جالب است.
کتاب "خیام صادق" شامل تمام مطالعات و کارهای صادق هدایت درباره حکیم عمرخیام است. این کتاب دربر گیرنده دو کتاب صادق هدایت درباره خیام است . "رباعیات حکیم عمر خیام" و "ترانه های خیام" دو نوشته صادق هدایت با عناوین خیام شاعر و خیام فیلسوف ، تحقیق و تفحص او درباره حکیم عمرخیام است که هنوز از منابعی هستند که مورد استفاده پژوهندگان است.
قدر این دو کتاب و جایگاه آنها را باید تشخیص داد. هر دو کتاب فوق العاده خواندنی هستند و به همه علاقه مندان توصیه می گردد در ایام نوروز ، اوقات خوشی را با این کتب ارزشمند بگذرانند.






09/02/2022

شانل نامبر فایو
از آشنایی من و شکوه مدت زیادی نمی گذشت ولی نیرویی دردرون هر دوی ما چنان هم دیگر را جذب می کرد که خیلی زود نزدیک شدیم. معمولا نزدیکی نخست روانی بعد لفظی و بعد هم عشقی است.
شکوه زنی بود بلند قد ، لاغر ولی متناسب ، موهای پرپشت بسیار خوش حالت و بلندی داشت که یا دو طرف سرش را می پوشانید و گاه فقط روی یک شانه اش رها می شد. من عاشق موهایش بودم. موهایی خوش رنگ و خوش بو و نرم و انبوه که می شد توی آنها گم شد ، شنا کرد ، آن عطر خوش بویش را توی ریه ها حبس کرد و لذت برد. دست هایش با آن انگشتان بلند و کشیده و ناخن های بلند و شیکی که داشت طوری بود که حتی نگاه کردن به آن دست ها لذت بخش بود.
آن روز صبح تصمیم گرفتم هدیه ای برای شکوه تهیه کنم بعد بروم خانه اش خیابان تخت جمشید کوچه فرشته و خودم هدیه را بدهم به عشقم.
در دهه سی خیابان لاله زار از شیک ترین و معتبرترین خیابان های تهران بود که مغازه های لوکس فروشی ، کافه قنادی ها ، سینما ها ، تئاترها و دیگر اماکن ، این خیابان را مرکز هجوم خانم ها و آقایان جوان و زیبا کرده بود ، در لاله زار نو مغازه لوکس فروشی بود که صاحبش جوانی بود به نام مسعود. مسعود جوانی شیک ، خوش هیکل ، خوش رو ، خوش صحبت و تودل برویی بود که در جلب مشتری استعداد و ترفندهای بسیار داشت. از این گذشته آخرین کراوات ، آخرین فندک دوپن طلا ، آخرین ادکلن Pour un home و آخرین عطر برای خانم ها در این فروشگاه در دسترس بود.
عصرها این مغازه خیلی شلوغ می شد. حتی عده ای برای شرکت در همین شلوغی می آمدند و شاید نه جنسی نیاز داشتند و نه می خریدند ولی مسعود همه را حریف بود با همه شوخی می کرد ، جواب همه را میداد ، اگر جنسی را می خواستند فورا می گذاشت روی پیشخوان و از همه مهارت هایش برای کسب و کار بهره می برد. به همین مناسبت من نزدیک ظهر بود که رفتم سراغ مسعود تا توی شلوغی خانم ها و آقایان گیر نکنم. وقتی وارد مغازه شدم هیچ کس نبود. رفتم سراغ مسعود و از او یک شیشه عطر شانل نامبر فایو Channel No.5 خواستم.
در آن ایام این عطر خیلی مورد توجه خانم ها بود و خانم های شیک و زیبا از این عطر برای خوشبو کردن سر و گردن و وجودشان استفاده می کردند. مسعود گفت چشم و رفت یک شیشه عطر شانل نامبر فایو آورد و گذاشت روی پیشخوان. در این موقع آقای جوان خوش لباس و خوش سیمایی وارد مغازه شد و گفت: سلام مسعود جان یک چیزی واسه دلبرم میخوام که حتما داری!؟
مسعود خنده ای کرد و گفت: اگر نداشتم هم برای تو از زیر سنگ هم شده می آوردم و تقدیم می کردم. آقا گفت : برای خوشگلم برای ملوسم یک عطر شانل نامبر فایو میخوام. مسعود خندید و مرا نشان داد و گفت : عجیبه این آقا هم همین عطر را می خواهند. آقا نگاهی به شیشه عطر روی پیشخوان انداخت و گفت : آره خودشه اما ببینم از این بزرگ تر نداری؟
مسعود خندید و گفت : دارم اما می دونی یه خرده گرونه! آقا گفت : گرون؟ برای عشقم جانم را هم می دهم که خوشحالش کنم پول فدای سرش. آخه نمی دونی اون موهای بلند خوش حالت وقتی بوی عطر شانل نامبر فایو هم بدهد دلت می خواهد سرت را توی آن موها فروکنی ، توی آن موها غرق شوی ، شنا کنی و تمام لذت های عشق را در آن نرمی سر و گرمی صورت و عطر خوشبو مضمضه کنی.
من کمی تعجب کرده بودم شرحی که از معشوقه اش می داد به شکوه من شباهت های زیادی داشت ولی مهم نبود خیلی زنها موهای بلند پرپشت و خوشبو داشتند. مسعود رفت یک شیشه بزرگتر عطر شانل نامبر فایو را آورد و گذاشت روی پیشخوان. آن آقا شیشه را مدتی دستش گرفت ، بو کرد ، ناز کرد و حتی آهسته بوسید. من چنان توی کار آن آقا گیر کرده بودم که یادم رفته بود آمده ام برای عشقم شکوه ، شانل نامبر فایو بخرم. آن آقا ادامه داد: آخه مسعود جون چی بگم؟! تو نمی دونی عشق من چه تیکه ایه ، با آن هیکل متناسب و قد و قامت بلند و صورت پر از نمک و خوشگل ، آدم رو دیوونه می کنه. ببینم اگه یه دسته گل قشنگ هم بخرم میتونی گل و عطر رو بفرستی خونه اش؟ مسعود گفت : البته ، صد البته ؛ من دیگر داشت حوصله ام سر می رفت و گفتم : آقا مسعود این عطر ما چند میشه؟ مسعود قیمت را گفت و من پرداختم ولی قبل از آنکه از مغازه خارج شوم آن آقا گفت : آدرس عشقم رو بنویس. خیابان تخت جمشید ، کوچه فرشته ، پلاک 10 و روی این کارتی که میدم بنویس : برای شکوه جانم ، روحم ، عشقم.
من شیشه عطر را برداشتم آمدم توی خیابان لاله زار نو. چند قدم جلوتر یک سطل آشغال بود و شیشه عطر شانل نامبر فایو را انداختم توی آن. دست هایم را کردم توی جیب هایم و راه افتادم. خودم هم نمی دانستم کجا می روم و ناگهان دیدم در گودالی پر از عطر شانل نامبر فایو دارم دست و پا میزنم که خفه نشوم ...

جهانگیرهدایت



27/12/2021

کتاب های صادق هدایت

کتاب های صادق هدایت و یا مربوط به او که در 22 سال گذشته توسط جهانگیر هدایت ، تهیه و چاپ شده اند از این قرار است:

1)فرهنگ عامیانه مردم ایران / نشرچشمه / 1378
2)انسان و حیوان / نشر چشمه / 1378
3) حسرتی ، نگاهی و آهی (مجموعه عکس ها) / نشرچشمه و نشر دید / 1379
4)سه قطره خون / نشرچشمه / 1380
5)از مرز انزوا (مجموعه کارت پستال ها) / نشر دید / 1380
6) 6)خیام صادق / نشرچشمه / 1381
7) یاد هدایت 81 (مجموعه داستان های برتر و برنده مسابقه) / نشر ورجاوند / 1381
8)آهوی تنها (مجموعه نقاشی ها) / نشر نظر / 1381
9) نیمه پنهان سرگذشت صادق هدایت / نشر ورجاوند / 1382
10) یکصد سالگی صادق هدایت در ایران و جهان / نشر دنیای دانش / 1382
11)یاد هدایت 82 ( مجموعه داستان های برتر و برنده مسابقه) / نشر ورجاوند / 1382
12) زنده به گور / نشر ورجاوند / 1384
13) سگ ولگرد / نشر ورجاوند / 1384
14) شناخت نامه صادق هدایت / نشرچشمه / 1387
15) آثار نایاب صادق هدایت / نشرچشمه / 1395
16) در پس کوچه های پاریس / نشر پوینده / 1395
17) مجموعه اسناد مسافرت در پاریس / نشر میردشتی / 1395
18) چهل داستان برای صادق هدایت (مجموعه داستان های برتر و برنده مسابقه) / نشر پوینده / 1396
19) صادق هدایت و ترجمه هایش / نشر امرود / 1396
20) سلام بر صادق هدایت (مجموعه داستان های برتر و برنده مسابقه) / نشر پوینده / 1398
21) نیش گویه ها / نشر دید / 1399

لازم به ذکر است اکثر این کتاب ها تجدید چاپ شده و در فروشگاه های کتاب عرضه می شوند همچنین علاقه مندان می توانند برای تهیه این آثار با امضای مولف با بنیاد هدایت به شماره 22556607 (صبح ها) تماس حاصل فرمایند.



Photos from Manager Sadegh Hedayat Foundation's post 14/12/2021

داستان های برتر مسابقه ادبی صادق هدایت

امسال 1050 داستان برای بیستمین دوره مسابقه صادق هدایت دریافت شد که توسط داوران مرحله اول ارزشیابی شده و 27 داستان برتر شناخته شدند که در جداول ملاحظه می فرمایید. همچنین اسامی داوران مرحله اول که ما را در این دوره از مسابقه یاری نمودند بدین شرح است :
فاطمه بابایی ، آزیتا برج خانی ، مهرو پیرحیاتی ، آذر جبارزاده ، اشکان حسین زاده ، مهران حسینی نیا ، کیوان خواجه میرکی ، عشرت رحمانپور ، علی رحیمی ، مهدی سالک ارجی ، نجمه سجادی ، سیمین دخت گودرزی ، فرزاد منفرد ، شادی ناصرآبادی ، دکتر میترا نقی پور ، دکتر شیلا نورپوری
لازم به ذکر است این داستان ها برای ارزشیابی نهایی به داوران مرحله دوم ارجاع می شود و از میان آنها 4 داستان برنده انتخاب خواهد شد. به بهترین داستان تندیس صادق هدایت و به سه داستان دیگر که در مرتبه دوم قرار می گیرند ، لوح افتخار مسابقه اهدا خواهد شد. همچنین تمامی داستان های برتر و برنده در مجموعه کتابی تحت حمایت بنیاد ادبی صادق هدایت به چاپ خواهد رسید.
بنیاد ادبی صادق هدایت از تمام نویسندگان و شرکت کنندگان در این مسابقه ادبی کمال تشکر را دارد و برای آن عزیزان و رشد و تعالی ادبیات فارسی ، موفقیت روزافزون آرزومند است.

دبیر مسابقه
جهانگیر هدایت





27/11/2021

ناگفته هایی از صادق هدایت
خیانت انجوی شیرازی

صادق هدایت گفت « من تمام دوستان و آشنایان را در یک خواب آشفته شناختم ». متاسفانه یکی از دوست نماهای او "سید ابوالقاسم انجوی شیرازی" بود. ماجرای خیانت درامانت این دوست نما و نمک نشناسی او پس از پرواز ناگهانی صادق هدایت با هدایت قلی خان هدایت (اعتضادالملک) پدر صادق ، شروع می شود.
تمام نامه های انجوی به خط خودش و حتی پاکت نامه ها برای پدر صادق هدایت ، برای برادر خود انجوی به منظور پنهان کردن توطئه موجود است و کار به مراجع قضایی کشیده شد و اظهارنامه ها نیز موجود می باشند. لازم می دانم همه بدانند انجوی روزنامه ای منتشر می کرد به نام "آتشبار" این روزنامه مانند خود او هتاک بود. در یکی از شماره ها به ارتش توهین کرد. سرلشکر رزم آرا رئیس ستاد ارتش ، کسی نبود که اجازه دهد امثال انجوی به ارتش از این توهین ها بکنند و دستور داد انجوی را بازداشت کنند. انجوی فهمید خطر در راه است ، پنهان شد ولی هرجایی پنهان می شد مامورین رکن دوم ستاد ارتش آنجا را کشف کرده و قصد دستگیری او را داشتند ولی انجوی آگاه شده به جای دیگری می گریخت بالاخره چنان عرصه بر او تنگ شد که دست به دامن صادق هدایت شد که او را در محلی پنهان کند. صادق هدایت با پدرش اعتضادالملک (همان کسی که انجوی در امانت به او خیانت بزرگی کرد!) صحبت کرده اجازه گرفت انجوی در خانه پدری او در زیرزمین پنهان شود البته وسایل زندگی هم درمحل برایش فراهم شد. روزهای جمعه سرلشکر رزم آرا با خانمش که خواهر صادق هدایت بود به دیدار خانواده همسرش می آمدند. صادق هدایت از پدرش خواهش کرده بود با سرلشکر رزم آرا صحبت کند انجوی را ببخشد! یک بار آقای اعتضادالملک دراین مورد اشاره ای به رزم آرا کرد ولی با مخالفت شدید او روبرو شد. انجوی به ناچار در مخفی گاه ماند و جمعه بعدی ، صادق هدایت عده ای را شامل اعتضادالملک ، خانم زیورالملک و خودش در مهمانخانه جمع کرده و این گروه شروع کردند از سرلشکر رزم آرا خواهش و تمنا کردن و این که انجوی غلط کرده و دیگر از این کارها نمی کند بالاخره رزم آرا را در موقعیتی قراردادند که مجبور شد قبول کند و دستور بازداشت انجوی را لغو کند. به این ترتیب این مرد خائن از مخفی گاه درآمد و هم او بود که کتب صادق هدایت را به اعتضادالملک نداد و حتی کار به مراجع قضایی کشید!
در آخرین سفر صادق هدایت به پاریس ، انجوی هم رفت پاریس و ملاحظه کرد صادق هدایت تمام کتاب هایش را آورده و دارد ویرایش می کند و می فرستد برای پدرش که در چاپ جدید از آنها استفاده شود و با سوء استفاده از اعتمادی که صادق هدایت به او داشت گفت کتاب ها را به من بده می برم به پدرت تحویل می دهم. او دروغ گفت و چون می دانست کتب ویرایش شده چه ارزشی دارند کتاب ها را پنهان کرد و حتی پدر صادق هدایت از او رسما به مراجع قضایی شکایت کرد و انجوی پنهان شد. خلاصه کتاب های با ارزش را پنهان کرد و خواست به قیمت گزاف به انتشارات امیرکبیر بفروشد که آنها قبول نکردند. بعد انجوی بیمار شد و فوت کرد و هرگز معلوم نشد چه سرنوشتی برای کتاب ها پیش آمد که این یکی از بزرگترین خیانت های یک دوست نمای خائن است نه تنها به صادق هدایت بلکه به ادب و فرهنگ ایران ...
چون بسی ابلیس آدم روی هست
پس به هر دستی نشاید داد دست
کسی که در خانه پدر هدایت پنهان شد و از چنگ سرلشکر رزم آرا گریخت اموال همان پدر و پسر را سرقت کرد و ادعای دوستی با صادق هدایت در حدی بود که کتب او را به سرقت ببرد و ناپدید شوند!
صادق هدایت در داستان "مهدی زاغی" قبلا گفته بود « من تمام دوستان و آشنایان را در یک خواب آشفته شناختم » هیچ یک از دوستان و آشنایان او مانند انجوی شیرازی به او خیانت نکردند.





Photos from Manager Sadegh Hedayat Foundation's post 17/11/2021

نوجوانان در مسابقه ادبی صادق هدایت
امسال بیستمین سال مسابقه داستان کوتاه صادق هدایت را برگزار کردیم و با پدیده جدیدی روبرو شدیم در این دوره تعداد نوجوانان شرکت کننده در مسابقه به گونه ای بی سابقه افزایش یافته بود. نوجوانان شرکت کننده از 10 سال تا 17 سال سن داشتند و با ارسال یک داستان در مسابقه حضور خود را اعلام کردند. بی مناسبت نیست دوستان نویسنده نوجوان را بشناسیم. لیست اسامی این فرزندان عزیز ایران به صورت جدول تهیه شده که ملاحظه می فرمایید.
جای امیدواری است که نوجوانان ما دست به یک حرکت بسیار جدی و متهورانه زده اند. آنها با اعلام حضور خود در مسابقه ادبی صادق هدایت نشان داده اند با چه اعتماد به نفس استواری در چنین مسابقه ای با نویسندگان مطرح روز ، دست به رقابت می زنند. ملاحظه این گونه اقدام نوجوانان این نوید را می دهد که در زندگی با اعتماد به نفس و بدون هراس از رقبای قدرتمند حضور خود را اعلام می دارند و برای خود جا و مکان و مقامی قائل اند که بسیار قابل توجه و امیدوارکننده می باشد. نکته بسیار مهم آن است که به گفته داوران مرحله اول داستان های ارسالی این نوجوانان ، داستان های خوبی است. داستان بچگانه نیست. شاید ما از رشد فکری نوجوانان بی خبریم.
به هر تقدیر برای ما موجب افتخار است که باعث چنین حرکتی در نوجوانان ایران عزیزمان بوده ایم.
دبیر مسابقه
جهانگیرهدایت




14/11/2021

کتاب "کشوری شاد" AMERRYCOUNTRY

این کتاب یک اثر استثنایی است که به زبان انگلیسی توسط آقای زادمهر ترابی نوشته شده است. البته خواندن این کتاب برای کسانی مقدور است که قدری انگلیسی بدانند. نام کتاب "کشوری شاد" می باشد ، همین نام بسیار جالب است چون یک کشور شاد روی کره زمین که وجود ندارد حالا باید در راه شیری تجسس کنیم شاید باشد.
متن کتاب بسیار جالب است زیرا داستان در داستان است. از خواندنی های کتاب ، گفتگوی نویسنده با مغز و قلبش است که نکات جالبی را در بر دارد. داستان های کتاب بسیار جالب ، تفکربرانگیز و خواندنی هستند ولی شاهکار کتاب چیز دیگری است. در این کتاب بسیار هوشمندانه به ابتدا یا انتهای لغات انگلیسی پیشوند یا پسوند اضافه شده ضمن آنکه مفهوم اصلی حفظ شده و معنای اضافی و چند جانبه ای به لغت داده شده که بسیار جذاب و جالب است. به عنوان مثال :
"Bestudent" بهترین شاگرد - "Compusers" کاربران کامپیوتر - "Eliterature" ادیب - "Fritish" فرانسه انگلیسی - "Manimals" انسان‌ حیوان - "Sicktionary" فرهنگ لغات ناقص - "Sintention" قصد بد - "Tea-chair" شوخی با معلم - "Wargument" بحث درباره جنگ.

به این ترتیب ملاحظه می شود چه لغت سازی دقیق و آگاهانه ای توسط آقای ترابی انجام شده و برای خواننده نوعی سرگرمی است. از بخش های خواندنی بخشی است که نویسنده با روح ادبائی چون الیوت Eliot ، جویس Joyce بحث می کند. اکثر شاهکارهای ادبی اروپا مطرح می شوند. وقتی شعر مطرح می شود به چاسر Chaucer ، مارلو Marloure ، درایدن Dryden ، توماس کری Tomas Gray ، وردورث Word worth ، برونینگ Browning ، توماس هاردی Tomas Hardy ، ویلیام باتلرییتز William Butler Yeets ، جورج اورول و بالاخره همینگوی اشاره می شود.

این اولین بار است که نویسنده ای با چنین وضعی کتابی به زبان انگلیسی می نویسد و این نوآوری و ابتکار قابل تقدیر است. عکس بسیار جالب است. روی جلد عکسی از کودک نحیف آفریقایی که مشرف به مرگ است و روی زمین افتاده ملاحظه می شود. چند لاشخور در انتظار مرگ نشسته اند و می خواهند پرده آخر نیستی ظالمانه روزگار را به نمایش بگذارند. این کودک به یاد ما می آورد که در تمام دنیا لاشخورها در انتظار مرگ ما کمین کرده اند تا در فرصت مناسب حمله کرده و تکه پاره مان کنند. نام عکاس کوین کارتر Kevin Carter است او پس از آنکه این عکس در تمام دنیا نظرها را جلب کرد دست به خودکشی زد.
من از مطالعه این کتاب چه از نظر محتوا و چه از نظر لغت سازی انگلیسی بسیار پرمعنا و اصولا آنچه این کتاب می گوید لذت بردم و توصیه می کنم علاقه مندان از آن بهره ببرند.
جهانگیرهدایت

# AMERRYCOUNTRY

# Kevin_Carter

Photos from Manager Sadegh Hedayat Foundation's post 09/11/2021

از وطن پرستانی که فدای ایران شد
نگاهی به زندگی صنیع الدوله (مرتضی قلی خان هدایت)

این مقاله نوشته جهانگیرهدایت در ماهنامه "آینده نگر" شماره 112 ، مهرماه 1400 چاپ شده است. در این مقاله ابتدا صنیع الدوله معرفی می شود و بعد به تحصیلات او در آلمان اشاره شده و سپس به فعالیت های او به ویژه معدن شناسی که تخصص او بود ، تاسیس کارخانه ریسندگی و بافندگی ، خرید کشتی جنگی از انگلستان ، کشف معدن سرب پس قلعه ، شرکت در گروه تدوین نظام نامه انتخابات ، شرکت در انتخابات و منتخب شدن به عنوان وکیل از جانب صنف اعیان و ملاکین ، ریاست اولین مجلس شورای ملی ایران ، احداث دو کوره آهن تراشی در دروازه دولت ، ازدواج با شاهزاده خانم احترام السلطنه ، کوشش برای راه اندازی راه آهن سراسری ، قانون استعماری و جنایت کارانه کاپیتولاسیون.
استخدام دو تبعه گرجستان که توسط کاپیتولاسیون حفظ می شدند ، جلوی خانه اش ، او هنگام پیاده شدن از کالسکه ، دو گرجی تروریست به او نزدیک شدند و 5 گلوله به سر و صورت او شلیک کردند. این هدیه روسیه تزاری بود به یک ایرانی وطن پرست که به دنبال معدن ، کارخانه و از همه مهمتر راه آهن سراسری در ایران بود. بزرگ مردی که خدمت سیاسی می کرد ، برای مردم دلسوزی می نمود و می خواست ایران رفته رفته صنعتی شود توسط تروریست های روسیه در خون خود غلتید. قسمت کمدی تراژدی این ترور آن بود که چون آدم کش ها گرجی بودند باید در روسیه محاکمه می شدند و ایران مطلقا دخالتی نداشت چه بسا به قاتل ها مدال وطن پرستی هم دادند!
اگر کمی دقیق نظرکنیم ، حال با گذشته فرق زیادی نکرده ، آن ایام دو گرجی تروریست عامل کار بودند و حالا مسائل اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی و امثالهم گلوله های خود را طوری شلیک می کنند که نه صدایش را می شنویم و نه رنگ خون را می بینیم!!
برای مثال: گرفتن قفقاز، به توپ بستن مجلس ، اشغال آذربایجان ، قطع مرزها با ارمنستان ، نیروگاه بوشهر 30 سال به طول انجامید ، تنزل سهم مالکیت دریای خزر تا 10 درصد ، معادن زیرزمینی طلای آذربایجان ، مشکلات در صدور نفت و گاز ایران.
ما با روسیه تزاری ، روسیه بلشویک و روسیه پوتین مواجه بوده ایم از عجایب آنکه به عنوان یک همسایه متجاوز ، رفتار هر سه رژیم یکسان بوده است. چون نیک بنگری همه تزویر می کنند...
مرتضی قلی خان هدایت معروف به صنیع الدوله فدای ایران شد او موجب افتخار سرزمین ایران و خاندان هدایت است.






02/11/2021

آمار بیستمین دوره مسابقه ادبی صادق هدایت

بیستمین دوره این مسابقه با مشکلاتی چون کرونا و دیگر مشکلات ، برگزار شد. در این دوره 1050 نویسنده از ایران ، کشورهای همسایه و ایرانیان مقیم خارج کشور شرکت کردند. شرکت کنندگان خارج از کشور از کشورهای امریکا ، استرالیا ، آلمان ، ایتالیا ، فرانسه ، پرتغال ، کانادا ، ترکیه و افغانستان بوده اند همچنین ارسال داستان از سراسر شهرهای ایران به خصوص از استان های فارس ، اصفهان ، خراسان ، تهران ، خوزستان ، کرمان و کرمانشاه بود.
داستان های ارسالی مورد داوری مرحله اول قرار خواهند گرفت و بهترین داستانها برای تعیین چهار برنده ، داوری نهایی می شوند. به بهترین داستان تندیس صادق هدایت و سه داستان دیگر که در مرتبه دوم بوده لوح افتخار اهداء می گردد.
همچنین تمامی داستان های برنده و برتر تحت حمایت بنیاد صادق هدایت در مجموعه کتابی به چاپ خواهند رسید.
با توجه به مشکلات بهداشتی ، مراسمی برگزار نمی شود.

دبیر مسابقه
جهانگیر هدایت



18/10/2021

تجدید چاپ کتاب "آثار نایاب صادق هدایت"

ششمین چاپ این کتاب توسط نشر چشمه روانه بازار کتاب شد. اولین چاپ این کتاب سال 1395 بود که به کوشش جهانگیر هدایت تهیه و تدوین شد. در این کتاب آثار گوناگونی از صادق هدایت آمده که حدود 85 سال پیش در روزنامه های آن زمان چاپ شده اند. این آثار متعلق به سال های 1310 تا 1325 می باشند. نکته جالب توجه آن است که اکثر این آثار با نام مستعار چاپ شده اند و با اسامی مانند : "محمد رحیم گردان سپهر ، علینقی پژوهش پور ، پ.مازیار ، ق.مسکین جامه ، منشی حضور ، ص.ه" را ملاحظه می کنیم. دراین کتاب چند داستان طنز، دو ترجمه ، پژوهش ها در فرهنگ عامیانه ، داستان علمی تخیلی و غیره آمده است.
این آثار پس از سال ها بی خبری منتشر می شوند ، برای مثال بعضی از این آثار عبارتند از: "سایه مغول ، معلم اخلاق ، سعدی آخرالزمان ، سرگذشت ماه ، چگونه شاعر و نویسنده نشدم ، مسلک علی بابا ، ملانصرالدین در بخارا ، نقد داستان بازرس اثر گوگول ، نقد صادق هدایت به رساله غفران ابوالعلاء معری ، تصحیح و تنظیم افسانه ملا چغندر ، بلبل سرگشته ، جادوگری در ایران ، بوعلی و استاد ، ترجمه شرط بندی اثر چخوف.
به علاقه مندان آثار صادق هدایت ، مطالعه این کتاب را پیشنهاد می کنم.
جهانگیرهدایت



22/06/2021

"سگی به نام پات"

"پات" نام سگی است که قهرمان داستان "سگ ولگرد" صادق هدایت است. واقعا این شخصیت "سگ ولگرد" کیست؟ سرنوشت این سگ را چگونه باید توجیه کرد ؟ آیا سرنوشت کشوری به نام ایران است ؟ صادق هدایت به این مرز و بوم عاشقانه مهر می ورزید و آرزو داشت که مجد و عظمت از دست رفته را بازیابد. آیا این کشور مانند سگی شده بود که علیرغم اصالت و آسایش در چرخشی ظالمانه از روزگار به سگ نجس و ولگردی تبدیل شده بود که در سرزمینی ناآشنا و انباشته از ظلم باید برای یک تکه نان با آن چشم های قشنگش التماس می کرد ، گدایی می کرد و به جای غذا کتک می خورد؟ آیا نویسنده سرنوشت مملکت خودش را در تصویر سگی می دید به نام "پات" ؟ این سگ دو چشم میشی داشت که گویی با انسان حرف می زد. در انتهای داستان سه کلاغ که نشانه های ظلم و جنایت و وحشیگری هستند می آیند تا چشم های میشی ، پر احساس و پر از معنای "پات" را از حدقه در آورند!
آیا "سگ ولگرد" تراژدی بزرگان ایران است که ناگهان همه چیز خود را از دست دادند و برای زنده ماندن باید در برابر هر ناکس بیشرف بی پدرمادری ، پوزه به خاک می مالیدند و کمک می خواستند؟ بسیاری از آنها که آرمان های مقدسی داشتند در راه حفظ آرمان هایشان کشته شدند و باید منتظر می ماندند تا کلاغ های چشم خوار بیایند و چشم های آن ها را ببرند؟



07/06/2021

عکس دیده نشده از برادران و خواهر صادق هدایت

این عکس در سال 1288 یعنی 112 سال قبل در خانه پدری صادق هدایت گرفته شده است.
در عکس نفر اول از سمت چپ ، عیسی هدایت 7 ساله ، اخترالملوک هدایت ( نشسته روی صندلی) 2 ساله و محمود هدایت 5 ساله دیده می شوند. این عکس برای اولین بار ملاحظه می شود و اولین عکسی است که از کودکان اعتضادالملک ، پدر صادق هدایت در دست است.
جهانگیرهدایت


Want your school to be the top-listed School/college in Tehran?

Click here to claim your Sponsored Listing.

Location

Telephone

Website

Address


Tehran