26/01/2014
من غلام قمرم, غیر قمر هیچ مگوی
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگوی
سخن رنج مگوی, جز سخن گنج مگوی
و از این بی خبری رنج مبر , هیچ مگوی
دوش دیوانه شدم , عشق مرا دید و بگفت
آمدم , نعره , مزن , جامه مدر , هیج مگوی
گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست , دگر هیچ مگوی
من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی , جز تو به سر هیچ مگوی
گفتم این روی فرشته است عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشته است و بشر هیچ مگوی
گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت میباش چنین زیر و زبر هیچ مگوی
ای نشسته تو در این خانه پر نقش خیال
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو
من غلام قمرم, غیر قمر هیچ مگوی
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگوی
28/10/2013
بابا...
دیر راهب میری..........
کلیسا میری..............
بغل من نمیای...........
28/10/2013
حی علی العـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتزا
20/10/2013
البشارت كه دَهُم حُجّت سبحان آمد
شافع هر دو سرا، رهبر ايمان آمد
سَروَر عالميان ، محور امكان آمد
كه جهان از رخ وى ، روضه رضوان آمد
پرتو مهر رخش ، تا به زمين پيدا شد
دسته هاى مَلك از عرش برين پيدا شد
رهبر عالميان ، آن كه جهان را سبب است
تحت فرمان وى ، افواج مَلك با ادب است
طيّب و طاهر و هادى و نقیّ اش لقب است
خسرو مُلك عجم ، قائد قوم عرب است
شرع احمد ز وجودش به جهان پاى گرفت
مهر وى در دل صاحب نظران جاى گرفت
هم نبىّ خوى و علىّ صولت و زهراء عصمت
حسنى حلم و حسين شجعت و سجّاد آيت
باقرى علم و ز صادق به صداقت نِسبت
كاظمى عفو و رضا خوى و جوادى همّت
پدر عسكرى و جدِّ ولىّ عصر است
آن كه بر پرچم وى آيت فتح و نصر است
05/10/2013
عده ای بی سر و پا، دور و برش خندیدند
پاسخ ناله و سوز و جگرش، خندیدند
مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کار
همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند
همچو بسمل شده ای دور خودش می پیچید
به پریشان شدن بال و پرش خندیدند
درد پیچیده به پهلویش و از هر دو طرف
دست می برد به سوی کمرش، خندیدند
آمده بر سرش اینجا کمی از داغ حسین
همگی جمع شدند دور سرش خندیدند
یک نفر نیست که از خاکِ سرش بردارد
بر نفس های بدون اثرش خندیدند
زهر اثر کرده و رویش به کبودی زده است
بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند
دست پا می زند و نیست کنارش پدری
تا ببیند به عزای پسرش خندیدند
کربلا جسم علی پخش به صحرا شده بود
لشگری دور تن مختصرش خندیدند
هر چه می گفت حسین "یاولدی یاولدی..."
عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند
03/10/2013
به حق سه ساله ابی عبدالله حق این پست رو ادا کنید فقط share کنید تا همه عالم بدونن چه ظلمی به بانو حضرت رقیه و خاندان رسوال الله شده
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک
13/08/2013
دخترم با تو سخن می گویم
گوش کن با تو سخن می گویم
زندگی در نگهم گلزاری است
و تو با قامت چون نیلوفر
شاخه پر گل این گلزاری
من در اندام تو یک خرمن گل می بینم
11/08/2013
دم به دم قدم به قدم
به يکه تاز عرب و عجم
زبده اولاد بني آدم
خواجه کائنات
احمد
محمود
ابوالقاسم محمد(ص) بلند و بي حد و بي عدد صلوات...
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
09/08/2013
دوستان عزیزان شکر گزار حضرت حق عیدتان مبارک و دلتان شاد
13/05/2013
چرا چنین متوكل به ما جفا كردى
شدى به كین، متوسل ستم روا كردى
غم مدینه مرا كم نبود اى ظالم؟
كه طعن و تهمت و تبعید را روا كردى
مگر مرا به تمسخر گرفتهاى كان شب
به جشن و لهو و لعب خواهش غنا كردى
براى من شب جشن تو پر ز ماتم بود
خوشى نبود، كه بر پایىِ عزا كردى
سرور و بزم تو تنها سر بریده نداشت
چرا سرم نبریدى؟ به من جفا كردى
ز روى پاك و نجیبم حیا نكردى تو؟
چسان ز شعر من اى بى حیا حیا كردى
عبادت شب و ذكر و ترحمم دیدى
ولى به دشمنى خویش اتّكا كردى
هزار نقشه به قتلم كشیدى و اجرا
به دست معتز ملعون در انتها كردى
براى حفظ متاعِ دو روزه دنیا
تو باب، در همه جا، سبّ اوصیا كردى
به بغض آل على راه كربلا بستى
جفا به زائر و سلطان نینوا كردى
براى عُسرت و آزار زائران حسین
پس از دو قرن عجب ظالمانه تا كردى
چه دستها كه بریدى ز قبر پاك حسین
به زجر و حرمله و شمر اقتدا كردى
یزید آب بر او بست و تو حَرَم بر آب
به شاه تشنه لبان كار اشقیا كردى