دانشکده روانشناسی . آزاد تهران جنوب

دانشکده روانشناسی . آزاد تهران جنوب

Share

Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from دانشکده روانشناسی . آزاد تهران جنوب, Education, Tehran.

09/03/2018

روزانه ۴ پست کاربردی

09/03/2018

از این ک با لایک و اشتراک ما را دل گرم می کنید سپاس گذارم

09/03/2018

آغاز فصل جدید در پیج روانشناسی
ایرادات دقیق و مو شکافانه بر روی روان انسان

09/03/2018

سلامی ب گرمی آفتاب
دوستان و همراهان عزیز سلام

Photos from ‎دانشکده روانشناسی . آزاد تهران جنوب‎'s post 08/10/2017

چرا دومین کشور غمگین جهان اعلام شدیم!؟در حالی ک در یک دقیقه ۱۰۰ تا ۴۰۰ جوک تولید می کنیم؟؟
اظهار هر نوع نظر آزاد بی پروا
تبلیغ منفی یا واقعیت تلخ؟؟؟

02/09/2016
29/08/2016

یک رقم به شمارنده ی آمار این صفحه اضافه نماید.

1. آیا شما به مسائل جنسی علاقه ی بافری دارید ؟

2. آیا از روی کنجکاوی این کار راکردید؟

3. آیا به صورت اتفاقی ؟

4. سایر موارد
اما چرا این کار را کردید ؟

این یک آزمایش روانی بود و شما به طور کاملا ناخواسته تحت این آزمایش قرار گرفتید .

مغذ ما ب طور غریزی کنجکاو است

29/08/2016

درست است نمی توان از وقوع برخی شرایط سخت جلوگیری کرد، ولی این دست شماست که در مقابل آن ها سر خم کنید یا با آن ها مبارزه نمائید.



هنگام رانندگی، ناگهان اتومبیل دیگری جلوی شما می‌پیچد، کودکانتان با جیغ و داد با هم دعوا می‌کنند، ۵ دقیقهٔ دیگر مصاحبه کاری بسیار مهمی در پیش رو دارید و شما در اثر هیجانات وارده عملکرد خوبی ندارید و کنترل خود را از دست می‌دهید.

وقتی در زندگی فلاکت و بدبختی به هر نوعی پیش می‌آید، معمول‌ترین عکس العمل، ایجاد استرس می‌باشد. در این حالت اعصاب شما فعال شده و شما را آماده ایجاد یک جدال می‌کنند. غدد بدن شما شروع به ترشح آدرنالین می‌کنند، آدرنالین هورمونی است که ضربان قلب را بالا می‌برد، تنفس را سریع‌تر می‌کند، فشار خون را بالا می‌برد و عضلات منقبض می‌شوند. در این لحظه شما آماده عکس العمل نشان دادن هستید.

معمولاً ما در زندگی از این مشکلات فرار نمی کنیم، در نتیجهٔ آن هورمون ها را نمی سوزانیم و اجازه می دهیم که در رگ های ما گردش داشته باشند.

دکتر هربرت بنسون (Dr. Herbert Benson)، استاد تحقیق بر روی استرس دانشگاه پزشکی ذهن و بدن هاروارد، می‌گوید: این هورمون‌ها به حرکت خود درون رگ‌های ما ادامه می‌دهند، این احساس هیجان و تعرق در کف دست‌ها در کوتاه مدت ایجاد مشکل نمی‌کند، ولی اگر به آن بی‌توجه بمانیم این ترکیبات در خون، باعث ایجاد مشکلات فیزیکی و احساسی می‌شوند. مشکلاتی نظیر: هیجان کاذب، افسردگی، مشکلات عصبی - روانی دوران قاعدگی و همچنین مشکلات دوران یائسگی.

دفعه بعدی که با رویکردی استرسی و هیجانی روبرو می‌شوید، سعی کنید جلوی خود را گرفته و خود را کنترل کنید و دوباره تمرکز خود را بازیابید.

The Mini) مینی):

در حدود ۳۵ سال پیش، دکتر بنسون، عکس العمل آرامش را شناسایی کرد و یا به عبارت دیگر عکس العمل فیزیکی را که به مقابله با استرس می‌پردازد، شناسایی کرد. تحقیقات او نشان داد که شما می‌توانید با کم کردن سرعت تنفس، سرعت ضربان قلب خود را پایین بیاورید. در نتیجه این کار باعث کاهش فشار خون و آزاد و آرام کردن عضلات می‌شود.

این تمرین به دو مرحله تقسیم می‌شود: در مرحله اول ابتدا یک کلمه یا صدا یا دعا یا یک حرکت را تکرار کنید و سپس اگر فکر و یا احساس خاصی تمرکز شما را از بین می‌برد، به آرامی آن را فراموش کرده و به تکرار مرحله نخست بپردازید. بنسون می‌گوید: این تمرین جریان دائمی تفکرات ذهنی روزانه را می‌شکند و باعث شکستن هیجانات و نا‌آرامی‌های روزانه نیز می‌شود.

بنسون می‌گوید: روش ساده برای انجام این عملکرد، تمرین تنفسی ساده‌ای بنام مینی ((Miniاست. نفس عمیقی را از طریق بینی به داخل بکشید، به اندازهٔ ۳ شماره نگاه دارید، سپس نفس را به طور کامل از طریق بینی یا دهان بیرون دهید و دوباره ۳ شماره بشمارید. این تمرین را ۳ بار انجام دهید. اگر ذهن شما دوباره مغشوش شد، توجه خود را به تنفس خود جلب کنید.

بنسون پیشنهاد می‌دهد که این تمرین را ابتدا در حالت بدون استرس و طبیعی تمرین کنید و همچنین می‌افزاید که این عمل اگر با تمرینات روزانه‌ای چون مراقبه به مدت ۱۰ دقیقه در روز همراه شود، بهتر و سریع‌تر عمل می‌کند.

طب فشاری (Acupressure):

هنر شفابخشی که بر اساس یک سنت قدیمی چینی بنیان گذاشته شده است، بر اساس فشار وارد کردن بر نقاط خاصی از بدن می‌باشد که باعث آزاد کردن کشش‌های عضلانی و نیز تحریک جریان خون و همچنین ایجاد جریان مناسب برای انرژی زندگی می‌شود. دکتر مایکل رید گاچ (، (Dr. Michael Reed Gachموسس طب فشاری در دانشگاه برکلی کالیفورنیا می‌گوید: دو نقطه در پشت گردن شما هستند که به دروازه‌های ذهن معروفند و می‌توانند باعث کاهش استرس و پاک کردن ذهن شما شوند. وی در ادامه نیز می‌گوید: تحریک و فشردن این دو نقطه می‌تواند باعث جلوگیری از ایجاد سر درد شود.

سر خود را به عقب متمایل کنید، دو شصت خود را روی بالا‌ترین نقطهٔ گردن خود قرار دهید (مماس با قسمت زیرین جمجمه)، بین دو شصت خود حدود ۷-۸ سانتی متر فاصله بگذارید. این دو نقطه را به آرامی و با فشار زیاد تحریک کنید. گاچ می‌گوید: نبایستی به جمجمه فشار بیاورید بلکه به نقطه زیرین آن فشار بیاورید. اگر شصتهای شما ضعیف و یا حتی به آرتروز مبتلا هستید، می‌توانید از مشت خود استفاده کنید. هنگامی که به آنجا فشار آوردید، ۳ تا ۵ نفس آرام و عمیق بکشید. پایان تمرین به این صورت است که دستان خود را به آرامی بر روی پاهای خود قرار داده و چانه به سمت سینه متمایل شود، یک نفس عمیق دیگر کشیده و دقت کنید که بدن شما چه حسی دارد.

کنترل ذهن:

در خلال یک تجربهٔ پر استرس، افکار شما می‌توانند تحریکتان کنند. به عنوان مثال می‌خواهید در یک کنفرانس مهم سخنرانی کنید و نگران آن هستید که شاید مستندات خود را به اشتباه بیان کنید، این تفکرات مخرب باعث افزایش هورمون‌های استرس می‌شوند که باعث بد‌تر شدن شوک‌های پیش از سخنرانی می‌شود.

دکتر کنت روژیرو (Dr. Kenneth Ruggiero)، از دانشگاه کارولینای جنوبی عقیده دارد تکنیکی به نام کنترل ذهن می‌تواند به جلوگیری از این افکار منفی و پیش رونده، کمک کند. مرحله اول این است که واقعاً قبول کنید که این روش فکری منفی است و باید با آن مقابله کرد، اگر تنها هستید آن را بلند بیان کنید و اگر نه در ذهن خود به آن بیاندیشید. دکتر روژیرو می‌گوید: بعضی افراد برای اجرای این تکنیک خود را نیشگون می‌گیرند تا از آن خط فکری منحرف شوند. او می‌گوید: این کار لحظه‌ای حواس شما را از تمرکز برآن موضوع پرت کرده و در مسیر درست قرار می‌دهد.

مرحله دوم این است که تمرکز خود را بر روی فکر مثبتی بگذارید و با خود مرور کنید: «قبلاً این کار را کرده‌ام و هربار خوب پیش رفته است» و یا «این مطالب را بهتر از هر شخص دیگری که آنجا حضور خواهد داشت، می‌دانم». به این ترتیب جای افکار منفی را با افکار مثبت جا به جا می‌کنید و در نتیجه استرس کاهش می‌یابد.


مترجم: امیر ماتیو علوی

29/08/2016

تمام بیماری ها ریشه روانی دارند

29/08/2016

خواب خود را هیچ گاه برای کسی تعریف نکنید چون حتی خودتان هم کاملا آن را ب یاد نمیارید با تعریف آن برای دیگران جزییات خواب خود را نابود می کنید و از آن پس خواب شما تحریف شده می گردد

سورئال و روانشناختی 29/08/2016
Marsha Linehan Reveals Her Borderline Personality Disorder: Must Our Healers Be Wounded? 29/08/2016

آیا شفادهندگان ما بایستی زخم خورده باشند؟

مترجم : علی فیضی،کارشناسی ارشد روان­شناسی بالینی در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی

نویسنده: مدیر سایت/يکشنبه 18 بهمن 1394/دسته بندی ها: تازه های علمی روانشناسی

به این مطلب امتیاز دهید: 4/0

آیا شفادهندگان ما بایستی زخم خورده باشند؟

کارشناسی ارشد روان­شناسی بالینی در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی

نویسنده : جیمز سی.کوین*

مترجم : علی فیضی

مارشا لینهان بالینگر و پژوهشگری برجسته است، او همچنین رفتار درمانی دیالکتیک را تدوین کرده ، درمانی روان‌شناختی که اثربخشی آن برای اختلال شخصیت مرزی تایید شده؛ اختلالی که درمان آن معمولاً دشوار یا غیرممکن پنداشته می‌شود. این شیوه ، به ویژه آن موقعی جالب توجه تر شد که دکتر لینهان در مقاله ای در نیویورک تایمز اعلام کرد مدت زمان زیادی مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بوده است. او تاریخچه خود زنی و خودکشی‌اش را بازگو کرد و توضیح داد وقتی که 20سال داشت، روان‌پزشک بیمارستانی که او به مدت دو سال در آن بستری بود، او را به عنوان : "یکی از آشفته‌ترین بیماران بیمارستان " توصیف کرد. .

افشاگری دکتر لینهان، با اینکه ممکن است شجاعانه باشد، در عین حال منطبق با یک باور رایج و معتبر فرهنگ غربی هست، "شفادهنده زخمی". بر طبق داستانی که منشأ آن به یونان باستان می‌رسد، یک شفا دهنده به واسطه رنجی که از یک آسیب روحی یا درد جسمی، می‌برد، صاحب قابلیت ویژه ای برای یاری رساندن به دیگران می‌شود. کارل یونگ، روان­شناسی که بعد از جدایی از فروید، سبک متفاوت روان‌درمانی خود را تدوین کرد، فردی بود که کهن الگوی "شفادهنده زخمی" را شناسایی کرد:

"یار شفیق هر درمانی که به هیچ وجه در مورد آن کاوش نمی‌شود عبارت است از تحلیلی که دکتر از خویشتن می‌کند... آسیب خود او بیانگر میزان توانایی او برای شفا دادن هست. همین و نه هیچ چیز دیگری، معنای افسانه یونانی "پزشک زخمی" است."

مفهوم "شفا دهنده زخمی" در پزشک خیالی محبوب، جورج هاوس ، مجسم شده است. او به عنوان نقش اول سریال هاوس، حتی در حالی که با اهانت به بیماران و فقدان همدلی، از وظیفه خود منحرف می‌شود، تنهائی، درد مزمن جسمانی و اعتیادش به مسکن‌ها،مولد نیروی محرکه ای می‌شود که به واسطه آن درد دیگران را تشخیص می‌دهد و درمان می‌کند. مارتین سلیگمن پدر روانشناسی مثبت و نویسنده کتاب‌هایی در مورد شادمانی تجربه گفتگویی را شرح می‌دهد که برایش همچون "تجلی نور خداوند" بود. وقتی او به شادی دختر پنج ساله‌اش با ناشکیبائی واکنش نشان می‌دهد، دخترش یادآوری می‌کند که سه سال از پنج سال عمرش را یک غرغرو بوده است و وقتی که پنج ساله می‌شود تصمیم می‌گیرد که دیگر غرغرو نباشد و اگر که او توانسته تغییر کند، پدرش هم می‌تواند بد خلق بودن را کنار بگذارد. " من نکته ای از نیکی یاد گرفتم، نکته ای در مورد رشد کودکان، نکته ای در مورد خودم و نکته بزرگی در مورد تخصصم".

تدوینگر درمان عقلانی هیجانی، آلبرت الیس، شرح می‌دهد که چگونه تا نوزده سالگی یک آدم ناشی بود که نمی‌توانست با زنان قرار بگذارد. مانعی که او تشخیص داد ترس از طرد شدن و همچنین اجتناب از طرد به هر قیمت ممکن بود. او این نکته را هم تشخیص داد که خود طرد شدن، آسیب زننده نیست، بلکه معنایی که او به طرد شدن می‌بخشد، به طرز غیرقابل تحملی وحشتناک هست. او یک تکلیف عالی برای خودش طراحی کرد، به این صورت که باید هر روز به پارک بواتانیکال برانکس می‌رفت و اگر که یک زن جذاب می‌دید، باید کنار او می‌نشست و گفتگویی را شروع می‌کرد. الیس کنار 130 زن نشست و با وجود اینکه 30 زن بلافاصله برخاسته و رفتند، توانست مقداری تجربه از گفتگوی با 100 زن به دست بیاورد و بر احساس طرد شدن آسیب زننده‌اش غلبه کند. نکاتی که من ازین ماجرا فهمیدم به اینکه او توانست قراری بگذارد یا نه، ربطی ندارد، بلکه این تجربه نشان دهنده بنیادهای درمان تدوین شده توسط الیس هست که واسطه گری فکر را بین تجربه عملی، واکنش هیجانی و رفتار تایید می‌کند.

فرانسیس شاپیرو تجربه الهام بخش دیگری را شرح می‌دهد که او را به سمت تدوین شیوه درمانی متفاوت اما بحث برانگیز حساسیت زدایی با حرکت چشم کشاند. در این شیوه درمانی، بیماران ترغیب می‌شوند در حالی که به انگشت درمانگر -که از یک سو به طرف دیگر حرکت می‌کند- نگاه می‌کنند رویدادهای آسیب زننده ای که برایشان اتفاق افتاده را تصور کنند. شاپیرو شرح می‌دهد چگونه به خاطر اینکه سرطانی تشخیص داده شد، استرس داشت و غرق در فکر و خیال شده بود. او روی صندلی گردشگاهی نشست و به چند پنگوئن که آنجا بودند نگاه کرد، ناگهان فهمید به خاطر نگاه کردن به پنگوئن‌ها و مجذوب. شدن در حرکات آن‌ها، احساس آسودگی زیادی پیدا کرده است. این تجربه آنقدر روی او اثر گذاشت که تصمیم گرفت تا تحصیلاتش در ادبیات انگلیسی را کنار بگذارد و شروع به تحصیل در روانشناسی بکند؛ برای آنکه تجربه ای که از سر گذرانده را بفهمد و بسط بدهد، تجربه ای که اشتغال خاطر رنج بار او با سرطان را تسکین بخشیده بود.

استیون هِیز قبل ازینکه یک روانشناس موفق باشد، یک بیمار روانی بود. "بدین گونه داستانی در مجله تایم درباره استیون هِیز شروع می‌شود. نامی که با بسط و تدوین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تداعی می‌شود. درمانی که او اظهار می‌دارد طلایه‌دار " موج سوم " رفتاردرمانی است. هِیز داستان را این گون تعریف می‌کند : در یک جلسه علمی، وقتی که او دانشیار بود، به خاطر آنچه که او یک حمله قلبی تصور کرد دست پاچه شد. قلب او به شدت می‌تپید و او نتوانست صحبت کند. این ماجرا اولین دوره از دوره های حمله هراس بود. هِیز در مورد بستری شدنش و اینکه یک فرد چگونه ممکن است به خاطر حمله هراس بستری شود، اطلاعاتی را نمی‌دهد اما می‌گوید که تکنیک‌های متداول رفتاردرمانی شناختی که او در مورد بیمارانش به کار برده بود، در واقع علائم او را وخیم‌تر می‌کرد.در یک نمایش ویدئویی که او رویکرد جایگزینش را برای درمان حمله هراس معرفی می‌کند، هِیز خود را فردی نشان می‌دهد که در حال بهبودی از حملات هراس است.

مثال‌های زیاد دیگری هم وجود دارند، اما شواهد محکمی در تایید این نکته وجود ندارد که چنین تجربیات الهام بخشی یا چالش‌های شخصی، کمک می‌کنند تا درمان جدیدی یا درمانگران، مؤثرتر عمل کنند. برخی از متخصصان بهداشت روان که معتقد هستند درمان‌ها باید مبتنی بر شواهد باشند، نسبت به این داستان‌ها بی تفاوت هستند و می گویند : " به من شواهد را نشان بده، نه این داستان‌های سرگرم کننده را". ولی مفهوم شفا دهنده زخمی یک داستانی فرهنگی قدیمی هست، صحیح باشد یا بسیار ساده‌انگارانه، معتبر باشد یا جعلی، داستان شفا دهنده زخمی، مطابق با میل مدافعان راهبردهای خودیاری یا درمانی نو هست و این داستان برای نشان دادن توانایی درمانی ایده های آنان، شخصی سازی خواهد شد. نویسندگان کتاب‌های خود یاری یا مدافعان درمان‌های جدید باید که با یک داستان شفا دهنده زخمی قانع کننده، خود را آماده نگه دارند. دیر یا زود در مصاحبه با یک روزنامه نگار یا در یک گفتگوی تلویزیونی آن‌ها با این سؤال روبه رو خواهند شد : " و چطور شد که شما به این ایده رسیدید ؟"

این نوشته ترجمه ای است از مقاله : *

Marsha Linehan Reveals Her Borderline Personality Disorder: Must Our Healers Be Wounded?

و اصل مقاله از این آدرس قابل دسترسی می‌باشد :

http://www.psychologytoday.com/blog/the-skeptical-sleuth/201107/marsha-linehan-reveals-her-borderline-personality-disorder-must-our

** دکتر جیمز سی.کوین روان­شناس بالینی سلامت است و استاد دپارتمان روان‌پزشکی در دانشگاه پنسیلوانیا و استاد روان­شناسی سلامت در دانشگاه گرونینگن هلند می‌باشد.

Marsha Linehan Reveals Her Borderline Personality Disorder: Must Our Healers Be Wounded? Must Healers Have Confronted and Overcome Personal Problems to be Credible?

Want your school to be the top-listed School/college in Tehran?

Click here to claim your Sponsored Listing.

Location

Category

Telephone

Website

Address


Tehran