30/01/2015
در ادامه ی اتفاقات پیش آمده برای آقای نهضت معلم عربی سال های نه چندان دور دبیرستان علامه حلی که به دلیل تصادف دچار مشکلاتی شدند.
حالا ایشان در پاسخی به جوابیه ی آموزش و پرورش به اعتراض ایشان نسبت به قطع حقوقشان آن جواب را کذب و دروغ خواندند.
متن دقیق نامه در کامنت اول
*اداره فخیمه منطقه یازده تهران ،در پاسخ به خبری که در سخن معلم، درباره قطع حقوق من درج شده بود ،جوابیه ای صادر کرد که نه شماره داشت و نه تاریخ و نه امضایی بر پای آن درج شده بود.
*در واقع این پاسخ(قسمتی از جوابیه ی اداره)، به خواننده القا می کند که اداره منطقه 11 و مسئولان آن ، از بستری من اطلاعی نداشته اند و آن را به ناگاه در سخن معلم دیده اند .این سخن البته کذب محض است.(ادله در نامه ی کامل آورده شده).
*جناب شنی به نمایندگی از جناب باقری با حضرت نظریان تماس گرفت و ضمن شرح حال من به وی ابلاغ کرد که قانونا نمی توانند حقوق مرا قطع کنند قطع حقوق تنها توسط نهادهای قضایی و شبه قضایی ممکن است.
* گویا تنها می خواستند تشریف بیاورند و عکسی بگیرند و در بوق کرنا کنند که ای جهانیان چه نشسته اید که ما لطف کردیم و به دیدار این درویش علیل خانه نشسته رفتیم.
*درد آور این که بعد از تماس من با بانو نوری دیدم ناشیانه ابلاغ قبلی ام را لغو کرده اند و ابلاغ جدیدی از تاریخ اول مهر 93 تا 5 مهر 93 زده اند! و این نشان می داد که عالیجناب ضعیف کش رحیمی همچنان می خواهد به دروغ های خود ادامه بدهد.
*تا کنون هم که پرونده به سرانجام نرسیده نشان ناتوانی کارگزینی اداره شهر تهران و به تبع آن عالیجناب رحیمی است.
*در پایان به حضرت نظریان که همای اوج سعادت به دام او افتاده است و از بخت روزگار بر مسند ریاست نشسته است .این سخن جافظ را برادرانه توصیه می کنم که
به طهارت گذران منزل پیری و مکن / خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده
والله المستعان
رضا نهضت 8 بهمن 1393