جملات رایج زبان انگلیسی درباره پاسپورت - ویزا - سفارت
Passport / visa / Embassy
در این پست اصلاحات و جملات کاربردی انگلیسی که برای گرفتن ویزا و پاسپورت مورد استفاده قرار می گیرد، در اختیار زبان آموزان قرار گرفته است.
1- سفارت آمریکا در دبی کجاست؟
Where is the American Embassy in Dubai?
2- باید با سفارت ایران در دبی تماس بگیرید.
You should contact the Iranian Embassy in Dubai?
3- جمعیت زیادی بیرون از سفارت آمریکا تجمع کرده اند.
A large crowd has assembled outside the American Embassy.
4- مشکلتان چیست ؟ دوستان رده بالا و آشنایانی در سفارت آمریکا دارم.
What’s your problem? I have friends in high places and contacts at the the American Embassy.
5- هیچکدام از مقامات سفارت را می شناسی؟
Do you know any of the embassy officials?
6- یکی از دوستانم رابط فرهنگی آنجاست.
One of my friends is a cultural attaché there
7- می خواهم ویزای آمریکا بگیرم.
I want to get/ obtain a visa for the United States.
8- مطمئنم بهت ویزا نمی دهند.
I am sure they’ll refuse you a visa.
9- گرفتن ویزا آنقدر ها هم که تصور می کنی ساده نیست.
Getting a visa isn’t as simple as you might suppose.
10- باید بروی ته صف.
You should join the end of the queue/ line.
11- صف ویزا طولانی است. کاش می توانستم جلو بزنم.
The visa line is long. I wish I could jump the queue.
12- ببخشید آقا، برای گرفتن ویزا چه مدارکی نیاز است؟
Excuse me, sir. What documents do I need to get a visa?
13- گذرنامه، دو قطعه عکس جدید و یک کپی از بلیط باید پیوست فرم درخواست باشد.
Your visa application form should be accompanied by your passport, two recent photographs, and a copy of your ticket.
14- گذر نامه تان را آماده کنید.
Have your passport ready.
15- گذر نامه تان را باید اینجا ارائه کنید.
You should present your passport here.
16- گذرنامه تان کجاست؟
Where is your passport?
17- برای اطمینان، گذرنامه ام را توی جیب داخلی کیفم گذاشته ام.
My passport is in the inner pocket of my bag, for safekeeping.
18- در منزل معمولاً گذرنامه ام را در جای امنی نگهداری می کنم.
At home, I usually keep my passport in a secure place.
19- با گذرنامه من دارد چکار می کند؟
What is he doing with my passport?
20- می خواهد مطمئن شود که گذرنامه شما جعلی نیست.
He wants to make sure your passport is not a forged/ false one.
21- امیدوارم گذرنامه شما معتبر باشد.
I hope your passport is valid.
22- صاحب این گذرنامه کیست؟
Who is the holder of this passport?
23- اینجا بایستید تا پاسپورتتان مهر شود.
Wait here to have your passport stamped.
24- این گذرنامه اعتبار ندارد.
This passport is out-of-date./ this passport has expired.
25- سال آینده باید گذرنامه ام را تعویض کنم.
I need to renew my passport next year.
26- در اختیار داشتن گذرنامه معتبر و هر ویزایی که ممکن است مورد نیاز باشد به عهده شماست.
It is your responsibility to be in possession of a valid passport and any visa which may be necessary.
27- اگر گذرنامه شما مشکلی داشته باشد، گذرنامه تان را گرفته و مانع خروج شما از کشور می شوند.
If there is a problem with your passport, they’ll seize your passport and bar you from leaving the country.
28- مامور گذرنامه را با تعظیم و لبخند به من داد.
The officer handed me the passport with a bow and smile.
40- گذرنامه همه جا باید همراه شما باشد.
You should carry your passport everywhere you go.
41- هنگامی که مهلت ویزای شما تمام شود، شما را به کشور خودتان بر خواهند گرداند.
When your visa expires, they will deport you to your own country.
42- منظور من این است که اگر بیش از اعتبار ویزاییتان بمانید، شما را بازداشت می کنند.
I mean if you overstay your visa, you will be arrested.
43- نمی توانم ویزایم را تمدید کنم؟
Can’t I extend my visa?
44- این ویزا برای یک هفته است اما تا یک ماه قابل تمدید است.
The visa is for 7 days, extendable to one month.
45- کی برای من ویزا صادر می کنید؟
When will you issue a visa for me?
46- رسیدگی به درخواست ویزای شما ممکن است زمان زیادی ببرد.
It can take a long time for your visa application to be processed.
47- میانگین زمان مورد نیاز برای رسیدگی به درخواست گذرنامه شش روز کاری است.
The average turnaround for a passport application is six working days?
48- این ویزا قابل تمدید است؟
Is this visa renewable?
49- برای اینکه ویزایت را به موقع بگیری باید از هفت خوان رستم بگذری.
You have to jump through hoops to get your visa in time.
آرین,Arian
آموزشگاه زبان انگلیسی I HOPE TO HELP SOMEONE WHO LIKES STUDY ENGLISH
کته گرامری برای سوار شدن یا پیاده شدن از وسایل نقلیه
to get in/to get on: to enter or to board a vehicle
(داخل شدن یا سوار وسایل نقلیه شدن)
To get in is used for cars;
to get on is used for all other forms of transportation.
* we get in a taxi
* I always get on the bus to work at 34th Street.
کاربرد
برای سوار شدن به ماشین شخصی، تاکسی، اتومبیل های سواری، وانت و ... از Get in استفاده کنید
برای سوار شدن به وسایل نقلیه عمومی مثل اتوبوس، قطار، هواپیما، کشتی و ... از Get on استفاده کنید
..................................................................................................................................
to get out of/to get off: to leave or to descend from a vehicle.
(خارج شدن یا پایین آمدن از وسایل نقلیه )
To get out of is used for cars;
to get off is used for all other forms of transportation.
* Why don't we stop and get out of the car for a while?
* Helen got off the train at the 42nd Street terminal
کاربرد
برای خارج شدن از تاکسی و ماشینهای سواری و ... از get out of استفاده کنید.
برای خارج شدن از وسایل نقلیه عمومی از get off استفاده کنید
Half a loaf is better than no bread
کاچی به از هیچ چیز است
To get out of bed on the wrong side
از دنده چپ برخاستن
یک اصطلاح انگلیسی
Have a Bone to Pick with Someone
معني: از کسي گله کردن، به کسی گیر دادن
برخی از تفاوتهای لهجه انگلیسی British و American آمریکاییها حرف “r” را با گرد کردن زبان ، تلفظ میکنند. در حالیکه بیشتر بریتانیاییها اصلا حرف “r” را تلفظ نمیکنند (مخصوصا زمانیکه حرف r در انتهای کلمه باشد). در انگلیسی آمریکایی تفاوت چندانی در تلفظ کلمات can و can’t وجود ندارد. در حالیکه در انگلیسی بریتانیایی استاندارد، این دو کلمه آشکارا با هم تفاوت دارند. (حرف a در can’t صدای /آ/ دارد). آمریکاییها تمایل بیشتری به راحت تلفظ کردن کلمات دارند و در مواقعی بعضی از حروف یک کلمه را تلفظ نمیکنند. به عنوان مثال، کلمه “facts” در انگلیسی آمریکایی مشابه کلمه “fax” تلفظ میشود. (حرف “t” تلفظ نمیشود). استرس (تکیه) در برخی از کلمات در این دو نوع گویش انگلیسی متفاوت است. به نمونه های زیر توجه کنید:British English American English advertisement advertisement details details علیرغم اینکه شاید میلیونها واژه مشترک بین انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی وحود داشته باشد، واژگانی وجود دارند که تنها در انگلیسی آمریکایی یا بریتانیایی استفاده میشوند. آشنایی با تعدادی از این کلمات شاید خالی از لطف نباشد. British English American Englishlift elevatorboot trunk autumn falllitter garbagecrossroad crossingtrousers pants علاوه بر موارد فوق، تفاوتهایی هم در املای کلمات در این دو زیرشاخه اصلی زبان انگلیسی وجود دارند؛ به عنوان مثال، کلماتی که در آمریکایی به ترتیب به “or” و “ize” ختم میشوند، در بریتانیایی به “our” و “ise” ختم میشوند: American English British Englishcolor colourharbor harbourhumor humour recognize recogniserealize realisedramatize dramatise تفاوتهای کمی هم در استفاده از حروف اضافه وجود دارد، که به عنوان نکته آخر به آنها میپردازیم:American English British Englishon the weekend at the weekendon a team in a teamPlease write me soon. Please write to me soon
13/06/2014
زمان حال کامل
افعال مجهول (the passive voice)
در جملات معلوم (active)، فاعل به عامل يا کننده عمل فعل دلالت دارد. در واقع ما از افعال معلوم برای بيان اينکه فاعل چه کاری را انجام دهد استفاده میکنيم. به اين مثالها توجه کنيد:
The dog chased the cat. (سگ گربه را دنبال کرد)
My father built this house in 1960. (پدرم اين خانه را در سال 1960 ساخت)
ولی جملات مجهول (passive) به ما اين اجازه را میدهند که کسی يا چيزی را که کننده يا انجام دهنده عملی نيست (غير عامل) در جای فاعل قرار دهيم. در واقع از افعال مجهول برای بيان اينکه چه عملی بر روی فاعل اتفاق میافتد، استفاده میشود:
افعال مجهول
The cat was chased by the dog. (گربه توسط سگ دنبال شد)
This house was built in 1960. (اين خانه در سال 1960 ساخته شد)
هنگام استفاده از حالت مجهول، توجه داشته باشيد که در اغلب موارد اينکه چه کسی يا چه چيزی عمل را انجام میدهد نا معلوم يا بیاهميت است. مثلاً در جمله زير اينکه چه کسی اتاق را تميز میکند برای گوينده اهميتی ندارد:
This room is cleaned every day. (اين اتاق هر روز تميز میشود)
ولی اگر بخواهيم بيان کنيم که چه کسی (يا چه چيزی) آن عمل را انجام داده است، در اين صورت بايد از حرف اضافه by استفاده کنيم:
افعال معلوم و مجهول
This house was built by my father.
(اين خانه توسط پدرم ساخته شد)
This picture was painted by a great painter.
(اين نقاشی توسط يک نقاش بزرگ کشيده شده )
ساختار
بطور کلی برای ساخت صيغه مجهول فعل معلوم، فعل to be را به همان زمان فعل معلوم میآوريم و اسم مفعول همان فعل را به آن میافزاييم:
معلوم: Somebody cleans this room every day.
مجهول: This room is cleaned every day.
معلوم: He bought this car last week.
مجهول: This car was bought last week.
در جدول زير میتوانيد فهرست افعال معلوم و معادل مجهول آنها را ملاحظه کنيد:
زمان
معلوم
مجهول
حال ساده
keeps
نگه میدارد
is kept
نگهداری میشود
حال استمراری
is keeping
دارد نگه میدارد
is being kept
در حال نگهداری شدن است
گذشته ساده
kept
نگه داشت
was kept
نگهداری شد
گذشته استمراری
was keeping
داشت نگه میداشت
was being kept
در حال نگهداری شدن بود
حال کامل
has kept
نگه داشته است
has been kept
نگهداری شده است
گذشته کامل
had kept
نگه داشته بود
had been kept
نگهداری شده بود
آينده
will keep
نگه خواهد داشت
will be kept
نگهداری خواهد شد
شرطی
would keep
نگه میداشت
would be kept
نگهداری میشد
شرطی کامل
would have kept
نگه داشته بودند
would have been kept
نگهداری شده بود
مصدر
to keep
نگه داشتن
to be kept
نگهداری شدن
مصدر حال کامل
to have kept
نگه داشتن
to have been kept
نگهداری شدن
وجه مصدری اسم مصدر
keeping
نگهداری
being kept
نگهداری شدن
منبع جدول: کتاب آموزش و خودآموز گرامر انگليسی آکسفورد، ترجمه حسن اشرفالکتابی
ضرب المثل انگلیسی
****************************
You’re only young once
آدم هميشه كه جوان نمي ماند؛ قدر جواني را بدان.
Your sins will find you out
مكن بد كه بد بيني از يار ن*ك نرويد ز تخم بدي بار نيک
غم و شادمانی نماند و لیک جزای عمل ماند و نام نیک
You can’t make an omelette/omelet without breaking eggs
تا خراب نشود، آباد نمي شود؛ بي مايه فطير است.
زمان حال کامل
ساختار
جملات مثبت و منفی:
past participle
(قسمت سوم فعل)
have ('ve)
have not (haven't)
I, you, we, they
has ('s)
has not (hasn't)
he, she, it
جملات پرسشی:
past participle?
(قسمت سوم فعل)
I, you, we, they
have
he, she, it
has
چند مثال:
We've been to Paris.
He hasn't lived in Paris.
Have you met him yet?
کاربرد
1- برای بيان عملی که در گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد:
زمان حال کامل
I have studied English since 1990.
(از سال 1990 به مطالعه انگليسی پرداختهام)
She's lived in Tehran for 10 years.
(او به مدت 10 سال در تهران زندگی کرده است)
How long have you lived in Tehran?
(چه مدتی در تهران زندگی کردهايد؟)
I've lived in Tehran all my life.
(همه عمرم را در تهران زندگی کردهام)
یک نکته
توجه داشته باشيد که در زمان حال کامل، غالباً از اصطلاحات زمانی خاصی مانند since و for استفاده میشود.
for نشان دهنده دورهای از زمان است که تا کنون ادامه داشته است، ولی since با مقطعی از زمان به کار میرود و به معنی «از آن زمان تا کنون» میباشد:
seven o'clock
since
a year
I have been here for
1980
two months
September
three hours
last week
ten minutes
2- برای بیان تجربهای که در زمانی در زندگی شخصی اتفاق افتاده است. در واقع اين عمل در گذشته روی داده و به پايان رسيده است، اما آثار آن هنوز محسوس است. اين که اين عمل يا تجربه چه موقعی روی داده، مهم نيست:
I have never been to England.
(من هرگز به انگلستان نرفتهام)
She has had several operations up to now.
(تا کنون چندين عمل جراحی داشته است)
He's written a lot of short stories.
(او داستانهای کوتاه زيادی نوشته است)
3- برای بيان عملی که در گذشته نزديک اتفاق افتاده ولی اثر آن در زمان حال مشاهده میشود. در اين حالت از yet، already، still و just بسيار استفاده میکنيم:
توجه
از already بيشتر در جملات مثبت و از yet بيشتر در جملات منفی و پرسشی استفاده میشود.
I've just had a sandwich. (من تازه يک ساندويچ خوردهام)
I've already seen the movie. (اين فيلم را قبلاً ديدهام)
The bus hasn't arrived yet. (اتوبوس هنوز نرسيده است)
I still haven't finished my homework. (هنوز تکاليفم را تمام نکردهام)
چند نکته
1- اگر ارتباطی با زمان حال موجود نيست (مثلاًچيزهايی که مدتها قبل اتفاق افتادهاند) از حال کامل استفاده نکنيد.
Hafiz was a Persian poet. He wrote many poems.
but: My father is a writer. He has written many books.
در مثال اول از گذشته ساده استفاده کرديم تا نشان دهيم که او (حافظ) ديگر شعر نمينويسد، ولی در مثال دوم برای اينکه نشان دهيم که او هنوز کتاب مینويسد از حال کامل استفاده کرديم.
2- ما از حال کامل بری ارائه اطلاعات جديد استفاده ميکنيم. ولی اگر بخواهيم به صحبتمان درباره آن ادامه دهيم، معمولاً از گذشته ساده استفاده میکنيم:
A: "Ben has broken his leg."
B: "Really? How did that happen?"
A: "He fell off a ladder."
Click here to claim your Sponsored Listing.
Location
Category
Contact the school
Website
Address
Tehran