شرکت توسعه ساختمانی پیمان

شرکت توسعه ساختمانی پیمان

Share

Peyman Company
[email protected]" rel="ugc" target="_blank">[email protected]

فردايي که با تمام تاريخ گذشته بشر تفاوت دارد
اگر نگاهي تاريخي به توليد داشته باشيم، در تمام دوران‌هاي عشايري، کشاورزي و صنعتي نيازهاي بشر بر مبناي توليداتي انجام شده که در دو نکته خاص، يک سير مشخص را ادامه داده‌اند. اولاً در ابتدا، توليد فقط جهت استفاده توليد‌کننده و خانواده‌اش بوده، در نتيجه تبادل و معامله در آن حداقل نقش را داشته و با گذشت زمان (تبادل) نقش جدي‌تري در زندگي پيدا کرده است. دوم اين

10/12/2014

(12)آقای رئیس جمهور، مسکن بی مهری
October 24, 2013 at 4:16pm
روزنامه آسیا – 24 شهریور 92
1 ) می گویند بیش از پنجاه درصد منابع مالی و ثروت جهان در رابطه با صنعت ساختمان تولید می شود. همینطور گفته شده بیش از یکصد و هفتاد نوع شغل در ایران مستقیم در رابطه با ساختمان هستند. این که بگوییم چند نوع دیگر ازمشاغل در ایران غیر مستقیم به ساختمان وابسته است به نظر غلط میآید. شاید بهترباشد سئوال کنیم اصولا چه مشاغلی به ساختمان ربط ندارند؟ و به همین دلیل میبینیم که رونق معاملات مسکن که عامل اصلی رونق ساخت آن است تا چه حد دررشد یا رکود اقتصادی و ایجاد اشتغال تاثیر گذار است.
2 ) از طرف دیگرداشتن یا نداشتن مسکن یکی از اصلی ترین مشکلات زندگی هر کسی است . چه بسا ازدواجهایی که به دلیل مشکلات مربوط به مسکن هرگز اتفاق نمی افتد یا از هم می پاشد. به دلایل بالا و بسیاری دلایل دیگر مسکن هم زمان کالایی مصرفی، سرمایه ای، واسطه ای، جانشین، استراتژیک، سیاسی، امنیتی، ملی و ... است . هیچ صنعت یا گروه کالایی دیگری این چنین موقعیتی ندارند و در آینده قابل تصور نیز نخواهند داشت.
3 ) از این نگاه متوجه می شویم سیاستهای مربوط به مسکن تا چه حد میتواند بر سرنوشت هر ملت و دولتی تاثیر گذار باشد. به همین دلیل سیاست گذاری هایی که نگاه "کل نگر"ندارند، در مسکن بیشتر خطرناک هستند. هر حرکت سلیقه ای یا هر اشتباهی میتواند موجب نابودی آرزو ها، گذشته و آینده انسانهای بسیاری شود . خساراتی غیر قابل جبران که تبعاتی مالی ، جانی و حتی امنیتی به دنبال دارد ایجاد می شود . با این نگاه میتوان متوجه شد که طرح هایی مثل مسکن مهر با توجه به حجم و گستردگی آن تا چه حد تاثیر گذاراست. امروز با حجم بزرگی از مشکلات که این طرح برای جامعه و کشور ایجاد کرده روبروهستیم. در روزهای اخیر مسئولین اعلام کردند که پنجاه درصد تورم سال های اخیر به دلیل اجرای این طرح می باشد. و باز اعلام شده که دولت قبلی برای اجرای این طرح بیست و شش هزار میلیارد تومان اسکناس بی پشتوانه چاپ کرده است و بخش بزرگی ازاعتبارات بهداشتی رابه مسکن مهر اختصاص داده. مسکن مهر هم بزرگترین چرخه اقتصادی کشور را مختل کرد هم حجم پول را به شدت بالا برد. اولی مستقیما اشتغال را تخریب کرد و دومی مستقیما تورم زا بود. اگر به منابعی که به هدر رفته، پس اندازهای کوچک طبقات کم درآمد که برباد شده، تولیدکنندگان با تجربه ای که از بازار خارج شده اندو ... هم نگاه کنیم باز بیشتر بزرگی مشکل را می بینیم.
4 ) تاریخ نشان داده که هر حوزه اقتصادی که دولت به آن وارد شده، زیان ده شده اند. جامع ترین مدل اقتصاد دولتی شوروی سابق بود. شما از پایداری و رشد اقتصادی و از وضع زندگی مردم در آن دوران خبر دارید. مبارزه با ثروت اندوزی بیشتر به تقسیم فقر انجامید نه به بالا رفتن سطح زندگی مردم. مدیر و کارمنددولتی هرگز نمیتواند مثل یک کارآفرین خصوصی فکر کند. همانطور که یک پدر یا یک مادرهرگز نمیتوانند مانند یا به جای دیگری فکر کنند. هر گونه دخالت در ماهیت دیگری زیانبار است. اگر مسئول دولتی بخواهد به جای کارآفرین خصوصی (واقعی) فکر یاعمل کند نتیجه انحراف از واقعیت ها است. دراقتصاد دولتی انحصار، رانت و ... خلق می شود. اقتصاد دولتی رونق را از اقتصاد می گیرد.اقتصاد دولتی منابع را تلف می کند و فرصت ها را میسوزاند. نابودی یا فرار سرمایه را گسترش میدهد. اقتصاد دولتی بی کیفیت است. اقتصاد دولتی بیکاری گسترده را باایجاد مشاغل قلابی و بی بازده می پوشانند. راندمان اقتصادی را دستخوش آمارهای غیرواقعی می کنند. اقتصاد دولتی به خودش و به مردم دروغ می گوید. اقتصاد دولتی طبیعت خود را دارد و اگر انتظارنتایج دیگری از آن داشته باشید، اشتباه است. برای رونق اقتصادی که به ایجاد اشتغال واقعی منتهی می شود باید به سرعت و به شدت اقتصاد را از دست بخش دولتی و شبهه دولتی نجات دهید. اقتصاد را باید فقط در اختیار بخش خصوصی واقعی قرار دهید.
5 ) هفتاد هزارهکتار بافت فرسوده در ایران داریم که نیمی از آن در استان تهران است. سرمایه کشوررا در حاشیه شهرهای بزرگ که سند، برق و آب ، راه و ... نداشت ریخته شده. به جای آنکه به بافت فرسوده بودجه و حمایت واقعی داده شود. بافت فرسوده ای که دارای بسیاری امکانات اولیه مثل سند( برای بانک ها) و آب و برق بود. بافت فرسوده ای که مهمترین پیش نیاز را داشت، مصرف کننده واقعی. بافت فرسوده ای که در نزدیکی مراکزاشتغال بود و بر خلاف مسکن مهر نیاز به حمل و نقل را بالا نمی برد. بافت فرسوده ایکه پایه های فرهنگ شهری و روابط اجتماعی در آن وجود داشت. مثلا کسی که در خیابان خیام زندگی و در بازار کار می کرد، به شهر جدید اندیشه نقل مکان کرد. بعد ناگهان قیمت سوخت که افزایش یافت هزینه رفت و آمدش چند برابر شد. پس کرایه بیشتر برای سکونت درتهران توجیه پیدا کرد. کسی قبلا به رابطه قیمت سوخت، هزینه نقلیه، و کرایه خانه فکر نکرده بود؟
6 ) آقای رئیس جمهور، از مشکلات اجتماعی و فرهنگی بسیاری از پروژه های مسکن مهر اطلاع دارید؟ ازمطالبات بانکی این پروژه ها که هرگز قابل وصول نیست خبر دارید؟ از سالها تولیدمواد و مصالحی که در این پروژه ها به هدر رفته اند خبر دارید؟ از سازندگان بزرگی که در این پروژه ها نابود شدند می دانید؟ از ساختمانهای بدون پی ریزی درست و ازپریزهای برق بدون سیم کشی شنیده اید؟ وقتی که ساخت ساده ترین ساختمان در شهری باامکانات اولیه متری چهارصد هزار تومان هزینه داشت، مسکن مهر را با متری دویست وچهل هزار تومان به پیمانکار داده اند. در محیطی بدون آب و برق. بدور از امکانات.تازه گفته می شد که از کیفیت یا استانداردهای اولیه کم نمی کنند. من از روز اول باور نمی کردم. شما باور می کردید؟
آقای رئیس جمهور، اقتصاد دولتی همواره حقیقت را جعل می کند. لازم نیست کسی مقصر باشد، این ذات اقتصاد دولتی و شبهه دولتی است. و مسکن مهمترین بخش اقتصاد است. مسکن و زیر شاخه هایش را از اقتصاد دولتی نجات دهید. اقتصادهای دولت محور موفق نبودند. اقتصاد های دولتی همواره فرصت ها راسوزانده اند و زندگیهای بی شماری را بر باد داده اند. نمونه فراوان آن را در همسایگان شمالی کشور دیده ایم. ایران را از مسکن مهر نجات دهید. مردم را از رقابت ناسالم اقتصاد دولتی نجات دهید. آقای رئیس جمهور، هر گونه ساخت و ساز را برای دولت و شبهه دولتی ها ممنوع کنید. آقای رئیس جمهور، مسکن مهر را تعطیل کنید. فوراً .
پیمان رحیمی نژاد

09/11/2014

(11) آقای رئیس جمهور، شفافیت
روزنامه آسیا – 9 شهریور 92
آقای روحانی، چند روز قبل در یک سفر آخر هفته با گروهی ازدوستان دور هم نشسته بودیم. مهندس محاسب، تاجر، گرافیست، آرشیتکت، وکیل، مدیر شرکت ساختمانی، ورزشکار، مدیر روابط عمومی و... در جمع حضور داشتند. مطابق معمول این روزها بحث معمول شرایط اقتصادی و اقدامات احتمالی دولت شما بود. و مطابق معمول دیدگاه های بسیار متفاوتی مطرح می شد. از یکطرف کسانی که فکر می کردند شما موفق نخواهید بود و از طرف دیگر کسانی که عمیقا به شما اطمینان داشتند. و باز مطابق معمول این نوع جمع ها دیدگاه های هر شخص به شدت تحت تاثیر تجربیات گذشته، تحصیلات و باورهای عمومی خودش بود. اما چند چیز بسیارمهم و حتی به نظر من خطرناک به نظرم آمد که لازم دیدم با شما در میان بگذارم.
1) میدانیم که برای رسیدن به هر هدف و قصدی، برنامه و عملی لازم است. و برای رسیدن به نتیجه مطلوب بسیار مهم است که "هماهنگی قصدو عمل" داشته باشیم. در حالی که آنچه در آن جمع دید می شد، تفاوت شدید دیدگاهها در مورد اهداف کلی شما بود. آن جمع نمونه کوچکی از کارآفرینان جامعه ما بودنداما نسبت به اهداف و قصد شما نگاه های بسیار متفاوت و گاه متناقضی داشتند. آقای رئیس جمهور همانطور که قبلا نوشته ام، ایران به موفقیت شما نیاز دارد و شما به موفقیت کارآفرینان (بسیجیان عرصه اقتصاد). مانند یک بنگاه اقتصادی، رویا وماموریتی که برای خود و دولتتان متصور هستید مکتوب اعلام کنید. بسیار ساده و شفاف تا جای هیچ تعبیر و تفسیری نگذارد.
2) یکی از آن دوستان که به یکی از مدیران ارشد تیم شما نزدیک است در مورد هدف کلی من در این سری مقالات سئوال کرد. توضیح دادم که قصدمن بسیار ساده و شفاف رساندن درد دلهای بخش خصوصی به گوش مسئولین است تا شاید کمکی باشد برای حل مشکلاتی که در گرو موفقیت رئیس جمهور است. اما دوست من از نگاه آن مدیر ارشد تیم شما به مقالات من گفت. ظاهرا این برداشت شده بود که من قصد بالابردن انتظارات مردم را دارم! به نوشته های خودم دوباره نگاه کردم. چگونه نوشته بودم که تا این حد تعبیر از قصدم متفاوت بود؟ شاید در ابتدا شفاف از قصدم نگفته بودم. پس دست بکار این مقاله شدم.
3) آقای رئیس جمهور، بسیاری مواقع تفاوت تعاریف افراد از معنی یک کلمه عامل اصلی بسیاری سوء برداشت ها است. مثلا همین کلمه(شفافیت). اگر شفافیت را گفتن همه چیز بدون دقت و مراقبت معنی کنیم، در بسیاری مواقع نه تنها مثبت نیست بلکه مشکل ساز است. مثلا ممکن است نگرانی ها را بیش از حدبالا ببرد. اگر (شفافیت) را ارائه انبوه اطلاعات حتی غیر لازم معنی کنیم ممکن است فعالین اقتصادی برای تصمیم گیری بین اطلاعات غیر لازم گم شوند. اما اگر رویا و ماموریتی که شما برای دولتتان متصور هستید در قالب یک بیانیه رسمی، بسیار ساده و بدور ازشعار زدگی مطرح کنید و اگر قدم های کلی رسیدن به آن رویا را مشخص کنید چیز جدیدی اتفاق میافتد. کارآفرینان ( بخش خصوصی واقعی) به مرور برای موفقیت شما یکصدا وهماهنگ می شوند. برای موفقیت، شما و دولتتان به این هم صدایی با کارآفرینان نیاز دارید.
4) آقای رئیس جمهور، زمانی پیگیر حل یک مشکل اداری بودم. کار من بسیار به درازا کشیده بود. و مسئول مقابل من در مقابل اعتراض من به اتلاف وقت و جوابهای متناقض با خونسردی جواب داد: من که تازه به این پست آمده ام و قبلا قولی به شما نداده ام. من هم که از این منطق متعجب شده بودم جواب دادم: من با شخصیت حقیقی شما کاری ندارم. من با این صندلی طرف هستم. مسئول روی این صندلی باید به من پاسخگو باشد. شفاف بگویم، آقای رئیس جمهور، ممکن است شما برای کسی آقای روحانی،برای کسی حسن آقا یا حاج آقا، برای کسی پدر یا پدر بزرگ، برای کسی آقای دکتر یا... باشید. اما امروز برای من به عنوان کارآفرین، "آقای رئیس جمهور"هستید. با تمام مسئولیت های مربوطه. و مهم این است که تمام افراد تیم شما و تمام کارمندان دولت نسبت به صندلی خود همین نگاه را داشته باشند. نگاه مسئول بودن درقبال حل مشکلات کارآفرینان.
5) آقای رئیس جمهور، شفافیتی که بیشتر تاثیر گذاراست شفافیت در اطلاعات و آمار نیست. شفافیت در روند ها و فرایندها است. سالها پیش برای انتقال یک ملک اداری نیاز به یک گواهی از دارایی داشتم. در طول یک تابستان بیست و سه بار به آن شعبه دارایی مراجعه کردم. پنج بار اول برای تکمیل مدارک و سه بار آخر آن به شکایت از کارمند مربوطه نزد رییس و در نهایت انجام کارم مربوط بود. اگردر ورودی آن اداره ( مثل بسیاری بانکهای خصوصی) یک طبقه بندی پر از انواع فرم برای درخواست های مختلف وجود داشت. و اگر من میتوانستم به راحتی فرم مورد نظر خودم راپیدا کنم. اگر در فرم مربوطه فلوچارت کامل فرایند کارم مشخص بود. اگر میتوانستم مدارک مورد نیاز را از روی فرم تکمیل کنم. و اگر کارمند مربوطه موظف بود با دریافت مدارک مشخص شده قسمت زیر فرم را رسید و به من تحویل نماید. و در فرم مشخص شده بودکه کار در چه زمانی تکمیل و گواهی مورد نیاز کی تحویل میشود. و اگر تاخیر کارمندمربوطه برایش خسارتی مشخص ایجاد می کرد نتیجه بسیار متفاوت بود. این تاخیرات فقط به مراجعین بخش خصوصی صدمه نمی زند. هر تاخیری خسارتی است به جریان کلی تولید ورشد اقتصادی کشور. آقای رییس جمهور، برای ایجاد حماسه اقتصادی تمام فرایندها وروشهای اداری باید تا حد امکان ساده، شفاف و حتی حذف شوند. هیچ فعال اقتصادی نبایدوقتش را که منابع و ثروت کشور است در چرخه های طویل ونامشخص ادارات دولتی از دست بدهد. فرایند ها و روش ها را ساده و شفاف کنید و از بسیجیان امروز( بخش خصوصی)انتظار حماسه داشته باشید. آقای رییس جمهور، موفقیت دولت شما در گرو موفقیت ماست.واسلام.
پیمان رحیمی نژاد

02/11/2014

(10) آقای رئیس جمهور ، فقط رونق اقتصادی

روزنامه آسیا – 17 شهریور 92
آقای رئیس جمهور از کودکی (قبل از انقلاب) همواره از انواع سازمانهای دولتی شنیده ام که مسئول حفظ حقوق مصرف کننده بوده اند. سالهاست از سود جویانی گفته شده که قصد شیشه کردن خون مردم رادارند و باید با آنها مبارزه کرد. همواره به بهانه حقوق مردم، کالاها دستوری قیمت گذاری شده و به اقتصادی بودن تولید کم توجهی شده است. همواره به شکلی صحبت شده که انگار یک طرف مردم و یک طرف سود جویان هستند و دولت حافظ مردم است. ظاهرا فراموش می شود که این سود جویان همان مردم هستند. آقای رئیس جمهور، کارآفرین اگر سودجو نباشد احمق است. و این در سطح بزرگتر شامل همه جامعه میشود. صفهای اجناس کوپونی و سهمیه ای را ندیده اید؟ صفهای پیش فروش سکه را ندیده اید؟ صفهای خرید ارز دولتی را ندیده اید؟ باور کنیم که انسان عاقل، سود جو است. آقای رئیس جمهور سالهاست با گران فروشی، با بیکاری، با کمبودها و ... مبارزه شده. اماهنوز نه تنها وجود دارند بلکه بزرگتر شده اند. اما در دولت های گذشته گاه به شکل دیگری عمل شده و نتایج بسیار مثبتی ایجاد کرده است. شما بسیاری از مدیران موفق آن دورانها را امروز به خوبی در تیم خود گرد آورده اید. اما اگر آسیب شناسی لازم رانداشته باشید ممکن است باز در راه های تکراری سرگردان شوید و دست این مدیران را هم ببندید. در روزمرگی ها مراقب گیر افتادن در تجربیات تکراری و ناموفق باشید. آقای رئیس جمهور، به سود جو بودن مردم احترام بگذارید و با پذیرش این واقعیت آن را درراه ایجاد رونق اقتصادی بکار گیرید. باور کنیم میتوان هم ارزشهای انسانی داشت و هم اقتصادی بودن را رعایت کرد.
- ازمادر ترزا برای یک راهپیمایی ضد جنگ دعوت کردند. پاسخ داد : من نمی آیم اما هر وقت راهپیمایی برای صلح داشتید من می آیم. در این جمله درس بزرگی وجود دارد. روی هرچیز با مبارزه تمرکز کنیم رفع که نه، زیاد می شود. باید روی آنچه می خواهیم تمرکزو برنامه ریزی کنیم نه روی آنچه که نمی خواهیم.
- آقای رئیس جمهور، روی مبارزه با قاچاق مرزی وقت نگذارید. اگر در داخل کشور نیازهای مردم از راه های قانونی تامین شود و اگر مرزنشینان نیازها( سودشان) در کار پر رونق دیگری باشند ریشه قاچاق خشک می شود.
- آقای رئیس جمهور، دست از مبارزه با گرانی و گران فروشی بردارید. اگر تولید زیاد و پررقابت باشد قیمت ها منطقی می شود. امکان گران فروشی از بین می رود. رقابت و رونق است که قیمت را کنترل می کند و کیفیت راافزایش میدهد. باور کنید که سودجویان عاقلند و به سمت سود بیشتر میروند. مبارزه باگران فروشی، سود آوری را مختل می کند. قیمت گذاری با بخشنامه دولتی انگیزه تولیدرا می کشد و در بلند مدت قیمت ها را بالا میبرد. برای انگیزه کارآفرین (تولیدکننده یا تاجر) احترام قائل باشید. روی اقتصاد رقابتی تمرکز کنید.
- آقای رئیس جمهور، دست از مبارزه با تحریم بردارید. بر گسترش، پایداری و سود آوری روابط اقتصادی تمرکز کنید. در محیط سود آور کارآفرینان (ایرانی یا غیر ایرانی) خودشان تحریم را جا می گذارند. و تحریم کنندگان در اقتصاد جهانی تنها می مانند. به افزایش سود آوری اقتصاد ایرانی در اقتصاد جهانی شده تمرکز کنید.
- آقای رئیس جمهور، شما از امنیت فضای کسب و کار گفته اید. از خود پرسیده اید، اصولا چه کسی میتواند فضای کسب و کار را نا امن کند؟ آیا غیر از این است که برای ایجاد هرنوع ناامنی ابتدا باید قدرت این کار را داشت. شفاف بگویم، بیشترین ناامنی در فضای کسب و کار کشور از طریق تصمیم گیری های خلق الصاعه، اعمال سلیقه ای قوانین، تغییردائمی بخشنامه ها، برنامه ریزی های غیر علمی و ... ایجاد می شود. بیشترین ناامنی کارآفرینان از سوی ارگانهای دولتی و شبهه دولتی ایجاد می شود. برای امنیت فضای کسب و کار ابتدا باید اختیارات دولتی را به موارد حاکمیتی محدود کنید.
- آقای رئیس جمهور، دست از مبارزه با بیکاری بردارید. اگر فضای کار آفرینی پر از فرصت و منافع (سود) باشد، بیکاری نخواهیم داشت. بیش از یک ماه از روی کار آمدن شما گذشته و هنوز طی بخشنامه دی ماه گذشته به کسانی که معوقات بانکی دارند دسته چک نمی دهند؟ اعتبارمان تمدید نمی شود مشروط به اینکه گذشته را تسویه کنیم. پایمان را بسته اید و میگویید: بدو. شما (دولت گذشته) بدهیها بسیار عظیمی را نپرداختید و به عنوان بزرگ کارفرما باعث توقف گردش اقتصادی شدید. اگر من به عنوان کارآفرین مشکلات بانکی و ... دارم (دولت گذشته) آن را ایجادکرده است. تنبیه کارآفرین برای اشتباهات دیگری را متوقف کنید. ما کار ایجاد می کنیم، ما را جریمه نکنید. اعتبارمان را به ما برگردانید.
- آقای رئیس جمهور، مثلهای خوبی در ادبیات خود داریم. هیچ گربه ای در راه رضای خدا موش نمی گیرد. من آن را برای شما ترجمه می کنم. هیچ کارآفرینی در را رضای خدا تولیدنمی کند. هیچ کارآفرینی در راه رضای خدا اشتغال ایجاد نمی کند. هیچ رونقی در راه خدا به بازارهای جهانی نفوذ نمی کند. هیچ خط تولیدی با شعار(در راه خدا) پایدارنمی ماند. ولی بر عکس آن: کارآفرین عاشق تجارت یا تولیدش است. کارآفرین واقعی خیر پرسنلش را می خواهد. کارآفرین واقعی به ارزشهای انسانی و دینی خودش احترام میگذارد. کارآفرین واقعی به موفقیت در فضای رقابتی تمرکز می کند. کارآفرین واقعی به دنبال رانت نیست، پایداری خط تولید یا تجارتش برایش کلید موفقیت است. ارزش اعتبارش را بهتر از هر کس می داند. رقابت را می فهمد. آقای رئیس جمهور، چهره یک کارآفرین رادیده اید وقتی درحقوقی بانک به او می گویند (بد قول)؟ از احساس ساختمان سازی که کناراعتبار بانکی اش نوشته اند (مشکوک الوصول) خبر دارید؟ چشمهای پر از اشک تاجروتوزیع کننده ای که مجبور به اخراج پرسنلش بود را دیده اید؟ تولید کننده ای رادیده اید که ماشین آلات و سوله اش را به قیمت آهن قراضه فروخت تا جرائم و معوقات بانک و مطالبات دارایی یا تامین اجتمایی را بپردازد؟
بی تعارف، به جای مبارزه یا محدود کردن آنچه نمی خواهید، انگیزه و امکان رشد آنچه می خواهید را فراهم کنید. برای نجات کشور باید فقط روی رونق اقتصادی و نجات کارآفرینان تمرکز کنید. اعتبارات ما را تمدید کنید. ما رااز ممنوع الخروجی درآورید. دسته چک هایمان را باز پس دهید. ما را از گرفتاری درادارات دولتی و حقوقی بانک ها نجات دهید. فقط ما میتوانیم با رونق اشتغال ایجادکنیم. ما میتوانیم تحریم ها را بی اثر کنیم. ما میتوانیم حرکت ایجاد کنیم. و بدون حرکت ما شما موفق نمی شوید. برای دویدن، بندها را ازپای ما را باز کنید. همین امروزو نه فردا /.
پیمان رحیمی نژاد

28/10/2014

(9) آقای رئیس جمهور، بیماری مزمن
مقاله نویس : پیمان رحیمی نژاد
روزنامه آسیا – 10 شهریور 92
آمار بیکاری بالایی داریم. بیکاری تولید ثروت ملی را کاهش می دهد. بیکاری تولید درآمد خانوار را کاهش میدهد و در نتیجه مصرف را کم می کند. کاهش مصرف، سودآوری تولید را کم می کند. کاهش سود آوری، سرمایه گذاری را کاهش می دهد. کاهش سرمایه گذاری، بیکاری می آورد. بیکاری رشد اقتصادی را پایین می آورد. بیکاری گردش مالی جامعه را کاهش میدهد. بیکاری بحران است. بیکاری بیماری است. بیکاری بیماری مسری است که مزمن می شود. مصرف مواد مخدر وقاچاق آن را افزایش می دهد. بیکاری فرهنگ کار کاذب وخلاف را ترویج می دهد. خشونت و تضاد را رشد میدهد. امکان ازدواج و داشتن زندگی طبیعی و فطری را از انسان می گیرد. خلاقیت و سرزندگی را سرکوب می کند. امید را خشک میکندو آرزوها را بر باد می دهد. انسان بی آرزو بی منطق و خشن است. انسان بی آرزو بی انگیزه و خموده است. انسان بی آرزو مریض است. بیکاری ، عمیق و پایدار صدمه میزند. احتیاج به آرام بخش ندارد ، احتیاج به درمان دارد. با نظرخواهی از نانوای محل ، از مادر بزرگ یا رهگذر جلوی دانشگاه درمان نمی شود. احتیاج به متخصص خودش دارد .
آقای رئیس جمهور، وقتی تصمیم گرفتیم ماشین و هواپیما بسازیم از تولید انبوه موتور بخار یا هواپیمای برادران رایت شروع نکردیم . اطلاعات و دانش و تجربیات روز راجمع آوری کردیم ، آموختیم ، شریک شدیم ، کمک گرفتیم ، تمرین کردیم و شروع کردیم به تولید . لازم ندیدیم ماشین را خودمان اختراع کنیم ، لازم ندیدیم اولین فرمولهای پرواز را خودمان کشف کنیم .به تجربه ، تلاش و دانش دیگران احترام گذاشتیم . لازم نیست اصول اولیه گردش خون یا نوع عملکرد قلب را خودمان پیدا کنیم .
برای درمان بیمارانمان از اصول و دانش روز استفاده می کنیم و همزمان خلاقیت و تلاش خودمان را به آن اضافه می کنیم . برای درمان بیماری خطرناک و مسری بیکاری هم لازم نیست درمان را با آزمون و خطا کشف کنیم .دانش و تخصص آن وجود دارد . متخصص آن را هم داریم .
اما آقای رئیس جمهور، مایک عادت فرهنگی خطرناک داریم . آدمهایی هستیم که برای هر چیز نظر میدهیم. حتی وقتی بیمار می شویم ابتدا نظر خواهی می کنیم و بر اساس نظر خواهی اقدامات جدی انجام می دهیم . و وقتی نتیجه نگرفتیم تازه دکترمیرویم . نسخه دکتر را که گرفتیم، بعضی داروها را تغییر زمان بندی میدهیم یا داروهای جدیدی را خودمان به برنامه اضافه می کنیم. وقتی هم نتیجه مطلوب نبود به شخصیت پزشک ، به تشخیص پزشک و یا حتی به دانش پزشکی ایراد می گیریم .
بیماری مسری بیکاری در کشور ما ریشه دوانده ، امنیت ملی وآینده کشور را در خطر قرار داده است. هر متخصص می داند این بیماری نتیجه وجود میکربی مهلک است به نام "ضعف اقتصادی". و مشخص است که هدف تحریم ها در واقع چیست. مشخص است که چرا تحریم کنندگان تا این حد حتی کوچکترین کارآفرینان را هدف میگیرند. و چرا حتی حسابهای تجار و تولید کنندگان را در بانکهای بین المللی را توقیف می شود. آنها که نسخه ها را خوب میشناسند میدانند چگونه ما را از نسخه های واقعی دور کنند. نابودی هرچه بیشتر بخش خصوصی هدف واقعی آنهاست.
آقای رئیس جمهور، ضعف اقتصادی ام الامراض است. و لازم نیست نسخه آن را دوباره خودمان کشف یا اختراع کنیم . مبارزه با این بیماری و میکرب آن نسخهای دارد به نام (خصوصی سازی واقعی). اما هر نسخه یک مجموعه است که با هم عمل می کند. یک سیستم است که با نگاه سیستمی نوشته می شود .اگر دارویی را حذف کنیم یا شکل مصرف جدیدی اختراع کنیم ، اگر چیز دیگری را درشیشه داروهای مصرفی بریزیم تا فقط ازاسم روی شیشه استفاده کنیم. اگر چیزدیگری را به جای داروی اصلی مصرف کنیم، نتیجه ایی حاصل نمی شود . مشکل عمل ماست نه نسخه.
قبلا بسیار نسخه های تقلبی را مصرف کرده ایم. اما با داروهای تقلبی درد درمان نمی شود. مزمن می شود. مثلا سهام شرکتهای دولتی را فروختیم ولی به مالکین اختیار اداره مالشان را ندادیم و اسم آن را گذاشتیم (خصوصی سازی).مدرسه خصوصی درست کردیم اسم آن راگذاشتیم( غیرانتفاعی). نهادهای ظاهرا غیر دولتی با اختیارات و حمایتهای ویژه درست کردیم که هر گونه رقابتی را نابود کرد و اسم آن را گذاشتیم (حمایت از مصرف کننده). نعمت خدا دادی (پول نفت) را بین تولیدکنندگان موجود تقسیم کردیم و اسم آن را گذاشتیم (وام اشتغال زایی). بخشی از هزینه سوبسیدها را تبدیل به یارانه مستقیم کردیم که مصرف کالای چینی بالا و تولید داخلی را پایین آورد. اسم آن را گذاشتیم(حمایت از قشر آسیب پذیر). در بیابانی بدون سند،راه ، آب، برق و ... خانه سازی کردیم اسم آن را گذاشتیم (مسکن مهر). در مناطقی که بر اساس اصول علم اقتصاد باید قدرت مطلق در اختیار بخش خصوصی باشد قراردادهای غیر شفاف، کنترل شدید مرکزی و قوانین در حال تغییر ایجاد کردیم و اسم آن را گذاشتیم (منطقه آزاد). با نظر خواهی و داروی من درآوردی درمان می کنیم و حتی به اصول علم اقتصاد ایراد می گیریم. بعد دنبال مقصر می گردیم. اینها در فرهنگ عادی ما ریشه دارند.
ضعف اقتصادی میکرب است و بیماری بیکاری فقط یکی از عوارض وحشتناک آن . و نسخه (خصوصی سازی واقعی) درمان واقعی است. شما در یک گذرگاه تاریخی هستید. شمابسیاری از با تجربه ترین متخصصین را در کنار خود جمع کرده اید. امروز اختیار پیچیدن نسخه واقعی با شماست. هر نتیجه ای، نتیجه شماست و نتیجه شما سرنوشت ایران است. آقای رئیس جمهور، سنت دستکاری در نسخه ها بشکنید. همین/.

25/10/2014

(8) آقای رئیس جمهور، بسیجی
مقاله نویس : پیمان رحیمی نژاد
روزنامه آسیا – 5 شهریور 92
چند هزار سال قبل زمانی که اقوام پارت (ایران) که در مقابل لژیونرهای منظم رومی امکان موفقیت ندیدند برای اولین بار در تاریخ بشر روش جنگی جدیدی را بنیان نهادند. روشی که تا امروز به نام آنها در دنیا ثبت شده. جنگ پارتیزانی. جنگ پارتیزانی در مقابل ارتش های منظم بود و تئوری ساده اما کارآمدی داشت. کمین کن، با استفاده از امکانات محیط ضربه بزن و پیروز شو. از آن زمان تقریبا در تمام تاریخ بشر همواره این پارتیزانها بودند که ارتش های منظم را شکست دادند. در تاریخ معاصر نمونه های معروفی از آن میتوان نام برد. مقاومت پارتیزان های فرانسه در مقابل ارتش آلمان نازی،پیروزی پارتیزانهای ویتنام در مقابل ارتش امریکا، پیروزی پارتیزانها (مجاهدین)افغان در مقابل استعمار شوروی، پیروزی پارتیزانها ( حزب الله) لبنان در مقابل اسرائیل. وبسیاری نمونه های دیگر.
این روند همواره در تاریخ بشر ادامه داشت تا باز ایرانی ها نام جدیدی از آن را به دنیا معرفی کردند. بسیج.
آقای روحانی اگر چه امروز گروهی از دوستان تجربه بسیجی بودن را تا برخوردهای سطحی کوچک کرده اند. اما تجربه بسیجی بودن یک روش مدیریت جنگ است که برای مبارزه در راه آرمانها ارزشی تاریخی دارد. شما میتوانید آن را دوباره احیاءکنید.
رئیس جمهور روحانی، گروه بسیجی مانند دیگر گروه های پارتیزان، گروهی کوچک بود که با حداقلی از تجهیزات ، با ایمان و انگیزه، با پشتیبانی مردمی و دولتی و با حمایت اطلاعاتی پشت جبهه در مقابل ارتشی منظم به میدان میرفت.گروه گاه بسیار بسیار کوچکی که تجهیز شده به ابزاری ساده به قلب دشمن میزد. به رنگ محیط در می آمد وحتی گاه با استفاده از امکانات به دست آمده در میدان اهدافش را پی می گرفت. اصلیترین ابزارش ایمان و انگیزه بود. هرگز کسی بخشی از مهمات به دست آمدهاش را مصادره نمی کرد. هرگز ، استتار و ظاهرش را قضاوت نمی شد. هرگز انگیزه وایمانش تحقیر نمی شد. هرگز از پشتیبانی روحی پشت جبهه محروم نمی شد. هرگز به او به عنوان غیر خودی نگاه نمی شد. در اطلاعاتی که می گرفت همواره بر نقاط ضعف دشمن تمرکز می شد نه بر ایراد گرفتن از خودی ها. برای استفاده از مهمات به دست آمده استقلال و اختیار کامل داشت. میدانست که قدرت او در چابک بودنش نهفته است. میدانست که ایمان یعنی خدا بزرگ است و کمبودها مانع اهداف نیستند. بر قصد و رویایش تمرکزداشت. میدانست که برای بسیجی، اصل هدف است و همه چیز حتی جانش در مقابل هدف کم ارزش است. و مهمتر از همه میدانست که همه پشت جبهه این نکات را میدانند و با او همرای هستند.
آقای روحانی نیک میدانیم که امروز ایران باز درجنگ است. به تحریم ها نگاه کنید. با تمام توان اقتصاد کشور را هدف گرفته اند.تولیدکننده، تاجر، کارآفرین، مغزهای متفکر، ارزش پول ملی، حتی نام (ساخت ایران) راهدف گرفته اند. مستقیما به تولید و صادرات کننده شلیک می کنند. گردش مالی ایرانیها را حتی تا کوچکترین مقادیر محدود می کنند. میدانیم که پرونده هسته ای بهانه است.همان طور که شما در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود در روز سه شنبه گفتید آنها یک دستورکاری پنهانی را دنبال می کنند. جنگ اقتصادی. با تمام تلاش و با تمام توان علیه نیروهای اقتصادی ایران عمل می کنند. در فضای اقتصادی به یگانهای بسیجی ایران میتازند. با ایجاد محدودیت چابک بودن یگانهای (شرکتهای خصوصی) را هدف می گیرند. حتی حسابهای تجار و کارآفرینان را توقیف می کنند.
آقای رئیس جمهور، امروزه فعال اقتصادی از تولید کننده تابازرگان و... یگانهای بسیجی دولت اعتدال و امید در این جنگ هستند. اگر کسی غنایمشان را به هر عنوان حتی مالیات مصادره کند، اگر کسی پوشش و استتار آنها را قضاوت کند، اگر کسی انگیزه آنها به (خصوص انگیزه مالی) را تحقیر کند، اگر مسئولی آنها رااز اطلاعات و حمایت مورد لزوم محروم کند، اگر کسی به عنوان غیر خودی به آنها نگاه کند و ... در راه اهداف دشمن است. حتی اگر خودش نداند. حتی اگر ظاهرا نیت خیری داشته باشد.
آقای رئیس جمهور، شاید یک مثال نشان دهد که ما چگونه تجربه بسیج را اتلاف می کنیم و دیگران چگونه به تمامی آن را برای گسترش نفوذ خود استفاده می کنند.
چند سال قبل سفری به تاجیکستان داشتم. در حالی که سفارت مادر دوشنبه با افتخار از توزیع هزاران سی دی سخنرانی در تاجیکستان می گفت، سفارت ترکیه به تجار ترکی که املاک با موقعیت تجاری را کنار اصلی ترین خیابان دوشنبه میخریدند تا هفتاد درصد وام کم بهره و بلند مدت می داد. ترکیه نیروهایش را بسیج وحمایت می کرد تا کل بازار خرده فروشی تاجیکستان فارسی زبان را اشغال کنند. از این تضاد خجالت کشیدم. آقای رئیس جمهور، سفارت های ایران را در تمامی دنیا باید پایگاههای پشتیبانی و دیده وری برای یگانها ( بازرگانان) مردم ایران تبدیل کنید. بی قضاوت. با احترام و نه با تحقیر. با باورتهاجم، نه از سر کمبود. با استتار خاص یعنی با ظاهر مورد نیاز آن میدان جنگ.
آقای رئیس جمهور، امروز کارآفرین ایرانی چه تولید کننده باشد و چه بازرگان در واقع یک یگان بسیجی است. با تولید و تجارتش به دشمن حمله میکند. ریسک می کند، دارایی، آسایش خود و حتی آرامش خانواده اش را به خطر می اندازدتا دشمن را شکست دهد. با کمبود ها و مشکلات دست و پنجه نرم می کند، با اظهار نامه های مالیاتی و بانکی و تحریم مواجه است، کوته نظری و تحقیر را تحمل می کند، بی خوابی می کشد و ... اما کوتاه نمی آید. آقای رئیس جمهور دولت شما نیازمند پیشروی اوست و اونیازمند پشتیبانی و تدارکات شما. دولت شما نیازمند موفقیت اوست و او نیازمند حمایت اطلاعاتی شما. رای دهندگان شما نیازمند اشتغال زایی اوهستند و او نیازمند باور واطمینان دولت شما به او. به هر بهانه و به هرشکل، هر گونه محدودیت یا صدمه زدن به او اقدامی است در جهت پیشبرد خواست دشمن.
آقای رئیس جمهور، تجربه بسیج را قدر بشناسید و بسیجی جنگ امروزرا باور کنید. برای پیروزی، شما به او نیاز دارید. مانند سالهای جنگ از او حمایت کنید. آقای رئیس جمهور بسیجی باشید/.

22/10/2014

(7) آقای رئیس جمهور ، پنچرگیری نه
مقاله نویس : پیمان رحیمی نژاد
روزنامه آسیا - 28 مرداد 92
آقای روحانی یکی از جملات بسیار کلیدی و مهمی که در مناظره های این دوره انتخابات گفته شد جمله ای از شما بود. (من سرهنگ نیستم،حقوقدانم.) این جمله به دل بخش بزرگی از مردم نشست. با این وجود لازم دیدم به ترجمه آن بیشتر توجه شود.
طبق تعریف "سیستم" مجموعه ای از اجزایی است که با هم کارمی کنند و هدف معینی را دنبال می کنند. در "تئوری عمومی سیستمها" ما دو نوع اصلی سیستم داریم. سیستمهای "مکانیک" و سیستمهای"دینامیک". به طور خلاصه در نگاه مکانیکی به سیستم، به همه پدیده ها به عنوان نوعی ماشین نگاه می شود. اما در نگاه دینامیک به پدیده ها مثل موجودات زنده نگاه می شود. در نگاه " مکانیک" به اجزاء (قطعات) تمرکز می شود و امانگاه " دینامیک" بیشتر (کل نگر)است. و زندگی نتیجه یک سیستم دینامیک است.
در اینجا قصد بررسی تئوری عمومی سیستمها و تعریف مفاهیم آن را ندارم. اما مهم است که فراموش نکنیم هر کدام از این تقسیمات میتواندمانند یک عینک برای ما عمل کند. با هر عینک که به تنهایی به پدیده ها نگاه کنیم نوع درک و در نتیجه برداشت ها و تصمیمات ما متفاوت خواهد بود. نتیجه نیزمتفاوت خواهد بود. و خطر بزرگی خواهد بود که به یک پدیده با عینک اشتباه نگاه کنیم. به دومثال نگاه کنیم. یک خودرو سواری و بدن یک انسان هردو "سیستم" هستند.
اگر خودرو شما پنچر شود فقط پنچر گیری می کنید.در دوران تعویض لازم نیست نگران قطعات دیگر باشید. لازم نیست نگران موتور برف پاک کن خود باشید. لازم نیست برای بعد از تعویض لاستیک برنامه خاصی داشته باشید. این یک سیستم "مکانیک" است.
اما اگر به عفونت آپاندیس مبتلا شوید. از شمامعاینات کامل و آزمایش خون انجام می شود. حتی ریه و قلب شما کنترل می شود. عمل حتمابا بیهوشی یا بی حسی جدی بوده و در زمان عمل متخصص علایم حیاتی شما را منظم کنترل می کند. بعد از عمل برای مدتی شما آنتی بیوتیک و آرام بخش دریافت می کنید . دکترنمی تواند به بدن شما مثل یک خودرو نگاه کند. مجبور است هم زمان با دستکاری یک جزءاز بدن شما مراقب دیگر اجزاء بدن شماباشد. بعد از عمل هم برنامه های مشخصی شما دارید. بدن انسان یک سیستم " دینامیک" است. همه بخشهای آن همواره روی هم تاثیر می گذارند. حال تصور کنید دکتر به بدن شما، مثل یک خودرو نگاه کند. اصلاح یک جزء بدون توجه به اجزاء دیگر یعنی درد،یعنی فاجعه، یعنی ...
آقای رئیس جمهور، افراد با "فرهنگ خاص"تحت تاثیر نگاه فرهنگی خود به مسائل توجه می کنند. حتی رشته های تحصیلی و مشاغل،فرهنگ خاصی را به فرد تحمیل می کند. مثلا رشته های مهندسی یا نظامی به پدیده ها بیشترنگاه مکانیکی ( جزء نگر) دارند. ترجیح میدهند برای حل مسائل از پیچ کشتی، چکش وتفنگ استفاده کنند. فکر می کنند برای حل مشکل یک جزء یا باید آن را برید، یا جوش داد، یا سمباده زد. شاید هم باید آن را کلا حذف کرد. زور و قدرت نقش کلیدی در حل مشکلات دارد. در نگاه مکانیکی یا باید گاز داد یا باید ترمز کرد. گاه ترمز نداشتن هم ارزش تلقی می شود. این فرهنگ حتی به قانون به عنوان ابزار اعمال قدرت نگاه میکنند. پدیده ها را با جزء جزء آنها می شناسد.
اما افراد با تحصیلات علوم اجتمایی یا پزشکی اغلب به پدیده ها نگاه "دینامیک" دارند. میدانند که حل مشکلات یک بخش بدون توجه به دیگر بخشها تا چه حد مشکل یا حتی خطرناک است. معمولا برای حل یک مشکل باید هم زمان ازهر دو نگاه را داشت. طبیعت ، آموزش و اقتصاد همواره نگاه ترکیبی لازم دارند. مثلا اگر تنها با نگاه مکانیکی یک دندان خراب را بکشیم. نتیجه پر ازخون ، درد و صدمات بعدی خواهد بود. فقط با نگاه مکانیکی (بدون کل نگری) به طبیعت نگاه می کنیم و برای گسترش کشاورزی روی دهها رودخانه سد می سازیم. بعد دریاچه ارومیه خشک می شود و توفانهای نمکی چند برابر زمینهای آباد شده را تخریب می کند. تنها با نگاه مکانیکی آموزش و پرورش را اداره می کنیم، اعتیاد در جامعه گسترش پیدا می کند. برای حل یک مشکل اقتصادی، قیمتهارا دستوری و بخشنامه ای کنترل می کنیم. کارخانه هایی ورشکسته شده بیکاری گسترش پیدا می کند. همان مشکل بزرگتر شده همراه با مشکلاتی جدید باز می گردد. بحران اقتصادی موجود نتیجه نگاه مکانیکی و مهندسی مدیران دولت قبلی به مسائل است.
اینجاست که جمله شما ارزش پیدا می کند. (من سرهنگ نیستم، حقوقدان هستم.) یعنی من تنها نگاه جزء نگر(مکانیک) ندارم. نگاه من کل نگر(دینامیک) هم هست.
جامعه ما به شدت به کار نیاز دارد. تامین کار به موفقیت کارآفرینان وابسته است. و کارآفرینان برای موفقیت به مدیرانی با این نگاه نیاز دارند. اما آیا تیم شما هم با نگاه ترکیبی به اقتصاد و اجتماع نگاه می کنند؟ وقتی جامعه به مدیران با نگاه ترکیبی (کل نگری+جزء نگر) نیاز دارد، ابتدا باید مدیران ومسئولان جدید در این راه آگاه و مطلع شود. آموزش و هماهنگی لازم است. اطلاع رسانی منظم لازم است. و امروز برای ایران یک فرصت طلایی وجود دارد. نگاه ترکیبی یک رئیس جمهور حقوقدان برای مدیران اجرایی. شما به همراهی بخش خصوصی واقعی نیاز دارید. اگراین فرصت تاریخی را از دست دهید جایی برای جبران وجود ندارد.
مانند آنچه که در اولین مصاحبه مطبوعاتی خودبرای روش ارائه سئوالات خبرنگاران گفتید، اینجا هم یک "ساز و کار" لازم است. شاید سازمان جدیدی کاملتر از سازمان منحل شده برنامه و بودجه با مشارکت "بخش خصوصی" لازم باشد. شاید سازمانی به نام (سازمان تحقیق و برنامه ریزی کلان). لطفا قبل از آنکه شما و مدیرانتان اسیر روزمرگی شوید، اقدام کنید/.

Want your school to be the top-listed School/college in Tehran?

Click here to claim your Sponsored Listing.

Location

Website

Address


Tehran