25/08/2014
جمعیت مدرسه خیلی زیاد بود ، هر پایه 6 تا کلاس داشت ، هر کلاس حدود 30-35 تا دانش آموز... اونم نه دانش آموز معمولــــــــــی.. :)
یادمه صبحا وقتی صف وایمیستادیم، همهمه و هلهله و سر و صدا و جیغ و فریاد و صدای خنده و فحش به ناظم کل حیاط رو پر می کرد..
هرچی یارو از پشت میکروفون هنجرشو جر می داد گوش کسی بدهکار نبود، یه جوری سر و کله هم می زدیم انگار 30 ساله از هم دور بودیم..
خلاصه این داستانا تمومی نداشت تا در یک چشم به هم زدن سکوت خاصی حکمفرما می شد..
همه پشت سر نفر جلویی، مرتب و منظم، همه چشما به یه نفر:
محمدزاده ، مدیری که چهرهاش هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشه..