جلسات شرح دیوان شمس تبریزی

جلسات شرح دیوان شمس تبریزی «هر که عاشق شد خداي را يافت و هر که خداي را يافت خود را ف?

اولین چیزی که باید آباد شود ،اندرون استهرگاه آبادیِ آن به پایان رسید برای آباد کردن آستانه ، بیرون برو!خدا نکند که انسان...
14/08/2026

اولین چیزی که باید آباد شود ،اندرون است
هرگاه آبادیِ آن به پایان رسید برای آباد کردن آستانه ، بیرون برو!
خدا نکند که انسان ظاهری آراسته و درونی پلید داشته باشد .

هوآورده‌اند که چون امیرالمؤمنین حسن را -رضی الله عنه ـ زهر دادند و جگر وی پاره پاره می‌افتاد و برادرش حسین -رضي الله عنه...
12/08/2026

هو

آورده‌اند که چون امیرالمؤمنین حسن را -رضی الله عنه ـ زهر دادند و جگر وی پاره پاره می‌افتاد و برادرش حسین -رضي الله عنه ـ به بالین وی نشسته بود، گفت: ای جانِ برادر! ما را بگوی که این کار را به تو که کرده است؟ تا سر وی از تن جدا کنم که به خاندان رسول الله چنین خیانت روا داشت. گفت: یا حسین! من دعوی فتوت می‌کنم، اگر بگویم غمّازی کرده باشم و آنگه از درجه فتوت بیفتم، در وقت مرگ و فردای قیامت در روی پدر و جدّ خود چون نگاه کنم؟ آنگه جان سپرد.

چهارده رساله در باب فتوت و اصناف
به اهتمام و تصحیح مهران افشاری

سلوک طلب است؛و سالک شاید در خانقاه باشد،و شاید در کلیسا،و شاید پادشاهی بر تخت،هرکه طالب است سالک است!عزیزالدین نسفی
22/07/2026

سلوک طلب است؛
و سالک شاید در خانقاه باشد،
و شاید در کلیسا،
و شاید پادشاهی بر تخت،

هرکه طالب است سالک است!

عزیزالدین نسفی

هوو گفت: هر كه پندارد كه نزديكتر است، او به حقيقت دورتر است. چون آفتاب كه بر روزن مى‌افتد، كودكان خواهند كه تا آن ذرّه‌ه...
14/07/2026

هو

و گفت: هر كه پندارد كه نزديكتر است، او به حقيقت دورتر است. چون آفتاب كه بر روزن مى‌افتد، كودكان خواهند كه تا آن ذرّه‌ها بگيرند. دست در كنند. پندارند كه در قبضه ايشان آمد. چون دست باز كنند، هيچ نبينند.

تذکرة الاولیاء
ذكر على سهل اصفهانى
علیه الرحمه

«آدمی هر جا که قدم گذارد، ناخودآگاهش پیش‌تر آنجا بوده است.»کارل یونگ معتقد بود بسیاری از آنچه ما «تصادف» می‌نامیم، ریشه ...
17/06/2026

«آدمی هر جا که قدم گذارد، ناخودآگاهش پیش‌تر آنجا بوده است.»

کارل یونگ معتقد بود بسیاری از آنچه ما «تصادف» می‌نامیم، ریشه در لایه‌های پنهان روان دارد. انسان گمان می‌کند آگاهانه انتخاب می‌کند، اما اغلب پیش از آنکه قدمی در جهان بیرون بردارد، روان او مسیر را در جهان درون پیموده است.

یونگ این پدیده را در مفهوم «همزمانی» توضیح می‌دهد؛ لحظاتی که یک رخداد بیرونی به شکلی معنادار با وضعیت درونی ما هماهنگ می‌شود، بی‌آنکه رابطه علت و معلولی آشکاری میان آن‌ها وجود داشته باشد.

شاید کتابی را «اتفاقی» پیدا کنی، با فردی «تصادفی» آشنا شوی یا ناگهان به مسیری کشیده شوی که زندگی‌ات را تغییر دهد. از نگاه یونگ، این رویدادها گاهی نشانه آن هستند که ناخودآگاه مدت‌ها پیش در همان جهت حرکت کرده بوده است.

شاید راز بسیاری از مسیرهای زندگی این باشد که ما به مقصد نمی‌رسیم؛ بلکه مقصد، از راه‌های پنهان روان، آرام‌آرام ما را به سوی خود فرا می‌خواند.

.مرغی که ز دامِ نَفْسِ خود رَستهرجایْ که بَرپَرد نترسد(غزلیات شمس)روزی درویشی به میهنه رسید و همچنان با پای‌افزار(کفش) پ...
05/06/2026

.

مرغی که ز دامِ نَفْسِ خود رَست
هرجایْ که بَرپَرد نترسد
(غزلیات شمس)

روزی درویشی به میهنه رسید و همچنان با پای‌افزار(کفش) پیش شیخ ما آمد و گفت: «ای شیخ بسیار سفر کردم و قدم فرسودم. نه بیاسودم و نه آسوده‌ای را دیدم.» شیخ گفت: «هیچ عجب نیست. سفر تو کردی و مُراد خود جستی. اگر تو درین سفر نبودیی و یک دَم بترک خود بگفتیی هم تو بیاسودی و هم دیگران به تو بیاسودندی. زندانِ مرد، بودِ مرد است. چون قدم از زندان بیرون نهاد به مراد رسید.»(اسرارالتوحید، تصحیح شفیعی کدکنی، جلد اول، ص۲۰۶)

نقل است که یکی بیامد که «از دورجایی آمده‌ام نزدیک تو.» استاد گفت: «این حدیث به قطعِ مسافت نباشد. از نَفْس خویش گامی فراتر نه و همه مقصودها حاصل است.»
(ابوعلی دقّاق: تذکرةالاولیا، تصحیح شفیعی کدکنی، ص۷۰۳)

#شیخ

هوتو روزه مومنان را به زبان شریعت شنیدی؟ اکنون روزه عارفان را به زبان طریقت از اهل حقیقت بشنو، اگر تو تن به روزه دادی،‌ ...
26/02/2026

هو

تو روزه مومنان را به زبان شریعت شنیدی؟ اکنون روزه عارفان را به زبان طریقت از اهل حقیقت بشنو، اگر تو تن به روزه دادی،‌ ایشان دل را به روزه دادند، تو از بامداد تا شامگاهان روزه داری و ایشان از اول تا آخر عمر روزه دارند.. میدان روزه تو یک روز و میدان روزه آنان یک عمر است! شبلی یکی از مریدان را گفت: توانی روزه همیشه گیری؟ گفت چون است؟ گفت:
آنکه همه عمرِ خود یک روزه سازی و به روزه باشی و پس به دیدارِ حق، روزه را بگشایی..

خواجه عبدالله انصاری
کشف الاسرار

#عرفان #عارف #فقیه

شیخ شهاب‌الدین اهری عارف و شاعر قرن هفتم هجری قمری در شهر اهر در استان آذربایجان شرقی به دنیا آمد. تا ۱۴ سالگی در محضر ع...
25/02/2026

شیخ شهاب‌الدین اهری عارف و شاعر قرن هفتم هجری قمری در شهر اهر در استان آذربایجان شرقی به دنیا آمد. تا ۱۴ سالگی در محضر عالم بزرگوار ملا حسن اهری به تحصیل قواعد عربی و سایر علوم پرداخت و برای تکمیل معلومات خویش در ۲۵ سالگی رهسپار بغداد شد و در بغداد به تکمیل تحصیلات پرداخت. وی در حضور شیخ رکن الدین سجاسی به کسب کمالات معنوی نایل آمد.شیخ شهاب الدین به سفارش استادش، مأمور ارشاد مردم ارسباران گردید و همراه همسرش عازم اهر شد. وی بعد از ترتیب خانقاه در محل کنونی بقعهٔ شیخ، به هدایت و ارشاد طالبان حق و شریعت و طریقت پرداخت و به درجهٔ قطب نایل آمد. نام شیخ در سنگ نبشته‌ای در سر درب شرقی بقعهٔ شیخ چنین بیان شده‌است: «سلطان العارفین، قطب السالکین، شیخ المحققین، سلطان شهاب الدین اهری قدس الله روحه العزیز». وی در ۶۶۵ ه‍.ق دیده از جهان فروبست
بقعه شیخ شهاب‌ الدین اهری در شهر اهر  شامل ساختمان‌های خانقاه، مسجد، ایوانی بلند، مناره‌ها و تعدادی غرفه است. این خانقاه از سال ۱۳۷۴ به موزه ادب و عرفان تبدیل شده است و تنها موزه عرفان ایران است.این بقعه در دوره صفویه به احتمال زیاد در روزگار شاه عباس اول بر مزار شیخ شهاب‌الدین اهری ساخته شده است اما آثاری از دوره ایلخانی نیز در آن وجود دارد. مسجد شیخ شهاب‌الدین اهری در ضلع شرقی صحن این بقعه ساخته شده است و دارای گچبری‌ها و تزئینات نقاشی است. دور تا دور دیوار مسجد دستخط‌هایی وجود دارد که بین آنها دستنوشته‌هایی را از شیخ بهایی، شاه عباس سوم و ابوالقاسم نباتی تشخیص داده‌اند.

ستم تا بدانجا بالا خواهد گرفت که محبت در دل بسیاری به سردی خواهد گرایید. لیک آن کس که تا به آخر پایداری ورزد، نجات خواهد...
22/02/2026

ستم تا بدانجا بالا خواهد گرفت که محبت در دل بسیاری به سردی خواهد گرایید. لیک آن کس که تا به آخر پایداری ورزد، نجات خواهد یافت.(انجیل متی)

در صحابه کم بُدی حافظ کسیگرچه شوقی بود جان‌شان را بسی...ربعِ قرآن هر که را محفوظ بودجَلَّ فینا از صحابه می‌شنود(مثنوی، ۱...
19/02/2026

در صحابه کم بُدی حافظ کسی
گرچه شوقی بود جان‌شان را بسی...
ربعِ قرآن هر که را محفوظ بود
جَلَّ فینا از صحابه می‌شنود
(مثنوی، ۱: ۱۳۸۸ و ۱۳۹۴)

در نگاه مولانا، مخاطبان نخستین وحی، قرآن را می‌خوردند. و از این‌رو، برای بالیدنِ ایمان‌شان آموختنِ چند سوره از قرآن کافی بود. وقتی متن را می‌خوریم، آن را با جان خود یگانه می‌سازیم. خوراک در ما مبدّل به نیرو می‌شود. به جنبش و حرکت. نمی‌شود حجم زیادی از کلمات مقدس را بلعید. چرا که غرض خواندن نیست، هضم کردن است و نشاندن در جان.

اگر کلمات وحیانی و عارفانه غذای دل باشند نه تکرارِ زبان، آن وقت جان ما با جانِ گویندگان آن سخن و صاحبان آن احوال متصل می‌شود
اگر کلام حقّ نه در گوشِ ما که در جانِ ما بنشیند، با روانِ پیامبران آشنایی و آمیزش پیدا می‌کنیم و گویی از رهگذرِ کلمات با دوستان خدا هم‌نشین و هم‌نفس می‌گردیم:

چون تو در قرآن حق بگْریختی
با روانِ انبیا آمیختی
هست قرآن حال‌های انبیا
ماهیانِ بحرِ پاکِ کبریا
(مثنوی، ۱: ۱۵۴۵_۱۵۴۶)

Address

تبریز ضلع غربی باغ گلستان فرهنگسرای شمس
Tabriz
1234567890

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when جلسات شرح دیوان شمس تبریزی posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Shortcuts

Share

Category