Y a d g i r i e M a f h o o m i

Y a d g i r i   e     M a f h o o m i

ذهن انسان مانند چتر نجات است ، وقتی کارساز است که باز باشد... تدریس و مشاوره کلیه دروس ریاضیات و فیزیک ، آمار و جبر و احتمال ، حسابان و حساب دیفرانسیل و انتگرال در همه رشته ها و مقطع ها.

تدریس و مشاوره کلیه دروس علوم پایه ریاضی و فیزیک و آمار در همه رشته های دانشگاهی .

تدریس و مشاوره کلیه دروس مهندسی برق تمامی گرایش ها، کارشناسی و کارشناسی ارشد همراه با راهنمایی و مشاوره درمورد پروژه ها و پایان نامه.

Operating as usual

medicalnewstoday.com 29/07/2014

Reading a novel triggers lasting changes in the brain

مطالعه رمان موجب تغییرات پایدار در مغز می شود:

دوستداران ادبیات می توانند خوشحال باشند! در مطالعه ای که به تازگی انجام گرفته، پژوهشگران علوم انسانی و علوم اعصاب دست به دست یکدیگر دادند تا نگاهی به تأثیرات مطالعه رمان بر مغز بیندازند. پژوهشگران بر این باورند که دنبال کردن ماجرای یک کتاب نه تنها در تغییر دیدگاه فرد مؤثر است، بلکه موجب تغییراتی در مغز می شود که حداقل چند روز به طول می انجامند.
پژوهشگران دانشگاه اموری در آتلانتا، واقع در ایالت جورجیا، نتایج مطالعات خود را در نشریه اتصالات مغزی(Brain Connectivity) منتشر کردند. گریگوری برنز (Gregory Berns)، عصب شناس، سرپرست تیم پژوهشی و مدیر مرکز نوروپالیسی در دانشگاه اموری می گوید: «داستان ها به زندگی ما شکل می دهند و در بعضی موارد کمک مان می کنند تا دیگران را توصیف کنیم. ما می خواهیم بدانیم که داستان ها چگونه وارد ذهن مان می شوند و با آن چه می کنند.»

از این رو پژوهشگران ۲۱ نفر از دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه اموری را به کار گرفتند و از آن ها خواستند تا رمان هیجان انگیز پامپی(Pmpeii) را که رابرت هریس (Robert Harris) در سال ۲۰۰۳ نوشته بود بخوانند. این رمان بر اساس ماجرای واقعی انفجار کوه آتشفشانی وزوو در ایتالیای باستان است. برنز این گونه توضیح می دهد:«کتاب ماجرای یک قهرمان (تخیلی) را روایت می کند که بیرون از شهر پامپی است و متوجه بخار و اتفاق های عجیبی در کوه آتشفشان می شود.»
برنز ادامه می دهد: «هنگامی که قهرمان داستان سعی می کند تا زن مورد علاقه اش را در پامپی نجات دهد، کوه آتشفشان پی در پی فوران می کند و هیچ یک از اهالی شهر متوجه نشانه های آن نمی شوند.» وی اشاره می کند: «آن چه برای ما بسیار اهمیت داشت این بود که داستان به شیوه ای قدرتمند روایت شده بود.» به این ترتیب شرکت کنندگان کتابی را می خواندند که پیرنگی جذاب داشت.

تغییرات در نواحی مربوط به زبان و موتورهای حسی در مغز
پس از انجام عکس برداری به وسیله سیستم تصویربرداری اف ام آر آی1، پژوهشگران دریافتند که مطالعه رمان موجب بروز تأثیرات پایدار در بخش هایی از مغز می شود که وظیفه پذیرش زبان و ایجاد نشانه های حسی در بدن را بر عهده دارند.
به مدت ۱۹ روز متوالی شرکت کنندگان مورد آزمایش قرار گرفتند. در ۵ روز نخست، پژوهشگران به وسیله سیستم اف ام آر آی تصاویر مغزی شرکت کنندگان را در حالت استراحت ثبت کردند. سپس ۹ روز به شرکت کنندگان فرصت داده شد تا بخش های مشخصی از کتاب را مطالعه کنند. هر یک از بخش های مشخص شده باید عصرها خوانده می شد و شرکت کننده موظف بود که صبح روز بعد به تیم پژوهشی مراجعه کند.
به منظور اطمینان از مطالعه کامل بخش های محول شده آزمون کوتاهی ترتیب داده شد. پس از اجرای آزمون، مجدداً از شرکت کنندگان تصاویر ام آر آی در حالت استراحت گرفته می شد.
پس از مطالعه کامل کتاب، تهیه تصاویر مغزی در حالت استراحت به مدت ۵ روز ادامه یافت. پژوهشگران مشاهده کردند که در صبح روز بعد از مطالعه، اتصالات قشر گیجگاهی چپ تقویت شده است. این ناحیه مغزی به پذیرش زبان مربوط است. برنز توضیح می دهد که این تشدید اتصال حتی در زمان تهیه تصاویر مغزی که شرکت کنندگان در حال مطالعه نبودند ادامه داشته است. وی می گوید: « این حالت 'فعالیت سایه' نام دارد، چیزی شبیه حافظه عضله»
پژوهشگران همچنین متوجه تقویت اتصالات در بخشی از مغز شدند که سالکوس مرکزی خوانده می شود. این ناحیه یک موتور حسی مهم در مغز است که به ایجاد نشانه های حسی در بدن مربوط است. مثلاً فکر کردن به دویدن موجب فعال شدن بخشی از سلول های عصبی در مغز می شود که با حرکت فیزیکی دویدن در ارتباط اند.
برنز معتقد است که این یافته ها «نشان می دهند که مطالعه رمان می تواند موجب شود تا خواننده خودش را به جای قهرمان داستان فرض کند.»

تغییرات عصبی
وی اضافه می کند: «ما می دانیم که یک داستان خوب این قابلیت را دارد که خواننده را به شکلی مجازی به جای شخصیت های داستان قرار دهد. از طرفی هم می دانیم که عاملی زیست شناختی در این فرآیند دخیل است.» از آن جایی که این تغییرات عصبی حتی تا ۵ روز پس از پایان مطالعه کتاب مشاهده شدند، برنز معتقد است که این واکنش ها آنی و زود گذر نیستند.
اگرچه تیم پژوهشی هنوز مطمئن نیستند که این تغییرات تا چه مدت طول می کشد، اما برنز خاطر نشان می کند که «این تغییرات به هنگام مطالعه رمانی که به طور تصادفی انتخاب شده بودمشاهده شده است، پس مطالعه رمان های مورد علاقه می تواند تأثیرات به مراتب بیشتر و پایدارتری را بر مغز بگذارد.»

مترجم: صدف دژآلود
منبع:
http://www.medicalnewstoday.com/articles/270640.php

پی نوشت:
۱.Functional Magnetic Resonance Imaging: اف‌ ام‌ آر آی یا تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی مشهور به fMRI نوعی روش تصویربرداری در ام آر آی است.

medicalnewstoday.com If you have ever felt that reading a novel transforms your mind, you are in agreement with neuroscientists from Emory University, who show that reading a book changes the brain.

sciencedaily.com 29/07/2014

Life lessons: Children learn aggressive ways of thinking and behaving from violent video games,...

گسترش تفکر تهاجمی در کودکان از طریق بازی های ویدئویی خشن(بسیار مهم):

کودکانی که بیشتر به بازی های ویدئویی خشن روی می آورند، الگوهای خشنونتی و تاثیرات رفتاری آموخته شده از این بازی ها را در طی دوران رشد خود و در سنین بالاتر نیز به همراه دارند. این نتیجۀ مطالعات جدیدی است که توسط پژوهشگران دانشگاه ایالتی آیووا انجام گرفته است. تاثیرات این گونه بازی ها به سن، جنسیت یا فرهنگ افراد بستگی ندارد. دکتر «داگلاس جنتیل»، استادیار روانشناس و سرپرست این مطالعات در مرکز پزشکی کودکان«جاما» می گوید که از نظر یادگیری، آموختن ریاضی یا پیانو یا این گونه بازی های خشن فرقی نمی کند. کودک آماده است که هر چیزی را بیاموزد!

دکتر جنتیل می گوید: "اگر شما در هر کاری تمرینات مرتب و پی در پی انجام دهید، دانش آن کار را در مغز خود وارد خواهیدکرد. واقعیت این که شما سال های متمادی از نواختن پیانو دست کشیده اید به این معنا نیست که نمی توانید دوباره تمرینات خود را آغاز کنید. این امر برای بازی های ویدئویی خشن هم صدق می کند. تمرین هوشیاری و حساس شدن به دشمن همان تمرین تفکر تهاجمی و قبول پاسخ شدید است که به خشونت منتهی می گردد."
پژوهشگران دریافته اند که کودکان امروزی تهاجمی و خشن فکر می کنند و هنگامی که در خانه، مدرسه و یا شرایطی قرار گیرند که برانگیخته شوند، آنگاه همان واکنش در بازی های ویدئویی را از خود نشان خواهند داد. به نظر می رسد که اثرات بازی های خشن ویدئویی در دراز مدت باعث استفاده بیشتر از روش های متفاوت تفکر تهاجمی در فرد می شود.
دکتر «کریج ندرسون» استاد برجستۀ روانشناسی و مدیر مرکز مطالعات خشونت در ایالت آیووا و یکی از نویسندگان این گزارش می گوید: "بازی های خشن ویدئویی، الگویی برای خشونت های فیزیکی هستند. این بازی ها به بازیکنانی که برای مقاصد خصمانه، هوشیارتر هستند و از رفتار پرخاشگرانه تری برای حل درگیری ها استفاده می کنند، جایزه می دهند. تمرینات پی در پی تفکر تهاجمی که در این بازی ها وجود دارد باعث توانایی هر چه بیشتر بازیکن در تفکرات خشن خود می شود. در نتیجه این تفکر تهاجمی، به پرخاشگری در زندگی واقعی فرد منجر خواهد گشت."
در این مطالعات بیش از 3000 کودک و نوجوان در کلاس های سوم، چهارم، هفتم و هشتم شرکت داشتند و برای مدت سه سال به طول انجامید. پژوهشگران، سالانه اطلاعاتی را که صرف پیگیری بازی های ویدئویی با محتوای خشونت شده بود را جمع آوری کرده و در رفتار این افراد مطالعه می کردند. اندازه و قدمت این آزمایشات امکاناتی را برای پژوهشگران فراهم کرد که بتوانند آثرات جزیی تری را به روی رفتار این کودکان و نوجوانان بررسی کنند.
این آزمایشات نشان داد که پسران بیش از دختران، رفتار فیزیکی پرخاشگرانه تری را از خود نشان می دهند و همچنین زمان بیشتری صرف این بازی های خشونت آمیز می کنند.
برای آزمایش و درک این که آیا بازی های خشونت آمیز اثر بزرگ تری در کودکانی دارد که دارای حالت تهاجمی بیشتر هستند، دانشمندان تصمیم گرفتند که کودکان و نوجوانان با سطوح متفاوت خشونت را با یکدیگر مقایسه کنند. آنها تفاوت فاحشی از نظر اثرگذاری خشونت آمیز در میان کودکان نیافتند.
خانم «سارا پورت» دانشجوی دکترای روانشناسی در دانشگاه ایالتی آیووا که در این مطالعات شرکت داشت، گفت: "نتایج این آزمایشات نشان داد که جنسیت و سن رابطه ای با بازی های ویدئویی، تفکر تهاجمی و رفتار خشن، ندارد بلکه اثر اصلی و ماندگار در تفکر و رفتار بوجود می آورد. نمی توان اعلام کرد که یک گروه خاص، به دلیل جنسیت، سن و یا فرهنگ از این اثرات یا از روش های ویژه ای محافظت می شوند."
کودکان رفتار خوب یا بد را فرا می گیرند و بیش از 90% کودکان، نوجوانان و جوانان امروزی مشغول بازی با این بازی های ویدئویی خشونت آمیز هستند. پژوهشگران معتقدند که بیشتر این بازی ها شامل انواع مختلف رفتار خشونت آمیز است. با این حال، این بدان معنا نیست که همه بازی ها بد و موجب عادت بد در کودکان می گردد.
نتایج مطالعات قبلی در مجلۀ علوم روانشناسی، براساس تجزیه و تحلیل و تاثیر برنامه های مثبت در رسانه های گروهی منتشر شد. این مطالعات که به مدیریت خانم پورت، دکتر جنتیل و دکتر اندرسون انجام گرفت، نشان داد که برنامه های مثبت رسانه های اجتماعی، بازی های ویدئویی غیرخشن، فیلم های آموزشی و یا برنامه های مناسب تلویزیونی در رفتارهای فردی و اجتماعی اثر مثبتی دارند و حتی روح همکاری و همیاری و مراقبت از یکدیگر را در کودکان، صرف نظر از فرهنگ آنها، بیدار می سازد. این مطالعات که در نوع خود بی نظیر بود، سطوح همدلی و همیاری هزاران کودک و نوجوان در هفت کشور مختلف را به آزمایش کشید. در مجموع این پژوهش ها نشان داد که محتوای بازی های ویدئویی، اجتماعی یا ضداجتماعی که جوانان به آن مشغول هستند، تاثیر مستقیم بر رفتار آنان در زندگی واقعیشان می گذارد.
ترجمه، تلخیص و برداشت: فرشاد سجادی
منبع:
http://www.sciencedaily.com/releases/2014/03/140324181255.htm

sciencedaily.com Children who repeatedly play violent video games are learning thought patterns that will stick with them and influence behaviors as they grow older, according to a new study. The effect is the same regardless of age, gender or culture. The lead researcher says it is really no different than learning…

29/07/2014

The Too Many Aptitudes Problem

مشکلات استعدادهای متعدد:

شایستگی و استعداد، یک ابزار نیست بلکه نیرویی خارق العاده است. استعداد هم خوب است و هم می تواند بد باشد. چند استعداد داشتن یک برکت بسیار پیچیده است که اگر به طور درستی از آن استفاده نشود می تواند برای برخی افراد بداقبالی به همراه آورد.

توانایی و عملکرد، نتیجۀ تعامل پیچیدۀ میان بخش های مختلفی از سیستم ذهن/بدن است. برخی توانایی های انسان به دلیل «پرورش» و کارکرد به روی آن است. مهم ترین عوامل محیطی که می توان نام برد؛ دانش است. طبیعت، اساس و پایۀ استعداد و شایستگی افراد است.
همۀ ما می دانیم که درک و اجرای اعمال ما چیزی بیش از سطح آگاهی و دانش ماست. استعداد و شایستگی توانایی ناخودآگاهانه است و از روش های قلبی، غیراکتسابی و ناآموختنی انجام می گیرد که برخی مردم آن را مهارت و یا زرنگی نیز می نامند.
استعداد نه تنها تاثیر عمده ای بر عملکردهای ما دارد بلکه نشان دهندۀ حالات و ویژگی های یگانگی وجود ما نیز است. استعداد برای هر کس می تواند متفاوت عمل کند و به قول معروف؛ آنچه برای کسی خوب است ممکن است برای دیگری فاجعه بار باشد.
بیشتر مردم استعدادهای خود را می شناسند، برخی در حس جهت یابی قوی تر هستند و برخی در آشنایی و آموختن زبان های خارجی و دیگری می تواند با دستان خود همه چیز بسازد. انسان می تواند از طریق دقت در مشاهدۀ چگونگی انجام کارهای دیگران، به طور غیراکتسابی، همان کارها را بیاموزد. استعدادهای درخشان نیازی به انجام کارهای زیاد ندارند.
در برخی موارد استعداد باید به منظور استفادۀ صحیح آموزش داده شود. هنگامی که ترکیب مناسبی از استعداد، دانش، انگیزه، فرصت، شجاعت،شانس، ابزار درست و عوامل مناسب دیگر فراهم گردد، نتیجۀ آن بالاترین عملکردهای ذاتی خواهد شد.
استعداد می تواند آگاهانه به کانال های سازندۀ انسان وارد شود با این حال به نظر می رسد که بیشتر، در سطوح پیش آگاهانۀ ما کار می کند و نیروی مستمری است که نمی توان آن را خاموش کرد.
این موضوع بسیار حائز اهمیت است که تحت فشار و استرس و در هنگامی که افراد تمایلی به یادآوری آموزش های خود ندارند، به سطوح عملکرد قلبی خود بازگردند. افرادی که دارای شایستگی و استعداد ویژه ای هستند، در انجام امور مربوطه به سرعت خسته نمی شوند و کمتر یا به هیچ وجه تحت فشار و استرس قرار نمی گیرند.
استعداد بر رفتارهای انسان به صورت قابل پیش بینی، تاثیر می گذارد. انسان کارهایش را با استعداد انجام نمی دهد بلکه استعداد است که با شما کار می کند. اگرانسان دارای هرگونه و هر سطحی از استعداد باشد، یک نیروی فیزیولوژکی و یک تاثیر روحی روانی، اجتماعی و فلسفی بسیار قوی نیز خواهد داشت.
استعداد تاثیر مهمی در بروز انگیزه دارد و در نتیجه باعث تقویت عوامل ایجاد احساس خوب و مفید در انسان می گردد که این موضوع به تولید اندروفین مربوط است. اندروفین نه تنها به عنوان مسکن شناخته شده است بلکه تنظیم کنندۀ خلق و خوی انسان نیز هست. چندین نوع اندروفین وجود دارد که احتمالاً می تواند با استعداد مرتبط باشد.
برخی از احساسات نیز با استعدادهای منفی مرتبط می شوند، برای نمونه استعدادهای بدون استفاده منبعی برای بی قراری و ناراحتی است. یک استعداد باید عملکرد داشته باشد و در غیراین صورت، به عنوان یک استعداد شکوفا نشده و بدون استفاده باید نادیده گرفته شود. به نظر می رسد که انرژی هایی که باعث بروز انگیزه در انسان می شود، محدود است و اگر این انرژی صرف سرکوب یک گرایش طبیعی مانند استعداد شود، عامل مهمی برای بروز افسردگی و ناراحتی در فرد می گردد.
استعداد حتی در سطوح پایین و کم خود نیز باعث باروری انگیزه و شناخت انسان می شود. بدون سطح عمیق از شناخت و درک، اعتماد به نفس در اشخاص رو به افول می گراید. لازم به یادآوری است که اضطراب باعث تولید انرژی و تخلیۀ استعدادهایی در سطوح پایین تر در انسان می گردد. انسان بدون گرفتن پاداش ذاتی، بی انگیزه می شود.
افراد کم استعداد، اشتباهات بیشتری هم مرتکب می شوند و در نتیجه به پاداش های کمتری نیز دست می یابند. آنان باید بیشتر و سخت تر کار کنند که این موضوع می تواند به فرسودگی شغلی، حوادث، بیماری های روحی و روانی و استرس منجر شود.
بیشتر وظایف و شغل ها با ترکیبی از استعدادهای بیش و کم و امور دیگری مانند آموزش، انجام می پذیرد. استعداد بالای فراتر از وظایف شغلی نیاز به مشکلات بیشتر هم دارد. بهترین ترکیب برای انجام هر کار یا وظیفه ای مستلزم داشتن دانش به مقدار زیادی از تقریبا همه چیز است،
هر کسی تقریبا دارای چهار یا پنج استعداد قوی از استعدادهای شناخته شده است. بیشتر مشاغل نیازمند چهار یا پنج استعداد هستند. قابل توجه است بدانید که ده درصد از مردم دارای دوبرابر استعدادهای قوی هستند که برای خود و کارفرمایانشان تولید مشکل می کنند.
شواهد آماری بنیاد جانسون اوکانر، که قدیمی ترین سازمان تست استعدادیابی در کشور امریکاست، نشان می دهد کسانی که دارای استعدادهای قوی هستند، آموزش کمتری در پیشرفت یا موفقیت های شغلی نسبت به مردم عادی کسب می کنند.
پراستعداد بودن یک برکت و رحمت است که در بسیاری از موارد استفاده از آن پیچیده می شود. استعداد قوی یک نیروی درونی بسیار قدرتمند است. یکی از مهم ترین پژوهش های استعدادیابی می گوید که به احتمال بسیار قوی شدت احساسات به طور مستقیم با شدت استعداد همبسته است. یعنی کسی که از استعدادهای قوی برخوردار است، دارای سطح بالایی از شدت احساسات نیز هست. این موضوع باعث می شود که هر فکر، یادآوری، درک و فهم شخص به طور مستقیم با احساسات وی متصل شود.

ترجمه، تلخیص و برداشت: فرشاد سجادی
منبع:
http://talentdevelop.com/articles/TTMAP.html

talentdevelop.com This material can be reproduced and distributed freely as long as it is for private, non-commercial use.

28/07/2014

IEEE

Google and the IEEE Power Electronics Society (PELS) just launched the Little Box Challenge. Entrants are tasked with shrinking a kW-scale power inverter to 1/10th its size, an engineering feat that will reshape the future of electricity.

There is $1,000,000 with your name on it if you can best solve this challenge! Learn more here: https://www.littleboxchallenge.com/

wired.com 28/07/2014

In 20 Years, Most New Cars Won’t Have Steering Wheels or Pedals | Autopia | WIRED

WIRED spoke with IEEE Member Alberto Broggi about the future of cars. He estimated that by 2030 most cars won’t have rearview mirrors or horns, and by 2035 they won’t have steering wheels or brake pedals.
http://wrd.cm/1twYcvL

wired.com By 2030, most new cars will be made without rearview mirrors, horns, or emergency brakes. By 2035, they won’t have steering wheels or acceleration and brake pedals. They won’t need any of these things because they will be driving themselves.

20/07/2014

Festo - BionicOpter


ربات سنجاقک پرنده رو از دست ندید !!! یک سنجاقک پرنده واقعی به شکل ربات !!! دقیقا به شکل طبیعی و واقعی.
پرواز با تعادل کامل با هر سرعتی و در هر جهتی کاملا شبیه به یک سنجاقک واقعی !!!
https://www.youtube.com/watch?v=nj1yhz5io20

With the BionicOpter, Festo has technically mastered the highly complex flight characteristics of the dragonfly. Just like its model in nature, this ultralig...

17/07/2014

Y a d g i r i e M a f h o o m i

17/07/2014

مهندسی طبیعت

17/07/2014

Timeline Photos

[07/16/14]   یادگیری عمیق و مفهومی دروس ریاضی و فیزیک از سنین نوجوانی موجب شکوفایی ذهن و رشد بیشتر شعور و منطق می گردد.

15/07/2014

Timeline Photos

15/07/2014

Timeline Photos

[07/15/14]   تفکر یا احساسات؛ چگونه تصمیم گیری می کنیم؟

راستی شما دوست دارید که چطور تصمیم گیری کنید؟ آیا دوست دارید بیشتر روی اهداف اساسی و واقعیتهای غیر شخصی تاکید کنید (تفکر) ؟ یا اینکه ترجیح می دهید نگرانی ها و دغدغه های شخصی را بیشتر دخالت دهید(احساسات) ؟

احساسات را با احساس کردن اشتباه نگیرید.هر کسی در باره تصمیمی که می گیرد احساساتی دارد.همچنین تفکر را هم با هوش و ذکاوت اشتباه نگیرید.هر کسی تفکررا برای بعضی از تصمیم گیریها و احساسات را برای بقیه تصمیم ها به کار می برد. در واقع یک شخص می تواند ترجیح خودش را در تصمیمش به کار ببرد، سپس تصمیمش را با استفاده از ترجیح دیگرش هم تست کند؛برای آنکه ببیند چه چیزهایی می بایست لحاظ می شده و نشده است.
بیایید یک دقیقه وقت بگذارید واز خودتان بپرسید کدامیک از توصیف های زیربرای شما طبیعی تر و راحت تر و سهل تر بنظر می رسند؟(و بیشتر با شما منطبق هستند؟)
تفکر
وقتی که من تصمیمی را می گیرم ، دوست دارم حقیقت بنیادی و اساسی در باره آنرا پیدا کنم و یا اصولی را که مربوط به موقعیت خاصی که درگیرش هستم ، کشف کنم. من ترجیح می دهم جوانب مثبت و منفی موضوع را تجزیه و تحلیل کنم و می خواهم در تصمیم گیری ثابت قدم و منطقی باشم. من تلاش می کنم که غیر شخصی عمل کنم و آرزوهای خودم و دیگران را در تصمیم گیری هایم دخالت ندهم و تحت تاثیر آنها نباشم.
جملات زیر عموماً در مورد من به کار می رود:
1. جایی که منطق و منطقی بودن مهم است ، من از موضوعات تکنیکال و علمی لذت می برم .
2. من به تناقضات توجه دارم .
3. من اغلب در جستجوی توضیحات و راه حل های منطقی برای موضوعات هستم.
4. من تصمیماتم را با سر و مغزم می گیرم و می خواهم بی طرف و منصف باشم.
5 .من به گفتن حقیقت اعتقاد دارم و فکر می کنم این بسیار مهمتر ازنزاکت و مبادی آداب بودن است.
6. بعضی وقتها من نقش مردم را در بخشی از موقعیتهای مربوط به موضوع تصمیم گیری، فراموش می کنم و یا خیلی به آن اهمیت نمی دهم .
7. من می توانم به عنوان یک شخص بسیار وظیفه شناس، یا خیلی لاقید شناخته شوم .
احساسات
من اعتقاد دارم که می توانم با استفاده ازوزن بخشیدن و سنجش آنچه مردم به آن اهمیت می دهند و با اهمیت به نقطه نظر اشخاص درگیر با موقعیت، تصمیم گیری کنم. من به ارزشهای مردم و بهترین چیزهایی که برای آنها مهم است، توجه می کنم. من دوست دارم هرچه را که به ایجاد و حفظ هماهنگی کمک می کند انجام دهم. در ارتباطات، من بیشتر گرم و با توجه و با نزاکت و مبادی آداب ظاهر می شوم.
جملات زیر عموما می تواند در مورد من به کار روند:
1.من تمایل و توجه به مردم و ارتباطات دارم.
2. من به دنبال هماهنگی و هارمونی هستم و وقتی نباشد عصبی می شوم .
3.من بدنبال آنچه هستم که برای دیگران مهم است ونگرانشان می کند ودغدغه های آنان را بیان می کنم.
4. من با قلبم تصمیم می گیرم و می خواهم دلسوز و با شفقت باشم.
5.به نظر من با نزاکت بودن مهمتر از گفتن حقایق ناخوش و تلخ است.
6. بعضی وقتها من فراموش می کنم حقایق تلخ و دشوار موجود در باره موقعیتها را ببینم و در رابطه با آن ها قرار بگیرم.
7. من گاهی تجربه داشته ام که دیگران مرا بسیار ایده آلگرا و احساساتی و غیر روراست می بینند.
شاید شما با مقایسه موارد نوع اول و دوم بتوانید دریابید که چگونه تصمیم گیرنده ای هستید!

مترجم: آزاده رضائی

منبع :

http://www.myersbriggs.org/my-mbti-personality-type/mbti-basics/thinking-or-feeling.asp

Location

Category

Address

Shiraz
Other Education in Shiraz (show all)
دوست داران معماری ، عمران ، شهرسازی دوست داران معماری ، عمران ، شهرسازی
Shiraz

مرجع تخصصي معماري و معماران ايران

معمار اندیشه معمار اندیشه
Hafez University
Shiraz

خبرنامه گروه عملی - پژوهشی "معمار اندیشه"

باشگاه زبان آموزان انگلیش کمپ باشگاه زبان آموزان انگلیش کمپ
Shiraz

لذت واقعی یادگیری زبان را با ما تجربه کنید www.englishcamp.ir

آرشیتکت پلات آرشیتکت پلات
Iran
Shiraz

مر کز تخصصی انجام پروژه دانشجویی معماری در شیراز (پلات . لمینت . قاب فنری . شاسی . ماکت سازی حرفه ای . AUTOCAD. 3D MAX . REVIT .PHOTOSHOP . POWER POINT & )

Kharazmi Library Kharazmi Library
Namazi SQ
Shiraz

Library & Computer School

خرگوش سانان خرگوش سانان
Shiraz

هدف ما بهبــــــــــــــــود شرایط زندگی حیوانات مخصوصا فرشته های باغ وحش سمنان است.

Persia Medical Tour Persia Medical Tour
Abiverdi St, Chamran Blv
Shiraz, 71

Our company is activist in patient transfer to Iran (Shiraz and Tehran) and provides all the services enabled. with the most reasonable cost possible

AFRA AFRA
Shiraz

afraenglish.persianblog.ir

Amigos De Shiraz Amigos De Shiraz
Address
Shiraz

Viva España y español

Unbounded universe Institute Unbounded universe Institute
Unspesific
Shiraz, 7173934564

Avian Diseases Research Center Avian Diseases Research Center
Shiraz, +98711

A research center of avian diseases