05/09/2016
حضرت دانيال (ع) در بيت المقدس متولد شد و در سن 12 سالگي بود که سپاه بخت النصر، پادشاه بابل به سرزمين بيت المقدس حمله و آن سرزمين را فتح کرد به رسم آن زمان تعداد زيادي از مردم آن سرزمين از جمله حضرت دانيال را به همراه خود به اسارت برد.
پادشاه در ابتدا دستور داد تا تعدادي از افرادي را که به اسارت برده اند انتخاب کرده و به آنها تعليم داده شود تا در آينده از آنها در دربار استفاده کنند و يکي از کسانيکه انتخاب شد حضرت دانيال (ع) بود.
در اين مدت، روزي پادشاه بابل خوابي ديد و تمام خوابگزاران از تعبير آن خواب عاجز ماندند و پادشاه دستور داد تا همه آنها را بکشند.
خبر به گوش حضرت دانيال (ع) رسيد او به مامورين سلطنتي گفت که مي تواند خواب را تعبير کند. حضرت دانيال را پيش پادشاه بردند و پادشاه به او گفت که تو هم بايد خواب را تعريف کني هم اينکه آن را تعبير کني و دانيال پذيرفت و او خواب را براي پادشاه تعبير کرد و به همين سبب مورد احترام واقع شد.
زمان گذشت تا اينکه کوروش بزرگ، پادشاه ايران به بابل حمله کرد و توانست بابل را فتح و يهوديان را از اسارت حکومت بابل آزاد کند و دانيال (ع) را به همراه خود به ايران آورد و در دربار پادشاهي ايران نيز مورد تکريم قرار گرفت در اين مدت حضرت دانيال مي توانست به طور مستقيم و بدون اجازه و وقت قبلي با پادشاه ديدار کند و مي توان گفت که به عنوان دومين فرد مملکتي محسوب مي شد.
بعد از مرگ کوروش بزرگ يک دوره کوتاه در زمان بردياي دروغين به وجود مي آيد که در تاريخ چيزي از دانيال (ع) نيامده است اما بعد از روي کار آمدن داريوش بزرگ دوباره حضرت دانيال (ع) باز به همان مقام و مرتبه رفيع دست پيدا مي کند تا اينکه احتمالا در سن 83 يا 85 سالگي دار فاني را وداع مي کند و به رسم بزرگان آن زمان جسد آن حضرت را به صورت موميايي شده در همين منطقه که هم اکنون آستان دانیال است نگهداري مي شده و بالاي سر آن جعبه اي قرار داشته که هر کس احتياج به پول پيدا مي کرد از آن جعبه به قرض مي برده و بعد از اينکه مشکلاتش برطرف مي شده دوباره قرض را پس مي داد.
پیش بینی دانیال نبی از آمدن کورش بزرگ
در کتاب دانیال نبی از رویا و خواب دانیال نبی درباره ی نیرو گرفتن کورش هخامنشی, چنین یاد می شود :
پادشاهی به نام ذو القرنین(لوقرانائیم)،پدیدار شود و دو کشور ماد و پارس با هم یکی شوند و بر بابل پیروز گردند و یهود را آزادی بخشند.و ذو القرنین (کورش) همان پادشاهی است که خداوند او را برای کمک به اقوام اسیر و قوم یهود و نیز تجدید بنای اورشلیم بر می انگیزاند. دانیال در رؤیا دید،قوچی در کنار رودخانه اولائی(به یونانی ابؤلایوس) یا رودخانه کارون ایستاده و دو شاخ بلند دارد که یکی به طرف جلو و یکی به طرف پشت خم شده و با دو شاخ خود شرق و غرب و جنوب را شخم میزند.زمانی گذشت،و از سوی مغرب بزی کوهی پیدا شد که زمین را با شاخ بزرگ و نخراشیده خود که میان پیشانیش بود کند و پیش آمد.کم کم به قوچ دو شاخ نزدیک شد و خشمناک بر او تاخت و دو شاخ او را خرد کرد. آنگاه دانیال،با الهام از این رؤیا اظهار میدارد،قوچ همان ذو القرنین و دو شاخ،نمایانگر همبستگی و یکی شدن ماد و پارس است. «و بر این دو کشور،پادشاهی نیرومند به نام کوروش،فرمانروایی میکند و آن بز کوهی نشانگر یونان و نخستین پادشاه آنجا به نام اسکندر میباشد که خاندان هخامنشی را در زمان داریوش سوم(دارا)مغلوب خواهد کرد.»(1) در رؤیای دانیال،کوروش همانند قوچی دو شاخ(ذو القرنین)در میآید و ظهور او به مردم اسیر و تشنه آزادی،نوید داده میشود.پس کوروش پادشاهی است که،دانیال او را بصورت قوچی تصور نموده و(لوقرانائیم)نامیده است. لوقرانائیم همان است که ترجمه آن از عبری به عربی ذو القرنین است.«قرن»در عبری و عربی هر دو به معنی شاخ میباشد و یهودان عرب چون زبانشان عربی بود،کوروش را ذو القرنین یعنی صاحب دو شاخ نامیدند.و دو شاخ او علامت قدرت ماد و پارس است.در کتیبه کوروش در پاسارگاد(پارسگرد)پیکره کوروش را با دو شاخ نشان دادهاند که یکی به سوی جلو و دیگری به سوی عقب و بین آنها سه (1).نقل از هخامنشیان در تورات،نوشته محمد قائمی،ص 114 به بعد. گل بلند همچون تاجهای مصر دیده میشود.در حقیقت مجموعه این دو شاخ و گلها، تاج کوروش را نشان میدهد.بر بالای نقش،کتیبهای وجود داشته که با سه زبان و خط پارسی باستان،عیلامی و بابلی بر روی آن نوشته شده بود«منم کوروش شاه هخامنشی»که امروز این خط بر جای نمانده است. «این پیکره،عینا مانند همان رؤیایی است که دانیال دیده بود.همچنین این پیکره دارای چهار بال میباشد و مانند همان تصوری است که اشعیای نبی در کتاب خود از آن سخن گفته و به نام عقاب شرق یاد کرده است.»