چه سکوت خوفناکی!
Sampad Qom
سمپاد استان قم [ مجتمع شهید قدوسی قم ، مجتمع فرزانگان قم ]
ﺷﯿﺦ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﮐﻪ ﻓﻼﻥ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻣﻌﺪﻟﺶ ﺑﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﮔﻔﺖ : ﺳﻬﻞ ﺍﺳﺖ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺍﻭﻝ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﻧﯿﺰ ﻣﻌﺪﻟﺶ ﺑﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻓﻼﻥ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺩﺭ ﻫﻮﺍ ﺍﻧﺘﮕﺮﺍﻝ
ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ .
ﮔﻔﺖ : ﻣﺘﻠﺐ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﻫﻮﺍ
ﺍﻧﺘﮕﺮﺍﻝ ﻣﯽ ﮔﯿﺮد .
ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻓﻼﻥ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ
ﺩﺭ ﺩﻭ ﺭﺷﺘﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺷﯿﺦ ﮔﻔﺖ : ﺍﻣﯿﺮ ﺗﺘﻠﻮ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻧﻔﺲ ﻫﻒ ﻫﺶ ﺩﻩ ﺗﺎ ﺁﻫﻨﮓ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ .
ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﭼﯿﺰ ﻫﺎ ﺭﺍ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ .
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﻠﻖ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺧﯿﺰﺩ ﻭ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﺨﺴﺒﺪ ﻭ ﺑﺨﺮﺩ ﻭ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﻠﻖ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺳﺘﺪ ﮐﻨﺪ ﻭ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ دﺭﺱ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺁﺧﺮ ﺗﺮﻡ ﻫﻢ ﭘﺎﺱ ﮐﻨﺪ.
ﺟﻤﻊ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺑﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻓﺮﻁ ﺷﻮﻕ عربده ها بزدند و جامه ها بدریدند و ﺭﺍﻫﯽ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ بگشتند!!!
روز دانشجو بر همه ی سمپادی های دانشجو شده مبارک!
آقا این دامین سایت مدرسه منقضی شده گویا،
خیلی وقت هم هست که اینجوری ـه!
اگه کسی هست که این رو میخونه و به مدیر دسترسی داره درخواست کنه رفع اشکال کنن!
خیلی هم خرج نداره، درحد خورده حساب های ام
باجه ی دانشگاه قم
درس سه واحدی ادبیات،
دوشنبه؛ اولین روزی که ساعت ها عقب کشیده شده بود.
استاد ادبیات اومد سرکلاس، قرارداد گذاشت که از هر یک ساعت ۱۵دقیقه ـش استراحت ـه، ولی استراحت نمیده به جاش ۲:۱۵ درس میده و کلاس تعطیل،
ساعت ۸ اومد شروع کرد حرف زدن، کتاب هم نداشتیم و درس نمیتونست بده،
انقدر حرفاش جذاب بود که ۱ساعتش حدود ۲ساعت برامون گذشت!
ساعت ۹:۳۰ یه نگاه به ساعتش کرد، دید ساعتش ۱۰:۳۰ رو نشون میده، کلی عذرخواهی کرد که یه ربع اضافه نگه ـمون داشته!
یکی از این تیرونی های کلاس هم داشت سوتی میداد، ولی ۱۹نفری پریدیم روش ساکتش کردیم!
پ.ن: یکی از بچه ها پرسید ایرج میرزا رو چرا سانسور میکنن، من خندیدم،
تا یه ساعت گیر داده بود که چون خندیدی لابد یه چیز میدونی، بیا توضیح بده!
Havvvv!
ادمین خاطراتچی، باجه ی دانشگاه قم
21/09/2014
باجه ی دانشگاه قم، تا بچه های مدرسه بترسن و بیشتر درس بخونن!!! برای عبرت گیرندگان!
روز اول رفتیم دانشگاه، گفتن کلاس ندارید، برید برنامه ی واحدایی که براتون برداشتیم رو تو پروفایل ـتون تو سامانه ی گلستان سایت دانشگاه قم (که قیافه ـش بیشتر شبیه باغچه ـس از بس مسخره و ساده ـس) ببینید،
روز دوم سر ظهر ساعت۱۴ رفتیم استاد نیومد! ۲ساعت الاف شدیم!
۱۶واحد برامون برداشتن که گویا مسئول این کار به شطرنج علاقه داشته،
خونه ها رو سیاه و سفید پرکرده!
دوشنبه ها ۳ساعت بین کلاسا خالی ـه،
سه شنبه ها ۴ساعت!
اونوقت چهارشنبه به خاطر ۲ساعت باید بریم دانشگاه!
هردو روز ۲شنبه و ۳شنبه هم اولین کلاس ساعت ۸صبح شروع میشه، آخریش ساعت ۱۸تموم میشه!!!
کلاً باید تو دانشگاه کمپ بزنیم!
البته بوستان علوی هم از گزینه های روی میز واسه کمپ زدن ـه!
درضمن یکی از بچه های مدرسه که اون هم، هم رشته ای خودمونه، با واحدهایی که براش برداشتن ۳تا از امتحان های ترم ـش افتاده تو یه روز!
من نابلدـم، یعنی این برنامه ریزی ضعیف یکی از فرق های دانشگاه خوب با دانشگاه بد ـه!؟
آخه واحدای نرم افزار صنعتی قم رو تو سه روز از صبح تا ظهر بستن!
ادمین خاطراتچی!
باجه ی دانشگاه قم سمپاد!
:)
یه مطلب طولانی رو خیلی عصبانی در مورد شنیده ها مبنی بر چمن مصنوعی کردن زمین فوتبال مدرسه نوشتم،
و این که چرا دقیقاً سال ـی که ما از اون مدرسه رفتیم،
أیضاً چرا بهم ریختن سهمیه های کنکور هم باید دقیقاً سال ما باشه،
ولی حیف که پس از اتمام ـش یهو گوشی ریست شد!
لکن این رسم ـش نبود....
که ما روی سنگلاخ، سال پایینی ها رو چمن مصنوعی!
خود من بیشتر از ۲۰بار در اون ۷سال اونجا مجروح شدم!
:(
سال اول دبیرستان، زنگ مشاوره، دبیر آقای حضوری:
دبیر یه بار سر کلاس وسط حرفاش گفت:
یه جایی تحقیق کردن و دیدن "میزان مصرف بستنی در مناطق ساحلی" با "میزان غرق شدن در دریا" نسبت مستقیم داره، چطور ممکنه!؟
بعد درحالی که اکثر بچه ها، من جمله بنده ی پرادعا، ۴چرخشون رفته بود هوا و هنگ کرده بودن،
یکی از بچه ها، که اتفاقاً جزو شاگرد اولای کلاس نبود، خیلی سریع گفت:
گرمای هوا، مثلاً تابستون!
اونجا بود که فهمیدم صرفاً اونایی که نمره هاشون همیشه بالاتر از بقیه ـس ذهن خلاق تری ندارن!
پ.ن: نمیشه که همش خاطره ی fun تعریف کنم!
یه کم خاطره ی پند آموز هم لازم ـه!
درضمن نوید یک خاطره ی "به شدت تراژدیک، أیضاً جنایی" رو هم همینجا بهتون میدم!
ادمین خاطراتچی!
چی!؟ کنکور!؟ چه رشته ای و کجا قبول شدم!؟
مممم،
هوا داره سرد میشه، فک کنم به طور غیررسمی پاییز شده ها!
راستی میدونستید رهبر هم عمل جراحی موفقیت آمیز داشته؟
نظرتون راجع به پیشرفت های همزمان دولت عراق در عرصه ی سیاسی و نظامی چیه!؟
:p
سوم دبیرستان، درس عربی!
قرار بود دبیر، آقای میرلو، از سه کلاس امتحان تستی بگیرن، یکی از بچه ها یه برگه ی امتحانی از یه مدرسه ی دیگه که دبیرمون مشترک بود گیر آورده بود با همون بودجه بندی و یه سری از بچه های 3کلاس یه عدد 30رقمی شامل گزینه های صحیح رو حفظ کردن!
بعد واسه این که مطمئن بشیم سوال ها همونه، بنده، که دارم این مطلب رو مینویسم، برای همه نشونه گذاشتم که سوال سوم گزینه صحیح شامل عبارت "عبد صالح" میشه!
آقا رفتیم سر امتحان و همون سوال شامل "عبد صالح" بود ولی بنده که اصولاً دروس عمومی ـم بهتر بود فهمیدم یه جای کار میلنگه!
ولی چون من معاونت فتنه رو داشتم، با وجود این که جواب مذکور بعضی سوال ها واقعاً به طرز خنده داری بود و غلط، ولی نامردی نکردم و عیناً همون گزینه ها رو زدم!
البته اجرای امتحان در زنگ سوم به جای دوم،
و قرار گرفتن "عبد صالح" در همون سوال،
و این که از 30تا 4تا صحیح در اومد، در حالی که اگه شانسی میزدیم حداقل 10تاش درست در میومد،
نشون میده که به احتمال زیاد یه آنتن به دبیر رسونده بود و دبیر هم سوال مجدد طراحی کرده بود با شرایط مورد انتظار ما!
البته دبیر نمره های اون امتحان رو وارد نکردن!
عبرت که نشد ولی خاطره شد!
ادمین خاطراتچی!
پ.ن: شأن خطور این خاطره به خاطر خطیر بنده در کامنت اول!
01/09/2014
آورده اند که....
آقا سال اول دبیرستان بودیم، زنگ تفریح تموم شده بود ولی دبیر هنوز نیومده بود، بچه ها سر و صدا میکردن و یهو آقای عزیزی اومد سر کلاس، من هم صندلی سر ردیف اول راست مینشستم، یه جورایی وسط کلاس میشد، آقای عزیزی خیلی عصبانی اومد وایساد داد و بیداد، من هم چون دندونام خرگوشی بود وقتی سعی میکنم دهنم رو ببندم قیافه ـم :) میشه! خلقت ـم همین شکلی بود خب!
آقای عزیزی جلوی نفر سمت راست من وایساده بود و یه لحظه نگاه ـش به من افتاد فک کرد دارم پوزخند میزنم، از همونجا با این کفش نوک تیزا خواست بزنه تو ساق پام که پاش اول کشیده شد به نفر سمت راست، که از قضا بچه ی بسیار ساکت و معصومی بود، و برادر زاده ی آقای شیرمحمد مسئول امور مالی، و بعد یه ذره هم به من ساییده شد،
وقتی برگشتم و قیافه ی از درد بهم پیچیده ی نفر سمت راست رو دیدم واقعاً داشتم میترکیدم از خنده! ولی هنوز آقای عزیزی اونجا وایساده بود!
مصیبتی بود اصلاً....
لکن به خیر گذشت، البته نه برای نفر سمت راستی ـم!
:D
پ.ن: شرح دیگری از ماجرا به اختصار در تصویر اخذ شده از کتاب موجود است!
ادمین خاطراتچی!
;)
13/08/2014
بله ایشون سمپادی بودن و ۲مدال طلای المپیاد ریاضی هم دارند!
پرچم بالاس!
بزنید لایک رو به افتخار این بانوی ایرانی.
دکتر مریم میرزاخانی جزو چهار برنده مدال فیلدز سال 2014 میلادی معرفی شد. از آنجا که جایزه نوبل در شاخه ریاضیات وجود ندارد، معمولا مدال فیلدز را معادل "نوبل ریاضیدانان" قلمداد میکنند.
نسل چهارمی
برق نبودن تو مدرسه، اونم تو اوج مطالعات تابستانی، خر عست
Click here to claim your Sponsored Listing.
Location
Category
Telephone
Address
No 00. Shahid Motahhari St. Shahid Karimi Boulevard
Qom
9825
Opening Hours
| Monday | 19:00 - 14:00 |
| Tuesday | 19:00 - 14:00 |
| Wednesday | 19:00 - 14:00 |
| Thursday | 19:00 - 14:00 |
| Saturday | 19:00 - 14:00 |
| Sunday | 19:00 - 14:00 |