09/09/2015
"برای شما مرمت گر عزیز چنین را آرزومندم "
شهر کاشان . بازار کاشان . تمیچه ی صباغ . جایی که باید رولووه کنیم . با مردمان یا بهتر بگم با مردانش همدل بشیم. نگاه های حاکی از سوال اون ها . جواب های لرزان ما . هوای سرد و دعوت به چای و اندکی گرما ! سر صحبت هایی که باز میشه . درد دل هایی که شنیده میشه . در حجره هایی که بسته اس .
روز بعد. سلام هایی که کمی گرم تر شده . حجره های بسته ای که کلید هاش از ناکجا آباد پیدا میشه . حجره دارهایی که حالا همه با هم توی حجره ی آقای حیدریان جمع میشن تا توی بحث شرکت کنند . و اما نقطه ی عطف داستان ! مغازه ی حاج آقا مصلح ! کسی که به قول دوستانش سال 69 رفته بهشت . حجره ای که از سال 69 تا به حال تغییری نکرده جز نشستن گرد زمان بر روی خاطراتش. بعد از سال ها در این حجره باز شد تا خاطراتش رو برای ما بگن و یاد مرد خوب مصلحشون رو تازه کنن.
بهشون تشکرهای زیادی بدهکاریم . چه کنیم ؟ خانم مهندس محمدپور و خانم مهندس تراضی ایده ی تهیه یک عکس دسته جمعی از همه رو میدن که براشون به پاس محبت هاشون چاپ کنیم . عکسی که الان زیر شیشه ی میز تک تکشون هست . عکسی که یادگاری شد برای زنده نگه داشتن یاد آقای حلی که آخرین بار نقشه های فرش به ما هدیه داد و چند ماه بعد که رفتیم اونم به بهشت رفته بود . دل های ما که از اتفاق لرزید . آره دل هامون لرزید برای دوستانی که در دل بازار کاشان داریم .
من و دوستانم به عنوان سه مرمت گر وارد تیمچه صباغ شدیم اما به عنوان سه میهمان عزیز بدرقه شدیم.
ما مرمت گر ها مرمت کالبد میکنیم اما مرمت انسان ها چطور ؟ ما رفتیم تا اطلاعاتی جمع کنیم برای حفظ کالبد اون بنا . اما دوستانی پیدا کردیم که نه تنها ما رو در این امر یاری کردند بلکه اون ها خودشون دست به مرمت دل های ما زدند.
برای همه ی دوستان مرمتگرم آرزومند تجربیاتی از این دست با چنین کیفیتی هستم .
پ.ن : این دوستی همچنان پابرجاست . دیدارهای ما با شیرینی و چای تازه میشه . لبخندهامون از دیدن هم بدون تردید تر .
شبنم بلوچ - کارشناس ارشد مرمت و احیا بناها و بافت های تاریخی
#بازار #کاشان #تیمچه #صباغ #مرمت #مرمتگر