Safirelian English Language and Ielts House

Safirelian English Language and Ielts House به جمع خانواده بزرگ موسسه زبان و خانه آيلتس سفیرلیان خوش آمدید.

We will help our fans as much as we possibly can because we believe whenever we help people, we will be helped by invisible hands somewhere else.

.شما چه نکات دیگه‌ای به ذهنتون می‌رسه؟
28/12/2021

.
شما چه نکات دیگه‌ای به ذهنتون می‌رسه؟

عزیزترین عزیزان،‌.همکاران خوبم،درودها تقدیم شما،توی این کابوس کرونایی، خونه نشین شدیم. خیلی‌هامون کارمون رو از دست دادیم...
01/05/2020

عزیزترین عزیزان،
‌.
همکاران خوبم،
درودها تقدیم شما،
توی این کابوس کرونایی، خونه نشین شدیم. خیلی‌هامون کارمون رو از دست دادیم یا بین آرواره‌های منگنه‌ی تعطیلی کلاس‌های حضوری و عدم استقبال از کلاس‌های آنلاین گیر کردیم. از حق التدریس هم چیزی نگم – همه چیز ما در گرو تعیین نرخ شهریه‌ست و دلم خون میشه اگر از معیارهای تعیین شهریه بگم.
گرچه تبریک روز معلم (مثل تبریک سال نو)، در این برزخ، شاید کمی بیرحمانه و خالی از لطف و یکجورایی نمایشی به نظر بیاد، این نامه رو نوشتم براتون که بگم:
دلم براتون تنگ شده. دلم تنگ شده برای جلسات‌مون راجع به روش تدریس، برای چای‌خوردن‌ها توی ساعت استراحت، برای حس دردناکِ مردود کردن یا نکردن یک زبان آموز، برای نگرانی‌هامون واسه‌ی کسانی که تمرین نمی‌کنن، برای غر زدن‌هامون به خاطر کسانی که دیر میان سر کلاس یا وسط کلاس تلفنشو جواب می‌دن، برای نااکرامی‌های مکرر ترمیک به خاطر سلایق شخصی مربوط به ریخت و قیافه‌های ما، برای شوق پیدا کردن یه تکنیک جدید برای تدریس، برای بحث‌های خشمگین‌مون سر اینکه گذشته‌ی ساده رو چطور بهتر درس بدیم، برای همه چی...
یه امروزو خوش باشین تا این طوفان نوح بگذره! روزتون مبارک، بچه‌ها.
محمد محمدی تبار

#سفيرليان #بوشهر #دلنوشته #زندگی #حرفدل #معلم #بوشهر #درددل #دردودل @ Bushehr

شما چطور لغت یاد‌می‌گیرین؟ ‌ #سفيرليان             #بوشهر       #سفيرليان                   #مکالمه                  #تم...
22/04/2020

شما چطور لغت یاد‌می‌گیرین؟


#سفيرليان #بوشهر #سفيرليان

#مکالمه #تمرین #لغات @ Bushehr

بچه‌ها، شما چه نکاتی به ذهن‌تون می‌رسه؟ ‌ #سفيرليان   #بوشهر                        #مکالمه                  #نکات      ...
15/04/2020

بچه‌ها، شما چه نکاتی به ذهن‌تون می‌رسه؟


#سفيرليان


#بوشهر






#مکالمه #نکات #تمرین @ Bushehr

23/06/2019

.
حال خوب ساختنیه.
خیلی وقتا با یه چیز ساده.
ما اینجا، تو تیممون دور هم جمع میشیم که خودمون، حال خودمون رو خوب کنیم.

اینم اولین صبحونه تابستونیِ تیم سفیرلیان هست.





آيا زندگي آن بيرون رخ مي دهد؟ يا ما سازنده ي آنيم؟ اهل فرار هستيم يا اهل قرار؟ يا اهل لودگي؟ چرا با فلاني رفيق يا هم پرس...
01/01/2019

آيا زندگي آن بيرون رخ مي دهد؟ يا ما سازنده ي آنيم؟ اهل فرار هستيم يا اهل قرار؟ يا اهل لودگي؟ چرا با فلاني رفيق يا هم پرسه ايم؟ چرا بعضي چيزها يا آدم ها ماشه ي خشم ما را مي كشند؟ چرا در حضور بعضي ها ضعف زيادي حس مي كنيم؟ ريشه ي ترس ما از كجاها نشات مي گيرد؟ نقش خانواده ي ما در تخريب يا تكميل ما چيست؟ آيا بعضي ها مجرد به دنيا مي آيند؟ كوچه گردها چگونه با اين همه آدم نشست و برخواست مي كنند؟ عزلت نشينان از چه چيزي دوري مي كنند؟ رشد يعني چي؟ گمراهي چيست؟
اين همه سوال و يك كتابِ پاسخگو!

چرا كبوتر ها همه جا مي نشينند، مثلا روي سيم برق (!)، روي دست توريست ها، لبه بالكن، روي آسفالت، ولي هيچ وقت روي درخت نمي ...
31/12/2018

چرا كبوتر ها همه جا مي نشينند، مثلا روي سيم برق (!)، روي دست توريست ها، لبه بالكن، روي آسفالت، ولي هيچ وقت روي درخت نمي نشينند؟ تا به حال كبوتر روي درخت نديدم!

از شدت عصبانيت مثل كتري روي آتش قُل مي خوردم. چرا؟ رفته بود گُل كنده بود. از توي پارك! مردكِ بنگي، پا روي چمن ها گذاشته ...
30/12/2018

از شدت عصبانيت مثل كتري روي آتش قُل مي خوردم. چرا؟ رفته بود گُل كنده بود. از توي پارك! مردكِ بنگي، پا روي چمن ها گذاشته و له شان كرده بود تا خود را به بوته ي گل رز برساند. من اصلا چرا با اينجور عوضي هايي دوست مي شوم؟ (سرزنش هاي دروني) گل را مثل شكار توي دستش گرفت و رفت آن طرف خيابان تا لاشه را به عنوان هديه تقديم دوست دخترش كند.
توي ذهنم داشتم به صليب و صلابه مي كشيدمش! ولي خوب مي دانستم كه خشمِ ابراز نشده به شكل امراض متنوعْ از توي جسم سر بر مي آورد. بايد يك چيزي مي گفتم. بايد! بايد به او مي گفتم: مرتيكه ي خر، همين ديروز نبود كه به خاطر سنگ زدن به يك گربه، سر يك بچه ي ده ساله هوار كشيدي؟ چلمنگ، مگر توي نبودي كه آن روز، خوردنِ يك سيخ جوجه كباب را براي همه زهر و مار كردي چون به اعتقاد خودت انسان نبايد حيوانات را بكشد و بخورد؟ بعد رفتي گُل كندي؟ گل جان ندارد؟ چمن جان ندارد، پلنگ صورتي؟! اين جنايت نيست؟ خون فقط قرمز است؟
داشت از آن طرف خيابان لي لي كنان بر مي گشت. آماده بودم تا سنگ دورويي هايش را بكوبم توي ملاجش، ملاجي كه تويش فقط يك سيم پيدا مي شد كه گوش چپش را به راستش وصل مي كرد و اگر اين سيم را مي بريدي، دو تا گوش هايش سقوط مي كردند. لبخندزنان سر رسيد. به من گفت: چه احساس خوبي! خيلي خوشش آمد! عشق را فقط با دادن گل مي شود احساس كرد! نمي توانست جلوي لبخندش را بگيرد، ولي من جلوي خشمم را گرفتم. مي دانيد... فكر كردم اگر با كُشتن يك رز ... اگر با گردنْ زدنِ يك رزْ قلب يك دختر به دست آمده، شايد با كُشت و كشتارهاي ديگر (به شيوه هاي ديگر) قلب معشوقه هاي ديگر به دست آمده!

بارها و بارها از اين و آن پرسيده ام چه عاملي (يا عواملي) باعث مي شود كه به يكي لقب بهترين دوست را عطا كنيد. جواب هاي دري...
27/12/2018

بارها و بارها از اين و آن پرسيده ام چه عاملي (يا عواملي) باعث مي شود كه به يكي لقب بهترين دوست را عطا كنيد. جواب هاي دريافتي در اكثر مواقع به قدمت (طول مدت) اشاره مي كند.
ولي من طور ديگري فكر مي كنم. سپري شدن زمان صرفا لزوما رابطه ساز نيست. در تونل زمان مظلومين به ظالمين عادت مي كنند. يعني فقط اينطور به نظر مي رسد كه هرچه عمر رابطه بيشتر شود، آن عميق تر خواهد شد! بارها رابطه هايي را شاهد بوده ام يا شخصا تجربه كرده ام كه رژه ي زمان فقط پوسيدگي فزاينده يشان را موجب بوده است.
به اعتقاد من (گفتم اعتقاد من؛ جلوي خودتان را بگيريد و چكش قاضيان را روي زمين بگذاريد)... به اعتقاد من، برعكس، هرچه رابطه عميق تر شود، قدمت آن بيشتر خواهد شد! (به اين جمله فكر كنيد).
رفاقت مثل نهالي ست كه در خاك زندگي يواش يواش ريشه مي دواند و در كوران اتفاقات كوچك و بزرگ؛ رويدادهاي عجيب و غريب؛ فراز و نشيب هاي بي شمار؛ تويِ سر و كله ي هم زدن ها؛ سوءتفاهم ها؛ مخالفت ها؛ بگو و مگو ها؛ قهرها؛ اشك و آه ها و هزار و يك چنين چيزهايي مي ماند و رشد مي كند و قد مي كشد و سر به آسمان مي سايد و ريشه اش عميق تر و عميق تر در عمق ها مي خزد.
(سمانه جان، دوست عزيزم، زادروزت فرخ باد. مانا باشي.)

كتاب خوبي بود، از آنهايي كه ارزش دوباره خواندن را دارد. اگر اين كتاب به شكل پست اينستاگرامي منتشر مي شد، كامنت هاي فحش آ...
21/12/2018

كتاب خوبي بود، از آنهايي كه ارزش دوباره خواندن را دارد. اگر اين كتاب به شكل پست اينستاگرامي منتشر مي شد، كامنت هاي فحش آلودِ زيادي (به اسم انتقاد سازنده) مثل كلوخ به سمتش پرت مي شد. نويسنده عقايد شخصي اش را نوشته و جالب تر اين جاست كه انگار اصلا برايش مهم نيست كلوخ پران ها چه مي گويند. هميني كه هست. مي خواي، بخواي. نمي خواي، نخواه. و حالا چند تا چيز كه از اين كتاب يادگرفتم:
نود درصد از هر چيزي آشغال است.
اگر شك داريد كه چيزي مزخرف است يا نه، مزخرف است.
موفقيت ها (چه كوچك و چه بزرگ) ارزش جشن گرفتن را ندارند.
تاريخ مثل ترافيك خودگردان است و مثل ماشين در كنترل انسان هاي بزرگ نبوده و نيست. توهم انسان هاي بزرگ را كنار بگذاريد.
عقل يعني توانايي پيشگيري، نه توانايي حل مشكل (كه به معني زيركي ست).
ما زيادي انتظار داريم؛ از شير آب انتظار داريم تا بازش كرديم، آب به ما بدهد. از دستگيره ي درب انتظار داريم كه وقتي به پايين فشارش داديم، باز شود. از ديگران انتظار داريم كه وقتي به آنها احترام مي گذاريم، آنها نيز چنين كنند!
زندگي عدالت و اخلاق سرش نمي شود؛ اين را بپذير يا خودت را بكش!
بر سر برخي چيزها انعطاف ناپذير باشيد!
واقعيت را بپذيريد. بي و قيد و شرط هم بپذيريد! ولي اشكالات خود را تصحيح كنيد تا دچار وقايع مشابه نشويد.
سعي كنيد بفهميد كجا قرار است بميريد؛ پايتان را آنجا نگذاريد (تفسير اين جمله با شما).
احساسات شما قابل اطمينان نيستند، ولي احساسات ديگران چرا!

زندگي در لحظه ي حالْ يعني چي؟ خيلي ها اينطوري نصيحت مي كنند- در لحظه زندگي كن- كه بيشتر منظورشان، حالْ كردن است، نه در ح...
20/12/2018

زندگي در لحظه ي حالْ يعني چي؟ خيلي ها اينطوري نصيحت مي كنند- در لحظه زندگي كن- كه بيشتر منظورشان، حالْ كردن است، نه در حالْ بودن. در حقيقت، اين نصيحت مجوزي ست براي جفت گيري هاي مكرر و ميگساري هاي مختوم به بامداد خمار و بساط دودِ محكوم به هبوط!
دنبال جواب اين سوال گشتم... در پيِ پاسخي كه من را قانع كند... ديگران به درك! تا اينكه اخيرا، در يك سفر، پشت فرمان، حين رانندگي، ناگهان متوجه شدم دارم رانندگي مي كنم! نفهميدم چطور از مقصد تا آنجا را رانندگي كرده بودم! چطور اين همه آهنگ پخش شده و من نشنيده بودم! چطور سبقت گرفتم! چند نفر را به كشتن دادم! اصلا من چه زماني حركت كرده بودم!
با خودم گفتم شايد زندگي در لحظه ي حال آن حالتي ست كه آنچه فكر مي كنم و آنچه حس مي كنم و آنچه به زبان مي آورم (يا انجام مي دهم) با هم منطبق هستند! يك سو... يك جهت... يعني وقتي به ماشيني كه از روبرو با سرعتْ در حال سبقتْ به من نزدك مي شود، فكر مي كنم و طبيعتا، وحشت مي كنم و ناگهان فرمان را به سمت شانه ي جاده مي چرخانم و جيغ مي زنم، يا قمر بني هاشم، دارم در لحظه ي حال زندگي مي كنم (گرچه اين چنين لحظه ي حاليْ خيلي خيامي نيست).
يا وقتي به يكي نگاه مي كنم و توي ذهنم مي گويم چه انساني خوبي ست و حس خوبي به او دارم و در كلام به او مي گويم: چقدر تو خوبي، دارم در لحظه ي حال زندگي مي كنم.

17/12/2018


اولين قسمت از آناليز ويديويي يك نمونه از #تسك١ #آكادميك رو در تلويزيون اينستاگرام مون آپلود كردم. سايز و طول و عرض استاندارد ويديوها در اين بخش از اينستا غافل گيرمون كرد و روي كيفيت ويديو اثر گذاشت، ولي همچنان مطالب مهمي رو در بر گرفته. تماشاي اين كليپ آموزشي رو به توصيه مي كنم.
اگر در اين باره سوالي دارين، همين جا برام كامنت بزاريد.
#سفيرليان











.5

Address

Emam Square
Bandar Bushehr

Opening Hours

Monday 09:00 - 23:00
Tuesday 09:00 - 23:00
Wednesday 09:00 - 23:00
Thursday 09:00 - 23:00
Saturday 09:00 - 23:00
Sunday 09:00 - 23:00

Telephone

+987733558319

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Safirelian English Language and Ielts House posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The School

Send a message to Safirelian English Language and Ielts House:

Shortcuts

Share