09/06/2017
دیگران را ببخشید ...
تهمت ها، خیانت و بی ادبی نشانه عدم بلوغ روحی انسان هاست .
شما انسان پخته و آگاهی باشید .
با سبکبالی و بدون قضاوت یا سرزنش و بدون ناراحتی از کنار این ها رد شوید و گذشت کنید.....
14/05/2017
آنهنگام که کاری زیبا انجام میدهی و هیچکس توجه نمی کند، غمگین مشو
چونان خورشید که هر صبح منظره ای زیبا می آفریند و بسیاری هنوز در خوابند.....
12/04/2017
در تمام شرایط آنی که هستید باشید،
فقط باشید.
این به هیچ تمرینی نیاز ندارد.
هرچیزیکه با تمرین بدست آید از دست می رود ولی: "بودن"
از دست نمی رود،
چون آنرا با هیچ تجربه و تمرینی بدست نیاورده ای.
او به سادگی هست،
به سادگی باش.
09/04/2017
هر کسی قادر است نگاه کند .
اما همه لزوما نمیبینند. ...
22/03/2017
وقتی در آینه می نگری و اویی را که همه جا با خود می بری، دوست نمی داری.....
مخرب ترین کار ممکن را می کنی!!
16/03/2017
ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ،
آینهای ﺍﺯ ﻧﻘﺺ ﻫﺎﯼ ﺷﺨﺼﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ،
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ،
ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ نقص ها ﻭ ﻧﺎﮐﺎﺭآﻣﺪﯼ ﻣﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺳﺖ.
14/03/2017
آدم ها دهانشان را بر شیشه ی قراردادها می گذارند و از نفس هاشان ، بخاری بر این شیشه ایجاد می شود.
این بخار، آن ها را از زندگی کردن، انتخاب کردن و عشق ورزیدن باز می دارد.
08/03/2017
تا به حال با کسی همسفر شدهاید که صبحانه بخورد بپرسد ناهار چه بخوریم، ناهار بخورد بپرسد شام چه بخوریم؟ شام هم بخورد و نگران صبحانه فردا باشد؟
چند وقت پیش سفری پیش آمد، با یک گروه همسفر شدم، فردی توی گروه بود نیقلیان، مثل مداد ! خوب هم میخورد، اما مدام نگران وعده بعدی بود. سالها پیش، یک دوستی داشتم هر روز صبح، نگران زنگ میزد که فلانی، اگر فلانی نباشد من میمیرم، همسرش را میگفت. من هر روز دلداریاش میدادم که نگران نباش، نمیمیری. یک روز به شوخی گفتم همان بهتر که او نباشد و تو بمیری، که اگر او باشد هم ، تو، با این ترسهایت میمیری.
امروز مثنوی معنوی را که ورق میزدم یادشان افتادم، هم آن همسفرم، هم آن دوست قدیمی. مثنوی یک قصهای دارد حکایت یک گاو است که از صبح تا شب، توی یک جزیره سبزِ خوش آب و علف مشغول چراست. خوب میچرد، خوب میخورد، چاق و فربه میشود، بعد شب تا صبح از نگرانی اینکه فردا چه بخورد، هرچه به تناش گوشت شده بود، آب میشود.
حکایت آن گاو، حکایت دل نگرانیهای بیخود ما آدمهاست. حکایت همان ترسهایی، که هیچوقت اتفاقی نمیافتد، فقط لحظههایمان را هدر میدهد. یک روز چشم باز میکنی، به خودت میآیی، میبینی عمری در ترس گذشته و تو لذتی از روزهایت نبردی. معتاد شدهایم، عادت کردهایم هر روز یک دلمشغولی پیدا کنیم. یک روز غصه گذشته رهایمان نمیکند، یک روز دلواپسی فردا.
مدتی است فکرم مشغول این تک بیت «باید پارو نزد وا داد» شده است!
خوب است گاهی، دلمان را به دریا بزنیم و امیدوار باشیم موج بعدی که میآید ما را به جاهای خوب خوب میرساند! باور کنید همان فکرش هم خوب است، شما را به جاهای خوب میرساند.
تلاش کنید اما
نگران وعده های بعدی نباشید
هر روزتان را لحظه به لحظه زندگی کنید
03/03/2017
هیچ چیز به غیر از انسان دروغ نمی گوید .....
یک گل رز نمی تواند دروغ بگوید : باید رز بدهد ، نمی تواند گل مینا تولید کند . نمی تواند فریب دهد .
نمی تواند متفاوت از چیزی باشد که هست .
به غیر از انسان تمام جهان در حقیقت زندگی می کند .
حقیقت ،مذهب تمامی جهان است به غیر از انسان ......
در لحظهای که انسان تصمیم می گیرد که قسمتی از جهان شود ، حقیقت تبدیل به مذهب او هم می شود..
17/02/2017
مردم میدوند , میدوند , اما هیچ جایی در دنیا که
آنها بتوانند برای گریختن از خود فرار کنند نیست .
در نهایت , هر کسی باید با خود رو به رو شود .....
13/02/2017
وقتی حقیقتا خدا رو دوست بداری در هر چهره ای او را خواهی دید.
آنگاه در می یابی که دوست داشتن همه به چه معناست. ...