04/08/2021
بُعد جالب کائنات (زمان)
زمان یک بُعد مهم و چهارم در کائنات ما است. هدف ابعاد ظرفیت فضا است، یعنی فضای ما قادر است ۴ بعد (طول ، عرض و ارتفاع) را به تصویر بکشد. ( البته، ساختار سه بعدی فضا هنگام نگاه كردن به جهان در مقیاس بزرگ درست است، اما وقتی یك قدم از اتوم به كوانتوم و از كوانتوم به تئوری ریسمان برویم، در آنجا، فضای سه بُعدی از ۱۰ ، ۱۱ و ۲۶ بُعد ساخته شده است.)
در سال ۱۹۱۵، زمانی که انیشتین نظریه نسبیت عمومی خود را ارائه داد، یکی از مهمترین پیشبینی های وی این بود که فضا در حضور اجسام کیهانی خم می شود، که وی آن را نیروی جاذبه نامید. انیشتین گفت که زمان و مکان با هم پیوند قوی دارد. زمان را بُعد چهارم جهان خواند و جهان ما را سیستم چهار بعدی زمان-مکان خواند.
از آنجا که نمی توان زمان و مکان را از یکدیگر جدا کرد، وی گفت که انحنای جسم کیهانی تنها انحنای فضا نیست بلکه اثر زمان نیز هست، بنابراین وی نیروی جاذبه را انحنای زمان-مکان خواند. اما بُعد چهارم جهان (زمان) با سه بُعد دیگر بسیار متفاوت است. ما می توانیم سیستم سه بعدی (ارتفاع، عرض و طول) را مستقیم ببینیم، اما نمی توانیم زمان را ببینیم.
مفروضات مختلف علمی و غیر علمی درباره زمان وجود دارد. انیشتین در نظریه نسبیت عام خود، زمان را چهارمین بُعد جهان خواند و تأثیر زمان را در صورت افزایش و کاهش نیروهای حرکت، آرامش و جاذبه اثبات کرد، اما با این حال در بیانیه ای گفت که زمان فقط یک توهم است.
وقتی ما در مورد زمان صحبت می کنیم، اساساً در مورد تغییر بین ۲ واقعه جهان صحبت می کنیم و زمان را فقط به عنوان یک اثر احساس می کنیم. به همین دلیل است که برخی از فزیکدانان می گویند زمان در جهان تغییر نامیده می شود.
ستیفن هاکینگ، فزیکدان نظری، اظهار داشت که زمان دارای سه جهت است:
۱- جهت ترمودینامیکی زمان: در این جهت، با گذشت زمان، بینظمی در جهان افزایش می یابد. یعنی طبق قانون آنتروپی، جهان با گذشت زمان آشفته می شود. (البته هدف از بی نظمی تغییر است، اما این بی نظمی نیز توسط یک قانون ایجاد می شود و می توان آن را بی نظمی منظم نیز نامید.)
۲- جهت کیهان شناسی برای زمان: در این جهت جهان به جای کوچک شدن و منقبض شدن منبسط می شود.
۳- جهت روانی زمان: در این جهت، ما فقط می توانیم در مورد گذشته چیزی بگوییم اما از آینده چیزی نمی دانیم.
اهنوز نمی دانیم که زمان چیست؟ ما موجودات زمینی هستیم، با سرعت مشخص و نیروی جاذبه ثابت زمین هستیم و علم کمتری در مورد ماهیت زمان داریم، بنابراین با جهت روانی زمان همخوانی بیشتری داریم.
"زمان" اکنون وجود دارد زیرا حرکتی وجود دارد، اما مناطقی در جهان وجود دارد، مانند "سیاهچاله" که در انجاه زمان نیست.
زمانی فرا رسید که جهان از نیستی شروع به حرکت کرد. وضعیت قبل از آفرینش جهان را می توان نابودی نامید زیرا ذرات تشکیل دهنده جهان قبل از ایجاد جهان بی حرکت بودند، هیچ حرکتی وجود نداشت و هیچ زمانی وجود نداشت. "نظریه نسبیت" آلبرت انیشتین نظریه ای است که "زمان" را بیشتر از تئوری های دیگر می شناسند. طبق این نظریه، "زمان" به دو پارامتر مخالف بستگی دارد، یکی "سرعت" و دیگری "نیروی جاذبه". این بدان معنی است که "زمان" با سرعت رابطه مستقیم دارد و با نیروی جاذبه رابطه غیر مستقیم دارد. وقتی سرعت جسمی مانند ستاره، سیاره یا قمر افزایش می یابد؛ زمان به آرامی می گذرد و هنگامی که حرکت آن کم می شود و جاذبه افزایش می یابد، زمان نیز کند می شود. قبلاً نیز گفتیم که زمان ارتباط مستقیمی با سرعت و غیرمستقیم با جاذبه دارد، اما اکنون این سوال مطرح می شود که چرا زمان با افزایش سرعت کند می شود و با افزایش نیروی جاذبه یا کاهش سرعت نیز کند می شود؟ پاسخ این است که وقتی زمان به دلیل افزایش سرعت کند می شود، به این معنی است که زمان صرفه جویی می شود، یعنی تولید زمان افزایش می یابد. اما وقتی جسمی بیش از حد سنگین باشد و یا سرعت آن کاهش می یابد، کاهش سرعت در آنجا به معنای اتلاف وقت به دلیل جاذبه بیش از حد است. و اتلاف زمان به گونه ای است که هیچ کس آن را درک نمی کند. اثر حرکت بر ژمان را می توان با حرکت سریع به دور زمین و توسط ساعت روی سطح زمین، با اختلاف بسیار کم مشاهده کرد. این اختلاف با افزایش سرعت خیلی سریع زیاد می شود. اگر GPS این اختلاف اندک را در نظر نگیرد، در تعیین هدف روی زمین حدود ۱۷ کیلومتر خطا میشود.
اگر جسمی با سرعت نور حرکت کند، زمان صفر می شود. همچنین، اگر ستاره ای به سیاهچاله تبدیل شود که در آن جاذبه و انحنای فضا-زمان چنان شدید شئد که نور نتواند در آنجا حرکت کند، زمان نیز صفر می شود. در هر دو مورد تفاوت معنی داری بین صفرشدن زمان وجود دارد. وقتی جسمی با سرعت نور حرکت می کند و زمان در آن صفر می شود، به این معنی است که زمان آنجا به "صفر اولیه" نزدیک شده است، یعنی سطح تولید زمان در آنجا بسیار افزایش یافته است که هیچ اتلاف نمی شود. اما وقتی ستاره ای به سیاهچاله تبدیل می شود یا چیزی در سیاهچاله می افتد، صفر شدن زمان به معنای نزدیک شدن زمان به "صفر مطلق" است. این بدان معنی است که نیروی جاذبه به قدری قوی شده است که بهره وری از زمان به صفر رسیده است. ما همچنین در ضرب المثل های خود می گوییم که "در حرکت برکت است" بنابراین حرکت واقعاً در وقت ما صرفه جویی می کند و باید همیشه پویا باشیم.
با آشکار شدن تأثیرات زمان بر بدن انسان، ذهن انسان نیز متاثر می شود. یک ساعت ذهنی متغیر در ذهن انسان وجود دارد تا میزان زمانی را تعیین کند. این ساعت ذهنی انسان به این دلیل متغییر است که به وضعیت روحی و روانی انسان بستگی دارد. ذهن انسان در چندین موقعیت مختلف زمان را متفاوت اندازه می گیرد. اگر انسان خوش و شاد باشد ذهناش یک نوع زمان را اندازه میکند. در حالت پریشانی ذهن انسان زمان بهگونه دیگر اندازه می کند. وثتی انسان نارمل و عادی باشد، زمان را بطور جداگانه اندازه می کند. این می تواند یک تجربه آسان باشد. مثلا، اگر در ساعت 5:30 بیش از حد خوشحال شده اید، به ساعت دستی نگاه کنید و این زمان را در نظر بگیرید و در خوشحالی خود بمانید، چند دقیقه بعد حدس بزن که اکنون ساعت چند است؟ اگر زمان در ساعت دستی شما 5:40 باشد، ممکن است تخمین شما 5:35 باشد. در حالت خوشحالی ساعت ذهنی انسان کند می شود و زمان در جهان به طور عادی ادامه می یابد. می توان آن را زمان وصال نیز نامید.
اگر در ساعت 9:30 خیلی ناراحت و پریشان باشید و چند دقیقه بعد حدس بزنید ساعت چند است، چه می شود؟ اگر ساعت شما 9:41 باشد؛ ممکن است تخمین شما 9:49 باشد. زیرا در حالت پریشانی ساعت ذهنی انسان سریعتر می شود. این را می توان زمان انتظار و فراق نامید.
وقتی انسان عادی و کاملاً آرام باشد، نه خوشحال و نه غمگین، دقت پیش بینی زمان بسیار به اندازه واقعی او نزدیک می شود. اما همیشه در ذهن انسان یک چیز وجود دارد که اجازه نمی دهد انسان به حالت عادی برگردد. اگر 100٪ انسانها از نظر ذهنی آرام و نارمل باشند، پیش بینی آنها از زمان بسیار دقیق خواهد بود و نیازی به ساعت دستی نخواهد بود. اما آرامش 100٪ برای انسان امکان پذیر نیست. اگر این آزمایش را در حالت نسبتاً طبیعی انجام دهیم، پیش بینی زمان ما دقیقتر از پیش بینی افسردگی و خوشبختی خواهد بود. ساعت ذهنی و اندازه گیری زمان انسان به دلیل نحوه ایجاد ساعت های دستی از اهمیت بسیاری برخوردار است. این ذهن انسان است که می تواند زمان را حس کند. ساعت دستی اکنون زمان دقیق را به ما می گوید. ساعت ذهنی به وضعیت روانی، شادی و پریشانی فرد بستگی دارد و همیشه نمی توان زمان را دقیق تعیین کرد.
نویسنده: وکیل احمد عزیزي