media_COS.TV
Romantic film
https://cos.tv/videos/play/62630728771340288
دنیایی دانشجویان
مطالب مهم در بخش دانش، علم، مطالعه کتوب و هر آنچه که مرتبط با دوران تحصیلی است اشتراک گذاری میشود.
22/07/2025
https://t.me/secretminerbot?start=402411
This bot actually pays. No joke. Just a little secret between us 😏👇
ماینینگ جدید
Secret Miner Official Secret Miner Bot.
20/07/2025
بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت در گفتگو با انبیسی گفت که پیشرفتهای هوش مصنوعی تا ۱۰ سال آینده به جایی خواهد رسید که دیگر ضرورتی برای دخالت انسان در بیشتر کارها وجود نداشته باشد و این فناوری جایگزین دکتوران و معلمان خواهد شد.
بیل گیتش تاکید کرد که فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی بهزودی در دسترس همگان قرار خواهند گرفت و تقریبا همه جنبههای زندگی را — از درمانها و تشخیصهای پیشرفته طبی گرفته تا معلمهای خصوصی هوش مصنوعی و دستیاران مجازی تحت تاثیر قرار میدهند.
گیتس این تحول را «عمیق و حتی کمی ترسناک» خواند گفت: «بسیار به سرعت اتفاق میافتد و هیچ مرزی هم ندارد.»
صبح شما بخیر
#دلبر
06/04/2025
لذت دیگر دارد، دست یار در دست یار
دل شود خاموش ز غم، بیقرار و بیقرار
چشم مستت قصهها دارد ز حالِ عاشقی
میکشد ما را به مستی، در شرابِ انتظار
لحظهای با تو نشستن، عالمی دارد به دل
میرود از سینه هر درد و غمِ روزگار
بیتو این دل خسته و حیران به هر سو میرود
با نگاهت جان بگیرم، غرقِ عشق و افتخار
بر لبم نام تو جاری، در دلم شوق وصال
هر نفس با یاد رویت، میشوم شیرینقرار
لذت دیگر دارد، دست یار در دست یار
جانِ من آرام بگیرد، با نوای این شیرین نگار
بدون عنوان
#بوکسینگ
06/04/2025
👩🏻🦰"نرگس" دختری شانزده ساله با چشمانی سیاه و موهایی بلند و ابریشمی، در کوچههای پیچ در پیچ شیراز قدم میزد. بوی بهار نارنج در هوا پیچیده بود و او را مست میکرد. 🧑🏼🦰"علی"، پسری هجده ساله با لبخندی دلنشین، از دور به او نزدیک شد. قلب نرگس با دیدن علی به تپش افتاد. آنها از کودکی با هم بزرگ شده بودند و عشقی پنهانی بینشان شکوفه زده بود.
علی گفت: "نرگس، میدونم که رفتن برام سخته، اما باید برم سربازی."🚶♂️
نرگس با چشمانی پر از اشک گفت: "علی، خواهش میکنم نرو. من بدون تو چیکار کنم؟"😔
علی دست نرگس را گرفت و گفت: "قول میدم زود برگردم. ما با هم یه زندگی قشنگ تو شیراز میسازیم."🏠
🌞روزها و شبها🌜برای نرگس به سختی میگذشت. او هر روز به یاد علی بود و نامههایش را بارها و بارها میخواند. 📄علی در نامههایش از دلتنگی و عشقش به نرگس مینوشت. نرگس نیز برای علی از دلتنگیهایش و روزهایی که بدون او سپری میکرد، میگفت.🩷
یک روز، نرگس احساس ضعف و خستگی شدیدی کرد😥. او به تدریج لاغر و ضعیف شد و پزشکان پس از آزمایشهای متعدد، تشخیص دادند که او به یک بیماری نادر مبتلا شده است.
علی پس از پایان سربازی، با شوق و امید فراوان به شیراز بازگشت. او میخواست هرچه زودتر نرگس را ببیند و با او ازدواج کند. اما وقتی به خانه نرگس رسید، با جمعیتی سیاه پوش مواجه شد.🖤
😭مادر نرگس با چشمانی اشکبار به علی گفت: "نرگس... نرگس دیگه بین ما نیست. اون بر اثر بیماری از دنیا رفت."
علی با شنیدن این خبر، دنیا بر سرش خراب شد. او باور نمیکرد که نرگس، عشق زندگیاش، دیگر در کنارش نیست. علی به سراغ قبر نرگس رفت و با چشمانی پر از اشک، با او وداع کرد.👋🏻💔
سالها از آن روز تلخ گذشت. علی هرگز نرگس را فراموش نکرد. او به یاد نرگس، باغی پر از گلهای نرگس ساخت و هر روز به آنجا میرفت و با یاد نرگس، خاطراتشان را مرور میکرد. عطر نرگس در باد، یادآور عشق پاک و جاودانه آنها بود.❤🔥
اگه داستانو خوندی
لایک کن و کمنت کن بفهمم ❤️
#دوست
04/04/2025
Click here to claim your Sponsored Listing.
Location
Category
Contact the school
Telephone
Address
Maimana, Faryab
Maimana
1801
12/04/2025