05/12/2024
در دل دختری افغانم، دختری که رویاهایش را میان صفحات کتاب جستجو میکرد. هر روز با امید به صبحی روشنتر، به مکتب میرفتم. آرزو داشتم طبیب شوم، دستهای زخمی را مرهم بگذارم، و قلبهای خسته را آرام کنم.
اما امروز، درهای مکتب بر رویاهایم بسته شدهاند. قلمم را از دستم گرفتند، کتابم را بستند، و آیندهام را در ظلمت رها کردند. چطور میتوانم زخمهای مردمم را درمان کنم، وقتی خودم زخمی عمیق از بیعدالتی هستم؟
ای دنیا، آیا صدای ناله دختر افغان را نمیشنوی؟ آیا اشکهای مرا نمیبینی؟ من نمیخواهم فقط نظارهگر دردها باشم؛ میخواهم درمانگر باشم، میخواهم نور امید باشم.
اما امروز، در گوشهای از این خاک، با قلبی شکسته، از تو میپرسم: چرا؟ چرا بالهای پرواز مرا بریدند؟ چرا رویاهایم را در خاک مدفون کردند؟
به امید روزی که درهای علم و دانش بر همه دختران باز شود و من، دوباره کتاب طبابت را در دست بگیرم و بر زخمهای مردمم مرهم بگذارم.
10/04/2024
28/02/2024
22/01/2024
25/10/2023