02/05/2026
د ۱۴۰۵ کال کانکور لومړي پړاو بایومتریک او ازموینې مهال وېش!
تقسیم اوقات ثبت معلومات بایومتریک و امتحان دور اول کانکور سال ۱۴۰۵!
✨📚 آمادگی کانکور و اساسات صنوف ۷ الی ۱۲ 🎓🖊️
02/05/2026
د ۱۴۰۵ کال کانکور لومړي پړاو بایومتریک او ازموینې مهال وېش!
تقسیم اوقات ثبت معلومات بایومتریک و امتحان دور اول کانکور سال ۱۴۰۵!
30/04/2026
✨ آغاز صنوف #کانکور و در کانکورخانه رحمتی ✨
اگر در پی موفقیت واقعی در کانکور هستید
و میخواهید بر مضامین ساینسی با اطمینان و مهارت تسلط پیدا کنید،
این فرصت را از دست ندهید!
در کانکورخانه رحمتی، با یک برنامهریزی دقیق، روشهای تدریس معیاری و محیطی انگیزهبخش، شما را گامبهگام تا رسیدن به هدفتان همراهی میکنیم.
📚 آموزش اصولی
🎯 تمرکز ویژه بر دروس کلیدی و مفهومی
👨🏫 تدریس با شیوههای نوین و قابل درک
🏆 آمادهسازی کامل برای رقابتهای #کانکور
همین امروز تصمیم بگیرید و آیندهای درخشان برای خود بسازید! 🌟
20/04/2026
📚✨ آغاز صنوف جدید حساب و الجبر ✨📚
با افتخار به اطلاع شاگردان عزیز و اولیای گرامی رسانیده میشود که صنوف جدید حساب و الجبر برای دانشآموزان تمامی صنوف مکاتب آغاز میگردد.
در این برنامه، مفاهیم درسی بهصورت ساده، قابل فهم و معیاری تدریس شده و تلاش میگردد تا شاگردان با اعتماد به نفس بیشتر در مضامین ریاضی پیشرفت نمایند.
📝 ثبتنام جریان دارد...
📅 آغاز دروس: سه شنبه اول ثور ۱۴۰۵
11/04/2026
🌿 برنامهدرسی نوآغاز کانکوربهاری ۱۴۰۵
آمادگی تخصصی کانکور
این فقط آغاز یک فصل نیست؛
آغاز ساختن آیندهایست که سالها در ذهن خود تصورش را داشتهاید.
با برنامهریزی دقیق، اساتید مجرب و فضای معیاری، قدم به مسیری بگذارید که شما را به موفقیت واقعی نزدیک میکند.
📌 نامنویسی جریان دارد
📅 آغاز دروس: ۲۵ حمل ۱۴۰۵
📖 یادداشت:
ثبت نام به اساس چوکی می باشد
جهت دریافت تقسیم اوقات کامل درسی و آگاهی از جزئیات برنامهها، به ادارهٔ کانکور خانه مراجعه نمایید.
📍 آدرس:
کارته ۳، سرک ۱۳، کوچه پارک علاوالدین، ناحیه ۶ – کابل
🤳 +93 785002550
🧑🧑🧒🧒 آینده شما از تصمیم امروز شما آغاز میشود!
06/04/2026
🌸 برنامههای جدید بهاری آمادگی کانکور و اساسات مضامین ساینسی در «کانکور خانه رحمتی»
📝 ثبتنام جریان دارد
📚 آغاز دروس: ۲۵ حمل ۱۴۰۵
در کانکور خانه رحمتی، تمرکز ما تنها بر تدریس نیست؛
بلکه با برنامهریزی دقیق، نظارت دوامدار و روشهای معیاری آموزشی، تلاش میکنیم تا هر شاگرد مسیر پیشرفت خود را بهصورت واضح و عملی طی کند. 🎯
تمام برنامهها بهگونه منظم ارزیابی و بهبود داده میشوند تا نتیجه واقعی و قابل لمس بهدست آید. 📊
هدف ما ساختن یک مسیر روشن، علمی و نتیجهبخش برای موفقیت شماست. 🌱
📍 آدرس: کارته سه، سرک ۱۳، کوچه پارک علاوالدین، ناحیه ۶ – کابل
📞 تماس: 0785002550 | 0787401716
26/02/2026
به نظر تان این سرک چرا طولانی شده
انجنیران ماهر را منشن کنید تا جواب بدهد.
24/02/2026
━━━━━━━━━━━━━━━
🎓
با برنامهریزی منظم، امتحان های معیاری و تدریس مفهومی، شاگردان را قدمبهقدم تا موفقیت در کانکور همراهی میکنیم. هدف ما فقط قبولی نیست؛ بلکه درخشش در رقابتهاست! 🏆📚
━━━━━━━━━━━━━━━
📖 #اساسات (صنوف ۷ الی ۱۲)
تقویت پایههای درسی در مضامین مهم، حل تمرینات معیاری و آموزش ساده و قابل فهم برای ساختن آیندهای محکم و استوار. 🧠✏️
━━━━━━━━━━━━━━━
📐 #ریاضی
ریاضی را آسان، مفهومی و لذتبخش بیاموزید!
از مفاهیم ابتدایی تا مسائل پیشرفته، با روشهای نوین و حل مثالهای کاربردی. ➗📊
━━━━━━━━━━━━━━━
🌍 #انگلیسی
آموزش گرامر، مکالمه، لغات و مهارتهای چهارگانه (Listening, Speaking, Reading, Writing) به شیوهی معیاری و عملی.
با ما با اعتماد به نفس انگلیسی صحبت کنید! 🗣️🇬🇧
━━━━━━━━━━━━━━━
💻 #کمپیوتر
آموزش مهارتهای اساسی کمپیوتر، برنامههای کاربردی (Word, Excel, PowerPoint) و آشنایی با تکنالوژی روز برای ورود موفق به بازار کار. 🖥️⌨️
━━━━━━━━━━━━━━━
🖋 #خطاطی
زیبانویسی هنر ظرافت و تمرکز است.
با تمرین اصولی، خطی زیبا و چشمنواز داشته باشید. ✨📜
━━━━━━━━━━━━━━━
🎨 #رسامی
پرورش خلاقیت و استعداد هنری شاگردان با آموزش طراحی، نقاشی و ترکیب رنگها در محیطی الهامبخش. 🖌️🌈
━━━━━━━━━━━━━━━
🌟 با ما بیاموزید، رشد کنید و بدرخشید!
آینده روشن از همین امروز آغاز میشود… 🚀📘
📍 آدرس:
➡️ کابل بازار آقاعلی شمس — کوچه ماموریت
📞 تماس:
➡️ 📲 +93785002550
➡️ 📲 +93791822142
22/02/2026
پدر دلسوز
پدرم هر وقت که وارد اتاقم میشد میدید که گروپ یا پکهی اتاق روشن است و من در بیرونم؛ به من میگفت چرا خاموشش نمیکنی و انرژی را هدر میدهی.
وقتی داخل حمام میشد و میدید آب شیردهن چکچک میچکد، با صدای بلند فریاد میزد: چرا قبل از برآمدن، شیردهن را خوب نمیبندی و آب را هدر میکنی.
همیشه انتقاد میکرد و به منفیبافی متهمم میکرد.
بزرگ و کوچک خانواده در امان نبودند؛ حتا زمانی که بیمار هم بود رها کردنی نبود تا روزی که منتظرش بودم فرارسید و در جایی، کاری پیدا کردم.
امروز قرار است در یکی از شرکتهای بزرگ برای کار مصاحبه کنم؛ اگر قبول شدم این خانهی کسلکننده را برای همیشه ترک میکنم تا از پدرم و حرفهایش برای همیش راحت شوم.
صبح وقت ازخواب بیدار شدم؛ حمام کردم؛ بهترین لباسم را پوشیدم و رفتم بیرون. با دستم گرد و خاک را از روی پیراهنم دور میکردم که پدرم لبخندزنان به سویم آمد. با وجود اینکه چشمهایش ضعیف بود و چملکی چهرهاش هم گواهی خزان را میداد، برایم یک مقدار پول داد و گفت: «مثبتاندیش باش و به خودت باور داشته باش؛ از هیچ سوالی تنت نلرزد!»
نصیحتش را با اکراه قبول کردم و لبخندی زدم. در دلم میگفتم که در بهترین روزهای زندگیام نیز از نصیحت کردن دست بردار نیست؛ مثل اینکه این لحظات شیرین را میخواهد زهرمار کند.
از خانه به سرعت بیرون شدم و یک موتر را کرایه کردم و به طرف شرکت رفتم.
زمانیکه به دروازهی شرکت رسیدم، خیلی تعجب کردم. هیچ دروازهبان و نگهبان و تشریفاتی نداشت؛ فقط چند لوحهی راهنما نصب کرده بودند.
به محض ورودم متوجه شدم که دستگیر دروازه از جایش کنده شده و اگر کسی به آن بخورد میشکند.
به یاد پند آخر پدرم افتادم که همه چیز را مثبت ببین.
فوراً دستگیر را سرجایش محکم بستم تا نیفتد.
همینگونه لوحههای راهنمای شرکت را میدیدم و از باغچهی شرکت میگذشتم که دیدم راهروها پر شده از آب سر ریزهی حوضچهها. به ذهنم خطور کرد که حوضچهی ما پر شده است. یاد سختگیری پدرم افتادم که آب را هدر ندهم.
نل آب را از حوضچهی پر به خالی گذاشتم و آب را کم کردم تا تیز پر نشود.
در مسیر لوحههای راهنما، وارد ساختمان اصلی شرکت شدم و پتههای زینه را بالا میرفتم که متوجه شدم چراغکهای آویزان در روشنایی روز روشن بودند. از ترس دادوفریاد پدر، که هنوز در گوشم زمزمه میشد، آنها را خاموش کردم.
به محض رسیدن به بخش مرکزی ساختمان، متوجه شدم تعدادی زیاد پیشتر از من برای این کار آمدهاند.
نامم را در فهرست ثبت نام نوشتم و منتظر نوبت نشستم. وقتی دوروبرم را نیمنگاهی انداختم؛ چهره و لباس و فیشنشان را دیدم، احساس حقارت و خجالت کردم و مخصوصاً آنهایی که از مدرک دانشگاهی امریکاییشان تعریف میکردند.
دیدم هر کسی که داخل میرود، کمتر از یک دقیقه داخل اتاق مصاحبه نمیماند و بیرون میآید.
با خودم میگفتم اینها با این اکت و فیشن و مدارک تحصیلیشان رد شدند، من قبول میشوم؟
فهمیدم که بهتر است محترمانه خودم از این مسابقه که بازندهاش من بودم، سریعتر بکشم؛ قبل از اینکه مرا رد کنند.
به یاد نصحیت پدرم افتادم: «مثبتاندیش باش و اعتمادبهنفس داشته باش!»
نشستم و منتظر نوبتم شدم. انگار که حرفهای پدرم انرژی و اعتمادبهنفس به من میداد و این برایم غیرعادی بود.
به این فکر بودم که یکبار نامم را خواندند که بروم داخل.
وارد اتاق مصاحبه شدم؛ روی چوکی نشستم. روبهرویم سه نفر نشسته بودند که به من نگاه میکردند و لبخند میزدند.
یکی از آنها گفت: کی میخواهی کارت را شروع کنی؟
دچار دهشت و اضطراب شدم. لحظهیی فکر کردم؛ مسخرهام میکنند یا پشت سر این سوال، سوالات دیگری خواهد بود.
به یاد نصیحت پدرم در حین بیرون شدن از منزل افتادم: «نلرز و اعتمادبهنفس داشته باش!»
پس با اطمینان کامل به آنان جواب دادم: «انشاءالله بعد از اینکه مصاحبه را با موفقیت سپری کردم میآیم سرکارم.»
یکی از سه نفر گفت: «تو پذیرفته شدی، تمام!»
با تعجب گفتم: «شما که ازمن سوالی نکردید!»
سومی گفت: «ما به خوبی میدانیم که با پرسش از داوطلبان نمیشود مهارتهایشان را فهمید؛ به همین خاطر گزینش ما عملی بود. تصمیم گرفتیم مجموعهیی از امتحانات عملی را برای داوطلبان مد نظر داشته باشیم که در صورت مثبتاندیشی داوطلب، در طولانیمدت از منافع شرکت دفاع کرده بتواند و تو تنها کسی بودی که از کنار این ایرادات نگذشتی و تلاش کردی از در ورودی تا اینجا، نقصها را اصلاح کنی و کمرههای امنیتی، موفقیت تو را ثبت کرده است.»
در این لحظه همهچیز از ذهنم پاک شد. کار، مصاحبه، شغل و... هیچچیز را به جز صورت پدرم ندیدم!
پدرم آن انسان بزرگی که ظاهرش سنگدلیست؛ اما درونش پر از محبت و رحمت و دوستی و آرامش است.
دلزده نشو از نصایح پدرانهی او؛ زیرا در ماورای این پندها، محبتی نهفته است که حتماً روزی آن را خواهی فهمید وچه بسا که وی دیگر نباشد.
شب و روزتان پر از شادی و آرامش🙏
به افتخار پدران عزیز
اگر مورد پسند تان بود شیرکنید.