سیف الدین سیحون

سیف الدین سیحون

Share

Assistant professor in faculty of economics, Kabul university

05/10/2025

از جاودانی شدن استاد ساکایی، استاد پیشین دانشکده ادبیات دانشگاه کابل آگاهی یافتم. با استاد ساکایی در دانشگاه کابل آشنا شدم و پیوسته در مراسم و بازدید ها با هم تبادل نظر داشتيم. استاد در معرفی شاهنامه مساعی زیاد و پژوهش های ارزشمندی انجام داد. او انسان بی مدعا با منش عالی و با همه مهربان بود. سالیانی درد و رنج تن را با بردباری تجربه کرد سرانجام در دیار غربت از رنج تن رها و به جاودانگی پیوست. چشم فروبستن وی را به خانواده، دوستان و استادان دانشکده دانشگاه کابل تسلیت عرض میدارم.

نخستین پادشاه زن جهان 06/02/2025

نخستین پادشاه زن جهان بوران ملکهٔ امپراتوری ساسانی از سال ۶۳۰ تا ۶۳۲ میلادی با گسستی چندماهه بود. او دختر خسرو پرویز، شاهنشاه ایران، (حکومت از ۵۹۰ تا ۶۲۸) و مریم، شاهزادهٔ بیزانسی...

16/03/2020

اعلامیه ی حزب آزاد گان افغانستان 26 حوت 1398

پیرامون مذاکرات صلح وپیامد های آن درساختارسیاسی کشور

پیامد های ویرانگر وزیانباردرگیری ها، رویکرد به صلح وقطع جنگ را به گفتمان فراگیر این برهه ی زمان، مطرح نموده است. تامین امنیت ، ثبات سیاسی، نهاد سازی وبازسازی باصلح وامنیت پیوند ناگسستنی داشته وبابرپایی عدالت برای آسیب دیدگان، ایجاد باور واعتماد ملی، تامین همبستگی اجتماعی واساس گذاری نظام برخاسته از اراده ی آگاهانه اجتماعی ، نهادینه می گردد.
دراین کشور،سرشت وماهیت درگیری ها ونارسایی های مسیرتحقق صلح، ارزیابی علمی نگردیده وبرای رهایی از این بن بست اندیشه ی راه گشایی نیز مطرح نشده است.
بنیاد گرایی دینی، هجوم ایدئولوژی های افراطی وارداتی وموج های کاذب ویرانگر کنونی ، خشن ترین دیدگاه وعملکرد هارا در این جغرافیا به نمایش در آورده است.
دور باطل درگیری ها ، ریشه در ذهنیت بدوی این سرزمین داشته،پیشینه وابستگی استعماری در بازی قدیم وجدید، استبداد تاریخی ، تصفیه حساب های وحشتناک وجنون آمیز درگیری های قدرت طلبانه ، مداخلات دامنه دار وپیهم قدرت های استعماری ومنطقه ای ،حمایت بومی ،منطقه ای وبین المللی از هراس افگنی ، شکل گیری قدرت های غارتگر محلی، ودامن زدن به نفرت تباری عامل تداوم درگیری های طولانی در این جغرافیا می باشد.
ابعاد منطقه ای وفرامنطقه ای جریان پیهم درگیری ها وابسته به حضور وعملکرد ریاکارنه وتجاوزگرانه نیروهای بیرونی وجنایات هولناک وخشونت ناشی از درگیری های پیهم است که ساختار نیرومند خشونت زایی ودرگیری را، توجیه وتقویت نموده است.
ناتوانی دربرپایی امنیت ،گسترش فقر وناداری ، شکل گیری اولیگارشی فاسد دستگاه سیاسی ، فساد نهادینه وساختاری، پیوستگی ثروت وقدرت بادرگیری، دراین جغرافیا نهادینه شده است.
نگاه سنتی به فرایند های دولت داری، ناتوانی دربازخوانی بحران کنون وچالش های انتخابات ناسالم، حاکمیت سیاسی را درتنگنای قانونیت وحقانیت قرار داده است.اداره معطوف به ادعای ریاکارانه ی مردم سالاری، فاقد دید وبینش عقلانی بوده، انحصار تام وتمام قدرت، استراتیژی توانایی سازماندهی وگذار دموکراتیک وبرپایی نهادهای کارا آمد را مختل وبی اعتبار نموده است.
مفهوم وماهیت مصالحه وروش های تحقق آن در هاله ی ابهام وناروشنی کامل میان آمریکا، طالبان وگروه های سنتی مدعی پیشبرد مذاکرات صلح قرار دارد وهریک از دسته ها تعبیر خود را از این روند دارند.
تعدد گروه های جنگنده، دگر گونی وتغییر مواضع آنها، فرایند مذاکرات صلح وپیامد های آن را با چالش تداوم درگیری ،توجیه می کند. کنشها وکردار های خصلت تباری وپیوند ایدئولوژی دینی باتبار گرایی، سنت باوری وغیر عقلانی اندیشی گروهای محلی ، ابزاری پنداشتن پروسه صلح آمریکا – طالبان، عامل تقویت روحیه وموضع تند روان گردیده است.
عدم همیاری سیاسی منطقه ای وتعدد بازیگران جهانی در این روند، گروگان گیری پروسه صلح وتمکین در برابر آمریکا توسط دستگاه انحصارگر،تعدد گروهای مدعی مذاکره کننده، پراکندگی وآشفته فکری نهاد های مدنی وعدم حضور مطرح زنان وجوانان، این جریان بیش از آنچه انتظار عوام فریبانه وخوش بینانه از آن در افکار جامعه سنتی وجود دارد، بادشواری ها وپیچیدگی های توام است.
تامین صلح باروش های علمی وسیاسی ، تشویق نیروهای درگیر به قطع خصومت ها وانجام مذاکره برای حل مسالمت آمیز وزدودن همه عوامل منازعه در پیوند است:
آتش بس،جداسازی نیروهای درحال نبرد، استقرار پیش گیرانه وحمایت از عملیات بشردوستانه، سازکارهایی اند که می بایست برای عملیاتی کردن روند صلح اتخاذگردد.
صلح باشکل گیری تمایل استراتیژیک میان نیروهای درگیر برای قطع جنگ ، پیشکش مشوقات وراه یافت های عملی، داشتن برنامه جاری ودور نمایی مصالحه، برچیدن ساختارهای خشونتزای شرایط جنگی وعدالت برای قربانیان واصلاح ساختار های سیاسی تحقق می یابد.
هئیت اجرائیه حزب آزادگان افغانستان

24/02/2020

5 حوت 1398

اعلامیه حزب آزاده گان افغانستان

تمثیل اراده ی ملی بر بنیاد مشارک اجتماعی وراه اندازی انتخابات آزاد، همگانی وعادلانه، ضامن استمرار وپایداری حاکمیت سیاسی قانونمند بوده ونظام سیاسی برخاسته از اراده ی جمعی، بارویکرد به تامین منافع ملی وبرپایی حاکمیت ملی،توانایی طرح واجرای اهداف جاری ودور نمایی نظام سیاسی پایدار را دارا می باشد.
گزینه مردم سالاری ومشارکت اجتماعی ، بادیکته نهاد های وابسته، بانبود پیشینه اندیشه وگذار دموکراتیک ، سلطه ذهنیت عقب گرایانه ونظام استبدادی، بانارسایی ساختاری روبرو است.
رویکرد به انتخابات صوری،در نبود نهاد های قانونمند معیاری وارزش باوربرای حفظ وتداوم قدرت حاکمیت برخاسته از تقلب وتطمیع انتخاباتی بوده واین دوره باطل نارسایی ها،برپایی نظام حداقلی پاسخگورا نیز، ناممکن نموده است.
انقطاب اندیشی نهادینه، تبارگرایی انحطاطی، بی باوری به روند های دموکراتیک... زمینه های گذار قانونمند دولت سازی ونهاد سازی مدنی را مخدوش ساخته است
سلطه اولیگارشی وابسطه به بیگانگان که منافع وخواستگاه شان، در مراکز قدرت بیرونی شکل می گیرد، دلبستگی به گذار مدنی ونهاد سازی در این جغرافیا را نداشته،امکانات وفرصت های دست داشته را،غنیمتی برای امیال سودجویانه ی خویش پنداشته، فرایند نهادسازی ساختارمندرا بانابودی وانهدام سوق داده اند.
نفرت پراگنی،انحصارگری،گسترش ادبیات انقطابی، بی باوری، بی اعتمادی، بی مسئولیتی وناآگاهی از فراینده های ملی وحیات سیاسی، عوامگرایی ، ناآگاهی عمیق اجتماعی، بی برنامگی،افول ارزش های مردم سالاری... کشور رادر گرداب بحران فراگیر قرار داده وبزرگترین آسیب رابرزمینه های مشارکت اجتماعی، جامعه مدنی،حقوق شهروندی وتحقق ساختارهای سیاسی پاسخگو،وارد آورده است.
دور باطل دشواری ها ونارسایی های کنونی، درشرایط توافق ایالات متحد امریکا وطالبان، مخالفت بانتایج نهایی اعلام شده ی انتخابات ریاست جمهوری، واکنش مدعیان سنتی قدرت، سکوت حامیان بین المللی نظام سیاسی وقطبی شدن منازعه ودر گیری، کشور را در پرتگاه فروپاشی ساختاری قرارداده است.دستگاه مدعی نظم وحاکمیت نیزفاقد ظرفیت ومهار بحران کنونی می باشد. مسئولیت سنگین این نابهنجاری بردوش نهادهایی است که باچشم پوشی از واقعیت های جاری بر مسئولیت و وظایف خطیر خویش وقوف وآگاهی نداشته اند. وخطای استراتیژیک رادر این مقطع حساس وخطرآفرین کنونی مرتکب شدند.

تنشهای برخاسته از بحران انتخاباتی ،منجربه تقابل وموضوعگیری های تباری گردیده،موقف قدرت های عقب گرای سنتی را حمایت نموده وتوانایی دسته های گوناگون جنگنده های شورشی را برای مانور نظامی وسیاسی تقویت نموده است.
فضای انقطابی وتشدید درگیری ها،نهادهای نوپای مدنی،مردم سالاری وفضایی بازسیاسی را مخدوش نموده،بی باوری ونا امیدی برای گذار از دشواری های کنونی را شدت می بخشد.چالش عمده ی که کشور از آن دچار آسیب می گردد،معامله عوامل قدرت پوشالی برای برهم زدن وفروپاشی همه جانبه ساختار سیاسی است که در آن همه امکانات متعارف درجهت بهبود را بانابودی سوق می دهد.در چنین شرایط بازیگران منطقه ی نیز در گیری های گروهی را تحریک وتقویت نموده وباحمایت نیروهای نیابتی خویش، به گسترش ناامنی وتقویت هراس افگنی دامن می زنند.
کشور بارهایی از دسته های منفعت جوی سنتی و وابستگان عوام گرای بیرونی ، باطرح وبرنامه جامع گذار از عقب ماندگی همه سویه ی فرهنگی تاریخی وبانگاه معطوف به ارزش های دموکراسی معیاری وانتخابات آزاد وعادلانه وبرپایی نظام پاسخگو ونهاد های مدنی واحزاب سیاسی برنامه محور ملی، می تواند برنارسایی های طولانی تاریخی فایق آید.
هئیت اجرائیه ی حزب آزادگان افغانستان

04/01/2019

09 جدی 1397
اعلامیه ای حزب آزادگان افغانستان

با اندوه بیکران آگاهی یافتیم که استاد جمشید خاوری یکی از نماد های توانمند عدالتخواهی، پرهیزگاری، ارزش باوری و فرزانگی به جاودانگان پیوست.
تعهد متین، پایدار و بی خدشه وی به مشی و اندیشه معرفتی انسان مدار و راه گشا، نماد بارز و برجسته منش فردی، بزرگی وعظمت انسانی اوبود که در همه ادوار پرفراز و نشیب زندگی خود به ودیعه گذاشت.
پیوند ناگستنی و پایدار وی با فرو دستان، بی آلایشی و ساده زیستی، راستی در گفتار و کردار، فضیلت و پرهیزگاری، تواضع و فروتنی، نجابت و وارستگی، پاک طینتی، باور خلل ناپذیر به عدالت، کسب اعتماد و باور محیط اجتماعی پیرامون... ویژگی های بی بدیل و تکرار ناپذیر این شخصیت فرزانه می باشند.
استاد خاوری با بار معنوی و سعی پر بار و مستدامش برای آگاهی دهی به چند نسل، الهام بخش و محرک پیگیری مسیر ارزش باور انسانی بود وعمل کرد سیاسی را با رویکرد انسانی و منش عالی اخلاقی محک زد. به هر گونه نارسایی و ناکار آمدی در راستای مسًولیت های اجتماعی ناسازگار و در مبارزه با کاستی ها و ناباسامانی ها پیشگام بود که پیامد های زندان، شکنجه و جلای وطن را در پی داشت.
استاد خاوری، با شکل گیری جریان های سیاسی روشنگری در سال 1347 همصدا با زنده یاد بدخشی، از بنیانگذاران "محفل انتظار" بود و در تشکیل و ایجاد "سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان" نقش برازنده داشت. وی در زمان حاکمیت محمد داوود و کودتا ثور زندانی سیاسی بود. با رهایی از زندان در بازسازی "سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان" نقش موًثر ایفا نمود.
استاد خاوری همسو با سائر کادر ها و مسًولین سازمان، از فرایند ایجاد "حزب آزادگان افغانستان" حمایت نموده و با متانت و استواری بی بدیل، با صداقت و صلابت راه دشوار و مسیر نا هموار مبارزه در
سرزمین استبداد نهادینه را تا پایان زندگی پربار خویش ادامه داد.
"حزب آزادگان افغانستان" فقدان این الگوی عالی انسانی را با تمام ابعاد آن احساس می نماید و آن را ضایعه ای جبران ناپذیر برای حزب و خانواده معظم وی دانسته، شیوه زندگی، منش فردی و اخلاقی وی را سرلوحه مسیر راه آتی خویش قرار می دهد.

هیًت اجرائیه حزب آزادگان افغانستان

28/07/2018

اعلامیه ای حزب آزادگان افغانستان
پیرامون رویداد های جاری کشور
کابل 23 سرطان 1397

دولت های مسؤول و پاسخگو، برخاسته از مشارکت اجتماعی بوده، متعهد به تامین امنیت فردی و جمعی شهروندان و تحقق سیاست های مؤثر اجتماعی و اقتصادی می باشند. نظامهای مبتنی بر اراده جمعی، مساعی خود را برای آسایش و مصونیت شهروندان متمرکز نموده و هدف های بزرگ ملی، و همیاری و همگرایی میان مردم را نیز پیگیری می نمایند. پیشینه دولت داری در کشور ما بر بنیاد کار برد زور و تغلب استوار بوده و این رویه در شکل گیری نهاد های قدرت صوری معاصر نیز متبارز بوده و که دولت ناکارامد و ناتوان را در پاسخگویی به نهاد ها و مردم شاهدیم.
دستگاه سیاسی بر خاسته از تقلب انتخاباتی در پی بحران آفرینی، حفظ و بقای قدرت با ابزار های غیر دموکراتیک و نا متعارف می باشد. قهر و اعمال خشونت و تخطی از موازین حقوق بشری، در برخورد عمال نهاد های امنیتی با رویداد ها، ناشی از نگاه توجیه گر خشونت و کاربرد آن برای سرکوب حلقات بیرون از مدار قدرت حاکم می باشد
دیدگاه انحصارگرانه اقتدار و حذف رقبا از مدار قدرت، با همه گذشته نکبت بار و شکست پیهم آن در دستگاه سیاسی افغانستان، جایگاه محوری را در تضعیف و راندن رقبا و از نهاد قدرت احراز می نماید: اعمال سیاست بازنشستگی اجباری افسران در نهاد های امنیتی به هدف تصفیه تباری، گمارش افراد فاقد بینش علمی و توانایی کاری در دستگاه اجرایی، انحصار قدرت و تمرکز ثروت در ید گروه خاص، سیاست نا متعارف و غیر عقلایی در دولت داری، اعطای صلاحیت های اجرایی انحصاری به افراد غیر منتخب و مسؤلیت ناپذیر،تمکین به گروه های هراس افگن و سکوت ننگین در برابر حضور دومدار مخالفان در جغرافیای خاص و برخورد دوگانه با سیاست های منقطه ای، خاموشی دستگاه سیاسی و انفعال آن در برخورد با دشمنان امنیت و آسایش مردم، همسویی با برنامه ریزی گسترش نبرد در گستره ا ی جغرافیای کشور و استراتیژی تداوم درگیری به بهانه جنگ ضد هراس افگنی و حمایت از تداوم درگیری های پیهم ، مواردی از تداوم بحران فراگیر در این جغرافیای آغشته به خون و آتش می باشند که در استراتیژی جنگ ضد ترور اجرایی می گردند.
تداوم روز افزون در گیری ها، به پروژه ای شدن جنگ در کشور مبدل شده، سران دستگاه امنیتی و گروه های جنگی با دست یابی به جنگ افزار و امکانات تسلیحاتی از حامیان و عمال فاسد دستگاه، به تداوم درگیری و گسترش جنگ می پردازند و با اخاذی از مسیر شاهراه ها، استخراج غیر قانونی منابع طبیعی و پروژه های توسعه ای جنگ و درگیری در این جغرافیا نهادینه شده است.
شعار صلح دستگاه حاکمه بامخالفان نیز ناشی از علایق اتنیکی و تمایل مفرط به انحصار و تمرکز قدرت نهفته است. عملکردی که در غیاب مردم، بدون در نظر داشت عدالت برای قربانیان درگیری های سال های طولانی و جنایت های انجام یافته ضد بشری و دادخواهی برای اسیب دیدگان اجرا می گردد. در شرایطی که گروه های جنگی هراس افگن در عراق و سوریه به حمایت جامعه بین المللی سرکوب و نابود می شوند، در کشور ما این گروه ها به مخالفین سیاسی و شهروندان ناراضی تقلیل می یابند و این امر تمکین مفرط به جنایت علیه بشریت است!
حاکمیت به هدف تضعیف و تصفیه گروه های اتنیکی در هر مقطع زمانی به آزمایشی دست می یازد و تب احساسات عکس العملی را ملتهب می سازد و با وعده مشارکت در رده های پایین اقتدار به فرو کش آن دست می یابد. مردم این سر زمین از آتش افروزی دستگاه و دور باطل معاملات آگاهی کامل دارند. بازیگران سنتی قدرت بدون دید دورنمایی، با فرصت طلبی و تامین منافع شخصی و گروهی این سناریو ناکام را پیوسته تکرار می نمایند!
در شرایط شکنند گی مفرط امنیتی و حضور گسترده نیرو های جنگ افروز و آغاز روند انتخابات مجلس نماینده گان و شورا های ولسوالی، اقدامات تحریک امیز انقطابی و آتش افروزی، نفرت پراگنی، در تبانی به حلقات و محافل وابسته به منافع حاکمیت ،دامنه بحران را سراسری و جغرافیای نا امنی را فرا گیر نموده، کارایی این نظام نا توان را برای تمثیل اعمال حاکمیت با آسیب جدی مواجه نموده است .
رویداد های ناگوار اخیر در ولایت فاریاب که در پی انقطاب اندیشی، حذف مخالفان و گسترش جغرافیای هراس افگنی، در تبانی به وابستگان برانداز دستگاه طرح ریزی شد، بار دیگر کشور اسیب دیده و جنگ زده را در استانه شدید ترین بحران اجتماعی سوق داد که مسؤلیت برهم زدن آرامش نسبی این جغرافیا بر دوش دستگاه نا سالم و نا کارآمد سنگینی می کند.
برخورد گزینشی دستگاه، در تقابل به گروه های اجتماعی و حذف نیرو های مخالف هراس افگن عامل گسترش جغرافیای تروریزم در کشور بوده، آمال و منویات مداخله گران و استراتیژی های ویران گرانه ای محلی و منطقه ای انان را هویدا می سازد.
حزب آزادگان افغانستان سیاست های انقطابی و تبار گرایانه ای دستگاه سیاسی و بحران آفرینی و بهره برداری ابزاری از آن و تشدید اختلافات اتنیکی و نفاق افگنی را منافی ارزش های تاریخی فرهنگی و موازین حقوقی شهروندی دانسته، آسیب و پیامد آنرا به زیان صلح، همزیستی و امنیت اجتماعی مردم این سرزمسن آسیب دیده ارزیابی می نماید.

هیئت اجرائیه حزب آزدگان افغانستان

14/01/2018

اعلامیه ای حزب آزادگان افغانستان پیرامون رویدادهای جاری کشور
کابل 16 جدی 1396


استبداد،تمرکز قدرت و فساد سیاسی از ویژه گی های بارز دستگاه سیاسی افغانستان درهمه ادوارتاریخ آن بوده،مظاهر آن در برخی موارد و شرایط تاریخی،تبارز بیشتریافته وبا گسترش دامنه بحران، ابعاد ویرانگرانه آن نیز مهار ناپذیر گشته و منجربه فروپاشی شیرازه ای نظام سیاسی و پیامد های ناگوارغیر قابل پیشبینی در این جغرافیا گردیده است
« دولت وحدت ملی » نیز زاده ای چنین شرایط آشفته وناگواراین سرزمین است که در پی انتخابات نمایشیی ساخته و پرداخته ای نهادهای مداخله گر بیرونی وایادی وابسته داخلی آن ها،با کاربردابزارهای تقلب گسترده وسازماندهی شده، باندوابسته به محافل محافظه کاربیرونی، پیروز نمایش مضحک انتخابات نا مشروع، اعلام گردید.
دسته مسلط با شگردهای انحصارگرانه وبا تمرکز مطلق قدرت، برای کارزاربعدی و تثبیت برتری گروهی، برنامه خویش رااجرایی نموده،همه نهادهای امنیتی،مالی واقتصادی رادراختیار گرفته است.مدعیان رقیب اقتدار، فاقد دیداستراتیژیک و سیاست ورزی عقلانی بوده، به اراده مداخله گران در برابر قدرت حاکم تمکین نموده وباریزه خواری ازخوان یغمای بیرونی و کسب امتیازات مقام های تشریفاتی ،سرگرم می باشند.
احساس وحافظه تاریخی گروه حاکم ،مبتنی برفرهنگ سلسله مراتب عشریه ای اقتدار گرایانه بوده ،درنظام دموکراسی صوری نیزاین نماد تاریخی درنهاد قدرت به گونه"نظام ریاستی" تبارز یافت. در این نظام مشارکت اجتماعی، دموکراتیزه کردن نهاد ها ،سهم و نقش گروه های اتنیکی در سلسله مراتب قدرت نفی شده است .
اتخاذ تصامیم غیرعقلانی واجرای آن در نبود میکانیزم های تعدیل کننده و اصلاحی ، گمارش افراد وابسته به گروه حاکم درنهاد قدرت ،ذهنیت پیشداورانه منفی وحساسیت دربرابرگروه های اجتماعی غیرخودی ،مواردی ازعمل کرد حاکمیت سیاسی به هدف تحکیم نهاد های قدرت انحصاری را احتوا می کند.
تضعیف روزافزون شریک دولت نام نهاد "وحدت ملی"در اداره عمومی ،گمارش وابستگان راس هرم در وزارت خانه های کلیدی ،تفویض صلاحیت ها به عمال و وابسته گان دستگاه قدرت و سلب صلاحیت وزرای جناح رقیب، توطـه ای به انزوا کشانیدن معاون اول ریاست جمهوری، منظوری استعفای والی بلخ ... مواردی از حذف رقبا ازمدار قدرت دولتی بوده ،با ایجاد تنش هاومدیریت آن ،موافقت نامه شکل گیری و توجیه دولت نام نهاد"وحدت ملی"با عدم مشروعیت مواجه است.
برنامه انحصارقدرت سیاسی، باپیوستن حزب اسلامی و فراهم آوری امکانات مالی، تسلیحاتی امنیتی و تبلغاتی به آن تقویت شده، دیدگاه امیر حزب اسلامی در مورد دولت متمرکز، مخالفت صریح با آزادی بیان و رسانه های آزاد ،طرح حذف گروه های اتنیکی درقدرت، تفرقه افگنی میان اقوام ساکن کشور،همه در راستای تشدید انقطاب اجتماعی بوده، اهداف ومنویات محافل سنتی ومحافظه کارانه دستگاه سیاسی راحمایت می نماید.
سکوت ننگین دستگاه امنیتی افغانستان وناتوانی درجلوگیری ازحملات زنجیره ای وپیهم کابل،توام با حضور گسترده هراس افگنان درولایات بدخشان ،تخار،کندز،جوزجان، فاریاب، ننگرهار،هلمند،غور و فراه و سایر ولایات، تمکین به اهداف استراتیژیک دشمنان مردم بوده، گسترش جغرافیای نبرد،در تداوم نا امن سازی سراسری کشور،حضورهراس افگنان در این جغرافیای خونین را توجیه می کند.
تبعیض سیستماتیک و تحمیل عقب مانده گی بر جغرافیای انسانی این سرزمین، نمادی از دولت داری عشیره ای در تاریخ معاصر کشور بوده، توزیع نابرابر درآمد ملی و اختصاص منابع آن به جغرافیا و گروه اتنیکی خاص دربرنامه های توسعه ای مبرهن است.جلوگیری ازانتقال لین برق وارداتی ازمسیر ولایات مرکزی، فروگذاشت ساخت بند های آبگردان دراین ولایات، تداوم این تبعیض تاریخی را گواهی می دهد.
سیاست تبعیض آشکار وتبارگرایی دستگاه سیاسی، درهویت زدایی اقوام و تحمیل هویت اجباری یک اتنی در سطح ملی ،نماد بارزی از تب تند نژاد پرستی است. دورزدن قانون توشیح شده بارویکرد به ابزارهای فراقانونی ،ذهنیت عشیره یی وبرداشت برتری خواهی اتنیکی را برهویت فردی و اجتماعی شهروندان تحمیل می نمایند،که عامل از هم گسیختگی، بی باوری و فروپاشی مولفه های قسمی وحدت میان اقوام ساکن کشور می گردد.
حاکمیت سیاسی با نگاه به کاهش موقف و جایگاه گروه های اجتماعی – اتنیکی در سیاست های ملی، با آگاهی و برنامه ریزی دقیق و گزینش افراد فاقد درک و توانایی مدیریتی و بینش اجتماعی، روان و ارزش های ملی تاریخی این جغرافیا رابا گزینش ها وچینش های ذلت بار، تحقیر وتوهین می نماید. این نوع برخورد با گزینش دستگاه اداری ،پیامد سیاست های استعماری است که برده گان فکری خودرا به عنوان قیم مردم برجسته سازند واز ذلت وسر به زیری این افراد بهره برداری ابزاری برای نمایش دولت داری پایه های وسیع ملی می نمایند.
با این نارسایی های ساختاری ونمایش ورشکستگی همه سویه درابعاد سیاسی، اقتصادی واجتماعی بازیگران سنتی و شرکای پیشین قدرت دولتی، درمخالفت با سیاست های مقطعی و دورنمایی نظام سیاسی، مواضع مخالف خویش را به گونه عکس العملی درمواردی ابراز می دارند. این طیف ها همه شبیه هم اند. تفاوت دیدگاه ها و ابراز نا خوشنودی ها همه ناشی از محدودیت دسترسی آن ها به منابع قدرت و ثروت است. دامنه این اعلام اختلاف ها و افشای اسرار و راز های پنهان سیاست های تخریبی و سو استفاده حاکمان از امکانات دست داشته برای تداوم و حفظ موقف، برای تاریخ نگاری و نمایش ذلت و فرومایگی دستگاه ساخته و پرداخته ی بیرونی مهم است، ولی دولت وابسته به مساعدت های مالی و تسلیحاتی خارجی در برابر مردم پاسخگو نیست!
هیچ یک از این گروه ها طرح و برنامه ی مشارکت واقعی و گذار مدنی را باورمند نبوده، عقبگرد، سنت گرایی، وابستگی به نهاد های بیرونی ویژه گی برجسته این گروه ها است ولی مجموعه این طیف ها با توجه به گسترده گی و مخاطبان سنتی، وابستگی به نهاد های مداخله گر بیرونی، حاکمیت پوشالی را دچار بحران مشروعیت می نماید.
سوگمندانه باید اعلام داشت که نیروهای ملی و میهنی با پیشینه مبارزاتی عدالت خواهانه تاریخی در این برهه زمان فاقد تحرک و توانایی اعلام مواضع خود بوده، نظاره گر منفعل رویداد ها می باشند.
حزب آزاد گان افغانستان با امکانات دست داشته خویش در مقاطع مختلف زمانی باخویشتن داری سعی نموده تا با همسویی با فرایند عدالت خواهی، مشارکت اجتماعی، مردم سالاری، تامین حقوق وآزادی های شهروندان، همگام با سایر نیروهای ملی ومترقی با آسیب شناسی شرایط موجود، دیدگاه های گذار از بحران کنونی را مطرح نماید،خواست ها و نیازمندی های شرایط کنونی اجتماعی را دربرنامه عمل و کارکرد خویش قرار دهد. دراین مقطع زمانی نیز با صراحت اعلام می داریم که در راستای تشکل روند ملی و مردمی متعهد بوده و در مسیر تحقق اهداف و برنامه های گذار از بحران کنونی با نهاد های همسو آماده همکاری و مساعی مشترک می باشیم.
هیئت اجرائیه حزب آزاد گان افغانستان

30/07/2017

پیام تسلیت هیئت اجرائیه حزب آزادگان افغانستان
به اعضای حزب، خانواده و بازماندگان جنرال محمد اعظم تاش
با تآسف و اندوه بیکران اطلاع یافتیم که جنرال محمد اعظم تاش عضو شورای مرکزی حزب آزادگان افغانستان به جاودانگان پیوست. رفیق تاش، رزمنده استوار مسیر پر خم و پیچ مبارزه دشوار راه آزادی، عدالت، همبستگی و همگرایی ملی بود. وی امید بخش روز های دشوار حیات سیاسی حزب، سازمانده بی بدیل در طول دوران حیات سیاسی پر بارش بود. رفیق تاش در همه شرایط، خوش بینی و آینده نگری روشن را از خود تبارز می داد و با خوش بینی عقلایی، راه دشوار پیکار و مبارزه را برای رزمندگان حزب تداعی می نمود.
گستردگی روابط و پیوند عاطفی عمیق با اعضای حزب، نگاه روشمند و معطوف به موازین حزب، سیاست ورزی مستدام و پایدار، باورمندی به اهداف پایه ای حزب، آموزه های راستین و باور های متین فکری او را احتواء می نمود.
فروتنی و تواضع وی، افق دید روشن و استواری باور او به اهداف حزب، تا آخرین نفس های این اسوه مبارزه تداوم یافته، شیوه زندگی منش فردی و ویژگی های انسانی منحصر به فرد او الگوی اعضای حزب و خانواده معظم وی می باشد.
یاد و خاطره این تجسم مبارزه پیگیر در حافظه مبارزین عدالت گستر جاودانی خواهد بود.
با احترام
هیئت اجرائیه حزب آزادگان افغانستان

05/06/2017

اعلامیه حزب آزادگان افغانستان در پی انفجار خونبار و ویرانگر شهر کابل و پیامد های زیانبار و ناگوار پیوسته با آن

شهر کابل در چهار دهه سال های پسین، رویداد های خونین و وحشت آوری از کشتار گروهی و تخریب همه جانبه تاسیسات اجتماعی را شاهد بوده، سرشت و سرنوشت مردم این شهر و سرزمین ما با پیش آمد های ناگوار، درگیری های بی پایان، کشتار بی رحمانه شهروندان، تاراج و یغمای داشته های این مردم توام بوده، ابعاد فاجعه آمیز و ویرانگرانه، اعمال انزجارآور تخریبی، مجال تحقق یافته و تبارز جنون آمیز چنین نفرت ساختاری در اندیشه و تفکر اجتماعی برخی از انسان های این سرزمین با اعمال وحشتناک تخریبی آن ها بازتاب می یابد. این عملکرد ها در فقدان نهاد مسئول و پاسخگوی سیاسی مدافع حقوق و آزادی شهروندان و فروگذاشت وظایف و مسئولیت های دستگاه سیاسی، در نارسایی از تامین امنیت شهروندان و ناتوانی از بازدارندگی وقایع هولناک دسته جمعی، مجال تبارز می یابند.
حملات هراس افگنان و دشمنان مردم از مراحل ترور و حذف فزیکی شخصیت های سیاسی وارد فاز کشتار گروهی و اجتماعی در گستره ای جغرافیایی کشور شده و در شرایط کنونی با رویکرد به ایجاد رعب و ترس عمومی، ابعاد تخریبی حملات، آسایش و آرامش اجتماعی و مدنی را نشانه گرفته اند، که ادامه زندگی مدنی را در شهر ها و روستا های افغانستان دشوار نموده است.
نهاد های نام نهاد حامی امنیت و آسایش مردم، با ایجاد موانع و دیوار های محافظتی و راه بندان ها، نمایی از استحکامات نظامی قرون وسطی، را به نمایش درآورده و با اختفا در پناه این دژ ها، هراس افگنان نیز ابزار ها و امکانات کاربردی خویش را متناسب با این استحکامات، ویرانگرانه و مخرب تر، تدارک می نمایند که ابعاد تخریبی حملات هراس افگنانه مردم بی دفاع و تاسیسات عامه را آماج قرار می دهد که تلفات بزرگ انسانی و تخریب تاسیسات و اماکن را بار می آورد.
نهاد های امنیتی فاقد درک پیچیدگی ابعاد درگیری، استراتیژِی هراس افگنان، اهداف و برنامه های دورنمایی مداخله گران بوده، نارسایی های بازدارندگی و حملات گسترده تروریست ها ابعاد گسترده ای را در جغرافیای کشور در بر گرفته است. نارسایی کشفی، به حملات دشمنان مجال و امکان گسترده فراهم آورده، نفوذ و حضور حامیان گروه های هراس افگن در بدنه دستگاه سیاسی، حمایت از هراس افگنان به روحیه رزمی مدافعان نیز آسیب وارد نموده و این علایق به هراس افگنان از تریبون های دستگاه بازتاب یافته است که این طرز تلقی مرز بندی های و اختلاف دیدگاهی را میان نخبگان سیاسی، نهاد های دولتی و مردم تشدید نموده است.
شهروندان شهر کابل، احزاب سیاسی و فعالین جامعه مدنی با رویکرد مدنی خواستها، دیدگاه ها و مطالبات خویش را در همایش مسالمت آمیز انعکاس فاجعه انفجار مهیب روز چهار شنبه ماه جوزا سال جاری ابراز داشتند ولی با برخورد غیر مدنی و دشمنانه ی دستگاه حافظ نظم و امن عامه مواجه شده، در پی این خشونت و گشودن آتش پنج تن از معترضین جان باخته و بیست و یک تن دیگر زخم برداشتند.
برخورد مسلحانه علیه تظاهرات مسالمت آمیز و مدنی نشان دهنده ماهیت خشن و استبدادی حاکمیت وابسته به اجانب بوده و عملکرد غیر مسئولانه نهاد های امنیتی را هویدا می سازد. حملات مشکوک و پرسش برانگیر مراسم خاکسپاری و تدفین جنازه قربانی اعتراضات مدنی (فرزندآقای ایزد یار معاون مجلس سنا) که در آن هفت تن جان باختند و هشتاد وهفت تن دیگر زخمی شدند، یاد آور کشتار های عکس العملی است که در مقاطع و زمان کوتاه نظیر قتل عام معترضین جنبش روشنایی، مسجد باقر العلوم، و زیارت کارته سخی . . . تحقق یافت.
هراس افگنان شهروندان کشور را آماج حملات مرگبار خود پنداشته و هر روز قامت هریک از فرزندان این سرزمین به خاک و خون می افتد. سوگمندانه نیروهای مسئول نظم و امن عامه نیز با کشتار شهروندان در همایش مسالمت آمیز مسئولیت قانونی و اخلاقی خود را پاسداری نتوانستند. برکناری رده های بالای عاملان کشتار حد اقل التیام به جنایات و زخم های خونینی است که شهروندان در همایش ها آرزوی تحقق آن را دارند.
حزب آزادگان افغانستان باورمند است که حوادث و رویداد های روز های اخیر جامعه را از انفعال و نا آگاهی تاریخی، به بیداری و ایستادگی مدنی سوق داده و به این درک ماهوی دست یافتند که امنیت و تامین صلح در افغانستان فراتر از مداخله نیرو های خارجی و دستگاهی تحت حمایه و دیکته آنان می باشد. نگاه اتنیکی به دستگاه امنیتی و گمارش تباری در این نهاد ها، کلیت سیاست امنیتی و کارکرد دستگاه را با نا توانی راه بردی مواجه نموده، انقطاب اجتماعی بی باوری به نهاد های ملی را تشدید می بخشد. حزب آزادگان افغانستان خواستار مجازات قانونی کشتار شهروندان در اعتراضات مدنی اخیر بوده از ایستادگی و مطالبات مدنی شهروندان، احزاب سیاسی و جامعه مدنی حمایت تام و تمام می نماید.
با احترام
هیئت اجرائیه حزب آزادگان افغانستان
14 جوزا 1396

09/05/2017

پیام تسلیت حزب آزادگان افغانستان
به مناسبت شهادت اسدالله کهزاد
فعال سیاسی و مدنی
در تداوم ترور سازمان یافته و خشونت ساختاری این جغرافیای آغشته به خون، قامت رزمنده خستگی ناپذیر مسیر پر فراز و نشیب مبارزه عدالت گستر، توسط دشمنان امنیت و آسایش این جغرافیا، بر زمین افتاد. سال ها است که در این جغرافیا، آزادگان و سر افرازانی همسان کهزاد ها بنابر تفاوت دیدگاه ها، منش ها و آرمان های شان حذف فزیکی می شوند. برای تبارز این زشتی عمل و ذلت عظیم، از متولیان و حامیان ذهنیت سنگ واره ای و تقدس پنداری، جواز عملکرد و پاداش کارکرد دریافت می دارند. عقبگرد وحشتناک ذهنی و سلطه ی تفکر توجیه گر خشونت ساختاری، گستره عملکرد خشونت زا، ابعاد ویرانگر و تخریبی گسترده یافته و دامنه آن هر روز پهنا و ژرفای بیشتری کسب کرده، امنیت و مصونیت فردی دیگر اندیشان و پاسداران ذهنیت مردم سالاری، تنگنا ها و محدودیت های غیر قابل تحمل را شاهد است.
تسامح و تساهل اجتماعی- فرهنگی در جامعه ما رو به افول گذاشته، تحمل ناپذیری، مدارا و روا داری در پی گسترش اندیشه های تبار گرایی افراطی، تند روی مذهبی و وابستگی به آمال و منویات بیگانه، چالش ها و نارسایی هایی را تجربه می نماید.
تداوم خشونت ساختاری و گسترش جغرافیای جنگ به تشدید ذهنیت انقطاب اندیشی انجامیده و زمینه عملکرد غیر قابل مهار گروه ها و نهاد های هراس افگن را دامنه دار تر نموده و حامیان ائدیولوژیک خشونت، ابزار ترور و محو فزیکی و تصفیه حساب با دیگر اندیشان را با اطمینان و فراغ خاطر بیشتر، برنامه ریزی نموده، کشتار و ترور پیهم و متداوم شخصیت های سیاسی، پیگری عدلی و قضایی را در قبال نداشته، نهاد های نگهبان امنیت فزیکی شهروندان نیز فاقد توانایی حفظ مصونیت و امنیت اجتماعی بوده، در بیشتر موارد این کشتار ها با ابهام و کتمان مواجه گشته، بی باوری و اعتماد شهروندان به نهاد های نگهبان حریم امنیت شهروندان تشدید می یابد.
حزب آزادگان افغانستان شهادت این رزمنده راه آزادی و برابری ملی را به خانواده، هوا داران و دوستان، تسلیت ابراز داشته، در غم و اندوه بزرگ فقدان وی، خود را سهیم می داند.
هیئت اجرائیه حزب آزادگان افغانستان
۱۸ ثور ۱۳۹۶

Want your school to be the top-listed School/college in Kabul?

Click here to claim your Sponsored Listing.

Location

Category

Telephone

Website

Address


Kabul