تو همان نوری هستی که جهان برای روشنتر شدن به آن نیاز دارد؛ به خودت باور داشته باش!
Muslim Young
Education
📢آموزش، زیباترین میراثیست که میتوان به فرزند سپرد؛ و انتخاب یک محیط آموزشی سالم و الهامبخش، نخستین قدم برای پرورش انسانهای درخشان فردا است.
داستان: ماندگار
فرصت دوباره
امشب یکی از شب های بود که زمین لرزید... قیامت را در زندگانی دیدیم کسی پا برهنه، کسی سر پرهنه و کسی هم بدون همراهی اعضای فامیل…
خانهها لرزیدند، دیوارها ترک برداشتند، دلها از ترس تپیدند. صدای زلزله، صدای هشدار بود... هشدار از جانب خالقی که همیشه با ماست، ولی ما گاهی فراموشش میکنیم.
در آن لحظهها، دیگر مال و ثروت مهم نبود، غرور و کینهتوزی رنگ باخت. همه تنها یک آرزو داشتند: زنده بمانیم.
و خداوند مهربان، بار دیگر فرصت داد...
فرصتی برای اینکه دلهایمان را صاف کنیم،
کینهها را دور بریزیم،
از فریبکاری و دروغ دست بکشیم،
و دستبهسینه به سوی خدا بازگردیم.
امشب، زلزله تنها زمین را نلرزاند؛
بلکه قلبها را بیدار کرد...
یادمان انداخت که هیچ چیز در این دنیا پایدار نیست، جز اعمال نیک و دل پاک.
بیایید از این فرصت دوباره، برای ساختن فردایی بهتر استفاده کنیم؛
با عشق، با صداقت، با عبادت و مهربانی.
شاید این زلزله، تلنگری از رحمت خدا بود... نه عذاب.
فرصت هست، تا دیر نشده...
با حرمت
N.N
24/08/2025
داستان ۱۰
تجربه شکست
تاجری بود که ورشکست شده بود، روزی یکی از بزرگان برای تصمیمگیری در مورد یک موضوع تجاری نیاز به مشاور داشت، از خدمتکاران خود خواست تا آن مرد تاجر را نزد او آورند.
یکی از خدمتکاران به اعتراض گفت: اما او یک تاجر ورشکسته است و نمیتوان به مشورتش اعتماد کرد.
وی پاسخ داد: شکست یک اتفاق است، یک شخص نیست! کسی که شکست خورده در مقایسه با کسی که چنین تجربهای نداشته است، هزاران قدم جلوتر است.
او روی دیگر موفقیت را به وضوح لمس کرده است و تارهای متصل به شکست را میشناسد، او بهتر از هر کس دیگری میتواند سیاه چالههای منجر به شکست را به ما نشان دهد.
وقتی کسی موفق میشود بدانید که چیزی یاد نگرفته است! اما وقتی کسی شکست میخورد آگاه باشیدکه او هزاران چیز یاد گرفته است که اگر شجاعت خود را از دست نداده باشد میتواند به دیگران منتقل کند.
وقتی کسی شکست میخورد هرگز نگویید او تا ابد شکست خورده است، بلکه بگویید او هنوز موفق نشده است.
03/05/2025
عنوان: نان خشک و عشق گرم
در یکی از روستاهای دوردست، زوج جوانی زندگی میکردند. مرد هر روز به ده میرفت تا کارگری کند و زن در خانه نان میپخت، لباس میشست و با دستان پینهبسته زندگی را میساخت.
وضع مالیشان سخت بود، گاهی شامشان فقط یک تکه نان خشک بود. اما همیشه، زن لبخند میزد و میگفت:
– الحمدلله، تا وقتی که کنار تو هستم، شکایتی ندارم.
شوهرش با چشمانی پر از اشک به او مینگریست و زیر لب میگفت:
– این صبر و وفاداری تو، بزرگترین سرمایه زندگیام است...
سالها گذشت. مرد با سختکوشی، زمین کوچکی خرید، خانهشان را تعمیر کرد و زندگیشان آرامآرام رنگ آسایش گرفت. اما هیچگاه آن روزهای سخت را فراموش نکردند؛ چون آن روزها، با محبت و صبر زیباترین فصل زندگیشان بود.
پیام داستان:
زندگی همواره آسان نیست، اما وقتی همسران با صبر، وفاداری و دلگرمی در کنار هم بمانند، سختیها به فرصت تبدیل میشوند و خانهشان کانون برکت و آرامش خواهد بود.
02/05/2025
درود فرستادن بر پیامبر اسلام ﷺ از برترین عبادات و نشانههای محبت، ایمان و ادب مسلمان نسبت به پیامبر محبوب خود است. در قرآن کریم، خداوند متعال فرموده:
"إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا"
(سوره احزاب، آیه ۵۶)
ترجمه: همانا خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای کسانی که ایمان آوردهاید، بر او درود فرستید و بهطور کامل سلام دهید.
از فضیلتهای درود فرستادن:
1. فرمان مستقیم الهی است.
2. مایه نزدیکی به پیامبر ﷺ در قیامت است.
3. پاککننده گناهان و باعث برکت در زندگی میشود.
4. ۱۰ رحمت الهی در برابر هر درود به فرستنده نازل میشود.
5. باعث شفاعت پیامبر ﷺ برای شخص در قیامت میگردد.
حدیث:
پیامبر اکرم ﷺ فرمودند:
"مَنْ صَلَّى عَلَيَّ وَاحِدَةً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ بِهَا عَشْرًا"
(رواه مسلم)
هرکس یک بار بر من درود بفرستد، خداوند ده مرتبه بر او درود میفرستد.
29/04/2025
🌱 "دانهی کوچک" 🌱
روزی روزگاری، دانهی کوچکی در دل خاک تاریک افتاد. همه دانهها به او خندیدند و گفتند: «تو هرگز سبز نخواهی شد. خاک سرد است، نور نیست، امید نیست.»
اما دانهی کوچک گوش نداد. با وجود تاریکی و فشار خاک، هر روز اندکی خود را بالا کشید. ریشه دواند، صبر کرد، باران را تحمل کرد، سرمای شب را پشت سر گذاشت... تا روزی آفتاب از لابهلای ابرها تابید و نوک سبز آن دانهی کوچک، از دل خاک بیرون زد.
همه دانههایی که خندیده بودند، دیگر نبودند... اما آن دانه، حالا درختی شد که پرندهها بر شاخسارش آواز میخواندند.
---
✨ پیام داستان:
هر چقدر شرایط سخت باشد، اگر باور داشته باشی و تلاش کنی، روزی شکوفا خواهی شد. تو نیز مانند آن دانه، پتانسیل رشد و درخشیدن داری—فقط صبر، تلاش و توکل را فراموش نکن.
28/04/2025
. آیا تا به حال پلی ساختهایم؟
در زمانهای دور دو برادر در کنار هم بر سر زمینی که از پدرشان به ارث برده بودند کار میکردند و در نزدیک هم خانههایی برای خودشان ساخته بودند و به خوبی روزگار میگذراندند. برحسب اتفاق روزی بر سر مسئلهای با هم به اختلاف رسیدند. برادر کوچکتر بین زمینها و خانههایشان کانال بزرگی حفر کرد و داخل آن آب انداخت تا هیچ گونه ارتباطی با هم نداشته باشند.
برادر بزرگتر هم ناراحت شد و از نجاری خواست تا با نصب پرچینهای بلند کاری کند تا برادرش را نبیند و خودش عازم شهر شد. هنگام عصر که برگشت با تعجب دید که نجار بجای ساخت دیوار چوبی بلند یک پل بزرگ ساخته است.
برادر کوچکتر که از صبح شاهد این صحنه بود پیش خود اندیشید حتماً برادرش برای آشتی دستور ساخت پل را داده است و بیصبرانه منتظر بازگشت او بود. رفت و برادر بزرگ را در آغوش گرفت و از او معذرتخواهی کرد. دو برادر از نجار خواستند چند روزی مهمان آنها باشد. اما او گفت: پلهای زیادی هستند که او باید بسازد و رفت.
26/04/2025
داستان امروز:
کفشهای کهنه پدر
پسر جوانی در دانشگاه قبول شد. پدرش که یک کارگر ساده بود، با درآمد اندک شب و روز کار کرد تا هزینههای پسرش را تهیه کند. کفشهای پدر دیگر پاره شده بودند، ولی او هر روز با همان کفشهای کهنه به سر کار میرفت و میگفت:
"فعلاً نیازی به کفش نو نیست، فقط تو درست را بخوان."
پسر خجالت میکشید از اینکه پدرش با آن لباسهای کهنه به دیدنش بیاید. هر وقت پدر برایش غذا یا پول میآورد، او را پشت در خوابگاه ملاقات میکرد تا دوستانش نبینند.
سالها گذشت. پسر فارغالتحصیل شد، کار خوب گرفت و ازدواج کرد. روزی به دیدن پدرش در خانه قدیمی رفت. دید پدر دیگر توان راه رفتن ندارد. همان کفشهای پاره هنوز در گوشه اتاق بود...
پدر با لبخند گفت:
"پسرم! بالاخره شدی کسی که همیشه آرزو داشتم. فقط یک چیز ازت میخوام... تو هیچوقت شرمنده پدرت نباش!"
پسر بغض کرد، زانو زد، کفشهای کهنه پدر را بوسید و گفت:
"بابا! این کفشها باعث شد من به اینجا برسم. من هر روز شرمنده سکوت تو هستم."
مدتی بعد، پدر چشم از جهان فرو بست... و پسر، هر شب کنار آن کفشها مینشست و اشک میریخت...
عبرت داستان:
پدران شاید حرفی نزنند، اما هر تار موی سپیدشان، قصهای از فداکاری است. آنها بیصدا میسازند، تا فرزندانشان صدا در دنیا داشته باشند.
🕊 فدای لبخند پدر…
23/12/2023
((نتیجه مثبت خیرو برکات را به همراه دارد.!))
داستان کوتاه..
سلطانی در خواب دید که تمام دندان هایش را از دست میدهد .
بلافاصله پس از بیدار شدن، از مترجم رویاها تعبیر خوابش را پرسید. او در حالی که دستانش را فشار می داد گفت: "اوه، چه بدبختی است، آقا!" در برابر هر دندان، شما عضو خانواده تان را از دست میدهید.
سلطان با عصبانیت بر سر او فریاد زد: و دستور داد: پنجاه ضربه شلاق برای این گستاخ!
مترجم رویاها دیگری را احضار کردند و نزد سلطان آوردند. او با شنیدن خواب گفت: "چه شانسی! خوشبختید سلطان من!! عمر شما طولانی تر از همه عضو خانواده شما میباشد.
سپس صورت سلطان درخشید و گفت: متشکرم دوست من، فوراً با خزانه دار من برو و 50 قطعه طلا به تو بده!
در بین راه، خزانه دار در حالی که سرش را تکان می داد گفت: تو خواب سلطان را با همکارت متفاوت تعبیر نکردی! مترجم لبخندی زد و پاسخ داد: یادت باشد، می توانیم خیلی چیزها را بگوییم، این بستگی به نحوه گفتن دارد!
27/01/2023
#دقت باید کرد!
آیا دقت کرده اید؟ که الله متعال برای طفل در شکم مادر از طریق ناف مدت ۹ ماه غذا و رزق اش را میرساند و از آن طریق طفل تکامل و پرورش میابد،این عمل برای ما این را بیان میکند که خدای متعال قادر است که غذا و رزق موجودات را بی آنکه اندک زحمتی ببینند و بدون جوییدن و بدون اینکه از راه دهن ما وارد معده شود به اعضای بدن میرساند و بوسیله آن اعضا و جوارح را رشد و نمو میدهد.
از این چنین نتیجه میگیریم که اگر خدای متعال در شکم مادر از طریق ناف برای انسان رزق اش را قادر است که برساند پس آیا او ذات بزرگ نمیتواند که در دنیا رزق ما را بدهد؟
بدون شک که نزد ذات اقدس الهی هیچ چیزی غیر ممکن نیست.
سبحان الله عما یصفون
Click here to claim your Sponsored Listing.
Location
Category
Contact the school
Telephone
Website
Address
Allah's Earth
Kabul