مرکز آموزشی علوم اسلامی استاد امیری
Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from مرکز آموزشی علوم اسلامی استاد امیری, School, Kabul.
29/10/2023
20/10/2023
*دوسـتــــــــــــــــــــــــــــــــــــمن سلام بر تو!*
*قلبم شکافته میشود آنگاه که در کتابهای حدیث میخوانم که یک صحابی از دیگری*
*میپرسد: از کجا؟*
*میگوید:*
*از نزد پیامبر صلیاللهعلیهوسلم.*
*یک صحابی صحابی دیگر را در راه ملاقات میکند و میپرسد:*
*به کجا؟*
*میگوید: به نزد پیامبر صلیاللهعلیهوسلم.*
*به همین سادگی و زیبایی، از نزد پیامبر صلیاللهعلیهوسلم و به نزد ایشان.*
*دوست دارم اگر نزد پیامبر صلیاللهعلیهوسلم رفتم و به ایشان گفتم: ای رسول خدا! قلبم درد میکند،*
*ایشان به سینهام دست میکشیدند و به شکیبایی توصیهام میکردند.*
*شاید به من میگفتند: غمگین مباش، اینها روزهایی است که سپری میشود!*
*یا شاید دست خود را بر قلبم میگذاشتند و میفرمودند: ای قلب! آرام باش.*
*پس قلبم آرام و قرار میشد؛ چنانکه وقتی بر کوه اُحد صدا زدند، آرام گردید!*
*دوست دارم اگر وقتی دلتنگشان شدم و سینهام شروع به هقهق کرد، به من مهربانی و دلسوزی میکردند، همانگونه که به آن تنۀ درخت کردند و مرا همانند آن به آغوش میگرفتند.*
*پس از آن، بر دنیا سلام!*
*دوست دارم اگر وقتی با دوستی دعوا کردم و نزدشان رفته تقاضای میانجیگری کردم، با من میرفتند و شکستگی قلبم را ترمیم میکردند؛ دقیقا همانطور که به خاطر عشق مغیث رضیاللهعنه -وقتی که بریره رضیاللهعنها رهایش کرد- تلاش کردند و به او گفتند: خوب میشد [با او آشتی کنی و] او را دریابی!*
*دوست دارم اگر بدهیهایم[قرض] بر من سنگینی کرد و شکوهکنان نزد ایشان رفتم، با من میرفتند تا نزد طلبکارانم میانجیگری کنند؛ دقیقا همانطور که به خاطر بدهی جابر رضیاللهعنه رفتند و به مرد یهودی که از او بدهکار بود، گفتند: به جابر مهلت بده!*
*دوست دارم اگر دوستی به من بدی کرد و من نالهکنان نزد ایشان رفتم، از من حمایت کنند؛ چنانکه از بلال رضیاللهعنه -وقتی که ابوذر رضیاللهعنه او را «پسر زن سیاه» صدا زد- حمایت کردند!*
*به ابوذر گفتند: آیا او را به خاطر مادرش طعنه زدی؟! تو مردی هستی که آثار جاهلیت در تو دیده میشود!*
*یا ای کاش من روزی در قلب ایشان مانند ابوبکر رضیاللهعنه عزیز و دوستداشتنی بودم؛ به خاطر من خشمگین میشدند و میگفتند: آیا دست از سر دوست من برنمیدارید؟!*
*دوست دارم اگر وقتی بیمار شدم، در خانه به عیادتم بیایند؛ چنانکه به عیادت سعد بن ابیوقاص رضیاللهعنه رفتند و دلداریاش دادند!*
*دوست دارم اگر چیزی ناراحتم کرد، مرا دلداری و تسلی دهند؛ چنانچه کودکی را به خاطر از دستدادن گنجشکش دلداری دادند!*
*دوست دارم حتی اگر موضوع کوچکی پریشانخاطرم کرد، نزد ایشان میرفتم تا بار غمم را کم کنند و با من به خاطر حل آن مشکل گام بردارند*؛*همانگونه که با دختربچهای که خانوادها به خاطر کاری فرستاده بود و او تأخیر کرد راه افتادند تا نزد خانوادهاش برای او میانجیگری کنند!*
*دوست دارم اگر با ایشان همسفر شدم، با قلب و چشمانم به حراست و پاسبانیشان بپردازم. شاید به خاطر خستگی بر سر مرکب خوابشان برد، خودم را تکیهگاهشان قرار میدادم و همانطور که به ابوطلحه رضیاللهعنه* *گفتند،میفرمودند:*
*خدا حفظت کند، همانگونه که از پیامبرش حفاظت کردی!*
*دوست دارم اگر در غزوۀ اُحد همرکاب ایشان میجنگیدم، از طلحه رضیاللهعنه پیشی میگرفتم و پشتم را قبل از او خم میکردم تا پایشان را بر آن میگذاشتند و بر سنگ بالا میشدند، سپس میفرمودند: ادهم [خلیل] بهشت را بر خود واجب کرد!*
*دوست دارم اگر هرگاه زندگی بر من تنگ شد، از کنارم بگذرند؛ همانگونه که از کنار خانوادۀ یاسر رضیاللهعنهم گذشتند و فرمودند:*
*ای خاندان یاسر! صبور باشید که جایگاه شما بهشت است.*
*آنگاه همهچیز برایم آسان میشد!*
*محبوبم ای رسول خدا! چقدر دلتنگتانم!!*
صلی الله علیه وسلم
و سلام بر قلبت
Click here to claim your Sponsored Listing.
Location
Category
Telephone
Website
Address
Kabul