Mesbah academic Center

Mesbah academic Center

Share

Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from Mesbah academic Center, Education, Afghanistan, Kabul.

11/03/2024

رمضان مبارک

Photos 23/02/2024

آشنایی با نسبتهای فامیلی در انگلیسی🇺🇸🇬🇧

از کلمات زیر میتوانید برای بیان نسبت خانوادگی و فامیلی خود با شخص دیگری استفاده کنید:

grandparents
به پدربزرگ و مادربزرگ با هم, گفته میشود.

Children always enjoy visiting their grandparents.
بچه ها همیشه از رفتن پیش پدربزرگ و مادر بزرگ هایشان لذت میبرند.

grandfather
پدربزرگ پدری یا مادری

grandmother
مادربزرگ پدری یا مادری

great grandfather
پدربزرگ پدر یا مادر

great grandmother
مادربزرگ پدر یا مادر

uncle
عمو یا دایی

aunt
عمه یا خاله

cousin
فرزند عمو / دایی / خاله / عمه

father-in-law
پدر همسر

mother-in-law
مادر همسر

brother-in-law
برادر همسر

sister-in-law
خواهر همسر

nephew
برادرزاده یا خواهرزاده مذکر

niece
برادرزاده یا خواهرزاده مونث

*grandchildren
نوه ها

grandson
نوه مذکر

granddaughter
نوه مونث

نکته: برای بیان نسبتی از سمت پدر, از کلمه "paternal" و از سمت مادر از کلمه "maternal" استفاده میشود:

My maternal grandfather
پدربزرگ مادری من

stepparent
ناپدری یا نامادری در حالت کلی

stepfather
ناپدری, پدرخوانده

stepmother
نامادری, پدر خوانده

step-child
فرزند همسر (مثلا شما با کسی ازدواج میکنید که قبلا فرزند داشته است)

stepson
فرزند همسر مذکر, پسر خوانده

stepdaughter
فرزند همسر مونث, دختر خوانده

sibling
برادر یا خواهر

I have three siblings.
من سه برادر و خواهر دارم

spouse
همسر

ex-husband
شوهر سابق

ex-wife
زن سابق

توجه: در مورد کلماتی که با "step" آغاز میشوند, در بعضی نگارشها بین آن و کلمه بعدی خط تیره قرار میدهند "step-father" و در بعضی نگارشها سر هم نوشته میشوند که هر دو فرم صحیح میباشد (به علت استفاده زیاد از این کلمت در طول زمان, معمولا سر هم نوشته میشوند) اما در مورد کلماتی که در آنها "in-law" وجود دارد, استفاده از خط تیره الزامی است و نمیتوان آنها را به صورت سر هم نوشت.

موارد دیگری بلدین؟؟؟ :)

رفقا😊👇
سری به فروشگاه اینترنتی انگلیسی مثل آب خوردن بزنید
و از خودتان پذیرایی کنید🎁🎁👇👇
http://shop.abcxyz.ir

لطفاً این پیام را برای دوستان و گروههای خود بفرستید و دانش را انتشار دهید.
سپاس که هستید 🙏🙏

انگلیسی مثل آب خوردن در تلگرام:👇
https://telegram.me/joinchat/BZ85hDwFxO_aPIcyzHc2zw
🇬🇧🇺🇸

12/02/2024

به یک تن استاد آلمانی طبقه اناث برای آموزشگاه نیازمیدیم
0708020601
وتس آپ وتماس

17/04/2019

Out of
به معنی:
به بیرون از/ به خارج از

مثال:
The audience came out of the theater.
حضار به بیرون از تاتر آمدند

The cat is out of the bag.
گربه بیرون کیسه است.
🌹🌹🌹
به معنی:
ورای چیزی بودن/ فراتر از چیزی بودن
مثال:
This is out of my area of expertise.
این ورای/ فراتر از تجربه ی من است
🌹🌹🌹
به معنی:
به منظور/ با هدف/ به خاطر
مثال:
I give money to charity out of pity.
من به خاطرحس دلسوزی به خیریه پول دادم

She asked the question out of mere curiosity.
او محض کنجکاوی سوال میپرسد
🌹🌹🌹
به معنی:
نداشتن و در دسترس نداشتن چیزی
مثال:
Sorry, we're out of bread.
متاسفم، ما نان نداریم.

I had to go shopping as we were completely out of milk.
از انجایی که شیر تمام کرده ایم باید بروم و بخرم
🌹🌹🌹
به معنی:
خارج از سرویس و مالکیت بودن
مثال:
They will soon be out of business.
آنها به زودی بدون شغل خواهند بود

This train will be going out of service at the next station.
این قطار میره که در ایستگاه بعدی از سرویس خارج بشه
🌹🌹🌹
به معنی و کاربرد:
بیان و ارایه یک مقداراز کل/ بیان یک عدد کسری
مثال:
Two out of ten.
دو تا از 10 تا

Only three out of a thousand are born with this rare disease.
تنها سه مورد از هزار مورد با این بیماری نادر به دنیا میآیند.

Out of the entire class, only Mori completed the work.
از کل کلاس، تنها موری کار را تمام کرد.
🌹🌹🌹
کاربرد در:
مبدا" خروج کشتی از بندرگاه
همچنین مبدا خروج از جایی
It's the Titanic out of Liverpool.
آن (کشتی)تایتانیک از لیورپول است.

She walked out of the house.
او از خانه به بیرون قدم زد

Photos from ‎انتشارات امیری‎'s post 14/04/2019
Photos from Mesbah academic Center's post 09/04/2019
08/04/2019
Want your school to be the top-listed School/college in Kabul?

Click here to claim your Sponsored Listing.

Location

Category

Culinary Team

Attire

Telephone

Website

Address


Afghanistan
Kabul
1001