تعریف اصطلاحات و کلمات کلیدی در علم اقتصاد
کالا :
به چیزی اطلاق می شود که مصرف کننده با مصرف آن احساس رضایت نماید. کالا به دو شکل مادی و غیر مادی تفکیک می شود. به کالای غیر مادی اصطلاحاً « خدمت » اطلاق می شود.
کالای مجانی :
کالایی است که به فراوانی در دسترس باشد و مصرف کننده با قیمت صفر هر آنچه را که بخواهد بتواند داشته باشد و مصرف کند.
کالای اقتصادی :
به کالایی اطلاق می شود که مصرف کننده نمی تواند در قیمت صفر هر اندازه که بخواهد داشته باشد.
کالای مصرفی :
مانند کره، بنزین، مداد و ... ، کالاهایی هستند که برای ارضا احتیاجات و خواسته های افراد مورد استفاده قرار می گیرند.
کالای سرمایه ای:
مانند تراکتور، ماشینهای چاپ، ماشینهای نساجی و ... ، کالاهایی هستند که در تولید کالاهای دیگر مورد استفاده قرار می گیرند.
کالای خصوصی :
مانند لباس، کیف، کفش و خودکار از جمله کالاهای خصوصی می باشند.
کالای عمومی :
مانند جاده، پل و خدمات نیروی انتظامی از جمله کالاهای عمومی هستند.
آموزش مدیریت منابع بشری
Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from آموزش مدیریت منابع بشری, Education, Kabul.
روشهای پول شویی:
امور زیر در فرایند پول شویی اهمیت دارند : منشاء واقعی پول پنهان بماند ، شکل پول تغییر کند یا با متاع با ارزش دیگری تبدیل گردد ، این پروسه مخفیانه طی گردد ، از پول کثیف حفاظت مستمر به عمل آید زیرا افرادی که در جریان پولشویی بوده اند می دانند که اگر آن را به دست آورند تصاحب کننده اولی نمی تواند از آن شکایت کند.
شیوهای تطهیر پول پیچیده و متنوع است. این شیوه ها به عواملی چون نوع خلاف انجام شده ، نوع سیستم اقتصادی ، قوانین و مقرات کشوری که در آنجا خلاف صورت گرفته و نوع مقرارتی که کشوری که پول در آنجا تطهیر میشود بستگی دارد. از معمول ترین و مهمترین شیوهای پولشویی این است که پول شویان برای کاهش جلب توجه مجریان قانون به عملیات پولشویی مقادیر زیاد پول نقد را به مقادیر کوچکی تبدیل نموده و یا به طور مستقیم در بانک سرمایه گذاری کرده و یا با آن ابزارهای مالی چون چک و غیره خریده و در مکان های دیگر سپرده گذاری می کنند و ار شیوه های دیگر تطهیر پول ، سرمایه گذاری موقت در موسسات تولیدی ، سرمایه گذاری در سهام و بازارهای اوراق بهادار و ایجاد سازمان خیریه قلابی ، سرمایه گذاری در بازاهای طلا و الماس ، شرکت در مزایده های اجناس هنری و کالاهای قدیمی ( آنتیک) و انتقال پول به کشورهای دارای مقررات بانکی آزاد مانند کشور سوئیس اشاره کرد.
استفاده از معاملات تقلبی و صوری نیز در فرآیند پول شویی متداول است .یکی از شیوهای ان سزمایه گذاری خصوصی در طرح ساختمانی (ساخت و ساز ) و حتی به ظاهر تحسین بر انگیز می باشد. قاچاق چیان بطور سنتی از طریق سیستم بانکی ، روش انفجار ستاره را به کار می گیرند، در این روش حساب سپرده ای با پولهای مختلط کثیف و پاک افتتاح می کنند و با سفارشهای مکرر از طریق حواله های کتبی ، تلگرافی ، تلفنی و فکس و .... پول ها را به حساب های متعددی در کشورهای گوناگون انتقال می دهند.
پول شویی چیست؟
اگر در خصوص این سوال که پول شویی چیست از مردم سوال بپرسیم پاسخ اکثر آنها این است که نمی دانیم. در این مقاله سعی کردم شما را با مسئله بسیار پیچیده پول شویی آشنا کنم.
پول شویی معادل فارسی money laundering پول کثیف نیز ترجمه لغت به لغت dirty money است. پول کثیف پولی است که از محل کسب و کارهای کثیف و غیر قانونی به دست آمده باشد .کسب و کارهایی همچون مواد مخدر ، قاچاق انسان ف خرید فروش زنان ، اختلاس در موسسات مالی و بانکها و مواردی شیبه این مسائل.
پول شویی یک پدیده تاریخی است .نخستین بار فردی بنام آکاپون گروهی بنام آکاپونها را تشکیل داد و این گروه در جریان روز مره از مردم اخاذی می کردنند و برای پنهان کردن از شیوه عمل خود ، رختشیوخانه(خشکشویی) تاسیس و به این طریق وانمود می ساختن که درامد خویش را از این راه به دست می اورند و نه از راه نا مشروع و به این ترتیب اصطلاح پول شویی شکل گرفت و ریشه در مالکیت خشکشویی ها توسط مافیا در ایلات متحده امریکا وارد و به دهه های 1920 و 1930 بر می گردد وای با توجه به این که کاربرد این اصطلاح در منابع مکتوب بیش از دهه 1970 مشاهده نشده به نظر می رسد همان تشابه پول شویی با شست و شویی لباس و ..... که کثافت در تمام موارد غیر قابل رویت گردیده و محو میشود منشا کاربرد این اصطلاح در مورد پروسه باشد که پول های آلوده را (75 درصد ) را تمیز جلوه میدهد.
حال تعریفی جامع از پول شویی : پول شویی جریان پنهان سازی درامدهای غیر قانونی و مجرمانه است.با توجه به تعاریف مندرج در منابع حقوقی و اقتصادی باید گفت پول شویی فرایندی است که در طی آن درامدهای غیر قانونی را قانونی جلوه میدهند و به تعبیر دیگر به معنای قانونی کردن درامدهای غیر قانونی ، مشروع کردن پول های نا مشروع یا تطهیر پول های حرام و یا تبدیل پول های کثیف ناشی از اعمال خلاف به پول های تمیز و پاک می باشد.
جایگاه اخلاق در نظام سرمایه داری
اخلاق اقتصادی به آن دسته از ارزش های اخلاقی و معنوی گفته می شود که آثار اقتصادی درپی داشته باشد. در قرن حاضر هر روز انسان با موضوعات اخلاقی متنوع و فراوانی روبه رو می شود و کمتر کسی واقعا می داند که چه تصمیمی باید بگیرد! این موضوع در تجارت و امور مالی حادتر به نظر می رسد.
در دنیای امروز هر روز شاهد سنت شکنی های ناخواسته ای هستیم که به اجبار به آن راضی می شویم، زیرا فکر می کنیم چاره ای نیست! اما آیا قربانی ای مظلوم تر از فضایل اخلاقی نیست؟
اخلاق به معنای صفت نفسانی پایدار است و نوسان در آن راه ندارد. اقتصاد در ابتدا به عنوان شعبه ای از علم اخلاق تدریس می شده است، اما با سردرگمی بشر در قرن های اخیر، شکافی بین اخلاق و اقتصاد ایجاد شد. امروز مفهوم سرمایه اجتماعی مترادف گسترش فضایل اخلاقی و کاهش رذایل اخلاقی است.
در این مقاله سعی می کنیم سوالاتی را مطرح کنیم که هر روز بارها به ذهنمان خطور می کند اما نمی دانیم کی آنها را فراموش می کنیم و دوباره به یاد می آوریم. به راستی آیا حداکثر کردن منافع شخصی که ستون نظام سرمایه داری است به معنای عدم رعایت اصول اخلاقی در این نظام است؟ جایگاه اخلاق در نظام اقتصادی اسلام کاملا واضح است و نیازی به بحث در این مورد نیست.
اسلام بین فعالیت های اقتصادی و اصول اخلاقی پیوندی محکم بنا کرده است به طوری که انصاف را نیمی از دین می داند. به این ترتیب در این مقاله برآنیم تا جایگاه اخلاق را در نظام سرمایه داری مشخص کنیم.
نظامی که به قول «دِسُتو» تنها بازی در شهر است و همه مجبورند آن را انجام دهند، به طوری که نظام کمونیستی و سایر نظام ها در عمل در صراط این نظام قرار دارند و نوک پیکان آنها به سوی این نظام است.
5 راهکار برای داشتن ذهنی آرام
ذهن آرام و بی دغدغه عالی ترین آرزویی است که هر انسان می تواند داشته باشد. آرزویی که آنقدرها هم دور از دسترس نیست اگر خود ما خواهانش باشیم.
به گزارش بانکی دات آی آر، ذهن منفی، شلوغ، بی نظم و آشفته تنها جسم آدم را فرسوده و روحش را خسته می کند، اما ذهنی که مملو از اندیشه ها و افکار مثبت و انرژی زا باشد، فرد را به بالاترین آرامش می رساند.
داشتن ذهن آرام راهکارهایی دارد که در این مجال کوتاه به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1. راجع به همه چیز نظر ندهید
واقعیت این است که خیلی چیزها در این دنیا به ما ربطی ندارد و نیازی نیست راجع به آن نظر بدهیم یا بدتر از آن خود را صاحب نظر بدانیم. با این کار فقط ذهن خودمان را خسته می کنیم.
2. حسودی را از زندگی حذف و بخشش را تمرین کنید
حسادت به دیگران ناشی از تصویری است که ما از آن افراد در ذهن خود ساخته ایم و فکر می کنیم توپ تکانشان نمی دهد، حال آنکه ما از دل آنها هیچ خبر نداریم.
بخشش هم دل دریایی می خواهد و یادگیری اش نیاز به تمرین دارد.
3. تایید و به به و چه چه دیگران را گذایی نکنید
ذهنتان بهم می ریزد اگر کاری را انجام دهید، بلافاصله به دنبال تایید این و آن بروید و این تایید را از جانب آنها دریافت نکنید.
به جای اینکه صرفا برای خوشامد دیگران کاری را انجام بدهید یا ندهید، وجدان و ایده آل های خودتان را در نظر بگیرید.
4. پیوسته تمرین تمرکز کنید
تمرکز نداشتن ذهنی باعث از این شاخه به آن شاخه پریدن و در نتیچه آشفتگی ذهنی می شود. وقتی ما خودمان هم نمی دانیم از ذهن بی نوایمان چه می خواهیم، نباید انتظار داشته باشیم که ذهنمان هم روزگار آرامی را سپری کند.
5. مسوولیت های هم قد خود را قبول کنید و اگر نمی توانید نه بگویید
این یکی را خیلی جدی بگیرید. بسیاری از آشفتگی ها و بهم ریختگی های ذهنی ناشی از قبول مسوولیت هایی است که از توانایی ما بیشتر است. هنر نه گفتن در چنین موقعیت هایی است که به دادمان می رسد.
توضیح کوتاه درباره کاربرد نرم افزار اکسل در حسابداری
نرم افزارهای مالی هر چقدر هم که پیشرفته باشند باز هم نمی توانند گزارشات مالی مورد نیاز شما رو به همان شکل که ما می خواهید تهیه و ارائه کنند . نرم افزار اکسل به عنوان یک نرم افزار واسطه بدلیل انعطاف پذیر بودنش در انجام گزارشات مالی ، یک نرم افزار های مهم و کاربردی برای حسابدار به شمار می آید که یادگیری آن برای یک حسابدار لازم و ضروری است بطوریکه می توان گفت همه تمامی نرم افزارهای جدید حسابداری به نوعی درقسمت تهیه گزارشات پس از تهیه گزارش این امکان رو به شما میدن که نتیجه گزارشات را به نرم افزار excel منتقل کنید تا بتوانید اصلاحات و تجزیه و تحلیل بهتری را روی داده ها انجام بدهید .
در واقع نرم افزار EXCEL با تهیه کاربرگ های نیمه هوشمند میتواند جایگزین مناسبی برای کاغذ و قلم باشد و اطلاعات و گزارشات مفید و قابل فهم تری رو ارائه کند البته با توجه به دقت ، سرعت و زیبایی که به تهیه گزارشات می دهد به هیچ وجه قابل مقایسه با کاغذ و قلم نیست.
شاید در ابتدا کار با این نرم افزار کمی سخت باشد ولی به مرور با روان شدن دست شما و تمرین بیشتر با این نرم افزار ، میانبرها و فرمول های آن ضمن بالا بردن سرعت شما دقتتان را نیز تا میزان بسیار زیاد ، بالا می برد. یادگیری این برنامه را به تمام کسانی که می خواهند به نوعی این رشته رو بصورت حرفه ای دنبال کنند ، توصیه میکنم .
معني لغات انگليسي حسابداري
حسابداري Accounting
حسابدار Accountant
دارايي Asset
بدهي Liability
سرمايه Capital
سود Benefit
هزينه Expense
فروش Sale
خريد Purchase
دارايي ثابت Fixed Asset
نقد Cash
یک حسابدار برای موفقیت در این دنیای پر از رقابت و تغییر و تحول باید خلاق، مبتکر، صبور و منضبط باشد.
علاقه به امور مالی و تجزیه و تحلیل های آن، عامل موفقیت دانشجوی حسابداری است.
ويژگيهاي مديريت بر پايه ارزش
مقدمه
درحالـــــي كه جهان وارد هزاره جديد مي گردد، همه چيز در معرض تغيير قرار گرفته است. نظرات ديرينه اي كه اساس مديريت موجود را تشكيل مي دهند اكنون موردسوال قرار گرفته اند. درحال حاضر موضوعهايي همچون نحوه مشاركت افراد در امور و شيوه كسب درآمد موردبررسي قرار مي گيرد.
به دليل گسترش روزافزون فناوري، ارتباطات جهاني و شبكه هاي اطلاعاتي بر تحرك سرمايه و نيروي كار افزوده شده است و نهادهايي چون شركتهاي سهامي ناچارند دوره سازماندهي جديد را تجربه كنند.
سهامداران به واسطه بحرانهاي اقتصادي نگران سود خود هستند.
كارمندان شركتها مأيوسانه به آينده شغلي خود مي نگرند. مديران كه همواره به دنبال سوددهي شركتها و سازمانها هستند اكنون از سبك تئوري هاي X به حالت مشاركتي (تئوري Y) و روشهاي اختياري (تئوري Z) تغيير موضع مي دهند.
مديريت مبتني بر ارزش (VALUE-BASED MANAGEMENT = VBM) سعي مي كند كه پاسخي درخور به وضعيتهاي پرتلاطم فعلي دهد و مفاهيم مديريت را از ديدگاههاي خاصي بررسي كنــد. در اين نوشتار تلاش مي شود كه به طور خلاصه مفهوم مديريت مبتني بر ارزش مطرح شده و باتوجه به شرايط مديريتي كشور ما موردتوجه قرار گيرد.
شركتهاي سهامي به مثابه يك ائتلاف ناپايدار
شركت سهامي وظايف متعددي را به عهده دارد. اما سه وظيفه اصلي آن عبارتند از:
1 - سازماندهي و به حداكثر رساندن كارايي نيروي كار و سرمايه براي توليد و توزيع كالا و خدمات؛
2 - به حداكثر رساندن سود سهامداران؛
3 - محافظت از دارايي شخصي مالكان از خطرات تجاري (برخلاف شركتهاي تضامني).
با اين حال، وقتي به شركتهاي سهامي و يا ساير موسسات بازرگاني نگاه مي كنيم عموماً متوجه عدم هماهنگي ميان منافع گروههاي مختلف مي شويم. كارفرمايان و مديران به دنبال سود بالاتر، هزينه پايين تر و كارايي بيشتر هستند. درحالي كه، پرسنل به دنبال دستمزدهاي بالاتر و امنيت شغلي بيشتر هستند. مشتريان خواهان كالا و خدماتي با كيفيت بالاتر و قيمت پايين ترند. البته دولتها نيز خواستار يك اقتصاد پايدار و اخذ مالياتي بالاترند. با وجود بحرانهاي اقتصادي كه بقاي سازمانهاي كوچك و بزرگ را تهديد مي كند، تنها مي توانيم بپرسيم كه تـــــا چه مدت اين ائتلاف ناپايدار دوام مي آورد. پرسش مهمي كه براي هر واحد تجاري مطرح است كه آيا اصول يكنواخت و ثابتــــي وجود دارد كه بتواند اين اختلاف سليقه ها را برطرف كرده تا شركت بتواند منافع همه اعضاي ائتلاف را تامين كند؟
باورهاي غلط
1 - اكثر مردم تصور مي كنند كه تنها راه مشروع و قانوني براي افزايش استاندارد زندگي شان، افزايش دستمزد يا حقوقهاي بالاتر است. اين افزايش دستمزد تاحدي ادامه مي يابد كه از توانايي مالي شركت خارج مي شود و درنهايت بين مديريت و نيروي كار اختلاف ايجاد شده و خود را درمقابل يكديگر مي بينند. دراين حال، شركتهاي تجاري ورشكسته شده و كارگران وكارمندان بيكار مي گردند. پس اگر اين گونه نظام تعيين دستمزد، شركتها و پرسنل آنها را نابود مي كند پس راه حل چيست؟ اگر از درون شركتها و ســــــازمانها شروع كنيم چگونه مي توانيم يك نظام موفق را پياده كنيم؟ اگر بخواهيم سازمانها و شركتها را مجدداً سازماندهي كنيم، نظام مديريتي آن چگونه خواهدبود؟
2 - بسياري از مردم به اشتباه فكر مي كنند كه يك فرايند خوب بر يك ساختار صحيح ارجحيت دارد و بالعكس. ساختار به چارچوبي از قدرتها اشاره مي كند كه حقوق، مسئوليتها و وظايف شخص را مشخص مي سازد. ساختارهاي يك سازمان تجاري شامل ارزشهاي اصلي و مكتوب و اصول اخلاقي و آيين نامه اي آن، سيستم ها، قوانين و نظامهاي سازماني است. اينها پارامترهاي فرايندهايي كه به وجود مي آيند را تشكيل مي دهند. آنها همچنين بر روابط قدرت و كنترل بين مالكان، مديران و كارمندان حاكم است. تجربه نشان داده است كه مشاركت بدون ايجاد ساختار براي انتقال قدرت به تك تك افراد بسيار ناپايدار و كوتاه مدت است. ازطرف ديگر، ساختار بدون مشاركت انسان به مانند خانه اي است كه در آن هيچ فردي زندگي نمي كند.
يك ساختار بدون دخالت انسان و فرايند، ايستا بوده و درنهــايت روح خود را از دست مي دهد و بدون وجود يك «ساختار» فرايندي را كه داريد به مقصدي نامعلوم مي رود و چيزي از خود باقي نمي گذارد. پس ساختار و فرايند لازم و ملزوم يكديگرند و نبايد به اشتباه هركدام را بر ديگري ترجيح داد.
3 - يك باور غلط ديگر عدم توجه به احساس مالكيت در زيردستان و كارمندان است كه درواقع خود حلقه گمشده ارتباط پرسنل و سازمانهاي تجاري است. بسياري از كارشناسان مديريت معتقدند كه روش اصلي ايجاد انگيزه ناشي از نياز انسان به احساس مسئوليت و كنترل درمورد كار و زندگي خود است.
بنابراين، مديريت اين شعارها را مطرح مي كند: «به پرسنل قدرت واختيار تفويض كنيد». «پرسنل را در امور مشاركت دهيد». «در كارمندان احساس مالكيت ايجاد كنيد». چرا مالكيت مستقيم يا دارايي خصوصي اين قدر حساس و مهم است؟ جواب اين است كه دارايي حقوق دائمي براي سود، اطلاعات و نظارت بر قدرت مي دهدكه نمي توان آن را از مالك دور كرد. از آنجا كه قدرت با دارايي ارتباط تنگاتنگي دارد فرايند مشاركت بدون وجود دارايي درنهايت بي معني مي شود.
شواهد حاكي از آن است كه سودآورترين شركتها، آنهايي بوده اند كه مالكيت، سود و اطلاعات را با همه پرسنل سهيم شده اند كه بدين ترتيب كارمند بيشتر درگير كارها مي شود و فعالانه در عملكرد سازمان نقش دارد. شركت مايكروسافت نمونه اي عملي و تازه از اين نوع مديريت است. خارج از مسئله قدرت دهي و مشاركت اين سازمانها به طور پيوسته و سيستماتيك به حقوق تك تك پرسنل احترام مي گذارند.
مفهوم مديريت مبتني بر ارزش
تعهد نسبت به واگذاري قدرت مشاركت واقعي در سازمان وجود سيستمي را ضروري مي سازد كه احترام و ارتقا هر فرد را به صورت هدفمند درنظر داشته باشد. چنين سيستمي براي همه پرسنل امكــــان مشاركت را مهيا مي سازد و همچنين شركت را طوري سازماندهي مي كند كه به مشتري حداكثر بها را مي دهد. ضمن اينكه به هر كارمند به خاطر ارزش مشاركتش پاداش مي دهد.
درنتيجه او را در عملكرد سازمان شريك مي كند. چنين چارچوب جامعي مديريت مبتني بر ارزش ناميده مي شود. هدف اين نوع مديريت افزايش سودآوري بلندمدت شركت ازطريق توجه به مشتري است. هدف نهايي اين است كه هر شخص را به عنوان يك مالك و يك كارمند، قدرت اقتصادي ببخشد.
مديريت مبتني بـــــر ارزش دو اصــل را بيان مي كند: 1 - به افراد سهم متناسب با آنچه كه در توليد كمك مي كنند داده شود؛ 2 - به همه افراد حق زندگي در فرهنگي داده شود كه در آن داراي احترام و ارزش برابر هستند. آنچه كه مديريت مبتني بر ارزش به طور انحصاري ارائه مي كند چارچوب رعايت اخلاق در بازار جهاني است.
اجزاء سيستم مديريت مبتني بر ارزش
مديريت مبتني بر ارزش داراي سه جزء به هم پيوسته است كه هم جنبه هاي اخلاقي و هم جنبه هاي مادي را نشان مي دهد:
1 - ساختارهاي حكومتي و عملياتي مبتني بر ارزش. يك ساختار اجتماعي نظير يك سازمان يا يك شركت تجاري بايد براي كسب موفقيت طبق اصول سالم و ارزشهاي اخلاقي سازماندهي شود.
ساختار كلي يا «محيط نامرئي» يك شركت شامل عناصر سازنده اي چون اعلام ارزشهاي اصلي توسط شركت، اصول اخلاقي و ماموريتهاي سازمان، طرحهاي بازاريابي، مالي، عملياتي و استراتژيكي، نمودارهاي سازماني و قوانين شركت وغيره است. اين زيرساختها روي كيفيت روابط بين افـــراد ومحيط فيزيكي شان تاثير بسزايي مي گذارد. طبق مديريت مبتني بر ارزش، اين تعاملات _(بين افراد و محيط فيزيكي) «فرهنگ» كلي شركت را تشكيل مي دهند.
2 - تمركز بر ارزش مشتري و ارباب رجوع. مديـــريت مبتني بر ارزش به هر مشتري و ارباب رجوع به عنوان يك انسان كه شايسته رفتار محترمانه و منصفانه است، مي نگرد. ضمناً معتقد است كه درنهايت چك حقوقي كليه پرسنل را در شركت، او امضا مي كند. از لحاظ هدف اجتماعي يعني تحويل كالا و ارائه خدمات با بالاترين كيفيت مديريت مبتني بر ارزش از فرمول زير پيروي مي كند.
به عبارت ديگر، ارزش با افزايش كيفيت كالا يــــا خدمات و يا كاهش قيمت افزايش مي يابد. اين فرمول، كليد موفقيت در بازار رقابتي است.
3 - سيستم پاداش و پرداخت برمبناي ارزش. با فرض اينكه ساختار شركت براساس اصول اخلاقي سالم بوده و تمركز اصلي آن را بر ارائه حداكثر ارزش به مشتري است، نظام پرداخت پاداش را مي توان طوري سازماندهي كرد كه نشانگر اين اصول باشد.
چگونگي يك سيستم مبتني بر ارزش را شروع كنيم: نحوه اجراي سيستم در هر شركت متفاوت است. مديريت مبتني بر ارزش برپايه اصول اخلاقي جهاني استوار است كه مرتبط با ماهيت انسان و نيازهاي اساسي بشري است. عواملي چون اندازه شركت، نوع صنعت، موقعيت فيزيكي سازمان، استراتژي هاي سازمان و سبك مديريت در نحوه شروع سيستم موثر هستند. يك مدير مشاركتي كه مايل به برقراري اين سيستم است بايد اين فرايند را با تهيه يك مجموعه مكتوب آغاز كند. ارزشهاي اصلي شركت كه عموماً داراي اصول اخلاقي است كه دليل وجــــودي شركت را تعريف مي كند و نحوه عملكرد و رشد سازمان را هدايت مي كند. اصول اخلاقي مجموعه رفتارهايي براي هدايت افراد به سمت هماهنگي بين اشخاص و فرهنگ شركت است. درحدكمال مطلوب، اين ارزشهاي اصلي و اصول اخلاقي توسط همه افراد سازمان تائيد شده است و در قوانين فرعي و ساختار شركت منعكس شــده و مشمول بازنگري و بهبود دوره اي مي گردد. اين اصول مكتوب به عنوان راهنمايي براي هدايت عمليات و نيز تعاملات روزانه اعضاي آن محسوب مي شود.
از ميان مهمترين ساختارها و فرايندهاي مديريت مبتني بر ارزش مي توان موارد ذيل را نام برد:
1 - برنامه هاي آموزشي براي عوامل فعال شركت و مديران اجرايي اصلي؛
2 - اجراي سيستم هاي بهبود كيفيت درجهت حركت به سمت مشتري گرايي؛
3 - برقراري سيستم هاي پاداش فردي و گروهي به طور منظم؛
4 - برقراري سيستم هاي كنترل كيفيت آماري مرتبط با حل مسائل به صورت مشاركتي و كاستن هزينه؛
5 - برقراري سيستم هاي مسئوليت پذيري دوطرفه.
مديريت مبتني بر ارزش مي داند كه تغيير فرهنگ يك شبه رخ نمي دهد رفتارهاي مردم و سازمانها در طول زمان ريشه دوانده است. تنها از طريق تقويت مثبت و پيوسته در طول زمان عادتهاي جديد ريشه مي گيرند.
رهبري در سيستم مديريتي مبتني بر ارزش: سيستم هاي مبتني بر ارزش توسط رهبر هدايت مي شود اما متكي به رهبر نيستند.آنها انرژي و خلاقيت خود را از پايين و جهت و اهداف خود را از بالا مي گيرند. اين سيستم يك رهبر واقعي را يك معلم و خدمتگزار تعريف مي كند. شخصي كه به ديگران قدرت تشخيص پتانسيل نهايي آنها را مي دهد. اگر رهبر سازمان كار خود را خوب انجام دهد، ارزشهاي جهاني را بيان كرده و آموزش دهد و ديدي بلندمدت ايجاد كند، ديگران را به كسب آن ارزشها و پيروي از آن ديد بلندمدت، تشويق مي كند.
نتيجه گيري
در تحليل نهايي مديريت مبتني برارزش روابط قـــــدرت در سازمان را مجدداً تعريف مي كند. رهبري در سازماني با مديريت مبتني بر ارزش نيازمند ديد وسيع، صبر، پشتكار و تمايل به سهيم شدن با پرسنل است. ازنظر بسياري از مديران وكارفرمايان طرزفكر سهيم شدن با پرسنل غيرقابل قبول است. اما براي كساني كه به دنبال يك سيستم مديريتي جديد براساس سهيم شدن برابري و قدرت هستند، بسيار سودمند است.
مديريت مبتني بر ارزش مي داند كه توسعه و شخصيت و احترام هر فرد به كارش هم از جنبه هاي اقتصادي و هم غيراقتصادي بستگي دارد. مديريت مبتني بر ارزش چارچوب اخلاقي جديدي را براي افزايش وجهه و كيفيت زندگي پرسنل ارائه مي كند و درعين حال كارايي را بالا برده و عدالت را درجامعه و سازمان برقرار مي سازد.
مهارت مالی
مهارت های مالی مهارت هایی را شامل می شود که در آن شخص، گردش مالی و هر آنچه که به آن سرمایه گفته می شود را به صورتی قانونمند و هدفمند پی گیری و اجرا می نماید.
فردی که مهارت های مالی را در وجود خود می یابد می تواند با اصول و قوانینی که در این بخش وجود دارد ورود و خروج پول و به قول خودمانی دخل و خرج یک شرکت یا اداره یا کارخانه را سامان بخشد.
مهارت های مالی نظم و انضباط کاملی به هزینه ها، درآمدها و مطالب جانبی می بخشد.
امانتداری و صراحت و دقت در محاسبات هر کدام بخش عمده ای از موفقیت را شامل می شود.
در زمانی زندگی می کنیم که یکی از مهمترین ارکان رشد و توسعه کشورها رشد و توسعه اقتصادی است و قدرتمندی کشورها با خط کش رشد اقتصادی و توسعه یافتگی اقتصاد سنجیده می شود.
شاخص اصلی که مبنای توسعه اقتصادی نیز قرار گرفته، توسعه انسانی است.
انسان ها در راستای کاری که انجام می دهند موجبات تولید را فراهم می کنند.
تولید و گردش مالی که در اثر آن به وجود می آید زیربنای اصلی برای رفاه و آسایش یک ملت را فراهم می کند.
همانطور که مشاهده می کنید در کنار تولید، گردش مالی قرار گرفته است که به طور کلی فرایند تولید مصرف در یک چرخه اقتصادی نیازمند سرمایه است.
سود و زیان، سرمایه گذاری و خرید و فروش و مسائلی از این قبیل در دو کلمه تولید و مصرف شکل می گیرند و هر دوی اینها نیازمند گردش مالی است.
خسارت های فراوان و جبران ناپذیری که در اثر اشتباه، سهل انگاری یا طمع ورزی در حیطه مسائل مالی صورت می گیرد در کنار سود و بهره مندی که در اثر محاسبات دقیق، برخورداری از ریسک عقلانی، تحمل سختی ها در راستای قناعت، صرفه جویی و بهره وری بالا و اندیشه کیفیت که محصول وجدان کاری و انگیزه تولید بهتر است، شکل می گیرد، همگی مسائل اساسی و مهمی هستند که در مهارت های مالی و چرخه ای که تولید و مصرف نیز در آن حضور دارند وجود دارند.
افرادی که در زمینه مهارت های مالی دارای اندیشه های برتر و خلاقیت باشند در کنار صنعتگران، بنگاه های اقتصادی، مدیران بانک ها و سهامداران بورس و بسیاری از افراد دیگر که می خواهند برای تولید ثروت خود یا کشور خود تلاش کنند سهم بسزایی دارند.
جمله معروفی هست که می گوید یک حسابدار آمادگی دارد تا مدیر را به ورشکستگی يا به قله خوشبختی برساند.
افراد بسیاری هستند که ماه ها در انتظار یک حسابدار امین و مطمئن می نشینند و صبر می کنند تا بتوانند اینچنین فردی را بیابند و می دانند که یک حسابدار مطمئن و توانا می تواند خیال یک مدیر و مسئول را آنقدر راحت کند که فکر آن مسئول معطوف مدیریت بهتر برای تولید و بالا بردن کیفیت کارها شود یعنی ارتباطي مستقیم بین گردش مالی سالم و کیفیت برقرار کند.
مسئله مهم دیگر انگیزه اصلی افراد برای کار است که برای امرار معاش خود و افزایش قابلیت هایشان جوهر وجودیشان را مورد استفاده قرار مي دهند و در این راستا کسی را نمی یابید که کار کند و انتظار دستمزد نداشته باشد و اگر انتظار نداشته باشد جای سوال است.
بنابراین فردی که در این راستا کار می کند باید متوجه این موضوع باشد که درستی کار در بخش مالی هر مجموعه با تمام بخش های زندگی افراد آن مجموعه در ارتباط است و این اهمیت و حساسیت این کار را می رساند.
برای ارزشیابی یک موسسه لازم است که ارزش مالی شرکت به طور دقیق مورد نظر قرار گیرد.
قیمتهای بازار سهام نشان دهنده قضاوت های کوتاه مدت تحلیل گران است و این قضاوت هاي ناشی از تغییر روش موجودی ها در مقابله با تورم و دیگر تغییرات داخلی دارای اهمیت ویژه ای است.
مسأله مهم دیگر، نیازهای نقدینگی برای امور استراتژیک در مقابل عملیات روزمره در طول دوره تورم است.
موسسات دارای نقدینگی زیاد باید در مورد تعیین مهلت برای ادامه وضع موجود نقدینگی و نحوه سرمایه گذاری عاقلانه، تصمیم گیری لازم را به عمل آورند.
نقش مدیریت مالی در حمایت از برنامه ریزی می تواند برای موسسه برتری استراتژیک ایجاد کند.
مدیران مالی در تدارک مراحل بودجه و تهیه ارقام برای تصمیم گیریها، در بسیاری از مواقع نقش حائز اهمیتی دارند، هر چند که نقش این مدیران کوتاه مدت است و به مسائل خرد بیش از دیدگاههای جامع توجه دارند. بنابراین، یک موسسه در زمانی خاص ممکن است از نظر مالی قوی یا ضعیف باشد و آن وضعیت باعث شود که تغییراتی استراتژیک را ایجاد نماید(یا از تغییرات استراتژیک جلوگیری کند).
نسبتهای مالی و تجزیه و تحلیلهای حسابداری به اندازه گیری این برتریهای استراتژیک کمک می کند.
این تجزیه و تحلیل مالی فرآیندی از مدیریت مالی است که می تواند امتیازات استراتژیک در موسسه ایجاد کند.
عوامل مالی و حسابداری عبارتند از:
1- منابع و قدرت مالی کل موسسه
2- سرمایه گذاری با قیمت تمام شده پایینتر نسبت به وضعیت رقبا که می تواند از قیمت سهام و چگونگی سیاست پرداخت سود حاصل شود
3- ساختار مناسب سرمایه که امکان انعطاف در کسب سرمایه اضافی را به هنگام نیاز به وجود آورد و اهرم مالی خوبی باشد
4- روابط مسالمت آمیز با مالکان و دارندگان سهام
5- وضعیت مالی مطلوب
6- برنامه ریزی مالی موثر و کارآمد در مورد نقدینگی و سیاست بودجه بندی سرمایه ای
7- سیستمهای حسابداری موثر برای تعیین قیمت تمام شده، بودجه بندی و برنامه ریزی سود و رویه های ممیزی
8- سیاستهای ارزشیابی موجودی کالا
9- وجود سیستم ارزیابی پیمانکاران فرعی
مهارت ها:
مهارت های مالی نزدیکی ویژه ای به مهارت های مدیریتی و اداری و کمترین اشتراک را با مهارت های روابط عمومی و فنی دارن
Click here to claim your Sponsored Listing.
Location
Category
Website
Address
Kabul