غزل
موهایی فرفری ِ تورا باد میبرد
وقتیکه روسری تورا باد میبرد
اینقدر پا به پای نسیم سحر نپر
دیوانه! دختری تورا باد میبرد
خورشید، برگبرگ، پراکنده میشود
تا جامهی زری تورا باد میبرد
اکنون که داغ سینهی ابری، چه میکنی؟
فردا که دلبری تورا باد میبرد
دم میزنی کبوترکان مست میشوند
تا لهجهی دری تورا باد میبرد
ای سرزمین شعبده بازان شعر گوی
بال و پرِ پری تورا باد میبرد
یکروز مولویی تو از بلخ میرود
دیوان انوری تورا باد میبرد
حالا که بامیان تورا بُمب میدَرد
پشت سرش، هری تورا باد میبرد
ا احسان بدخشانی
کاروان جوان شعر و ادب
Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from کاروان جوان شعر و ادب, College & University, کابل, Kabul.
هر چه در دل گذرد وقف زبان دارد شمع
سوختن نیست خیالی که نهان دارد شمع
نور تحقیق ز لاف دم هستی که رساست
از نفس گر همه جان است زبان دارد شمع
خامشی میشود آخر سپر تیغ زبان
داغ چون حلقه زند خط امان دارد شمع
خواب در دیدهٔ عاشق نکشد رخت هوس
سرمهٔ شعله به چشم نگران دارد شمع
رنگ آشفته متاع هوس آرایی ماست
در تماشاگه پرواز دکان دارد شمع
رهبر عالم آسوده دلی خاموشی است
چاره در پای خود از دست زبان دارد شمع
اضطراب و تپش و سوختن و داغ شدن
آنچه دارد پر پروانه همان دارد شمع
نشود شکوه گره در دل روشن گهران
دود در سینه محال است نهان دارد شمع
ضامن رونق این بزم گداز دل ماست
سوختن بهر نشاط دگران دارد شمع
نشود صیقل آیینهٔ این بزم چرا
اثری از نفس سوختگان دارد شمع
زعفرانزار طرب سیر رخ کاهی ماست
نو بهار دگر از رنگ خزان دارد شمع
سوختن مفت تماشا مژهای باز کنید
کز فسردن بهکمین خواب گران دارد شمع
بیتمیز است حیا حسن چو سرشار افتد
رنگ خود را پر پروانه گمان دارد شمع
رفتن از دیدهٔ خود طرز خرامی دگر است
بیدل اینجا صفت سرو روان دارد شمع
حضرت بیدل
دارم قرار و نیست مرا اعتبار عمر
یارب چه باعث است که دلدار رخت بست
دوستانی که تازه به صفحه کاروان جوان شعر و ادب پیوسته اید خوش آمدید. بودن هر کدام تان مایهی فخر ماست. دوست داریم از داشته های هر یک تان در صفحه بهرهمند شویم.
09/06/2024
سوما رووفی
من آن فریاد خاموشم که از گرداب برخیزم
اگرچه زن ! ولی قامت بلند از خواب برخیزم
تو سنگسارم بکن ! یا هرچه دیوار و قفس باشد
ولی من روزی از آیینه مهتاب برخیزم
مپنداری که خوابم من ! و تو قلاده میبافی
نهنگ زخمی ام ! اما از این مرداب برخیزم
اگرچه درب مکتب را به رویم بستی اما من
چنان نیلوفری باشم که از گنداب برخیزم
مرا خاموش میسازی ؟ من از دین خوب میدانم
تو قبله گم نمودی و من از محراب برخیزم
مرا بشکن ! ولی خواهی زمانی دید غوغایم
که من آیینه ام از جیوه ی سیماب برخیزم
منم فرخنده و رخشانه و مهسا و زهرا
گهی از بلخ و مشهد گاهی از کولاب برخیزم
از عمق کوره ی این مرد سالارىي محض اینجا
من آن فریاد خاموشم که از گرداب برخیزم
خواب ديدم قلزم خورشيد و موج آب را
يك كتاب حافظ و گلدان و عطر ناب را
يك دو فنجان قهوه ی تاريك بايك خشت قند
در ميان حوض عكس دختر مهتاب را
تازه تازه نسترن ها هديه مى دادند که
جوش گل ميديدم و درياچه نيلاب را
ديدم آنجا عاشقانى را كه هريك مست وشاد
گم نموده راه و رسم قبله و محراب را
تاشدم بيدار بودم خيس باران عرق
باز ديدم آن كوير مرده چون تالاب را
هر فضای بد شگون و تیره و نا سازگار
می زند برهم روان و رشته ی اعصاب را
داغ تنهايى ندانى تا كجا درد آور است
مى ربايد شب همه شب از نگاهم خواب را
جلوه ی تصویر کاذب در نگاه آیینه
مضطرب می سازد آخر جیوه ی سیماب را
س ر
دقت بکن ! به چشم من ای آشنای من
بنگر که کیست در بدل من به جای من
در من زنى ست کشته شده سالهای پیش
این لاش اوست میبردش شانه های من
آن دختری که شادی و عشق و نشاط او
حالا فقط به خاطره مانده برای من
این جا کسی ز حال دلم با خبر نشد
قلب ام پر است از غم غربت خدای من
در پشت خنده های من آوای حسرت است
حس میشود تمام غم ام در صدای من
یک ذره ژرف تر به نگاهم چو بنگری
می بینی با تمام وجودت صفای من
می بینی آن کسی که شکسته درون من
دقت کنی به چشم من ای آشنای من
سوما رووفی
⭕️بزرگ شاعران افغانستان
به یاد محمدشاه واصف باختری
👤محمدکاظم کاظمی؛ شاعر وپژوهشگر
♦️واصف باختری را میتوان «بزرگ شاعران افغانستان« در نیم قرن اخیر دانست و این بزرگی، جدا از موقعیت شعری او، حاصل چند مؤلفه دیگر نیز هست. به باور من باختری کمالبخش شعر نو در افغانستان است. شعر نو افغانستان البته متأثر از شعر نو ایران بود ولی مدتی طول کشید تا از نظر صورت و سیرت به کمال مطلوب خود برسد و این کمال یا میشود گفت بلوغ، در شعر واصف باختری در دهههای ۵۰ و ۶۰ رخ مینماید. شعر نیمایی باختری، از نظر قواعد این قالب، در شعر معاصر افغانستان بینظیر است. به این جهت میتوان آثار او را «کاملترین شعرهای نو افغانستان» حداقل در دوره شاعری خودش دانست. مؤلفه دیگر، دانش ادبی این مرد است که بعد از خلیلالله خلیلی به باور من در کسی دیگر از شاعران افغانستان بدین حد دیده نشده است. او هم در ادبیات کهن فارسی تسلطی بینظیر داشت هم در ادبیات معاصر و هم در ادبیات جهان. زباندان بود و شعرهایی از زبانهای اروپایی به فارسی ترجمه کرده بود.
♦️حافظهای نیرومند داشت و کسانی روایت کردهاند که پارههایی و یا حتی بخشهای مفصلی از متون نظم و نثر کهن را از حفظ میخوانده است. در مورد جریانهای شعری و تاریخ ادبیات هم وقوف، تسلط و حافظه نیرومند او یادکردنی است. در اوایل دهه ۷۰ آقای محمدحسین جعفریان در کابل مصاحبهای مفصل درباره شعر افغانستان با واصف باختری انجام میدهد که این مصاحبه در ۱۳ صفحه در مجله «شعر» شماره ۱۴ منتشر میشود. با این که ایشان برای این مصاحبه آمادگی قبلی نداشته و همه مطالب را از محفوظات خود بیان کرده است، این مصاحبه ماندگار، یکی از منابع مهم شناخت شعر معاصر افغانستان است، به سبب اطلاعات دقیق و داوری.های عالمانهای که در آن انجام شده است. پس از آن کمتر جایی من دیدهام که تحقیقی جامع درباره شعر امروز افغانستان انجام شده باشد و ارجاعات بسیار به این مصاحبه نداشته باشد. واصف باختری بسیار سخنور، فصیح و گشادهزبان بود. لحن شیوا و صدای گرمی داشت و زبان فارسی را به غایت به درستی و دقت به کار میگرفت. سخنانش هم عالمانه بود، هم شیرین و جذاب و هم متین و محترمانه.
♦️تواضع و فروتنی باختری حتی در برابر افرادی از نسلهای بعد هم خارج از وصف است. باختری همچون دیگر روشنفکران همنسل خویش، بدور از گرایشهای سیاسی نبود و شعرش بازتابدهنده مسائل بسیاری از سیاست و اجتماع افغانستان است. ولی در عین حال هیچگاه عامل حکومتهای مختلف افغانستان هم نشد و تابع جریانهای سیاسی ناپایدار کشور نیز. به همین جهت هم همواره از مدیریتهای کلان مملکت بدور بود ولی در حوزه تأثیرگذاری ادبی جز و اشخاص اول کشور بود. موضوع دیگر، شاعرپروری واصف باختری است. من در مقالهای او را «شاعر شاعران» نامیدهام. در دهه ۵۰ و ۶۰ افغانستان او مهمترین مرجع علمی و ادبی در زمینه شعر در کشور به حساب میآمد و خیلی از شاعرانی که در آن سالها در داخل کشور بالیدند، در سایه او رشد کردهاند و اما نمیتوانم یک دریغ را هم به زبان نیاورم…
دوستان اگر علاقه داشته باشید شعر و یا متن دل نوشته های خود تان را یا از دوستان تان را در صفحه نشر کنید.
این صفحه مربوط نوشته های تخیلی و عاطفی شماست.
23/02/2024
دوستان عزیز را درود!
صفحه خود تان را لایک کنید و شعر ها و دل نوشته های تان را با ما شریک سازید تا از خاطره ها و اندیشه های تان بهره ببریم.
Click here to claim your Sponsored Listing.
Location
Category
Website
Address
کابل
Kabul