22/08/2023
استراتژیهای گفتگو و مکالمه به زبان انگلیسی
در این نوشته در رابطه با ۳ استراتژی برای گفتگو به زبان انگلیسی صحبت میکنیم. داشتن گفتگوهای طولانی و جذاب، چیزی است که حتی در زبان مادری هم میتواند بسیار سخت باشد. چه برسد به اینکه در حال یادگیری زبان انگلیسی هستید و میخواهید با شخص دیگری به زبان انگلیسی صحبت کنید. در این شرایط، شروع کردن یک گفتگو و ادامهی آن بسیار سخت به نظر میرسد. طوری که خیلیها اصلاً دور آن را خط میکشند. اما با دانستن و تمرین استراتژیهایی که در ادامه میآید، میتوانید یک گفتگوی ماهرانه با دیگر افراد داشته باشید.
۱- استراتژیهای شروع گفتگو
بعضی وقتها شروع یک گفتگو میتواند سختترین قسمت آن باشد. بخصوص اگر یک شخص خجالتی باشید، در حالت عادی به زبان مادری خود نیز احتمالاً خیلی کم با دیگران به گفتگو میپردازید. بنابراین، شروع یک مکالمه به زبان انگلیسی میتواند بسیار دلهرهآور باشد. حال چطور میتوانیم گفتگویی را با دیگر افراد شروع کنیم؟
۱-۱- معرفی خود + حالت چطوره
سادهترین راه برای شروع گفتگو معرفی خود و پرسیدن احوال دیگری است:
Hi, I’m Sabawoon. How are you?
Hi, I’m Mukhtar. How you doing?
Hi, I’m Mustafa. How’s it going?
۱-۲- چه خبر؟ یا چی گپاست
همانطور که در زبان در وقتی دوستهای خود را میبینیم، یکی از پرکاربردترین موارد شروع گفتگو، پرسیدن جملهی “چه خبر؟” است؛ در زبان انگلیسی نیز این موضوع کاربرد دارد. البته باید دقت کنیم که از این استراتژی نباید برای افرادی که تازه آنها را دیدهایم، استفاده کنیم:
Hey, Sabawoon. What’s new?
۱-۳- چهکار میکنی؟ یا چی مصروفیت داری
سومین استراتژی برای شروع یک گفتگو، پرسیدن شغل طرف مقابل، یا کاری است که وی در حال حاضر دارد انجام میدهد. توجه بفرمایید که گاهی اوقات پرسیدن شغل میتواند مکالمه را کسلکننده کند. مخصوصاً اگر طرف مقابل شغل خیلی جالبی نداشته باشد.
Hey, Sabawoon. What do you do? I’m an English teacher.
بهجای پرسیدن شغل شاید بهتر باشد که از طرف مقابل بپرسیم که چهکار میکند.
Hey, Sabawoon. What are you doing? I’m watering my garden
۱-۴- چه تفریحاتی داری؟
چهارمین استراتژی این است که از طرف مقابل بپرسیم چه تفریحاتی دارد. این سؤال از سؤال قبلی میتواند خیلی بهتر و هیجانانگیزتر باشد. زیرا اکثر افراد وقتیکه در تعطیلات خود به سر میبرند، معمولاً تفریحات جالبی دارند که میتوان در رابطه با آنها برای ساعتها صحبت کرد.
Hey, Sabawoon. What do you do for fun?
Hey, Sawbawoon. What do you do when you’re not working?
۱-۵- تعریف و تمجید
همهی آدمها تعریف و تمجید شدن را دوست دارند. بنابراین اگر میخواهید با یک نفر، گفتگوی صمیمانهای داشته باشید؛ میتوانید از وی تعریف کنید. فقط نکتهی مهم این است که باید دقت لازم را در تعریف و تمجید انجام دهید. مثلاً یکی ممکن است موهای چنگچنگی داشته باشد و شما بگویید: چه موهای چنگچنگی و قشنگی داری! اما در حقیقت ایشان موی چنگچنگی دوست نداشته باشد و از تعریف شما بدش بیاید. بنابراین عاقلانهتر این است که تعریف و تمجیدمان متوجه متعلقات فرد مقابل باشد. مثلاً لباس یا کفش و …. بهعنوانمثال:
Hey, that’s a nice bag. Where did you get it?
Hey, that’s a nice hat. It looks comfortable.
۲- استراتژیهای حفظ گفتگو و ادامه دادن به مکالمه
یکی از مهمترین نکات در حفظ گفتگو، این است که با طرف مقابل یک ارتباط مناسب برقرار نمایید. برای اینکه این ارتباط برقرار گردد باید سه موضوع برای طرف مقابل روشن باشد. ۱- بداند در حال گوش دادن به ایشان هستید؛ ۲- بداند که صحبتهای ایشان را میفهمید؛ ۳- بداند که به صحبتهای ایشان علاقهمند هستید.
این کار میتواند بهصورت فیزیکی و با استفاده از زبان بدن انجام شود. اما علاوه بر زبان بدن، ما باید بلد باشیم که اینها را بهصورت محاورهای به وی بفهمانیم و عکسالعمل مناسبی نسبت به حرفهای طرف مقابل داشته باشیم.
این عکسالعملها بهطورکلی در شرایط گفتهشده بهصورت زیر هستند:
Normal: Uh huh, yeah, ok, I see;
Surprised: Really? Wow! No way! What?! You’re kidding me!
Good: Awesome! Great! Cool! Nice!
Sad: Oh no. That’s too bad. How terrible. I’m sorry to hear that.
۳- استراتژیهای اتمام گفتگو
اکثر اوقات، گفتگوهایی که با دیگران انجام میدهید بهطور طبیعی پایان مییابد. یا مثلاً به خاطر تداخل یک تماس تلفنی یا وارد شدن شخصی دیگر قطع میشود. در این شرایط لازم نیست که کار خاصی انجام دهید و نگران چیزی باشید. اما بعضی وقتها مجبور هستید که خودتان گفتگو را تمام کنید. مثلاً شاید گفتگویتان کسلکننده شده است. یا وقت ندارید. یا طرف مقابل زیاد حرف زده است و دیگر حوصلهی حرفهای وی را ندارید. دلایل زیادی میتواند وجود داشته باشد که بخواهید به گفتگویی خاتمه بدهید. در اینگونه شرایط مهمترین نکته این است که این کار را چطور انجام بدهید که به طرف مقابل برنخورد و احساس بدی نداشته باشد؟
اولازهمه باید یکسری سیگنالهای اتمام گفتگو را بلد باشید. این سیگنالها بهطرف مقابل میفهماند که شما میخواهید گفتگو را به اتمام برسانید. بعد از بهکارگیری این سیگنالها، باید یک جملهی پایانی به کار ببرید. این جملهی پایانی میتواند دلیل شما برای اتمام گفتگو باشد.
سیگنالهای اتمام گفتگو:
وقتیکه از این سیگنالها استفاده میکنید، همانند آنچه در ویدئوی بعدی میآید، باید به تن صدای خود دقت زیادی داشته باشید و سعی کنید با لحن خیلی خوبی آنها را به کار ببرید:
“Okay…”, “Well…”, “Listen…”, “Well, Listen…”, “Hey, Listen…”, “Sorry, but uh…”
لحن صدای شما، هنگام به کار بردن این سیگنالها، باید بسیار مثبت و خوشایند باشد.
جملهی پایانی:
وقتیکه سیگنال اتمام گفتگو بکار میبرید، طرف مقابل معمولاً انتظار دارد بداند که چرا مایل هستید که گفتگو را به پایان برسانید. بنابراین نیاز است که یک جملهی پایانی نیز مثل زیر بکار ببرید:
OK, it was great catching up with you.
Well, it was nice meeting you.
Listen, it was nice seeing you again.
Well listen, I’ve got to get back to work.
OK well, I’ve got to get going.
Hey listen, I’ve got to get moving.
Ok, well listen, I’ve got to say hello to someone.
Sorry, but uh, there’s someone I need to talk to.
Well, hey, listen, I really need to go to the restroom.
Alright, well, listen, I have a phone call I need to make.
Ok, well, I don’t want to take up anymore of your time.
Well, alright, listen, uh, I’m going to be late if I don’t get moving.
Hey listen, it was really nice talking with you.
Well, look, I gotta be moving along. It was nice meeting you.
Alright, well, uh, listen, I really ought to be moving along. Nice to meet you