24/02/2025
زندگی
تو از چه رو به من اعطا شدی
ارمغان اتفاق
ای هدیهی عبثْ
زندگی !
و از چه رو به سِرِّ تقدیر
محکومی به زنجیر مرگ
کیست که از روی عداوت
مرا از نیستی خوانده
روحم را لبریز شور و
عقلم را سرشار تردید ساخته
ولی در فرارویم
دِریغ از هدفی
الکساندر پوشکین
05/03/2024
تو روز، من دریا
از دهان خفتهام شبها
میپرد به سوی تو پرندهای زرینبال
صدایش زیر و پر و بالش رنگین
ترانهای عشق را برای تو میخواند
ترانهای مرا برای تو میخواند
24/02/2024
نباشد زین زمانه بس شگفتی
اگر بر ما ببارد آذرخشا
رودکی
25/01/2024
من خودم را جشن میگیرم و برای خودم آواز میخوانم، و آنچه را که فرض میکنم شما هم فرض میکنید، زیرا هر اتمی که به من تعلق دارد، به شما نیز تعلق دارد. من روح خود را دعوت و استراحت میدهم و با دقت به یک تیر چمن تابستانی نگاه میکنم.
و. و
خ. ا
22/08/2023
در عصرهای آبی تابستان،
پای به راه ها خواهم نهاد
تراشه های ذرت بر من خواهد نشست
و علف های خرد پاکوفته ام
چون رویایی،
پاهایم خنکای علف را می نوشد
و خود وا می نهم
تا باد سر برهنه ام را در خود غرق کند
حرفی نخواهم زد،
چیزی نخواهم اندیشید
اما عشقی بی کرانه
در روحم قد خواهد افراشت
و به دوردست ها خواهم رفت،
بسی دور، همچون یک کولی
و آنجا خوشبخت خواهم بود،
چون گاه بودن با زنی
آ. ر
20/07/2023
گمان مبر که درین بیشه شیرمردی نیست
گمان مبر که درین راه رهنوردی نیست
سکوت پیش ز طوفان بود خموشی خلق
گمان مبر که دگر جنبش و نبردی نیست
واصف باختری
03/05/2023
دریا داشتیم تیره شبی دزدیدند
ناجو و سرو هزارها خشکیدند
چنان غریب و بیبخت شدیم
که خرها شان شیران ما دریدند
خ. ا
17/02/2023
اگر عالم همه پرخار باشد
دل عاشق همه گلزار باشد
وگر بیکار گردد چرخ گردون
جهان عاشقان بر کار باشد
همه غمگین شوند و جان عاشق
لطیف و خرم و عیار باشد
به عاشق ده تو هر جا شمع مردهست
که او را صد هزار انوار باشد
وگر تنهاست عاشق نیست تنها
که با معشوق پنهان یار باشد
شراب عاشقان از سینه جوشد
حریف عشق در اسرار باشد
به صد وعده نباشد عشق خرسند
که مکر دلبران بسیار باشد
وگر بیمار بینی عاشقی را
نه شاهد بر سر بیمار باشد
سوار عشق شو وز ره میندیش
که اسب عشق بس رهوار باشد
به یک حمله تو را منزل رساند
اگر چه راه ناهموار باشد
علف خواری نداند جان عاشق
که جان عاشقان خمار باشد
ز شمس الدین تبریزی بیابی
دلی کو مست و بس هشیار باشد
مولانای بلخ
14/11/2022
اندر دل بی وفا غــم و ماتم باد
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
دیدی که مـرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غـم که هزار آفرین بر غم باد
مولانا
30/10/2022
خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست
به زندگانی من فرصت جوانی نیست
من از دو روزه هستی به جان شدم بیزار
خدای شکر که این عمر جاودانی نیست
شهريار
25/10/2022
نیست کند هست کند
بیدل و بیدست کند
باده دهد مست کند
ساقی خمار مرا
مولانا