پُست 1 | رفتار انسانی
> ذهن انسان
اطلاعات منفی را سریعتر از مثبت
به خاطر میسپارد؛
این یک مکانیسم بقا است، نه ضعف.
عجایب هستی
ما در این صفحه تازه ترین کشفیات را گرد هم میکنیم
24/11/2025
ناسا تأیید کرد: زمین صاحب یک ماه کوچک جدید شده که تا ۵۰ سال آینده همراه ما خواهد بود
ناسا اعلام کرد سیارک کوچک “۲۰۲۵ PN7” وارد مداری همگام با زمین شده و دستکم تا نیم قرن آینده در نزدیکی سیاره ما میماند؛ همراهی نادر که هرچند یک ماه حقیقی نیست، اما میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره پویایی اجرام کوچک و محیط گرانشی زمین در اختیار دانشمندان قرار دهد.
زمین اکنون یک همراه فضایی تازه دارد؛ سیارکی با نام “۲۰۲۵ PN7” که از این پس در هماهنگی با حرکت ما در فضا پیش میرود. این جرم کوچک، که قطری حدود ۶۲ فوت (۱۹ متر) دارد، در مداری بسیار مشابه با مدار زمین حرکت میکند و به همین دلیل نزدیک به شش دهه در کنار ما باقی میماند و تا حدود سال ۲۰۸۳ همراه زمین خواهد بود.
این کشف نتیجه پیمایشهای آسمانی است که هر شب بخشهای ثابتی از آسمان را اسکن کرده و در پی اجرام کمنور و کندحرکتی هستند که تنها با ردیابیهای پیاپی قابل شناساییاند.
شبهماه چیست؟
شبهماه به سیارکی گفته میشود که سال زمینی را با ما شریک است و بهنظر میرسد زمین را دور میزند، اما در واقع یک ماه واقعی نیست. این اجرام به دور خورشید میگردند، اما مسیرشان آنقدر به مدار زمین نزدیک است که از دید ما سالها در نزدیکی زمین معلق بهنظر میرسند.
مرکز سیارکهای کوچک (Minor Planet Center) در کمبریج ماساچوست، مرجع جهانی ثبت، تأیید رصد سیارکها و تعیین مدار آنهاست.
این مرکز وظیفهٔ تأیید کشفیات و انتشار محاسبات مداری را بر عهده دارد؛ دادههایی که به تلسکوپها امکان ردیابی اجرامی مانند ۲۰۲۵ PN7 را میدهد.
در پایگاه داده مداری ناسا، ۲۰۲۵ PN7 با تناوب مداری مشابه زمین و در رده اجرام نزدیک به زمین فهرست شده است؛ ویژگی که نشان میدهد این جرم یک همراه هممدار است، نه یک سیارک عبوری معمولی.
ادمه در پوست بعدی ...
19/08/2025
کشف پنجمین سیاره بالقوه قابل سکونت در فاصله ۳۵ سال نوری از زمین
پژوهشگران موفق به شناسایی پنجمین سیاره در منظومه ستارهای L 98-59 شدهاند که در منطقه قابل سکونت قرار دارد و ممکن است شرایط حیات را دارا باشد.
تیمی از پژوهشگران مؤسسه تحقیقات سیارات فراخورشیدی تروتیه (IREx) با بررسی دقیق منظومه ستارهای L 98-59 که تنها ۳۵ سال نوری از زمین فاصله دارد، موفق به شناسایی پنجمین سیاره در منطقه قابل سکونت این منظومه شدهاند.
به گزارش ایتنا و به نقل از سایتکدیلی، این کشف که با ترکیب دادههای تلسکوپ فضایی TESS ناسا و طیفسنجهای زمینی HARPS و ESPRESSO انجام شده، تصویر کاملی از تنوع سیارات سنگی در این منظومه ارائه میدهد.
بر این اساس، سیاره جدید با نام L 98-59 f در منطقهای قرار دارد که میزان انرژی دریافتی از ستاره مادرش مشابه انرژی دریافتی زمین از خورشید است.
شارل کادیه، سرپرست این پژوهش از دانشگاه مونترال، در این باره میگوید: «این کشف بهویژه بهدلیل قرارگیری سیاره در منظومهای فشرده، بسیار هیجانانگیز است و تنوع شگفتانگیز سیستمهای سیارهای فراخورشیدی را نشان میدهد.»
گفتنی است چهار سیاره دیگر این منظومه که پیشتر شناسایی شده بودند، ویژگیهای منحصر به فردی دارند. سیاره داخلیترین (L 98-59 b) تنها ۸۴ درصد اندازه زمین و حدود نصف جرم آن است که آن را به یکی از نادرترین سیارات زیرزمینی با پارامترهای دقیقاندازهگیریشده تبدیل میکند.
دو سیاره داخلیتر ممکن است به دلیل گرمایش جزر و مدی، فعالیتهای آتشفشانی شدیدی مشابه قمر آیو در منظومه شمسی داشته باشند، در حالی که سیاره سوم با چگالی غیرمعمول کم، ممکن است یک «دنیای آبی» باشد که در منظومه شمسی نظیر ندارد.
این منظومه به دلیل نزدیکی، اندازه کوچک ستاره مرکزی و تنوع ترکیبات و مدارهای سیارهای، به یکی از جذابترین اهداف برای مطالعات جوی با تلسکوپ فضایی جیمز وب تبدیل شده است.
رنه دویون، مدیر مؤسسه IREx، میافزاید: «L 98-59 با تنوع دنیاهای سنگی و طیف ترکیبات سیارهای، آزمایشگاهی منحصر به فرد برای پاسخ به برخی از مهمترین پرسشهای این حوزه فراهم میکند.»
23/02/2024
نظریه جدید دانشمندان درباره احتمال وجود یک « ماتریوشکا »ی فضایی
راه حل جدیدی که برای معادلات نظریه «نسبیت عام» ارائه شده، نشان میدهد ستارههای گرانشی موسوم به «گرتاختر» ممکن است مانند عروسکهای روسی «ماتریوشکا» درون یکدیگر قرار گرفته باشند تا ستارههای فرضی به نام «نستار» را تشکیل دهند.
به گزارش ایسنا، یک راهحل جدید برای معادلات در قلب انقلابیترین نظریه «آلبرت اینشتین»(Albert Einstein) نشان میدهد که ستارههای فرضی به نام «نستار»(Nestar) ممکن است از ستارههای گرانشی موسوم به «گرتاختر»(Gravastar) ساخته شده و مانند عروسکهای روسی موسوم به «ماتریوشکا»(Matryoshka) باشند.
به نقل از اسپیس، یکی از تأثیرگذارترین نکات در مورد نظریه «نسبیت عام» اینشتین این است که معادلات مرکزی آن، چند جرم کیهانی باورنکردنی را پیشبینی کردهاند.
علاوه بر پیشبینی اینکه گرانش از اجرام منحنی کننده بافت فضازمان به وجود میآید، نسبیت عام در بردارنده نظریههایی درباره سیاهچالهها و امواج موسوم به امواج گرانشی است که در آن بافت ایجاد میشوند. وجود هر دوی این موارد از طریق مشاهدات تأیید شده است. «سفیدچالهها» و «کرمچالهها» که احتمالا به سیاهچالهها پیوند خوردهاند، سایر ایدههای مبتنی بر نسبیت عام هستند اما صرفا در حد نظریه باقی ماندهاند. فقط زمان نشان خواهد داد که آیا میتوان نظریه اینشتین را بار دیگر به عنوان نظریه درست انتخاب کرد یا خیر.
ایده نظری دیگری که در سال ۲۰۰۱ از نسبیت عام پدیدار شد، مفهوم گرتاخترها یا اجرام فشرده دارای هستههایی از انرژی تاریک است. انرژی تاریک، نیرویی است که به نظر میرسد انبساط جهان را تسریع میکند. دانشمندان بر این باورند که در گرتاخترها، انرژی تاریک برای محافظت از ستارهها در برابر نیروهای گرانشی درونی خود، یک فشار منفی را وارد میکند.
اکنون یک راه حل جدید برای نسبیت عام، جنبه جالب دیگری را از گرتاخترها نشان میدهد و آن این است که شاید گرتاخترها بتوانند درون یکدیگر قرار بگیرند تا دنبالهای را از نستارها ایجاد کنند.
«دانیل جامپلسکی»(Daniel Jampolski) فیزیکدان نظری «دانشگاه گوته»(Goethe University) و یکی از ارائهدهندگان این راه حل گفت: نستار مانند یک عروسک ماتریوشکاست. راه حل ما برای معادلات نظریه نسبیت عام نشان میدهد که شاید یک مجموعه کامل از گرتاخترهای تو در تو وجود داشته باشد.
گرتاخترها با سیاهچالهها تفاوت دارند
تنها یک سال پس از انتشار نظریه نسبیت عام و رسیدن آن به یک جامعه علمی گستردهتر، «کارل شوارتزشیلد»(Karl Schwarzschild) فیزیکدان آلمانی، اولین راه حل را برای معادلات آن ارائه داد و حتی اینشتین را که معتقد بود توسعه یک راه حل به سالها زمان نیاز دارد، شگفتزده کرد.
در راه حل شوارتزشیلد، دو ویژگی وجود داشت که نهایتا مفهوم سیاهچاله را به وجود آوردند. این فیزیکدان آلمانی پیشبینی کرد که در شعاع معینی از یک جرم، سرعت لازم برای فرار از آن جرم باید به بیش از سرعت نور افزایش یابد.
برای بیشتر اجرام، این شعاع در اعماق سطح آنها قرار دارد. برای مثال، شعاع خورشید در فاصله سه کیلومتری از مرکز آن قرار دارد که شعاع کلی آن ۷۰۰ هزار کیلومتر است اما اگر ستارهای از هم بپاشد و شعاع آن به کمتر از شعاع شوارتزشیلد کاهش یابد، یک جرم با مرز بیرونی ایجاد میشود که حتی نور نیز نمیتواند از آن بیرون برود. این موضوع، مفهوم «افق رویداد» سیاهچاله را پدید آورد.
جالبتر اینکه راهحل شوارتزشیلد نشان داد شاید نقطهای وجود داشته باشد که در آن ماده بسیار متراکم شود و حتی معادلات نسبیت عام را در هم بشکند. این موضوع به عنوان «تکینگی مرکزی» سیاهچاله شناخته شد که در آن، هیچ کدام از نظریههای فیزیکی شناختهشده دیگر هیچ معنایی ندارند.
این مفاهیم در سال ۱۹۷۱ تأیید شدند؛ یعنی زمانی که بشر اولین سیاهچاله را کشف کرد. پس از آن، در دهه ۲۰۰۰ مشخص شد که یک منبع رادیویی قوی در قلب کهکشان راه شیری در واقع یک سیاهچاله کلانجرم با جرم ۴.۵ میلیون برابر خورشید است. این خلا بزرگ در کهکشان ما، «کمان ای*»(* Sagittarius A) نامیده میشود.
شکل بصری سیاهچالهها همان طور که در نظریه نسبیت عام ترسیم شده است، در سال ۲۰۱۹ نیز تایید شد. در آن زمان، عکسی از یک حلقه درخشان مواد در اطراف یک سیاهچاله بزرگ واقع در قلب کهکشان «مسیه ۸۷»(Messier ۸۷) با استفاده از «تلسکوپ افق رویداد»(Event Horizon Telescope) برای عموم آشکار شد.
عکسی که ۵۵ میلیون سال بعد به دست ما رسید!
نظریه گرتاخترها یا ستارههای متراکم گرانشی توسط «پاول مازور»(Pawel Mazur) و «امیل موتولا»(Emil Mottola) در سال ۲۰۰۱ به عنوان یک جایگزین برای سیاهچالهها مطرح شد.
از دیدگاه فیزیکدانان نظری، گرتاخترها مزایای متعددی را نسبت به سیاهچالهها دارند. آنها تقریبا به اندازه سیاهچالهها فشرده هستند و تأثیر گرانشی که در سطح خود دارند، اساسا به اندازه سیاهچالهها قوی است. بنابراین، آنها شباهت زیادی دارند اما نمیتوان از تفاوتهای کلیدی نیز غافل شد. به عنوان مثال، گرتاخترها افق رویداد ندارند و به همین دلیل، جلوی بیرون رفتن نور را نمیگیرند. همچنین، در قلب گرتاخترها که تصور میشود قلب آنها سرشار از انرژی تاریک است، تکینگی وجود ندارد.
این نظریه در مورد گرتاخترها که توسط مازور و موتولا مطرح شده، امکان وجود یک پوسته بسیار نازک را از ماده معمولی مطرح میکند که توضیح دادن آن برای دانشمندان دشوار است. این بخش در نظریه نستارها حذف شده و نشان میدهد که تکههای انباشتهشده از ماده، یک پوسته ضخیمتر را پدید میآورند. جامپلسکی گفت: تصور کردن این که شاید چنین چیزی وجود داشته باشد، کمی سادهتر است.
با وجود این، تنها به این دلیل که معادلات نظریه نسبیت عام اجازه میدهند تا یک جرم در کیهان وجود داشته باشد، بدین معنا نیست که لزوما یک جرم وجود دارد.
«لوسیانو رزولا» (Luciano Rezzolla) فیزیکدان نظری دانشگاه گوته و یکی از مطرحکنندههای نظریه نستارها گفت: متأسفانه ما هنوز نمیدانیم چگونه گرتاختر میتواند ایجاد شود اما حتی اگر نستارها وجود نداشته باشند، کاوش در ویژگیهای ریاضی این راهحلها در نهایت به ما کمک خواهد کرد تا سیاهچالهها را بهتر درک کنیم.
حتی اگر نظریه اولیه به نتیجه نرسد، باز هم پژوهشهایی از این دست سودمند هستند زیرا راههای شگفتانگیزی را نشان میدهند که از نظریه مورد توجه برای بیش از یک قرن پیش متولد شدهاند.
رزولا گفت: خیلی خوب است که حتی ۱۰۰ سال پس از ارائه اولین راه حل شوارتزشیلد برای معادلات نظریه نسبیت عام اینشتین، هنوز هم میتوان راهحلهای جدیدی را پیدا کرد. این کار کمی شبیه به یافتن یک سکه طلا در مسیری است که پیشتر بسیاری از افراد در آن جستوجو کردهاند.
این پژوهش در مجله «Classical and Quantum Gravity» به چاپ رسید.
خوشآمد به جدیدترین دنبالکنندگانم! از حضور شما هیجانزده هستم! Nezam Shojaee, محمد بابر حيدري, Said Jan Mohammadi, Rashid Hashimi, Msalim Haidari, Din Mohammad Akbary, Hâjî Žådåh, گلاب الدین هاشمی, هیات الله ساهیبی, عباس احمدی, Alikhan Hussaini, Mohammad Amir Amiri, ملکه حیات, Tabish Faizi, خلیل کندهاری, مرتظی حسن زاده, Khalidkhan Khan, Muhammad Hashmat Yousefi, Ishaq Afghan, Emal Almas, Aamo Hawa, Roohuııah Misbah, اسرا يزدان, Sa Ra, Soraya Rezayi, امین الله امین, Bashir Rakhshani, شوقی گک, Aijaz Ahmadi, فائز جانان غوری, Prince Panjshari
29/09/2023
به گفتۀ اخترشناسان کهکشان راه شیری تاب برداشته و یک حباب نامرئی از ماده تاریک میتواند دلیل تاب برداشتن و پیچخوردگی کهکشان ما باشد!
به گزارش بیگ بنگ، یک مطالعهی جدید نشان میدهد که یک هالهی تاریک کج و نامرتب (حباب بزرگی از ماده تاریک که به دور کهکشان ما پیچیده و در آن نفوذ کرده) شکل کهکشان راه شیری را تغییر داده است. این مسئله نگرانکننده نیست، اما میتواند اطلاعات جدیدی در مورد نحوۀ تکامل کهکشان راه شیری توضیح دهد.
“جیوون جسی هان” از مرکز اخترفیزیک هاروارد و اسمیتسونیان(CfA) در این خصوص گفت: «ما نشان دادیم، یک هالهی تاریک که در جهت هالهی ستارهای کج شده، توانسته در قرص کهکشانی پیچ و تاب و جرقه ایجاد کند.»
مشاهدهی شکل کهکشانی که در آن زندگی میکنید بسیار دشوار است، زیرا نمیتوانیم یک تلسکوپ به فضای میان کهکشانی بفرستیم تا از آن عکس بگیرید. بنابراین، در حالی که ستارهشناسان برای مدتی میدانستند که قرص کهکشانی تاب خورده، اما اطلاعات کافی برای فهمیدن اینکه چه اتفاقی در حال رخ دادن است نداشتند.
دانشمندان با استفاده از تلسکوپ گایا (یک تلسکوپ فضایی که موقعیت و سرعت ستارگان کهکشان راه شیری را با دقت بالایی نقشهبرداری میکند) توانستند به طور دقیق نقشهای از کهکشان راهشیری ترسیم کنند. آنها در حومهی کهکشان، شواهد قدرتمندی مبنی بر وجود پیچ و تاب پیدا کردند. اما مشخص نیست که چه چیزی موجب شکلگیری آن شده است. توضیح اصلی، تعامل کهکشان ما با کهکشانی دیگر در گذشته یا حال میباشد.
طبق گفتهی محققان، هیچ یک از توضیحات ارائه شده تا به امروز نمیتواند علت پیچ و تاب را توضیح دهد. با این حال، سال گذشته، تیمی از دانشمندان به کشف جالبی دست یافتند. هالهی ستارگان اطراف کهکشان – کُرهای پراکنده از گاز و ستارگانی که قرص کهکشانی در آن میچرخد – نیز کج و معوج است. این یافته به محققان نشان داد که هالهی تاریک راه شیری نیز بسیار کج شده است.
این در واقع کُرهای از ماده تاریک است که در اطراف اکثر کهکشانها پیچ و تاب میخورد، تودهای غیرقابلشناسایی که به صورت گرانشی با ماده معمولی تعامل دارد. بنابراین، آنها شبیهسازیها و مدلسازیهایی را انجام دادند تا ببینند که آیا میتوانند شکل مشاهدهشدهی کهکشان راه شیری، پیچ و تاب، شعله و همه چیز را بازسازی کنند.
آنها مدلی از کهکشان را در مدت ۵ میلیارد سال محاسبه ایجاد کردند که در آن، هالۀ تاریک نسبت به قرص کهکشان راه شیری ۲۵ درجه کج شده. آنها دریافتند که وقتی حباب ماده تاریک کج میشود، حاشیۀ اطراف کهکشان در واقع پیچ و تاب میخورد، دقیقاً همانطور که در مشاهدات تلسکوپ گایا میبینیم.
حال، این بدان معنا نیست که پای تعامل کهکشانی در میان نیست. در واقع محققان میگویند که این احتمال وجود دارد. اما نتایج آنها نشان میدهد که این تعامل در گذشته بوده و ادامه پیدا نکرده است. شبیهسازی آنها نشان داد که برخورد با کهکشان دیگری میتواند هالهی تاریک را بهطور قابلتوجهی کج کند و چرخش قرص کهکشانی به سرعت اتفاق میافتد (در یک مدار پس از کج شدن هالهی تاریک).
پس از این رویداد، شیب هالهی تاریک به آرامی به حالت عادی باز میگردد. در شبیهسازی، پس از یک برخورد کهکشانی ۷ میلیارد سال پیش، هالهی تاریک آنالوگ راه شیری حدود ۵ میلیارد سال طول کشید تا از ۵۰ درجه به ۲۰ درجه کاهش یابد. محققان نوشتند: «این نتیجه حاکی از آن است که هالهی تاریک کهکشان راه شیری احتمالاً در گذشته کجتر بوده و به مرور زمان به مقدار کنونی (۲۵ درجه) کاهش یافته است.» جزئیات بیشتر این پژوهش در مجله Nature Astronomy منتشر شده است.
25/09/2023
زمان برخورد سیارک بنو به زمین مشخص شد | قدرت برخورد سیارک بنو معادل چند بمب اتم است؟
به گزارش بدینسان: ناسا با ردیابی عملکرد و رفتار سیارکی به نام بنو در 25 سال گذشته در گزارشی جدید اعلام کرد که احتمال دارد این سیارک در آینده به زمین برخورد کند.
بر اساس این تخمین، سیارک بنو که برای اولین بار در سال 1999 کشف شد، احتمالاً تا سپتامبر 2182 میلادی در داخل مدار زمین چرخیده و به زمین برخورد می کند.
کارشناسان ناسا در ماموریت علمی-فضایی Osiris-Rex می گویند: سیارک بنو هر شش سال یک بار از نزدیکی زمین می گذرد و تاکنون سه بار در سال های 1999، 2005 و 2011 نزدیک به برخورد با زمین بوده است. به گفته محققان، یک در 2700 یا 0.037 درصد احتمال برخورد این سیارک با زمین است. این در حالی است که محققان این برنامه علمی توانستند در سال 2020 این سیارک را لمس کرده و از آن نمونه برداری کنند.
این نمونه چند روز پیش برای اولین بار روی زمین فرود آمد و دانشمندان در حال بررسی آن هستند تا با کمک این نمونه ها به اسرار اساسی منظومه شمسی پی ببرند.
اخترشناسان مدت زیادی است که بنو را تماشا می کنند. نگرانی اصلی این است که با وجود احتمال 1 در 2700، در 24 سپتامبر 2182، بنو می تواند با نیروی 22 بمب اتمی به زمین ضربه بزند.
اگرچه این سیارک به اندازه سیارکی که دایناسورها را از بین برد بزرگ نیست، اما هنوز بسیار بزرگ است. اگر این سیارک با عرض حدود 500 متر به زمین برخورد کند، دهانه ای به قطر 10 کیلومتر و امواج ویرانگر تا شعاع 1000 کیلومتر ایجاد می کند.
هفت سال پیش، ناسا فضاپیمای Osiris-Rex را به سیارک Bennu فرستاد تا احتمال نابودی آن را بررسی کند. هدف Osiris-Rex نمونه برداری از Bennu برای درک ترکیب و رفتار این سیارک و ارزیابی تهدید آن بود.
16/08/2023
ایلان ماسک حفره جدیدی در یونوسفر زمین ایجاد کرد
دلیل این واقعه این است که شعلههای اگزوز موشک فرآیندی که توسط آن ذرات باردار در یونوسفر شکل میگیرند را تغییر میدهد
موشک «فالکون 9» متعلق به شکرت «اپیس اِکس» ایلان ماسک، میلیاردر و کارآفرین آمریکایی، که اخیرا به فضا پرتاب شد، سقف آسمان را سوراخ و حفرهای در یونوسفر زمین ایجاد کرد.
«یونوسفر» لایهای از ذرات پلاسما با بار الکتریکی در اطراف زمین در ارتفاع بین 80 تا 650 کیلومتری از سطح سیاره است، که در مرز جو فوقانی زمین و فضا قرار دارد.
بسیاری از ماهوارهها درون یا بر فراز یونوسفر قرار دارند، و سیگنالهای خود را با بهره گرفتن از ویژگیهای آن ارسال میکنند. این بدین معناست یونوسفر نقش مهمی در زیرساختهای ارتباطی جهان دارد. به عنوان مثال، ماهوارههای جهتیابی جهانی دادههای خود را از طریق یونوسفر ارسال میکنند.
موشک فالکون 9 که ممکن است یونوسفر را سوراخ کرده باشد، در 19 ژوئیه از پایگاه فضایی وندنبرگ کالیفرنیا از زمین برخاست، و همراه خود دسته دیگری از ماهوارههای پهنباند «استارلینک» را به مدار برد.
سوراخ شدن یونوسفر توسط موشکهای فضایی هنگامی روی میدهد که موشک در ارتفاع 200 تا 300 کیلومتری از سطح زمین سوخت بسوزاند. به علاوه، حرکت موشک درون یونوسفر باعث اختلالاتی میشود که موجهای شوک ایجاد میکند.
پرتاب روزافزون موشکهای فضایی در سراسر جهان باعث افزایش سوراخهای یونوسفر شده است. دلیل این واقعه این است که شعلههای اگزوز موشک فرآیندی که توسط آن ذرات باردار در یونوسفر شکل میگیرند را تغییر میدهد.
سوراخ یونوسفر از طریق رنگ قرمز آن مشخص میشود. این امر در اثر واکنش یونهای اکسیژن موجود در جو به الکترونهای حاصل از اگزوز موشک ایجاد میشود. اندکی پس از پرتاب فالکون 9، ناظران گزارش دادند که این درخشش قرمز را مشاهده کردهاند.
این اولین باری نیست که فالکون 9 مشکوک به سوراخ کردن یونوسفر است. در سال 2017 اگزوز یک فالکون 9 که ماهواره «تایوان فورموسَت 5» را به مدار میبرد، سوراخ پلاسمایی به قطر 900 کیلومتر در یونوسفر ایجاد کرد.
16/08/2023
آیا نیروی پنجم طبیعت با آزمایش جدید فیزیکدانان آشکار خواهد شد؟
کشف میونهایی که بیش از حد انتظار نوسان میکنند، نوید ایجاد انقلابی در علم فیزیک را میدهد؛ اما برای اطمینان از کشف جدید، به نتایج بیشتری نیاز است.
مدل استاندارد فیزیک ذرات که بیش از ۵۰ سال پیش برای توضیح کوچکترین عناصر سازندهی طبیعت طراحی شد، با وجود موفقیت فوقالعادهاش در پیشبینی وجود ذرات و نیروهای جدید، آن «نظریه همهچیز» و کاملی نیست که فیزیکدانان از دیرباز آرزویش را داشتهاند.
نظریهی کنونی چندین مشکل دارد. درواقع این مدل نه گرانش را توصیف میکند و نه اجزای ناشناختهای را که بخش عمدهی چگالی انرژی در جهان را تشکیل میدهند: ماده تاریک و انرژی تاریک. درنتیجه فیزیکدانان ذرات در جستجوی گنج هستند و تلاش میکنند تا هرگونه انحراف احتمالی از رفتار «مورد انتظار» را که میتواند به فیزیک جدیدی اشاره داشته باشد، پیدا کنند.
اکنون بهگزارش لایوساینس، دانشمندانی که پشت یکی از بزرگترین آزمایشهای فیزیک ذرات قرار دارند، میگویند یک ذرهی کوچک درحال نوسان ممکن است در آستانهی آشکارسازی نیروی پنجم طبیعت باشد. فیزیکدانان آزمایشگاه شتابدهنده ملی فرمی در نزدیکی شیکاگو شواهد بیشتری پیدا کردهاند که نشان میدهد ذرهی زیراتمی میون بسیار بیشتر از آنچه باید نوسان میکند یا تاب میخورد. دانشمندان فکر میکنند این نوسان بیش از حد دراثر فشار یک نیروی ناشناخته رخ میدهد.
ذره کوچک درحال نوسان میون ممکن است در آستانه آشکارسازی نیروی پنجم طبیعت باشد
بهعبارت دیگر، نوسانات جزئی میون که با عنوان گشتاور مغناطیسی آن شناخته میشود، این پتانسیل را دارد که پایههای علم را متزلزل کند. برندان کیسی، دانشمند ارشد در آزمایشگاه فرمی در بیانیهای گفت: «ما واقعا درحال بررسی قلمرو جدیدی هستیم و گشتاور مغناطیسی میون را با دقت بهتری نسبت به قبل تعیین میکنیم.» پژوهشگران نتایج یافتههایشان را که هنوز مورد داوری همتا قرار نگرفته است، برای انتشار در نشریه فیزیکال ریویو لترز ارسال کردهاند.
میونها که گاهیاوقات «الکترونهای چاق» نامیده میشوند، به الکترونها شباهت دارند، اما ۲۰۰ برابر سنگینتر و از نظر رادیواکتیو ناپایدار هستند؛ بهگونهای که در یکمیلیونم ثانیه به الکترونها و ذرات ریز، شبحآلود و بدون بار معروف به نوترینو وامیپاشند. میونها همچنین خاصیتی فرفرهمانند دارند که موجب میشود وقتی درون میدان مغناطیسی قرار بگیرند، مثل ژیروسکوپهای کوچک تاب بخورند.
فیزیکدانان آزمایشگاه فرمی برای بررسی نوسانات میونها، آنها را درون محفظهای مغناطیسی و ابررسانا به نام «حلقه ذخیرهسازی» با دمای منفی ۲۶۸ درجه سانتیگراد، با سرعت تقریبا نزدیک به نور به چرخش درآوردند. پژوهشگران با بررسی چگونگی تابخوردن میونها درحین هزاران دور چرخش در اطراف حلقهی ۱۵ متری، دادههایی را جمعآوری کردند که از نوسان بیش از حد انتظار آنها حکایت میکنند.
دانشمندان مطالعه میگویند توضیح این نوسان بیش از حد وجود نیرویی است که هنوز بهوسیلهی مدل استاندارد توضیح داده نشده است. این پدیدهی مرموز میتواند یک نیروی کاملا ناشناخته از طبیعت باشد. (ما اکنون چهار نیروی شناختهشده به نام گرانش، الکترومغناطیس، نیروی هستهای قوی و نیروی هستهای ضعیف داریم.) از طرف دیگر، عامل نوسانات بیشتر میتواند ذرهی عجیبی ناشناخته یا شواهدی از یک بعد جدید یا جنبهای کشفنشده از فضازمان باشد.
بااینحال تایید کامل نتایج کمی زمانبر است. فیزیکدانان برای اطمینان بیشتر از تمام دادههای جمعآوریشده درطول آزمایشهای سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳ استفاده خواهند کرد. نتیجهی کنونی فقط دادههای سال ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ را درنظر گرفته است. آنها همچنین باید منتظر باشند تا پیشبینیهای نظری از مدل استاندارد با نتایج تجربی همگام شوند.
برهمکنش بین تابخوردن میون و میدان مغناطیسی بهوسیلهی یک ثابت بیبعد به نام «g» (نسبت چرخامغناطیسی) کمیسازی میشود. پل دیراک، فیزیکدان مطرح بریتانیایی مقدار جی را ۲ (g=2) پیشبینی کرده بود؛ اما طبق مکانیک کوانتومی یا نظریهی حاکم بر دنیای زیراتمی که مدل استاندارد به آن تکیه دارد، فضاهای خالی پر از «ذرات مجازی» است که برای لحظهای زودگذر ظاهر و سپس با نابودی دوباره، ناپدید میشوند.
ذرات مجازی بر برهمکنش میون با میدان مغناطیسی اثر میگذارند و مقدار جی را به کمی بیش از ۲ افزایش میدهند. بههمین دلیل، آزمایشی که این تفاوت را بررسی میکند، «g-2» نام گرفته است. هر تکهی گمشده در مدل استاندارد، این نرخ را کمی بیشتر یا کمتر از حد پیشبینیشده تغییر میدهد و آن را به ابزار جستجویی قدرتمند برای فیزیک جدید تبدیل میکند.
احتمالا نیرویی ناشناخته که هنوز بهوسیله مدل استاندارد توضیح داده نشده، عامل نوسان بیش از حد میون است
اندازهگیری جنجالبرانگیز انجامشده در آزمایشگاه ملی بروکهیون در ایالات متحده در سال ۲۰۰۴ پس از کشف اینکه نوسان اندکی سریعتر از حد انتظار بود، بالقوه به نیرویی جدید اشاره کرد. آن مقدار دوباره در آوریل ۲۰۲۱ در آزمایشگاه فرمی اندازهگیری شد و با تایید اندازهگیری اولیه، اندازهی شکاف بین آزمایش و نظریه را افزایش داد.
اکنون، نتیجهی جدید در آزمایشگاه فرمی که با استفاده از دادههای جمعآوریشده در سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ بهدست آمده، تا چهار برابر میون بیشتر از نتیجهی آزمایش سال ۲۰۲۱ را بررسی میکند و مجموع عدم قطعیت را دو برابر کاهش میدهد. این موجب میشود که اندازهگیری اخیر، دقیقترین تعیین نوسانات میون باشد که تاکنون انجام شده است.
پژوهشگران آزمایشگاه فرمی امیدوارند که نتایج کاملی که انتظار دارند، در سال ۲۰۲۵ آماده شوند و به اندازهی کافی دقیق باشد تا خوانشی واضح ارائه دهد.
14/08/2023
جهان ما چقدر بزرگ است؟
بر اساس آخرین یافتههای کیهانشناسی، جهان ما آغازی داشته و حدود ۱۳ میلیارد و ۷۰۰ میلیون سال پیش، چیزی حدود ۴۳۶,۱۱۷,۰۷۶,۶۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ثانیه قبل متولد شده و پس از طی مراحل پیچیدهای، شروع به انبساط کرده است.
13/08/2023
جمجمه باستانی کشفشده در چین به هیچ انسانتبار شناختهشدهای شباهت ندارد
جمجمه انسانی باستانی که در چین کشف شده است، نشان میدهد که شجرهنامه خانوده انسان احتمالا به افزودن شاخه جدیدی دیگر نیاز دارد.
تیمی بینالمللی از دانشمندان، فسیلی از انسان باستانی را در چین کشف کردهاند که به فسیل هیچ انسانتبار شناختهشدهی دیگری شباهت ندارد. این فسیل نه به تبار تشکیلدهندهی نئاندرتالها، نه دنیسوونها و نه ما شبیه نیست و نشان میدهد که نسخهی فعلی ما از شجرهنامهی خانوادهی انسان به افزودن شاخهی دیگری نیاز دارد.
بهگزارش ساینسآلرت، استخوانهای فک، استخوان پا و جمجمهی این انسانتبارِ هنوز طبقهبندینشده که فعلا با برچسب «HLD 6» شناخته میشود، در سال ۲۰۱۹ در منطقهی هوآلونگدونگ در شرق آسیا کشف شد. در سالهای پس از آن کشف، محققان آکادمی علوم چین (CAS) در تلاش برای تطبیق استخوانها با بقایای تبارهای شناختهشده بودهاند.
دانشمندان تصور میکنند که یک تبار کاملاً جدید و منحصر به فرد از انسان را کشف کردهاند
ساختار چهرهی انسانتبار کشفشده به چهرهی اجداد انسان مدرن شبیه است که ۷۵۰ هزار سال پیش، از تبار انسان راستقامت جدا شد. اما فقدان چانه در این جمجمه باعث شده که شباهت بیشتری به انسان دنیسووان داشته باشد؛ گونهای منقرض شده از انسانهای باستانی در آسیا که بیشاز ۴۰۰ هزار سال پیش از نئاندرتالها جدا شدند.
محققان آکادمی علوم چین با همکاری محققانی از دانشگاه شیان جیائوتونگ چین، دانشگاه یورک انگلستان و مرکز تحقیقات ملی تکامل انسان در اسپانیا، تصور میکنند که یک تبار کاملاً جدید و منحصر به فرد را کشف کردهاند؛ ترکیبی میان دو شاخه از انسانها، یعنی شاخهای که به تبار انسان مدرن میرسد، و شاخهای که به انسانهای باستانی دیگر در منطقه مانند دنیسوونها میرسد.
از لحاظ تاریخی، بسیاری از فسیلهای انسانتبار که از دوران پلیستوسن که در چین کشف شدهاند، به سادگی در هیچ تباری قرار نگرفتهاند. در نتیجه، چنین بقایایی اغلب به عنوان تغییرات میانی در مسیر مستقیم به سمت انسان مدرن، مثلا نمونهای باستانی از انسان خردمند یا شکل پیشرفتهی انسان راستقامت توضیح داده میشوند.
انسانتبار کشفشده احتمالاً آخرین جد مشترک انسان خردمند و نئاندرتالها بود
اما این تفسیر ساده و خطی بحثهای بسیاری به همراه دارد و به طور گسترده توسط محققان پذیرفته نشده است. در حالی که انسان راستقامت تقریباً تا ۱۰۰ هزار سال پیش در اندونزی وجود داشت، بقایایی که بهتازگی در شرق چین پیدا شده است، به دیگر تبارهای مدرنتر انسانتبار شباهت بیشتری دارند.
پیش از این، مطالعات ژنومی روی بقایای انسان نئاندرتال در اروپا و آسیای غربی، شواهدی از اجداد چهارم انسانتباران را یافته بود که در میانهی دورهی پلیستوسن میانه تا پسین زندگی میکردند. اما این گروه گمشده هرگز به طور رسمی در سوابق فسیلی شناسایی نشده است. شاید بقایای انسانتبار اخیر یک قطعهی گمشده از این پازل باشد.
شجرهنامهی انسانهای اولیه که احتمالاً بیش از ۵۰ هزار سال پیش در اوراسیا زندگی میکردند.
محققان نوشتهاند که استخوان فک و جمجمهی فسیل متعلق به یک نوجوان ۱۲ یا ۱۳ ساله است. در حالی که چهرهی این انسان دارای ویژگیهایی شبیه انسان مدرن است، به نظر میرسد که اندامها، کلاهک جمجمه و فک فسیل منعکس کنندهی ویژگیهای ابتداییتر هستند.
نتایج مشاهدات، مسیر انسان مدرن را پیچیده میکند. در عوض، تکههای بههم پیوسته از ویژگیهای فیزیکی موجود در این انسان باستانی، از همزیستی سه تبار انسان در آسیا پشتیبانی میکند: دودمان انسان راستقامت، دودمان دنیسوون، و این دودمان دیگر که از نظر تبارزایی به انسان مدرن نزدیک است.
انسان خردمند تازه حدود ۱۲۰ هزار سال پیش در چین ظاهر شد، اما به نظر میرسد برخی از ویژگیهای «مدرن» ما مدتها قبل از آن زمان نیز در همان مکان وجود داشته است. ممکن است آخرین جد مشترک انسان خردمند و نئاندرتالها در جنوب غربی آسیا پدید آمده و سپس، در تمام قارهها گسترش یافته باشد. اکنون برای تأیید این نظریه به تحقیقات باستانشناسی بیشتری نیاز است.
این پژوهش در Journal of Human Evolution منتشر شده است.
Click here to claim your Sponsored Listing.
Location
Category
Website
Address
Herat