Shark Academy

Shark Academy

Share

The Shark Academy page is a free educational page in the financial markets of the stock market, which you can follow on Facebook with enthusiasm.

in financial markets; stocks, shares, commodities, gold, oil; Chase the shark in free education

27/05/2026

🌙 پیام تبریکی عید سعید قربان 🐑
شارک اکادمی فرارسیدن عید سعید قربان، عید بندگی، ایثار و تقرب به درگاه الهی را به تمامی شاگردان، همراهان و خانواده بزرگ شارک اکادمی صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می‌نماید.
امیدواریم این عید پُربرکت، سرآغاز روزهایی سرشار از موفقیت، آرامش، سعادت و برکت برای شما و خانواده‌های محترمتان باشد و عبادات، دعاها و قربانی‌های شما مورد قبول درگاه حق قرار گیرد.
با آرزوی تندرستی، پیشرفت و آینده‌ای روشن برای همه شما.
عید سعید قربان مبارک
با احترام – تیم شارک اکادمی ✨

26/05/2026

«روز عرفه؛ روز دعا، امید و بازگشت به سوی خداست.
روزی که دل‌ها آرام‌تر می‌شوند، دعاها نزدیک‌تر و بخشش گسترده‌تر.
خدایا در این روز مبارک، برای ما آرامش، خیر، برکت و اجابت دعاها را نصیب بگردان.
روز عرفه بر شما و عزیزانتان مبارک 🌿🤍»
بااحترام مدیریت شارک اکادمی
ب

15/05/2026

سفر ترامپ به چین از دید انمیشن

15/05/2026

در بروکر نسل جدید FXNX معاملات بدون نقس اسپلیچ تضمین میشود که این فرایند سر از روز دوشنبه قابل اجراست ؟

14/05/2026

حرکت قیمت در بازارهای مالی (سهام، ارز، طلا، کریپتو و غیره) حاصل یک قانون ساده اما عمیق است:

قیمت فقط و فقط به خاطر عدم تعادل بین عرضه و تقاضا حرکت می‌کند.

برای درک کامل، این مفهوم را در سه لایه باز می‌کنم:

۱. هسته اصلی: قانون عرضه و تقاضا (مکانیزم فنی)

تصور کنید یک ترازوی قدیمی داریم. در یک کفه «فروشندگان» و در کفه دیگر «خریداران» قرار دارند.

· افزایش قیمت (روند صعودی): وقتی تعداد خریداران (متقاضیان) با پول واقعی بیشتر از فروشندگان باشد. خریداران برای تصاحب دارایی، حاضر می‌شوند قیمت پیشنهادی خود را بالاتر ببرند تا فروشنده را راضی کنند. در این حالت، فروشندگان کالای خود را گران‌تر عرضه می‌کنند و خریداران آن را می‌بلعند.
· کاهش قیمت (روند نزولی): وقتی فشار فروش (عرضه) بیشتر از تقاضا باشد. فروشندگان که می‌بینند مشتری نیست، برای فرار از دارایی خود، قیمت را پایین‌تر و پایین‌تر می‌آورند تا خریداری وسوسه شود و معامله کند.
· رکود (روند خنثی): وقتی خریداران و فروشندگان در یک محدوده قیمتی توافق نسبی داشته باشند. نیروها برابر است و قیمت نوسان ریز دارد ولی جابجایی بزرگ نمی‌دهد.

پس دلیل فنی حرکت قیمت، بلعیده شدن سفارش‌های رقیب است. اگر تمام سفارش‌های فروش در قیمت ۱۰۰۰ تومان خریداری شوند، قیمت به ۱۰۰۱ تومان می‌رسد.

---

۲. موتور محرک: چرا مردم می‌خرند و می‌فروشند؟ (دلایل بنیادی)

اگر عرضه و تقاضا "چگونگی" حرکت قیمت بود، این عوامل "چرایی" آن هستند:

· عوامل اقتصادی:
· نرخ بهره: اگر بانک مرکزی نرخ بهره را بالا ببرد، نگهداری پول در بانک جذاب‌تر از خرید سهام می‌شود. عرضه سهام زیاد و قیمت می‌ریزد.
· تورم و رشد اقتصادی: اگر رشد اقتصادی یک کشور قوی باشد، سود شرکت‌ها بالا می‌رود، تقاضا برای سهام آن‌ها افزایش می‌یابد.
· رویدادهای ژئوپلیتیک و خبری:
· آغاز یک جنگ، عرضه را به شدت افزایش می‌دهد (همه می‌فروشند تا به پول نقد یا طلا پناه ببرند).
· کشف یک معدن طلای عظیم، عرضه طلا را بالا می‌برد و قیمت جهانی آن را موقتاً کاهش می‌دهد.
· ارزش ذاتی (تحلیل بنیادی):
· اگر سود یک شرکت ۵۰٪ رشد کند، عقل اقتصادی می‌گوید ارزش این سهم بیشتر شده است. خریداران هوشمند هجوم می‌آورند و قیمت را با تقاضای خود بالا می‌کشند.

---

۳. بازی ذهن‌ها: روانشناسی جمعی (مهم‌ترین دلیل در کوتاه‌مدت)

در کوتاه‌مدت، قیمت اغلب نه بر اساس واقعیت، بلکه بر اساس "ادراک از واقعیت" حرکت می‌کند. دو احساس بر بازار حکومت می‌کنند:

· طمع (Greed): "همه در حال سود کردن هستند، من نباید جا بمانم!" این ترس از دست دادن (FOMO) باعث هجوم تقاضا و ایجاد حباب می‌شود. قیمت بدون دلیل بنیادی محکم، صرفاً چون عده‌ای فکر می‌کنند فلان سهم گران‌تر می‌شود، بالا می‌رود.
· ترس (Fear): "قرار است بازار سقوط کند، زودتر بفروشم!" این ترس باعث ایجاد وحشت (Panic Selling) می‌شود. فارغ از ارزش واقعی دارایی، همه یکباره عرضه‌کننده می‌شوند و قیمت سقوط آزاد می‌کند.

---

یک جمع‌بندی با مثال ملموس (قیمت پیاز!)

فرض کنید قیمت پیاز ناگهان ۳ برابر می‌شود:

1. شوک عرضه (دلیل بنیادی): سرمازدگی محصول را نابود کرده، پیاز کم است.
2. مکانیزم بازار: فروشنده می‌گوید: "پیاز کمه، هر کی بیشتر پول بده بهش می‌دم." (قیمت صعود می‌کند). خریدار می‌بیند مغازه‌ها خالی می‌شود، قبول می‌کند گران‌تر بخرد (رقابت تقاضا).
3. روانشناسی: مردم می‌بینند قیمت بالا رفت، می‌ترسند فردا گران‌تر شود، هجوم می‌آورند و ۱۰ کیلو پیاز می‌خرند (تقاضای کاذب و طمع). این هجوم، قیمت را حتی از ارزش واقعی‌اش هم بالاتر می‌برد.

پس پاسخ نهایی:
قیمت حرکت می‌کند چون چشم‌انداز آینده تغییر کرده، این تغییر باعث عدم تعادل روانی و مالی بین خریداران و فروشندگان شده و این عدم تعادل، کندل صعودی یا نزولی بعدی را می‌سازد.
در پایان، بیایید هسته‌ی اصلی صحبت را ساده و خلاصه مرور کنیم:

قیمت یک عدد تصادفی نیست؛ یک رأی‌گیری لحظه‌ای است.

· تنها دلیل مستقیم حرکت قیمت: برتری عرضه بر تقاضا (کاهش) یا برتری تقاضا بر عرضه (افزایش).
· دلیل پشت این برتری: یا یک واقعیت اقتصادی تازه (مثل رشد یا رکود) است، یا یک موج روانی زودگذر (مثل طمع و ترس).

#پس #قاعده‌ی #طلایی #را #فراموش #نکن:
هر وقت قیمت حرکت می‌کند، از خودت بپرس: «الان چه کسی از چه کسی قوی‌تر است؟ خریدار مشتاق یا فروشنده‌ی وحشت‌زده؟»

پاسخ به همین سوال، جهت حرکت بعدی قیمت را لو می‌دهد.
https://ref.myiq.com/ogPKzq
https://ref.myiq.com/ogPKzq

12/05/2026

#برای #آموزش #تحلیل #درست #به #خانواده #شارک #اکادمی #بپیوندید👇
https://ref.myiq.com/ogPKzq

11/05/2026

#عرضه و #تقاضا #چیست #
مفهوم عرضه و تقاضا را نه فقط با تعریف، بلکه مثل یک داستان زنده و پویا برایتان شرح دهم. این مفهوم، قلب تپنده اقتصاد است.

---

بخش اول: بازیگران اصلی (تعریف کامل)

بازار یک صحنه است با دو بازیگر اصلی:

۱. تقاضا (Demand): صدای خریدار

· تعریف: مقدار کالا یا خدماتی که مصرف‌کننده تمایل و توانایی خرید آن را در قیمت‌های مختلف دارد.
· قانون: هرچه قیمت بالاتر رود، مقدار تقاضا کمتر می‌شود (رابطه معکوس). مثل آهنربایی که دو سر آن همدیگر را دفع می‌کنند. به این «قانون تقاضا» می‌گوییم.

۲. عرضه (Supply): جواب فروشنده

· تعریف: مقدار کالا یا خدماتی که تولیدکننده تمایل و توانایی فروش آن را در قیمت‌های مختلف دارد.
· قانون: هرچه قیمت بالاتر رود، مقدار عرضه بیشتر می‌شود (رابطه مستقیم). چون سود بیشتری نصیب فروشنده می‌شود. به این «قانون عرضه» می‌گوییم.

نکته طلایی: نقطه‌ای که این دو در یک قیمت و مقدار مشخص به هم می‌رسند، «نقطه تعادل» نام دارد. جایی که همه راضی‌اند! نه کالایی روی دست فروشنده می‌ماند و نه خریداری دست خالی برمی‌گردد.

---

بخش دوم: جان گرفتن مفهوم با داستان (شرح با مثال)

تصور کن در یک شهر کویری، یک روز گرم تابستانی است و فقط یک آبمیوه‌فروشی در میدان اصلی شهر وجود دارد.

صحنه اول: تولد بازار (رسیدن به تعادل)

· آبمیوه‌فروش (عرضه‌کننده): او با خودش فکر می‌کند: «اگر هر لیوان آبمیوه را ۱۰ هزار تومان بفروشم، می‌توانم ۱۰۰ لیوان بفروشم.»
· مردم تشنه (متقاضیان): با دیدن این قیمت، ۱۰۰ نفر حاضرند ۱۰ هزار تومان بدهند تا عطش خود را بشکنند.
· نتیجه: بازار در قیمت ۱۰ هزار تومان و مقدار ۱۰۰ لیوان به تعادل می‌رسد. همه راضی‌اند.

صحنه دوم: وقتی تقاضا یکه‌تازی می‌کند (کمبود کالا)

ناگهان دمای هوا به شدت بالا می‌رود و یک مسابقه فوتبال مهم هم در همان حوالی شروع می‌شود.

· اتفاق: جمعیت تشنه دو برابر می‌شود. حالا دیگر فقط ۱۰۰ نفر نیستند، بلکه ۲۰۰ نفر حاضرند برای یک لیوان آبمیوه ۱۰ هزار تومان بپردازند. منحنی تقاضا شیفت می‌دهد به راست.
· مشکل: آبمیوه‌فروش هنوز فقط ۱۰۰ لیوان آماده کرده است.
· صحنه بازار: صف طویلی می‌شود. ۱۰۰ نفر اول خوشحال لیوان خود را می‌گیرند، اما ۱۰۰ نفر بعدی دست خالی می‌مانند و التماس می‌کنند: «من ۱۵ هزار تومان می‌دهم!»
· واکنش هوشمندانه آبمیوه‌فروش: با دیدن این شلوغی، تابلوی قیمت را عوض می‌کند: «هر لیوان آبمیوه: ۱۵ هزار تومان».
· نتیجه:
· بعضی از متقاضیان که توان پرداخت ندارند، از صف خارج می‌شوند (کاهش مقدار تقاضا).
· فروشنده با این قیمت جدید، سود بیشتری می‌برد و تشویق می‌شود تا فردا میوه بیشتری بخرد و آبمیوه بیشتری تهیه کند (افزایش عرضه در آینده).
· تعادل جدید در قیمت ۱۵ هزار تومان و مقدار ۱۰۰ لیوان شکل می‌گیرد. این دقیقاً یعنی «افزایش تقاضا، قیمت را بالا می‌برد».

صحنه سوم: وقتی عرضه جولان می‌دهد (مازاد کالا)

فردای آن روز، آبمیوه‌فروش که دیروز کلی ضررِ از دست دادن مشتری را دیده، ۲۰۰ لیوان آبمیوه آماده می‌کند. اما آن روز هوا ابری می‌شود و مسابقه هم تمام شده است.

· اتفاق: اوضاع به حالت عادی برمی‌گردد و فقط ۱۰۰ نفر متقاضی هستند. عرضه زیاد می‌شود.
· مشکل: فروشنده ۲۰۰ لیوان دارد، اما فقط ۱۰۰ نفر مشتری.
· صحنه بازار: آبمیوه‌ها روی دستش باد می‌کند. یخ‌ها آب می‌شوند. او ناامیدانه داد می‌زند: «حراج! هر لیوان ۵ هزار تومان!»
· واکنش مردم: با دیدن قیمت ۵ هزار تومان، حتی آن‌هایی که خیلی هم تشنه نبودند، وسوسه می‌شوند و می‌خرند. ۲۰۰ لیوان فروخته می‌شود.
· نتیجه:
· فروشنده مجبور شد قیمت را پایین بیاورد تا کالای مازادش را بفروشد (کاهش قیمت).
· در قیمت ۵ هزار تومان، مردم بیشتری تمایل به خرید پیدا کردند (افزایش مقدار تقاضا).
· فروشنده برای فردا درس می‌گیرد و دیگر ۲۰۰ لیوان آماده نمی‌کند (کاهش عرضه در آینده).
· تعادل جدید در قیمت ۵ هزار تومان و مقدار ۲۰۰ لیوان شکل می‌گیرد. این یعنی «افزایش عرضه، قیمت را کاهش می‌دهد».

---

بخش سوم: دست نامرئی (جمع‌بندی نهایی)

همانطور که در این داستان دیدیم، خریدار و فروشنده مثل دو قلّه ترازو هستند که مدام در حال سبک و سنگین شدن‌اند. این نوسان، مانند «دستی نامرئی» (تعبیر معروف آدام اسمیت)، بدون نیاز به هیچ فرماندهی، بازار را به سمت تعادل هدایت می‌کند.

فرمول ساده و جادویی این است:

· کمبود کالا → قیمت بالا می‌رود → عرضه بیشتر، تقاضا کمتر → رسیدن به تعادل.
· مازاد کالا → قیمت پایین می‌آید → عرضه کمتر، تقاضا بیشتر → رسیدن به تعادل.

این رقص همیشگی بین عرضه و تقاضاست که قیمت همه چیز، از یک لیوان آبمیوه ساده تا یک خودروی لوکس یا حتی قیمت دلار را در دنیای واقعی تعیین می‌کند.
https://t.me/sc_sharkacademy

10/05/2026

‎در بازارهای مالی، خریداران و فروشندگان دیگر مثل یک فروشگاه، مشتری نهایی و صاحب مغازه نیستند. اینجا هر دو طرف معامله، معامله‌گر (Trader) هستند که بر اساس انتظارشان از تغییر قیمت یا با هدف کسب سود از اختلاف قیمت‌ها فعالیت می‌کنند.

‎تعریف پایه: خریدار و فروشنده در تابلوی معاملات

‎برای درک این نقش‌ها، ابتدا باید با سه مفهوم کلیدی آشنا شوید:

‎· قیمت تقاضا (Bid): بالاترین قیمتی که یک خریدار در همین لحظه حاضر است برای خرید یک دارایی بپردازد. این قیمت نشان‌دهنده «تقاضا» است .
‎· قیمت عرضه (Ask/Offer): پایین‌ترین قیمتی که یک فروشنده در همین لحظه حاضر است دارایی خود را در آن بفروشد. این قیمت نشان‌دهنده «عرضه» است .
‎· شکاف قیمتی (Spread): اختلاف بین قیمت عرضه و تقاضا که هزینه پنهان معامله و معیاری برای سنجش نقدشوندگی بازار است .

‎مثال عملی: فرض کنید تابلوی سهام شرکت «الف» به این شکل است :

‎· قیمت Bid (تقاضا): ۵۰,۰۰۰ تومان (بالاترین پیشنهاد خرید)
‎· قیمت Ask (عرضه): ۵۰,۱۰۰ تومان (پایین‌ترین درخواست فروش)

‎در این لحظه، اگر شما با ثبت سفارش بازار (Market Order) اقدام به خرید کنید، سهم را از نزدیک‌ترین فروشنده به قیمت ۵۰,۱۰۰ تومان می‌خرید. اگر بلافاصله همان سهم را با سفارش بازار بفروشید، آن را به نزدیک‌ترین خریدار به قیمت ۵۰,۰۰۰ تومان خواهید فروخت. این اختلاف ۱۰۰ تومانی، همان هزینه اسپرد است.

‎سه نقش اصلی در بازارهای مالی

‎فارغ از اینکه فردی سهام می‌خرد یا می‌فروشد، فعالان بازار بر اساس نقش و هدفشان به سه گروه اصلی تقسیم می‌شوند :

‎1. سمت خرید (Buy-Side): نهادهایی مانند صندوق‌های سرمایه‌گذاری که برای کسب سود بلندمدت، دارایی می‌خرند. اینها «خریداران نهایی» هستند .
‎ · مثال: یک صندوق بازنشستگی، تحلیل می‌کند که سهام شرکت «ب» در بلندمدت رشد می‌کند و تصمیم به خرید حجم بالایی از آن می‌گیرد.
‎2. سمت فروش (Sell-Side): کارگزاران و بانک‌هایی که فقط واسطه اجرای معاملات برای سمت خرید هستند و خودشان دارایی را ندارند .
‎ · مثال: وقتی شما از طریق یک کارگزاری آنلاین سهام می‌خرید، آن کارگزاری نقش سمت فروش را برای شما ایفا می‌کند.
‎3. تأمین‌کنندگان نقدینگی (Market Makers): این گروه، ستون فقرات بازار هستند. آنها به طور همزمان، هم یک قیمت پیشنهادی برای خرید (Bid) و هم یک قیمت درخواستی برای فروش (Ask) اعلام می‌کنند تا هر لحظه که شما خواستید، بتوانید معامله کنید .
‎ · نحوه کسب سود: آنها از اختلاف بین Bid و Ask (همان اسپرد) سود می‌برند . مثلاً ممکن است سهمی را از شما ۱۰۰۰ تومان بخرند و همزمان به نفر دیگری ۱۰۰۱ تومان بفروشند.

‎خلاصه تفاوت نقش‌ها:

‎· شخصیت: سرمایه‌گذار بلندمدت (Buy-Side)، واسطه اجرا (Sell-Side)، عمده‌فروش لحظه‌ای (Market Maker).
‎· هدف: سود از رشد قیمت، کارمزد معامله، سود از اسپرد .
‎· استراتژی: خرید و نگهداری، اجرای سریع سفارش، خرید و فروش مداوم .
‎· ریسک اصلی: ریسک کاهش قیمت (Buy-Side)، ریسک عملیاتی (Sell-Side)، ریسک نوسان لحظه‌ای (Market Maker) .

‎پس در بازارهای مالی، شما به‌عنوان یک معامله‌گر، بسته به اقدامتان می‌توانید خریدار یا فروشنده باشید، اما این نقش‌ها در بستری از بازیگران حرفه‌ای مثل بازارگردان‌ها و کارگزاران معنا پیدا می‌کند.
‎«بولیش» (Bullish) و «بیریش» (Bearish) دو اصطلاح کلیدی در بازارهای مالی هستند که احساسات، انتظارات و جهت‌گیری کلی معامله‌گران را نشان می‌دهند. ریشه این دو واژه به نحوه حمله حیوانات گاو (Bull) و خرس (Bear) برمی‌گردد: گاو با شاخ‌هایش حریف را به بالا می‌اندازد و خرس با پنجه‌هایش حریف را به پایین می‌کوبد.

در ادامه معنای دقیق هر کدام را با مثال توضیح می‌دهم:

---

۱. بولیش (Bullish) → دیدگاه صعودی و خوش‌بینی

تعریف ساده:
اگر شخصی «بولیش» باشد، یعنی اعتقاد دارد قیمت یک دارایی (سهام، ارز، طلا و ...) در آینده افزایش خواهد یافت. به این افراد «گاوها» (Bulls) گفته می‌شود.

کاربردها و مثال:

· تحلیل: «من روی طلا بولیش هستم.» یعنی تحلیل‌گر فکر می‌کند قیمت طلا بالا می‌رود.
· بازار: «بازار بورس تهران این هفته بولیش بود.» یعنی شاخص‌ها و قیمت سهام در مجموع رشد کرده‌اند.
· روند (رالی): به دوره‌ای از رشد مستمر و طولانی‌مدت قیمت‌ها، بازار گاوی (Bull Market) می‌گویند.

مثال ملموس: فرض کنید قیمت هر سهم یک شرکت پتروشیمی ۵۰۰ تومان است. یک تحلیل‌گر با دیدن رشد قیمت جهانی نفت، می‌گوید: «من روی این سهم کاملاً بولیش هستم و پیش‌بینی می‌کنم تا ۳ ماه دیگر قیمتش به ۷۰۰ تومان برسد.»

---

۲. بیریش (Bearish) → دیدگاه نزولی و بدبینی

تعریف ساده:
اگر شخصی «بیریش» باشد، یعنی اعتقاد دارد قیمت یک دارایی در آینده کاهش خواهد یافت. به این افراد «خرس‌ها» (Bears) گفته می‌شود.

کاربردها و مثال:

· تحلیل: «کارگزاری الف، گزارش بیریش در مورد خودروسازها منتشر کرد.» یعنی انتظار افت سهام آن صنعت را دارد.
· بازار: «فضای تالار شیشه‌ای امروز کاملاً بیریش است.» یعنی اکثر معامله‌گران ترسیده‌اند و در حال فروش سهام خود هستند.
· روند: به دوره‌ای از سقوط مداوم قیمت‌ها (معمولاً افت بالای ۲۰ درصد)، بازار خرسی (Bear Market) می‌گویند.

مثال ملموس: فرض کنید خبری مبنی بر وضع تعرفه سنگین بر صادرات فولاد منتشر می‌شود. معامله‌گران بیریش می‌شوند، چون می‌دانند کاهش صادرات یعنی کاهش درآمد کارخانه‌ها. در نتیجه شروع به فروش سهام فولادی می‌کنند و قیمت‌ها ریزش می‌کند.

---

جدول مقایسه یک‌جا

اصطلاح نماد عقیده اصلی استراتژی معاملاتی حرکت قیمت
بولیش 🐂 (گاو) قیمت‌ها بالا می‌روند. خرید (یا نگهداری) ▲
بیریش 🐻 (خرس) قیمت‌ها پایین می‌آیند. فروش (یا خالی‌فروشی) ▼

به یاد داشته باشید که این دیدگاه‌ها مطلق نیستند و به مرور زمان تغییر می‌کنند. حتی ممکن است یک معامله‌گر در کوتاه‌مدت «بیریش» باشد ولی در بلندمدت «بولیش» باشد (مثلاً فکر کند تا آخر هفته بازار اصلاح می‌کند، اما تا آخر سال رشد خیره‌کننده‌ای خواهد داشت).

09/05/2026

‎🎙️
‎«بازارهای مالی که امروز میلیاردها دالر در آن جابه‌جا می‌شود…
‎روزی فقط یک معامله ساده گندم و شیر بود!
‎اما تاریخچه بازارهای مالی یکی از جذاب‌ترین بخش‌های دنیای اقتصاد است؛ چون نشان می‌دهد انسان‌ها چطور از «معامله ساده کالا» به بازارهای پیشرفته امروز مثل فارکس، کریپتو و بورس رسیدند.


‎---

‎تاریخچه بازارهای مالی از مبادله کالا تا امروز

‎۱. دوره مبادله کالا به کالا (Barter System)

‎حدود ۶۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ سال پیش

‎در آغاز، پول وجود نداشت.
‎مردم کالاهای خود را مستقیماً با هم عوض می‌کردند.

‎مثال:

‎گندم در برابر شیر

‎پوست حیوان در برابر نمک

‎طلا در برابر اسب


‎مشکل‌های این سیستم:

‎پیدا کردن کسی که دقیقاً کالای مورد نیاز تو را داشته باشد

‎نبود ارزش ثابت

‎دشواری حمل کالاها


‎همین مشکلات باعث شد انسان به فکر «وسیله‌ای برای ارزش‌گذاری» بیفتد.


‎---

‎۲. پیدایش پول فلزی

‎حدود ۶۰۰ قبل از میلاد

‎اولین سکه‌های رسمی در Lydia ساخته شدند.

‎بعدها:

‎طلا

‎نقره

‎مس


‎به عنوان پول استفاده شد.

‎مزایا:

‎حمل آسان‌تر

‎ارزش مشخص

‎قابل ذخیره


‎اینجا پایه اولین بازارهای مالی شکل گرفت.


‎---

‎۳. بازارهای تجاری و صرافی‌های اولیه

‎دوره روم و تمدن اسلامی

‎تاجران در:

‎Baghdad

‎Damascus

‎Venice


‎شروع به:

‎تبدیل ارز

‎قرض دادن پول

‎نوشتن حواله

‎تجارت بین کشورها


‎کردند.

‎در تمدن اسلامی:

‎«سفته»

‎«حواله»

‎سیستم‌های شریک‌سازی سرمایه


‎بسیار پیشرفته شد.


‎---

‎۴. تولد بانکداری مدرن

‎قرن ۱۴ تا ۱۶ میلادی

‎در Florence و Venice خانواده‌های ثروتمند بانک تأسیس کردند.

‎مهم‌ترین خانواده:

‎Medici family


‎نوآوری‌ها:

‎حساب بانکی

‎انتقال پول

‎وام

‎سرمایه‌گذاری


‎اینجا مفهوم «سرمایه» جدی‌تر شد.


‎---

‎۵. اولین بورس رسمی جهان

‎سال ۱۶۰۲

‎در Amsterdam

‎شرکت مشهور: Dutch East India Company (VOC)

‎اولین شرکتی شد که سهام عمومی فروخت.

‎مردم می‌توانستند:

‎سهم بخرند

‎سهم بفروشند

‎از سود تجارت شریک شوند


‎این آغاز واقعی «بورس سهام» بود.


‎---

‎۶. انقلاب صنعتی و رشد بورس‌ها

‎قرن ۱۸ و ۱۹

‎با رشد:

‎کارخانه‌ها

‎راه‌آهن

‎تجارت جهانی


‎نیاز به سرمایه بیشتر شد.

‎بورس‌های بزرگ ایجاد شدند:

‎New York Stock Exchange

‎London Stock Exchange


‎سرمایه‌گذاران پول می‌دادند و در سود شرکت‌ها شریک می‌شدند.


‎---

‎۷. پیدایش بازار فارکس (Forex)

‎بعد از جنگ جهانی دوم

‎در Bretton Woods Conference

‎کشورها تصمیم گرفتند:

‎ارزها را به دلار وصل کنند

‎دلار به طلا متصل شود


‎بعداً در دهه ۱۹۷۰: سیستم نرخ ثابت حذف شد و ارزها شناور شدند.

‎اینجا بازار مدرن فارکس متولد شد.

‎Forex یعنی: Foreign Exchange
‎= تبادل ارزهای خارجی

‎امروز بزرگ‌ترین بازار مالی جهان است.


‎---

‎۸. ظهور بازار دیجیتال و آنلاین

‎دهه ۱۹۹۰

‎با آمدن اینترنت:

‎ترید آنلاین ایجاد شد

‎بروکرها آنلاین شدند

‎مردم عادی هم توانستند معامله کنند


‎قبل از آن: فقط بانک‌ها و سرمایه‌داران بزرگ معامله می‌کردند.

‎اما بعد: هر کسی با لپ‌تاپ یا موبایل وارد بازار شد.


‎---

‎۹. تولد کریپتوکارنسی

‎سال ۲۰۰۹

‎Bitcoin توسط فرد یا گروهی به نام:

‎Satoshi Nakamoto

‎ساخته شد.

‎ویژگی‌ها:

‎غیرمتمرکز

‎بدون بانک

‎مبتنی بر بلاکچین


‎بعدها هزاران ارز دیگر ساخته شد:

‎Ethereum

‎Solana

‎BNB



‎---

‎۱۰. بازارهای مالی امروز

‎امروزه بازارهای مالی شامل:

‎بازار سهام

‎خرید سهام شرکت‌ها

‎مثال:

‎Tesla

‎Apple



‎---

‎بازار فارکس

‎معامله ارزها:

‎EUR/USD

‎GBP/USD

‎USD/JPY



‎---

‎بازار کریپتو

‎ارزهای دیجیتال


‎---

‎بازار کالاها (Commodities)

‎طلا

‎نفت

‎گندم

‎نقره



‎---

‎بازار شاخص‌ها (Indices)

‎مثل:

‎S&P 500

‎NASDAQ Composite



‎---

‎هدف اصلی بازارهای مالی چیست؟

‎بازارهای مالی برای ۳ هدف ساخته شدند:

‎۱. انتقال سرمایه

‎پول از سرمایه‌گذار به کسب‌وکار می‌رسد.

‎۲. کشف قیمت

‎عرضه و تقاضا قیمت را تعیین می‌کند.

‎۳. کسب سود

‎تریدرها و سرمایه‌گذاران سود می‌گیرند.


‎---

‎تحول ترید از گذشته تا امروز

‎دورهنوع معامله

‎باستانکالا به کالا
‎قرون وسطیسکه و حواله
‎قرن ۱۷سهام شرکت‌ها
‎قرن ۲۰فارکس و بانکداری جهانی
‎قرن ۲۱ترید آنلاین و کریپتو


‎«بازارهای مالی از تبادله ساده کالا…
‎به دنیایی رسیدند که روزانه تریلیون‌ها دالر در آن جریان دارد.
‎اما یک چیز هنوز تغییر نکرده…
‎طمع، #ترس و #روانشناسی #انسان #.»
https://www.instagram.com/sharkacademe?igsh=MXI5NHpmN2txaXZpbA==

Want your school to be the top-listed School/college in Dubai?

Click here to claim your Sponsored Listing.

Location

Telephone

Address


12ShK
Dubai
41053

Opening Hours

Monday 05:00 - 22:00
Tuesday 05:00 - 22:00
Wednesday 05:00 - 22:00
Thursday 05:00 - 22:00
Friday 05:00 - 22:00
Saturday 05:00 - 22:00
Sunday 05:00 - 22:00