جشن نوروز خانه کودک نهال اندیشه
Khane bazi goldoon
خانه کودک گلدونه مرکز توسعه مهارت های کودکان
19/01/2018
مهارت های ادراکی حرکتی
22/01/2015
بازی هنر زندگی (گلدونه )
کارگاه مادر و کودک
www.khanebazi .com
20/01/2015
بازی هنر زندگی (گلدونه )
کارگاه مادر و کودک
کارگاه آموزش مادران باردار
یک دوره کارگاه آموزش مادران باردار توسط گروه کارشناسان خانم وآقای سلطانی در محل خانه بازی برگزار می شود دوستانی که تمایل به شرکت در این کارگاه را دارندلطفا باشماره تلفن ۸۸۰۹۶۰۵۱ تماس گرفته و ثبت نام کنند.
اولین جلسه کلاس شنبه ۴ بهمن ساعت ۴ بعد از ظهر می باشد (اولویت با مادران عضو خانه بازی می باشد) ضمنا این کلاس رایگان برگزار می شود.
« به نام خداوند بخشنده ی مهربان»
خلاصه ی مطالب کلاس رفتار با کودک زیر سه سال
(مدرس اقای محمود سلطانی)
جلسه چهارم
مروزه منابع بسیار زیادی درمورد روانشناسی کودک و رفتار با کودک موجود است. هر یک از این منابع مختص رویکرد خاصی در این زمینه هستند. والد امروزی سردرگم در میان این همه منابع و اطلاعات به علاوه ی تجربیات و نصیحت های بزرگترهای خانواده باعث شده که یک فضای مملو از احساس گناه و این که حالا باید با فرزندم چه کار کنم برای پدرومادر امروزی ایجاد شود. این رویکردها شامل رفتارگرایی، انسان گرایی و شناخت گرایی و غیره هستند. در رأس همه ی این رویکردها دانشمندان بزرگی هستند که هریک به نوبه ی خود تحول بزرگی در رابطه با تربیت کودک ایجاد کرده اند. و هریک نیز دیگری را نقض می کند و در مطالبی با هم در تعارض هستند که این تعارض به سردرگمی والدین دامن می زند. به طوری که بدون شناخت این رویکردها کتاب ترجمه ای در مورد تربیت کودک می خوانیم و تصمیماتی در مورد روابط با فرزندمان می گیریم بعد دوباره کتاب دیگری به دستمان می رسد که ممکن است در تعارض با کتاب قبلی باشد و به این منوال ذهن ما آشفته می شود و دچار تعارض می شویم. یکی از وظایف والدین امروزی این است که این رویکردها را بشناسد و براساس این شناخت، منابعی را برای تقویت معرفت والدینی خود انتخاب کند که هماهنگ با آن رویکرد باشد.
یک رویکرد باید به چهار مسئله بپردازد و پاسخ دهد: کودک، انسان، زندگی و رفتار. رویکرد ما در این جا و در خانه بازی «هنرزندگی»، رویکرد هوش متعادل است. برپایه ی این رویکرد نگاه ما به کودک این گونه است: کودک یک انسان کامل بالقوه است که باید استعدادها و توانایی هایش بالفعل شود.
در این رویکرد ما معتقدیم که پدر و مادر باغبان زندگی و کودک گل و بذر است که وظیفه ی والدین نگهداری و مراقبت و پرورش بذرهای زندگی است. یک هسته ی زردآلو بالقوه، یک درخت زردآلو است که در شرایط مناسب کاشت و نگهداری جوانه می زند، حال این جوانه کامل است یا نه؟ کمی بزرگتر می شود و برگ می دهد و ریشه می دواند و دوتا زردآلو می دهد حال چی؟ کامل است یا نه؟ بزرگتر می شود و شاخ و برگ می دهد و ده کیلو زردآلو می دهد، کامل شده یا نه؟ تنیده تر می شود و درختی تنومند می شود و صد کیلو بار می دهد، حال چه کامل شده یا نه؟ هر مرحله از بذر گرفته تا جوانه و نهال و درخت کامل، هر کدام در جای خودشان، کامل هستند فقط تفاوت در میزان رشد و نموشان است. طبق این نظریه بچه ها نیز کامل هستند، منتهی بالقوه هستند و تفاوت های فردی آن ها به میزان رشد و نموشان است.
برروی کلمه ی رشد و نمو تأکید می کنیم به دلیل این که رشد مختص ذهن است و نمو مختص جسم است. جسم نمو می کند و تغییر می کند. روح نیز به تعالی می رسد. بچه ها برای رشد و نمو نیازهایی دارند. نیازهایی که مربوط به جسم می شود توسط نیرویی به نام «غریزه» کنترل می شود. مثل گرسنگی، خواب، غم، شادی و غیره. هدف غریزه، حفظ و بقاء نسل است. مانند غریزه ی جنسی و احساسات که هر دو در راستای این هدف در انسان به ودیعه گذاشته شده.
نیازهایی که مربوط به روان و روح می شود توسط نیروی «فطرت» کنترل می شود. علوم غربی فطرت را نمی شناسند و هردو را غریزه معرفی می کنند اما رویکرد هوش متعادل بر پایه ی فطرت انسان است. فطرت جهت و نیروی تعالی ما را تعیین می کند. ما هردوی غریزه و فطرت را قبول داریم و به هردوی آن ها می پردازیم. غریزه به حوزه ی اهمیت ها ونیازهای مادی و جسمی می پردازد. فطرت به حوزه ی ارزش ها و نیازهای روحی و معنوی می پردازد. بچه ها به هردوی این نیروها نیاز دارند تا رشد و نمو کنند و در نمودار زندگی دارای حجم باشند. انسان متعادل، انسانی است که جسم سالم و ذهن رشد یابنده داشته باشد و مجموعه ی غریزه و فطرت او رشد کند.
نیازهای معنوی چه نیازهایی هستند؟
پرستش، زیبایی، آرامش، نوازش، توجه، دوست داشتن و دوست داشته شدن، جاذب و مجذوب بودن، احترام و حرمت و غیره.
حال دوست داشتن و دوست داشته شدن، کدام نیاز مرد است و کدام نیاز زن؟ مردها خیلی به دنبال این نیستند که من رو دوست داری یا نه! بیشتر دنبال دوست داشتن هستند. زن ها نیازشان دوست داشته شدن است که هردو حالت از خصوصیات فطرت است. انسان دوست دارد جاهایی مجذوب باشد و جاهایی جاذب باشد. انسان نیاز به محترم شمرده شدن و احترام گذاشتن دارد. انسانی که به راحتی حریم دیگران را می شکند، فطرتش خوب رشد نکرده؛ انسان متعادل خشمگین می شود ولی حرمت نمی شکند و هتک حرمت نمی کند.
انسان دوست دارد که هم نوازش بشود و هم نوازشگر باشد. حال ما به خصوص همسران حداقل در کلام یکدیگر را نوازش می کنیم؟ انسان دوست دارد به او توجه شود و به دیگران توجه کند؛ کمک خواستن و کمک کردن در فطرت انسان است اما به شرطی که فطرت رشد کند.
نیازهای معنوی علاوه بر این که نیاز انسان هستند، ویژگی های فطری برای زندگی اجتماعی نیز هستند. این ویژگی ها و مهارت ها باید در کودک پرورش یابد تا برای زندگی اجتماعی آماده شوند.
مربی و والدین قائم مقام پروردگار هستند. تربیت و پرورش، وظیفه ی والدین است. رب و پرورش ریشه ی نام های الهی هستند. در پرورش، استعدادهای نهفته ی کودک باید شکوفا شوند. استعدادها باید تبدیل به مهارت شوند تا شکوفا شوند. برای این منظور باید محیط زندگی کودک غنی باشد. محیط غنی باعث شکوفایی استعدادهای بچه ها می شود. محیط غنی یعنی امکانات لازم برای رشد و شکوفایی کودک. و امکانات در نظر ما یعنی آسایش نه رفاه. منظور از امکانات، تجملات نیست بلکه منظور فضای غنی از لحاظ بازی و تجربه است. باز هم منظور محیط مملو از اسباب بازی و تجمل نیست بلکه محیط پر از بازی و تجربه. عامل دوم در محیط غنی، فضای گرم معنوی و عاطفی است برای بزرگ شدن حجم زندگی. برای زندگی متعادل، گرمای معنوی و عاطفی لازم است. متأسفانه در بعضی از خانواده ها ارتباطات گرم نیست و درجه حرارت عاطفی کم است.
چگونه محیط را غنی کنیم؟
واکنش نداشته باشید، کنش گر باشید. بچه ها گاهی بازی مخرب دارند و گاهی بازی سازنده. وارد بازی مخرب کودکان نشوید، شما بازی گردان باشید تا بچه ها وارد بازی شما شوند. بچه جیغ می زند و گریه می کند تا مادر را وارد بازی خود کند! بچه ها بازی گردان های بسیار قوی هستند حتی تا حدی که والدین دچار خشم شوند و یا گاهی همسران هم با هم به دعوا می افتند. خشونت بچه ها خشونت اختلالی است. از کلمه ی خشونت نترسید! خشونت اختلالی یعنی خشونتی که پشت آن احساس های ناخوشایند نهفته است. به محض این که این احساس ناخوشایند کودک درک شود او آرام خواهد شد. وقتی مادری در برابر کودکش مستأصل می شود، خشونت است.
خشونت اختلالی با خشونت اعتدالی باید مهار شود. خشونت اعتدالی برپایه ی قانون و اقتدار است. در خشونت اعتدالی مادر احساس ضعف در برابر فرزندش و موقعیت پیش آمده ندارد، دچار حرص و جوش خوردن نمی شود و احساس بد هم ندارد.
به دنبال نابغه پروری و برنامه ریزی برای آینده ی کودک نباشید. نگران آینده نباشید؛ ما باید برای فرزندانمان چشم انداز و راهبرد داشته باشیم نه این که برنامه ریزی کنیم که مثلاً حتماً باید دکتر شود و یا مهندس و غیره، و نگران باشیم چون ما صاحب فرزندان نیستیم بلکه فقط وظیفه ی مراقبت و نگهداری و پرورش آن ها را داریم. کودک نابغه همین فرزندانی هستند که پیش شما حضور دارند. همه ی کودکانی که از ازل تا ابد به دنیا آمده اند و می آیند همه نابغه هستند. پس به دنبال ساختن کودک نابغه نباشید.
کل ارتباط یا رفتار والدین با کودک به چهار بخش تقسیم می شود.
چهار محور رفتار
رفتار برپایه ی مهر و محبت، رفتار برپایه ی کنترل، رفتار برپایه ی خشونت و رفتار برپایه ی آزادی. تعادل بین این چهار حوزه بسیار مهم است و رفتار صرف فقط بریک پایه و یک طرفه تبدیل به خشونت می شود، مثل رفتار صرفاً آزادی محور؛ انسان فطرتاً آزادی را دوست دارد و باید داشته باشد اما به خاطر وجود غریزه در انسان باید محدودیت وجود داشته باشد. ما آزادی را دوست داریم اما به محدودیت نیاز داریم. از یک سالگی، آرام آرام باید محدودیت را به کودک نشان داد و به او «نه» گفته شود البته نه درست و صحیح و به جا.
اولین رفتار که برپایه ی مهر و محبت و در محدوده ی کنترل نیز هست، « نوازش » است. والدین با نوازش کودک را کنترل می کنند. نوازش نیاز فطری و روحی کودک است. با نوازش غریزه ی کودک مهار و کنترل می شود. چند نوع نوازش داریم:
نوازش پوستی: تأکید بسیار این نوازش با نوزاد است که مراقبت کانگورویی بهترین شکل آن است. از یک سالگی به بعد نوازش پوستی کمتر می شود ولی قطع نمی شود. نوازش پوستی مختص کودک نیست بلکه مادر و پدر هم نیاز به نوازش دارند چون پرورنده ی روح است و زن و شوهر باید بدون ارتباط جنسی یکدیگر را در طول روز نوازش کنند. نوازش پاداش نیست. با نوازش کردن ناصحیح، کودک را شرطی نکنیم؛ اجازه نداریم با کودک قهر کنیم و برای تنبیه او، محبت و نوازش را از او دریغ و محرومش کنیم. ماساژ هم نوعی نوازش پوستی است. نوازش پوستی مادر یا پدر برای فرزند نباید عاشقانه باشد، بچه ها را هنگام بوسیدن نچلانید و محکم فشار ندهید که در این صورت خشونت خواهد بود نه محبت! مادرانه و پدرانه نوازش کنید.
نوازش کلامی: بچه ها نیاز دارند از ما کلمات و جملات زیبا بشنوند. مادربزرگ ها خصوصاً قدیمی ترها خیلی خوب بلدند بچه ها را کلامی نوازش کنند. مثل دردت به جونم، دورت بگردم و غیره که کلمات گرم و با احساس هستند. ادبیات غنی ما مملو از کلمات و جملات زیبا است، آن ها را استخراج کنیم و در محاوره ها به کار ببریم. خسرو شیرین دارای کلمات بسیار فاخری است و شرین مظهر زن ایرانی و کامل است. سعی کنید تلویزیون را بیشتر خاموش کنید و از شعر و داستان برای بچه ها استفاده کنید. لازم نیست که حتماً بچه ها شعر را درک کنند فقط کافی است که در معرض شنیدن مثلاً اشعار حافظ قرار بگیرند. عرفا و هنرمندان و کودکان دارای هوش شهودی قوی هستند. بچه ها را در معرض شنیدن موسیقی های استادزده قرار دهید.
نوازش چشمی: نگاه. زمانی که به فرزندمان نگاه می کنیم چه احساسی پشت نگاه ما هست؟ افتخار، نفرت، خشم، لذت؟ همه جای بدن دروغ می گویند جزء چشم ها. بچه ها خودمحور هستند، زمانی که مادر حالش خوب نیست این درک را پیدا می کند که من باعث این ناراحتی مامان شدم، دیدید وقتی والدین دعوا می کنند بچه ها یک گوشه کز می کنند! چون خودشان را مسبب این دعوا می دانند. در مواقع شوخی و خنده و بگو بخند چی؟ یا تجربه ی درآغوش گرفتن یا نوازش همسرتان در مقابل فرزندان را دارید؟ بچه ها شنگول و شیطون تر می شوند چون این درک را دارند که من باعث این شادی شدم حالا می تونم هر کاری دلم بخواد بکنم!
عزت نفس کودک را اعتماد به نفس والدین می سازد. والدین با اعتماد به نفس قوی، کودک با عزت نفس بالا می سازند. پس مواظب نگاه ها و احساس پشت نگاهتان به کودک باشید. زمان ما زمان استرس و اضطراب است، وقتی به فرزندتان نگاه می کنید نگران آینده ی او نباشید. گاهی مادرها از یکسالگی کودک نگران شوهرکردن و زن گرفتن و دانشگاه رفتن او هستند .
هروقت به بچه ها نگاه می کنیم، چشمان ما باید برق بزند و عاری از مقایسه و نگرانی باشد و مملو از امید و دوست داشتن و شادی باشد. تفکر مقایسه و رقابت و نگرانی بر نگاه ما تأثیر می گذارد و توان لذت بردن از کودک را از ما دریغ می کند. بزرگترین آرزوی بچه ها و بزرگترین نیازشان خوش حالی و خوشنودی پدرومادر است.
برای دوهفته ی آینده لطفاً انواع نوازش را تمرین کنید، به خصوص با همسران و تجربیات خود را با ما در میان بگذارید.
با سپاس محمود سلطانی.
www.khanebazi.com
« به نام خداوند بخشنده ی مهربان»
خلاصه ی مطالب کلاس رفتار با کودک زیر سه سال
(مدرس اقای محمود سلطانی)
جلسه سوم
در جلسات پیش مادران درخواست کردند که موضوع صحبت را در مورد چگونه والدین شادی باشیم؟ قرار دهیم. در این کلاس ها مرتب می گوییم که والدین باید شاد باشند تا کودکانی متعادل پرورش دهند. و دغدغه ی مادران این شده که خوب چگونه شاد باشیم؟ چه کار کنیم تا مادر شادی باشیم؟
از عللی که مادران و پدران شاد نیستند این است که خیلی خود را سرزنش می کنند و دائم در احساس گناه به سر می برند. کلاس می روند و مطلب می خوانند و دچار احساس گناه می شوند. نگران آینده ی خود و بچه ها هستنند، از زندگی رضایت ندارند و عوامل دیگر.
ریشه ی این مسائل کجاست؟
ضمیر یا ناخودآگاه ما انبار احساسات ناخوشایند کودکی است. سه سال اول زندگی کودک از این نظر بسیار اهمیت دارد که دوران شکل گیری ناخودآگاه است. همه ی پدیده ها، رفتارها، واکنش ها و صحنه ها همراه با احساس ناشی از آن ها در ناخودآگاه ضبط می شود و در بزرگسالی با تکرار آن اتفاق یا پدیده، ضبط شده ی دوران کودکی همراه با احساسش تداعی می شود. در حال حاضر این ما نیستیم که تصمیم می گیریم چگونه رفتار کنیم و زندگی کنیم بلکه ضمیرناخودآگاه ما است که دیکته می کند چگونه زندگی کنیم.
ضمیر ناخودآگاه چگونه شکل می گیرد؟ بچه ها همیشه در حال بازی هستند و در این حالت دچار احساساتی می شوند و براساس این احساسات یک باور پیدا می کنند که این دنیا امن است یا ناامن؟ من دوست داشتنی هستم یا نه؟ باارزش هستم یا بی ارزشم؟ این باور مجدد باعث ساخته شدن ناخودآگاه می شود و ناخودآگاه جدید باور جدیدتر و باور، فکر را می سازد و فکر منجر به عمل می شود و ما در این چرخه تا آخر عمر گرفتار خواهیم بود. چون ما بر پایه ی ضمیر ناخودآگاه و با عینک او به دنیا نگاه می کنیم.
سال های کودکی ما در چه وضعیتی بوده و چه نگاهی به جهان هستی داریم؟ ناامن، غمگین، افسرده و ………؟
بچه ها عقل ندارند که قدرت تفکر منطقی داشته باشند. اما احساساتشان کامل و خیلی قوی است. بسیار خودمحور هستند یعنی هراتفاقی می افتد خود را مسبب آن می دانند. اگر مادر غمگین است، کودک خود را مسبب غم مادر می داند. نسل امروز مادران، نسل خوشحالی نیستند و با این حال و دید کودک بزرگ می کنند و پرورش می دهند.
همه ی ما براساس این که از چه چیزی امنیت می گیریم و اصل ما چیست و به اصطلاح نقطه ی نگاهمان چیست، یک درکی از جهان هستی پیدا می کنیم و براساس این درک یک تصوری از خود پیدا می کنیم، براساس این تصور احساسی در ما به وجود می آید و براساس این احساس، فکر در ذهن ما شکل می گیرد و براساس این فکر، رفتار ما جلوه گر می شود. نقطه ی امنیت و درک و تصور و احساس و فکر همه در ذهن صورت می گیرند ولی رفتار در بیرون از ذهن ما است و عینیت دارد.
نقطه نگاه — درک — تصور از خود — احساس — فکر — رفتار
علت اصلی ناراحتی های ما ورود اطلاعات منفی به سیتم بالا است. باور مادر امروزی این است که: من بدم، دوست داشتنی نیستم و برپایه ی این نگاه رفتار می کنند. امروزه دوست داشتن و دوست داشته شدن را بلد نیستیم. پس باید از ابتدای راه یعنی نگاه را درست کنیم تا همه چیز درست شود؛ اصلاً هم دست نیافتنی نیست.
دنیای امروز دنیای پر استرسی است به خصوص که طبق نظریه ی محقق امریکایی ما چهار نوع جهان و جامعه داریم: جهان کشاورزی، جهان صنعتی، جهان اطلاعاتی و جهان معنوی. هر جامعه ای زمانی که از یکی به آن یکی گذار می کند دچار استرس زیادی می شود؛ حال کشور ما در حال گذار هر سه مرحله با هم است پس بخوانید خود این قصه ی پر از استرس را.
همه ی تغییرات زندگی استرس زا هستند مثل تغییر مسکن، مرگ همسر، ازدواج، طلاق و شادی ها و هیجانات غیر متعارف و غیره. هر انسان در یک سال تحمل ۳۰۰ استرسور، استرس دارد که امروزه خیلی بیش تر از این مقدار را ما تحمل می کنیم و دائم در حال استرس هستیم. با این مسائل ما چه کار می توانیم کنیم؟ خوشبختانه حرکت جوامع جهانی به سمت معنویت است.
داشتن ریتم در زندگی استرس را کم می کند. ریتم به انسان آرامش می دهد. انسان قدرت انطباق با شرایط موجود را دارد و اگر میزان تغییرات زیاد باشد قدرت انطباق کاهش می یابد و دچار استرس می شود حال به هر میزان که قدرت انطباق بالاتر رود، استرسور کاهش می یابد. و دیگر این که اطلاعات صحیح باید وارد ذهن شود یعنی اطلاعاتی که هماهنگ با نظام هستی و آفرینش است. باید مراقب باشیم که در طول روز چه خوراکی به چشم و گوش و ذهن خود می دهیم و بیشتر و مهم تر باید مراقب ورودی ها و به تعبیر دیگر مراقب غذای چشم و گوش بچه هایمان باشیم. چه چیزهایی می بییند و می شنوند؟ ما خیلی مراقب دهان بچه ها و خورد و خوراک آن ها هستیم ولی اصلاً حواسمان به غذای روح و ذهن آن ها نیست، خیلی دقت نمی کنیم که بچه های ما چه چیزهایی می بینند و چه چیزهایی می شنوند.
آرامش درونی با ورود اطلاعات صحیح به دست می آید پس اطلاعات و نگرش خود را مثبت کنیم تا رفتارمان هم در متن زندگی مثبت باشد. آدم های با تفکر مثبت چگونه هستند و چگونه زندگی می کنند؟
انسان های با تفکر مثبت با داشته هایشان زندگی می کنند و انسان های با تفکر منفی با نداشته هایشان زندگی می کنند. شما نیز به خودتان پاسخ دهید که با کدام تفکر زندگی می کنید؟ چه قدر از وجود فرزندتان لذت می برید و چه قدر به عیب ها و نواقص او توجه می کنید؟ چه قدر از صورت خود راضی هستید؟
داشته ها و نداشته هایتان را لیست کنید. دنیا پر از خانه های بزرگ است و من، یک خانه دارم، حال با کدام زندگی می کنم؟ با خانه ی خودم یا با تمام خانه های نداشته ی بزرگ دنیا؟.
باید با داشته ها زندگی کنیم و برای نداشته ها برنامه ریزی کنیم و راهبرد داشته باشیم. برنامه ریزی برپایه ی علم است. در کل مهم این است که از داشته هایمان لذت ببریم. توقع ایده آل ها و توقع نمره ی بیست یعنی لذت نبردن از داشته هایمان. ما همیشه برای نتیجه ی قابل قبول تلاش می کنیم بعد از آن لذت بردن از نتیجه است. ما وظیفه مدار باید باشیم نه نتیجه مدار؛ یعنی تلاشمان را می کنیم نتیجه را واگذار می کنیم.
انسان های با تفکر مثبت از وقایع و رویدادها تفسیر مثبت می کنند اما انسان های با تفکر منفی از وقایع و رویدادها تفسیر منفی می کنند. نظام هستی طبق قانون، دقیق عمل می کند و مرتب با ما در ارتباط است و به ما پیام می دهد پس باید از وقایع تفسیر مثبت کنیم و به پیام پیشامدها توجه کنیم.
انسان های با تفکر مثبت، ریشه یاب هستند و می پرسند: چرا. انسان های با تفکر منفی مقصریاب هستند و می پرسند: چه کسی.
کلام انسان های با تفکر مثبت، چه درونی (باخود) و چه بیرونی (با دیگران)، امیدوارکننده و مثبت و همراه با تأیید و تمجید است و کلام انسان های با تفکر منفی، ناامیدی و یأس و نمی ذارن و نمیشه است.
آرام آرام ورودی های ذهن را مثبت کنیم و مثبت بیاندیشیم. تمرین این دوهفته: دراین مدت سعی کنید از وسایل ارتباط جمعی استفاده نکنید مثل روزنامه و ماهواره و سریال ها و وایبر و غیره. مگر این که تماشا یا شنیدن هنر، زیبایی و شادی باشد. به دیگر اعضای خانواده هم کار نداشته باشید شما خودتان نگاه نکنید.
هیچ کس را، حتی خودتان را هم به خاطر اشتباهش سرزنش نکنید. هرکاری خواستید برای سرزنش دیگران کنید نگه ددارید بعد از اتمام این دو هفته.
در این مدت نه غیبت کنید و نه غیبت بشنوید.
به ذهن مرخصی بدهید. تأیید می کنم که این تمرینات را سعی کنید انجام دهید و در صورت فراموشی یا انجام ندادن به هر دلیل خود را سرزنش نکنید.
خشونت های شخصیتی یکی از خشونت های رایج است .یکی از مصداق های این خشونت مظلوم نمایی است . این حالت در والدین بسیار دیده می شود مانند زمانی که کودک مادر را می زند و مادر گریه الکی می کند .در این زمان مادر در برابر کودک می شکند و کودک مادر را فردی مظلوم می بیتد و در مقایل احساس گناه می کند .نوع دیگر خشونت شخصیتی ،استفاده ابزاری از کودک در مناقشات پدر و مادر است .لطفا در زمان دعوا احترام به یکدیگر را فراموش نکنیم و بچه ها را نسبت به طرف مقابل بد بین نکنیم.ایده آل طلبی ،کمال گرایی مثل گرفتن نمره بیست ،مانع از این است که به کودکانمان بدون شرط افتخار کنیم .سرزنش های مداوم که متاسفانه یگی از روش های تربیتی است ،نوع دیگر خشونت است.
18/12/2014
خانه بازی هنر زندگی (گلدونه)
کلاس تجربه رنگ
17/12/2014
کارگاه مادرو کودک (بازیهای شناختی)
« به نام خداوند بخشنده ی مهربان»
خلاصه ی مطالب کلاس رفتار با کودک زیر سه سال
(مدرس اقای محمود سلطانی)
جلسه دوم
پدرومادر باغبانی هستند که فقط و فقط باید از بذری که کاشته اند مراقبت کنند تا رشد کند. هر بذر منحصر به فرد است و قابل مقایسه نیست. هیچ بچه ای را نمی توان با بچه ی دیگر مقایسه کرد.
چرخه ی هوش متعادل چهار جنبه ی خیلی مهم دارد که ما در این جلسات به شرح این چهار جنبه خواهیم پرداخت. در کل برای کودکان زیر سه سال این چهار جنبه مهم تر است و کار ما در این حوزه بیشتر است و جنبه های دیگر در بالای سه سال پررنگ می شوند. چهار جنبه عبارتند از : هوش معنوی(روحی)، هوش جسمی، هوش عاطفی و هوش شناختی.
اولین جنبه ای که بررسی می کنیم هوش جسمی است چون پایه ی رشد کودک، تعادل جسم است. جسم در حوزه ی اهمیت ها قرار دارد و بسیار مهم است ولی ارزش نیست. در کل همه ی پدیده های مادی در نگاه ما مهم هستند ولی ارزش نیستند.
چه چیزی در دنیای امروز ما خیلی مهم است؟ حتی از سلامتی هم مهم تر شده است؟ پول. پول بسیار مهم است اگر نباشد هیچ چیز نیست ولی پول ارزش نیست.
ارزش ها در زندگی به ما و به حوزه ی اهمیت ها جهت می دهند. ماژیک در دست من مادیت است و مهم است اگر نباشد هیچ چیز نمی توانم بنویسم اما چه چیزی با آن می نویسم، ارزش است.
سلامت کودک در گرو سلامت جسم کودک است. مانند اهمیت سلامت شکل گیری شبکه ی عصبی مغز. جسم نمو می کند؛ و رشد مختص ذهن است. نمو در ساختار بیرونی است و ما آن را می بینیم. نیازهایی برای نمو جسم وجود دارد تا جسم سالم و متعادل باشد.
اولین نیاز، تغذیه است. ذائقه ی کودک در سنین زیر سه سالگی، شکل می گیرد کودک ما به چه ذائقه ای عادت کرده است؟ چیبس و پفک و تنقلات صنعتی؟ یا غذاهای سالم خانگی؟ به توصیه ی یک متخصص تغذیه بچه ها را شورخوار و شیرین خوار و چربی خوار بار نیاورید. از لحاظ طب سنتی نیز غذاهای با مزاج گرم و تر توصیه می شود مثل: خرمالو، انگور، مویز، خرما، هویچ، گوشت گوسفند و غیره. در کل سعی کنید غذاها به طبیعت و فصل نزدیک باشند. بهتر است که غذاها تازه و کمتر فریزری باشد، در صورت فریز کردن هم بیش از دوماه نباشد. مواد کارخانه ای و خیلی شیرین در بچه ها ایجاد هیجان بیش از حد می کند . نه انرژی مورد نیاز کودک.
دومین نیاز جسمی، استراحت و خواب است. کتاب «همه ی کودکان می توانند خوابیدن بیاموزند» بسیار مناسب و آموزنده است. بچه ها باید در بستر راحت بخوابند. بعد از بازی حتماً باید اول به مرحله ی آرامش برسند و بعد برای خواب آماده شوند قبل از خواب فیلم های هیجانی نبینند و بازی های کامپیوتری و هیجانی انجام ندهند. مثل هواپیمایی که در اوج سی هزارپایی در حال پرواز است و برای فرود اول باید ارتفاع و سرعت خود را کم کند بعد فرود بیاید. مغز هم دارای فرکانس های مختلفی است و در هیجانات فرکانس مغز بالا می رود و برای استراحت ابتدا باید فرکانس مغز پایین بیاید و به مرحله ی آلفا برسد بعد کودک به خواب برود. به این منظور آرام آرام روشنایی خانه را کم می کنیم و صدا و تصویر و تلویزیون را کنترل می کنیم و همه چیز را به آرامش می رسانیم و برای خواب آماده می شویم.
در تمام مراحل زندگی به خصوص برای غذا و خواب باید ریتم داشته باشیم. ریتم یعنی ضرب آهنگ، نظم پویا، نظم با برنامه. ریتم یعنی بچه باید در ساعت مشخصی غذا بخورد و در ساعت مشخصی بخوابد. کودکی که ریتم ندارد دچار ناامنی می شود.
عامل پیشرفت امروزی علم، وجود ریتم است. ریتم یعنی نظم پویا ولی ما به نظم ایستا علاقه داریم.
هوش جسمی اگر رشد متعادل نداشته باشد، توان اعلام پیام ها و نیازهای جسم به مغز را نخواهد داشت. وقتی هنگام خشم و غم احساس گرسنگی بیش از حد می کنیم و در حال سیری سلول ها باز هم ولع خوردن داریم، به دلیل عدم عملکرد صحیح این هوش است. یکی از علت های عمده ی آن هم در نوزادی است که هربار نوزاد گریه می کند مادر شیر در دهان او می گذارد و یا با شروع تغذیه تکمیلی به زور به کودک غذا می دهد که از همین جا کودک از قاشق و غذا زده می شود.
آشفتگی در زندگی و عدم وجود ریتم به ذهن آسیب می رساند. هروقت بحث ریتم مطرح می شود فوری مادرها می پرسند که با مهمانی ها چه کار کنیم؟ یک شب که هزار شب نمی شود ماهم در مورد صددرصد ایده آل ها صحبت نمی کنیم بلکه منظور ما کل مراحل زندگی است حال ممکن است به هردلیل وقفه در نظم و ریتم بیفتد که با رعایت نظم کلی این وقفه ها آسیب نمی رسانند. یا می پرسند که آخه پدرها خیلی دیر به خانه می آیند و بچه باید پدرش را ببیند؟ به هیچ وجه وعده های غذایی کودک نباید به خاطر دیرآمدن پدر به تعویق بیفتد، پدر اگر هفته ای یکبار و یک ساعت با حال خوب با بچه زمان بگذارد برای او کافی است. خواب و تغذیه ی منظم و سروقت واجب تر از دیدن پدر در دیروقت است.
بهترین زمان خواب سه ساعت قبل از نیمه شب تا سه ساعت بعد از نیمه شب است. یعنی خوابیدن در تاریکی مطلق و بهترین زمان فعالیت کبد که حتما باید انسان در این زمان خواب باشد تا کبد بتواند کار خود را آغاز کند. بیدار ماندن در این زمان به عملکرد کبد آسیب می رساند.
تا مبحث بعد ریتم را در زندگی خود تمرین کنید و اثربخشی آن را ببینید و تجربیات خود را با ما در میان بگذارید.
« به نام خداوند بخشنده ی مهربان»
خلاصه ی مطالب کلاس رفتار با کودک زیر سه سال
(مدرس اقای محمود سلطانی)
سه شنبه بیست و هفتم آبان 93
آموزش خانواده به خصوص مادران، در مورد رفتار با فرزند از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است زیرا که پایه ی شخصیت کودک توسط مادر بنا می شود.
منظور ما از آموزش والدین، ایجاد معرفت والدینی و به عبارت دیگر بالابردن شناخت والدین از مراحل رشد کودک و چگونگی رفتار با او است. معرفت یا شناخت شامل آگاهی و دانایی است. آگاهی به چرایی ها می پردازد و بینش است؛ دانایی به چگونگی می پردازد و روش است.
آگاهی --- چرایی --- بینش
معرفت (شناخت)
دانایی --- چگونگی --- روش
سعی ما بر این است که بیشتر به چرایی های زندگی توجه کنیم چون درمورد چگونگی ها و روش ها و تکنیک ها بسیار صحبت شده. به قول مرحوم دکتر شریعتی «صدبار می گوییم چگونه ولی یک بار نمی پرسیم چرا؟». اگر نگاه ما باز شود و نگاه کلی نگر پیدا کنیم و به چرایی ها توجه کنیم، چگونگی ها خودشان برای ما آشکار خواهند شد. اگر ما بدانیم که چرا باید با فرزندمان بازی کنیم، دیگر لازم نیست که حتماً کلاس برویم تا بازی یاد بگیریم بلکه خودمان بازی اختراع می کنیم. به همین دلیل پرداختن به کسب آگاهی بسیار مهم است.
ما سه نوع «چرا» داریم: چرای اتهام، چرای مظلومیت و شکایت، چرای ابهام. چرای اتهام وقتی است که دلیل روشن است اما دنبال مقصر می گردیم و یا می خواهیم متهم کنیم. چرای مظلومیت و شکایت زمانی است که دائم می گوییم چرا من!؟... باید! و چرای ابهام که منظور درس ما است، چرایی هرکار را می پرسد، چرا من باید بچه دار شوم؟ چرا باید این کار را کنم؟ و غیره. پاسخ به چرای ابهام شروع نگاه راهبردی است. ما باید برای کودکانمان برنامه، چشم انداز و هدف های مشخص داشته باشیم. باید بدانیم که 20 سال دیگر می خواهیم فرزند ما در چه وضعیتی باشد.
زمانی که نگاه راهبردی داشته باشیم و چرایی کارها و برنامه های خود را بدانیم دیگر ملول و بی حوصله نمی شویم. خستگی جسمی طبیعی است و همیشه به آن دچار می شویم که با یک استراحت و خواب و تغذیه برطرف می شود ولی با داشتن راهبرد مبتلا به ملال و حوصله سررفتن و پوچی نمی شویم. چون می دانم این کاری که امروز انجام می دهم بیست سال دیگر نتیجه اش را خواهم گرفت. و این فقط با نگاه عمیق و کلی نگر و نگاه به افق حاصل می شود.
حال چرا سنین زیر سه سال این قدر مهم است؟
زیر سه سال را ما نوزادی و نوپایی می گوییم و کودکی را بعد از سه سالگی می دانیم که دوران نوزادی و حتی جنینی و حتی قبل از آن در رویکرد کودک متعادل از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. چون انسان از جمله پستاندارانی است که نوزادش بخشی از تکاملش را خارج از رحم مادر می گذراند. به همین دلیل شرایط رشد او بسیار مهم است. و والدین به خصوص مادرباید مراحل رشد کودک را بشناسد و بداند که در هر مرحله با فرزند خود چه کار باید کند. نوزادی، نوپایی، کودکی، نونهالی و نوجوانی همگی مراحل رشد انسان هستند که ما به جای این که از آن ها بترسیم باید با آن ها آشنا شویم. امروزه مسئله ی کودک در ذهن والدین بسیار بزرگ و ترسناک شده طوری که والدین حتی از آوردن کودک وحشت زده می شوند در حالی که با کسب آگاهی و مهارت های لازم می توان از ثمره ی شیرین زندگی به جای ترسیدن، لذت برد.
نگاه راهبردی کودک متعادل برای کودکان، انسان دانشمند و متعالی است. نه فقط دانشمند و دکتر ومهندس. بچه ها باید هم آگاهی کسب کنند و هم دانایی تا در زندگی معنا داشته باشند و انسان های متعالی شوند.
سه عامل بر رشد کودک مؤثر است: 1- استعداد، 2- خصوصیات، 3- محیط
استعداد از مبدأ آفرینش می آید و به همه ی انسان ها یکسان و یکجا داده شده به طوری که ذره ای با هم تفاوت ندارند. استعدادها بالقوه هستند، بالفعل نیستند. ما از زمان لقاح تا مرگ در طول زندگی فرصت داریم که این استعدادها را شکوفا کنیم. رشد یعنی شکوفا کردن استعدادها. اهمیت دوران کودکی در این است که پایه های شکوفایی استعدادهای انسان در 6سال اول و بعد در 12 سال اول گذاشته می شود تا از بالقوه بودن به بالفعل برسند.
خصوصیات دو بخش هستند: خیر و شر. همه ی ما هردو را داریم. همه ی ما هم وارث خصوصیات خیر یا فضیلت ها هستیم و هم وارث خصوصیات شر یا رذیلت ها هستیم. این نکته اثبات علمی دارد به طوری که ثابت شده اگر هرکاری را یک انسان بتواند انجام دهد پس همه ی انسان ها قادر به انجام آن هستند. همه ی ما بالقوه می توانیم دزد باشیم و همه ی ما بلقوه می توانیم دانشمند باشیم.
محیط است که خصوصیات شر و خیر را کنترل می کند. وقتی خصوصیات خیر شکوفا شوند کمک می کنند که استعدادها نیز شکوفا شوند. ما استعداد شر نداریم همه ی استعدادها خیر هستند چون از جانب خداوند هستند و این که گفته میشه فلانی استعداد حقه بازی داره! ما استعداد حقه بازی نداریم چون همه ی استعدادها خیر هستند واین خصوصیات شر هستند که نمی گذارند استعدادها شکوفا شوند. به همین دلیل رویکرد کودک متعادل همیشه بر محیط غنی تأکید دارد. چون محیط غنی است که به شکوفایی خصوصیات خیر و درپی آن شکوفایی استعدادها کمک می کند و حتی ژن و وراثت را نیز کنترل می کند و اجازه می دهد که بخش خیر و فضیلت ها رشد کنند.
وقتی می گوییم همه ی انسان ها در خلقت یکی هستند یعنی استعدادها یکی هستند و مساوی به همه دده شده اند ولی خصوصیات انسان ها است که متمایز است و انسان در تفاوت خصوصیاتشان است که از هم متمایز می شوند نه در استعدادها.
در این کلاس به چهار جنبه ی رشد انسان می پردازیم: 1- جسم 2- روح و روان 3- شناختی (IQ) 4- عاطفی (EQ)
برای این که این چهارجنبه خوب رشد کنند و شکوفا شوند، نیازهایی دارند که باید به این نیازها پاسخ داده شود. محیط غنی یعنی محیطی که نیازهای رشد کودک را تأمین کند. رفع نیازهای جسمی در درجه ی اول قرار دارد. که ما وارد حیطه ی جسم نمی شویم. نیازهای روحی شامل: امنیت، آرامش، تعالی، تغییر، زیبایی و غیره. اولین نیاز روحی بچه ها امنیت است. بچه ها باید احساس امنیت و حمایت داشته باشند.
نیازهای شناختی، تحریک حواس پنج گانه است. بچه ها باید بسیار دست ورزی کنند و دست ورزی تأثیر مستقیم بر روی رشد مغز کودک دارد. در کل بچه ها به محرک نیاز دارند. محرک های لمسی، شنوایی، دیداری و چشایی و بویایی.
بخش عاطفی شامل احساسات است که دائم به ما اعلام می کند آیا روح و جسم نیازهایشان را گرفته اند یا نه.
نیاز معنوی بچه های زیر سه سال ما، بازی و داشتن مادری شاد با حالِ خوب است. شادمانی یعنی رها کردن حسرت گذشته و نگرانی از آینده و بودن در لحظه ی اکنون و حال.
شادمان باشید.
Click here to claim your Sponsored Listing.
Location
Category
Contact the school
Telephone
Website
Address
Tehran