🔹 صاحب مال،قیمت مال را میداند. خدا یک موي سرمؤمن را به همه ي عالم نمیفروشد. شما قیمت خودتان را نمیدانید، لذا گاهی اوقات خودتان را ارزان میفروشید. بهلول الاغ لنگی داشت آن را به حراجی داد تا بفروشد. حراجی شروع به تبلیغات کرد که این الاغ نیست، بلکه براق است و همان مر کبی است که پیامبراکرم (ص) با آن به معراج رفتند. آنقدر از آن الاغ تعریف کرد که خود بهلول باورش شد و دید حیف است آن را بفروشد؛ لذا فریاد زد نمیفروشم، نمیفروشم وحق الزّحمه ي حراجی را داد و الاغ را پس گرفت. بدن مؤمن به راستی براق است وبا آن عبادت میکند و به معراج میرود. هر چه خدا و اولیاي خدا میگویند تو خوبی و باارزشی، تو باور نمیکنی و خودت را بد و کم ارزش میدانی. مشکل در باور خودت است. شخصی که خود را فقیر و بد میپندارد خود را ارزان میفروشد، اگر کسی پیدا شود که بتواند براي او حق مطلب را در توصیف ارزش وبزرگی یک دوست اهل بیت ادا کند و آن شخص هم آن را باور کند، دیگر حاضر نخواهد شد آن را درقبال متاع کم ارزش دنیا بفروشد. ما مصنوع خدا و ائمه هستیم. آنها به کار خودشان ایمان دارند ، بیایید ما هم به خودمان ایمان بياوريم
حاج اسماعیل دولابی " Haj Esmaiel Dolabi "
طوبی درختی است در خانه حضرت زهرا (س) که هر شاخه اش در بهش?
🔹قرآن از قول حضرت عیسی(ع)، میفرماید: السلام علیَّ یومَ وُلدتُ. میدانی ما به چه چیز تولد میگوییم؟ از جای خود که پایین افتادیم نامش را تولد گذاشتیم. مغز که عیب داشته باشد اینجور میشود. آیا خوب است که آدمی خدا را رها کند و به غربت بیاید؟ اگر اینجا که آمدهایم جای خوبی است پس چرا بعدش میگویی یَومَ اموتُ یعنی جای خوبی نیامدهام. آمدهام و باید دوباره برگردم. تسلیم هم هستم یعنی ناچارم. خدا مرا آورده است: وَالسلامُّ علیَّ یومَ وُلِدتُ و یومَ اموتُ و یومَ ابعثُ حیاً (سوره مریم آیه 33).
🔹آمدهایم به این دنیا و باز میگردیم و سپس زنده میشویم. اینها سه حالت است. ما اول که در عالمی دیگر بودیم، دوباره هم که زنده میشویم. آیا این آمدن به دنیا موت بود؟ آیا اسم اینکه رو به موت آمدهایم ولادت است، یا مردن است؟ آیا ندیدی که مُردم. دیدم جایم اشتباه است، برگشتم. تا گفتم یومَ ولدتُ گفتم یومَ اموتُ. به دنیا آمدم و بازگشتم و سپس از آنجا به شهر خود رفتم و دوباره زنده شدم. پس از اول زنده بودم، یا نبودم ولی پیش کسی بودم. یا خلقم نکرده بود. لذا گوارا نبود. پیامبر(ص) هم فرمودند یالیتَ لَم یُخلَق مُحمَّداً. کاش محمد خلق نمیشد. یعنی باید از تو کمی جدا شد و به اینجا آمد. ببین ما انسانها چقدر کم عقلیم که جدا شدن از خدا را تولّد مینامیم و جشن هم میگیریم. هرکس هم میآید چشم روشنی میآورد. هرچه گفتیم پولهایش را بیاورید هیچکس گوش نداد. پولها را دور ریختند و چشم روشنی آوردند. بچه هم که به دنیا آمده است گریه میکند، یعنی خدایا مرا کجا آوردهای؟ مگر من چه گناهی کرده بودم؟ مردم از آن طرف چشم روشنی میآورند. چه شهر خرابی است!
🔹بعضی از بزرگان گفتهاند بچه تا مدتی بعد از اینکه به دنیا میآید وقتی گریه میکند خدا را صدا میزند. او ننه را نمیشناسد که به او بگوید شیر و نان میخواهم. وقتی گریه میکند آن کسی را صدا میزند که حقیقتاً شیر را برای او آفریده است. به او میگوید شیر میخواهم. اگر جایش بد باشد به او میگوید. همه را با گریه میگوید. مثل کسانی که بسیار بزرگاند و فقط با خدا حرف میزنند، با مردم حرف نمیزنند. آنجا مردم چیزی نیستند. غیر از خدا کسی نیست و بچه این را میداند. تا سه ماه غیر خدا نمیشناسد. بعد از سه ماه پیامبر(ص) را میشناسد. یک شبح زیبا. با او حرف میزند، میخندد و یا گریه میکند. سه ماه هم با امیرالمومنین(ع) است. به هفت هشت ماه که رسید آقاجان و مامان جان را به او یاد میدهند. تا ننه او را در بغل میگیرد کیف میکند. لبخند میزند. والا جلوتر حس میکند، ولی به حساب خدا میگذارد. بعد به او مامان و آقاجان گفتن یاد میدهند تا اینکه روی غلتک میافتد. پس از آن هرچه میگویی بچه جان آرام! باز از گوشه و کنار حرف میزند. میگوید «آقا جان! جواب مرا بده. همهاش فکر رفیقت هستی» .
🔹آیا میشود زیان را با فکر، مختصر کرد؟ یعنی تولّد بیتولّد. اینجا بر ما گوارا نشد. نه شیر خوردیم، نه مادرمان را دیدیم. تا رفتیم او را ببینیم مُرد. تا آمدیم شیر را بشناسیم آن را از لبمان گرفتند. پستان مادر را سیاه کردند، گفتند این لولوست. پس این تولّد نبود. شما هم آن را تولّد نگیرید.
📖 کتاب طوبی محبت؛ جلد3 – ص 38
💠
====================
✉️ برای دعوت از دوستان خود از لینک ذیل استفاده نمایید
📌https://telegram.me/HajEsmaielDoolabi
غم کربلا غم های دیگر را از بین میبرد
حج، قصد به مقصد خداست. اميدوارم همه شما حاجي باشيد. اگر کسي مقصدش [در زندگي] خدا باشد حاجي است حتي اگر مکه نرفته باشد. شما اگر قصدتان خدا باشد و شب و روز در راه خدا تلاش و فعاليت داشته باشيد و با ياد خوبان گذشته و آينده مشغول باشيد حاجي هستيد. بنده به جرات مي گويم حاج آقا سلام عليکم. ان شاءا... اميدوارم در ظاهر هم وضع مالي و عقلي همه خوب باشد و يک حج قشنگ نصيب همه شود. آن حجي که خدا دوست دارد و ائمه (ع) دوست دارند.
برای اهل جهنّم خيلی راه تنگ است. يا بايد ايمان را قبول كنند يا بايد بسوزند و بسازند. عداوت سخت است. وقتی می بيند برای طرف مقابل خودش راه پيدا شد و فرجی حاصل شد، عقب مردن می گردد ولی گير نمی آورد؛ چون نمی تواند ببيند برای طرف مقابل فرجی حاصل شده است. اين خاصيت عداوت است.
در حديث قدسی آمده است كه خداوند متعال خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و امّتش فرمود: «اگر شما اذيّت نمیشديد من كفّار را در عمرشان سردرد هم نمیدادم» . يعنی اذيّت شما سبب میشود كه من كفّار را يك سردردی میدهم. بگذار آنها بچرند. آنها را آفريده بودم برای چريدن. خداوند قدرت و قوّت بدهد كه اذيّت هم نشويم.
💠 اصلا خدا همیشه تنها بود. تنهای دو معنا هااا. یعنی هم تنها هم تن ها. دو تا معنی از تنها می فهمیم دیگه.. یکی تنها یعنی یدونه.. یه تن ها هم داریم یعنی همه تن ها. جمیع شما که اینجایید تن ها هستید دیگه. حالا گفتیم خدا تنها بود کدومیکی شه؟ هر دوشه دیگه. یکیش که نمیشه.. یکی اینجا تنها نمی تونه باشه که خسته میشه. هیچکس از شما نمی تونه تنها باشه، به زحمت می افتید خسته میشید مگر اینکه ول کنه تنهاییش رو..
🔹شما خودتون رو دوست دارید..این رو من می تونم اقرار کنم. خودتون رو خیلی از همه بیشتر دوست دارید... اسرار رو بگیم امشب....نیست؟!... الان اینجا اومدید راستشو بگید واسه خودتون اومدید یا من؟
واسه خودتون اومدید.. دوست دارید خودتون رو. نه می بینید که این مخلوقات انقدر با خدا نزدیک بودند که همه شون همون خودپرست بودند. صاف بگم. نشد مشرکشون کنی نشد کافرشون کنی..چون بت رو هم خودش میتراشید، قشنگ دقت هم می کرد...هر کاری کرد دید نه انگار این خودش خیلی بالاتره ..لاکردار ..آتش روشن میکنه ما رو اتش پرست کنه باز خودش راست راست راه میره آواز میخونه.. اون یکی دیگه هم همینطور بت رو تراشید و سنگ رو درست کرد هی می رفت می اومد میگفت چه کار خوبی «کردم!» یعنی مردم و سرگرم کردم به سنگ! همینطور هر کسی هر کاری کرد، مردم رو سرگرم کرد می رفت برای خودش آواز میخوند، دل ای دل ای می کرد خیلی دل ای دل ای تنها می شنیدند تو بیابون.
🔹 خلاصه تمام مخلوقات خودشون رو میخوان.. چرا؟ برا اینکه « از خودت نزدیک تر به خدا هیچ کسی نیست »
گفت کجا من به خدا نزدیکم؟ من عقب خدا می گردم چند وقته...چند هزار ساله.. گفت نه اینو من عوضی بهت گفتم تقصیر نداشتم «از بس که او به تو نزدیک بود» همینجورم هست. پرده برداشت. از بس که اون شخصیت برای شما نزاشته بود لذا من با شما داشتم صحبت می کردم گفتم شما به خدا نزدیکی .. شما ادب کردی گفتی نه.. من به خدا نزدیک نیستم.... اما او به شما نزدیکه چی؟ اون رو که دیگه نمی تونی انکار کنی. نه نزدیکه! یک نزدیکی هست که فرصت برای شما نمیزاره حرف بزنی.. دیدید که من رو رد کردید گفتید ما که خدا نیستیم.. انقدر ظهور کرده بود که زدید به من که هیچی نگو..اگرم دیدی هچی نگو. گفت هر چی دیدم هیچی نمیگم تو هم هر چی دیدی هیچی نگو ..
💠 لذا دیدنی رو نمی تونی هم بگی.. مگه میشه دیدنی رو بگی؟ خودت دیدی می تونی بگی؟ نمی تونی که! اون که دید تمام شد دیگه.. دیدنی دیدنیه دیگه.. نمی بینی دهنم رو بستن اولش وسطش آخرش؟ همه رو بستن اونوقت خودشون صحبت می کنند آخر...
11:00
💠
====================
✉️ برای دعوت از دوستان خود از لینک ذیل استفاده نمایید
📌https://telegram.me/HajEsmaielDoolabi
18/08/2016
💠 صدای دیگ که میاد... کف گیر میخوره ته دیگ.. خیلی راحت میشه تمام ماسوی الله، همه جای خودشون میرن، جای اول خودشون. چقدر قشنگ و زیباست تمام ذرات ماسوي الله، از خود هستی، اولیاء خاص هستی همه منزلشان باشند. که هیچ کس خارج از منزلش نباشه.
🔹 یه بار خدا نعوذبالله حضرت سلیمان بود فرمود: « یا ایها النمل ادخلوا مساکنکم ». تمام ماسوی الله شدند نمله (مورچه) ، خدا شد حضرت سلیمان نعوذبالله. جانشینش بود سلیمان در اختیار او بود. فرمود: « یا ایها النمل ادخلوا مساکنکم » برید به خانه هاتون که سلامت بمونید. برای اینکه « ان الملوك اذا دخلوا قرية افسدوها » اصلا مُلک و مالکیت و مملوک و مالک همه اش بیخوده.. هرجا بره فساد ایجاد میکنه. خدا هم صرف نظر کرد از مالکیت خودش. چون دید ملک و مالکیت و مملوک همه به زحمتند. مملوک میگه چه خاکی تو سرم بریزم، مالک میگه به پام خرابی نشه یه وقت. ماسوی خدا رو عرض میکنم. لذا اونجا که خدا رو اسم می بریم هیچ مالک و مملوکی دیگه نیست. همه رفتن منازل خودشون راحت. جای اصلی خودشون. تمام ماسوی الله و هستی و تمام خلق اولین و آخرین همه راحت شدند به استراحت رسیدند.
🔹 تازه یه تن هم بودند دو تا نبودند. دوتا که شدند اونوقت مالک و مملوک و عالم و معلوم و عابد و معبود و اینا پیدا شد و الا همه اصلا یه واحد بود هستی بود دیگه. «احد بود» یک احدی بود که با این همه ماسوی که آفرید احدیتش بهم نخورد. بازم احد بود. قل هو الله احد. احد همیشه احد بود...
3:31
💠
====================
◀️ برای دعوت از دوستان خود از لینک ذیل استفاده نمایید
📌https://telegram.me/HajEsmaielDoolabi
طوبای محبت موسسه فرهنگی طوبای محبت گزیده ای از کلام عارفانه حاج محمد اسماعیل دولابی —————————————————— ✔️facebook.com/Haj.Esmaiel.Doolabi ✔️telegram.me/HajEsmaielDoolabi
تمام اعضای بدن و حتی فکر انسان مغلوبِ دل اوست.
دل، سلطان بدن است؛ هر جا رفت، فکر و دست و پا هم همانجا میروند.
محبّت به هر جا تعلّق گیرد، تمام اعضا و جوارح برای آن کار میکند.
دلت را بسوی خدا و خوبان خدا بفرست، همه وجودت اصلاح میشود.
بعد از درک شب قدر، دیگر حق نداری از عیوب و نقایص سخن بگویی
همه را بايد قدر بداني
طبق سنوات گذشته مراسم احیاء شبهای قدر به مدت پنج شب از ساعت 11 به صرف سحری ( خواهران و برادران ) ان شاءالله در منزل حاج آقا برگزار می گردد .
آدرس : تهران ، خیابان دولت ، بلوار کاوه ، اولین خروجی خیابان اخلاقی شرقی ، ابتداء خیابان مطهری ،
از جمعه شب 95 / 4 / 4 الی 95 / 4 / 8
در عالم بد نیست.
در عالم اصلا بد نیست.هر چه که هست خوب است.منتهی خوب تٓرش (خوب ) است.
انشاء الله همین خط را می گیرید و می آیید پیش خدا،پیش امامانمان.
وقتی می پرسند خوب چیست و کیست؟
می گویید محمد ص.
این بدان خاطر است که گوینده این حرف جستجو کرده است و غیر از محمد ص خوب ندیده است.
ما برای رشد آفریده شده ایم.نماز چقدر خوب است!ذکر خدا چقدر خوب است،اما از نماز بهتر چیست؟
اویی که برایش نماز می خوانیم.
ذکر خوب است اما ذکر بالاتر است یا مذکور؟مذکور یعنی او که ذکرش را می گوییم.
انشاء الله از این راه ،انسان با جمال و کمال خدا و اولیاء خدا آشنا شود.
هر جا یک غمی دیدی ،هر وقت یک چیزی از تو فاقد شد می گویی چیز خوبی بود که فاقد شد اما خوب ترش هست,به آن نگاه کن .
خالقش هست.صانعش هست.
از این راه می توانی در ذهنت و در باطنت خوب کار کنی .
از خوب شروع می کنی و مدام سراغ خوب تر و خوب تر و خوب تر را می گیری تا جایی که قلبت سیر می شود ،زیرا که به مرکز می رود
می رود پیش خدا.با خدای خودش ربط پیدا می کند ؛با صانعش .آنجا ساکت می شود.
البته خدا جا ندارد که پهلویش بروی اما هی خوب تر ،خوب تر،خوب تر،قلب ساکت شد ،سیر شد.
بگرد و نعمت هاي خدا را در خودت نگاه كن . أمثال ما و شما در خيلي از نعمت ها غرقيم و هنوز نيابيده ايم . هنوز شكرش را به جا نياورده ايم ! يعني گفته ايم (( ما چيزي نداريم )) ! علني نگفته ايم كه خدا نداده است اما يك جوري پكري و غصه به ما منقمر شده است كه كأنه وقتي شما به ما نگاه كني ميبيني انگار خدا به ما هيچ نداده است . متوجه شدي چه ميشود ؟يك غصه اي يا يك غمي در اثار من و خود من هست كه شما وقتي من را نگاه ميكني انگار خدا هيچ چيز به من نداده است ! خودم هم همينطورم . بيخود نيست كه دايم ناراحتم ؛ نگو كه نگشته ام تا نعمت هاي خدا را در خودم پيدا كنم . پيدا نكرده ام يعني در حقيقت نگاه نكرده ام . چون كه من نمي توانم پيدا بكنم ، خدا انها را نشان ميدهد اما من درصدد نگاه كردن هم برنيامدم تا خدا نشان بدهد .
Click here to claim your Sponsored Listing.
Location
Category
Contact the school
Telephone
Website
Address
Tehran
9THFLOOR-UNITB,ASEMANBUILDING,NO.107,KHAJEHABDOLLAANSARIALLEY,SHARIATISTREET....