Farzanegan tabriz

Farzanegan tabriz in page maxsuse barobaxe sampadiye
gashtam peida nakardam xodam va kardam halesho bebarin

07/07/2014

محال است بارانى از محبت
را به كسى هديه كنى و دستهاى
خودت اندكى خيس نشود.

22/12/2013

hargah harf az sedag*t shod seda g*t shod

23/10/2013

bachcheha harki inja faregottahsile 84 lotfan pm bedin yeki az dustatun donbaletun migarde
mamnun misham :)

24/06/2013

ﻳﻪ ﻋﺪﻩ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻦ ﻫﻨﻮﺯ send ﻭ ﻧﺰﺩﯼ like ﻣﯿﺰﻧﻦ …
.
.
.
.
.
ﺍﯾﻨﺎ ﯾﻮﺯﭘﻠﻨﮕﻦ ﺑﻪ ﻣﻮﻻ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﻋﺘﺸﻮﻥ !
ﺩﻣﺸﻮﻥ ﮔﺮﻡ ((:

24/06/2013

ﺳﻠﻄﺎﻥ ﮔـــِـــــﺮﻩ ، ﻫـــﻨــﺪﺯﻓـــﺮﯼ (((:

24/06/2013

ﻗــﺒــﻮﻝ ﺩﺍﺭﯾـــﺪ ﺧــﻮﺍﺑــﯿــﺪﻥ ﺭﻭﯼ ﮐــﺎﻧــﺎﭘــﻪ ﯼ
ﺟــﻠــﻮﯼ ﺗــﻠــﻮﯾـــﺰﯾــﻮﻥ ﺍﺯ ﺧـــﻮﺍﺑــﯿــﺪﻥ ﺭﻭﯼ
ﺑــﻬــﺘــﺮﯾــﻦ ﺗــﺨـــﺖ ﺧــﻮﺍﺏ ﺩﻧــﯿــﺎ ﻫــﻢ
ﺑــﯿــﺸــﺘــﺮ ﺣــﺎﻝ ﻣــﯿــﺪﻩ؟؟ﺩﺭﺳـﺘـﻪ ﺟــﺎﺵ ﮐــﻤــﻪ
ﻭﻟــﯽ ﻟــﺬﺗــﺶ ﺯﯾــﺎﺩﻩ

24/06/2013

شب بود، اما حسنک هنوز به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت تنگ به تن می کند. او هر روز به جای غذا دادن به حیوانات، جلوی آینه به موهایش ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست؛ چون او به موهای خود گلد می زند. دیروز که حسنک با کبری چت می کرد، کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.

کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند؛ چون او با پطروس چت می کرد. پطروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. روزی پطروس دید که سد سوراخ شده است، اما انگشت او درد می کرد، چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند و ازاین رو در حال چت کردن غرق شد. برای مراسم ختم او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود؛ اما کوه روی ریل ریزش کرده بود. ریز علی دید کوه ریزش کرده است، اما حوصله نداشت.

ریز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. او چراغ قوه داشت اما حوصله ی دردسر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد. تمام مسافران و کبری مردند؛ اما ریز علی بدون توجه به خانه بازگشت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود. الان چند سالی است که کوکب خانم، همسر ریزعلی، مهمان ناخوانده ندارد. او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او اصلاً حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمانان را سیرکند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد.

آخرین باری که گوشت قرمز خرید، چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو هم گله ای ندارد؛ چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد و به این دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد . .

* بر گرفته از سخنرانی دکتر انوشه ( روانشناس ) در دانشگاه علوم پزشکی ایران

18/04/2013

پریسا...

10/12/2012

به سلامتي دختراي ايراني که:

نه ميتونن برن استاديوم..
نه پيستِ اسکي ..
نه قهوه خونه..
نه زيرِبارون بدون روسري ..
نه با بوتِ زير زانو بيرون ..
نه با دوس پسرشون تو خيابون

10/12/2012

توجه کردین که
تو قهوه خونه ها تنها چیزی که پیدا نمیشه قهوه است ؟؟!!!

10/12/2012

توجه کردین که
تو قهوه خونه ها تنها چیزی که پیدا نمیشه قهوه است ؟؟

10/12/2012

یني درگير اين دخترايي هستم که با شلوار لي تو باشگاه ورزش ميکنن!!
اينا همونايي هستن که کوه رو هم با کفش پاشنه بلند ميرن

Address

Zafaraniye
Tabriz

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Farzanegan tabriz posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Shortcuts

Share

Category