20/08/2025
انا لله و انا اليه راجعون
الله متعال روح رفته گان را در عليين قرار دهد و بهشت برين نصيب شان باد و برای وابسته گان و اقارب شان صبر جمیل استدعا مینمایم اين حادثه المناك را براى همه هموطنان تسليت مى گويم.
18/08/2025
نکاح در ذاتش سخت نیست،
آنچه امروز نکاح را به یک هیولا برای جوانِ مُسْلِم تبدیل نموده است بارِ این مصارفات و رسوم مُسْرِفانه است که منجر به [فقر، ورشکستگی و بدبختی] یک جوانِ [صاحب درآمد] میشود، چه برسد به جوان بیکاری که هیچ درآمدی ندارد.
نکاحها را آسان کنید تا میزان مفسدات اخلاقی در جامعهی امت مسلمه کاهش یافته و از بین برود.
12/07/2025
حکایت
زبان
درگوشهی از شهر کوچکی دو دکانچه هم جوار بودند. که یکی مرچ میفروخت و دیگری عسل.!
در کمال تعجب مرچ فروش را مراجعین و خریدار بسیار بود.
اما عسل فروش را اندک...
این وضع بر سر عسل فروش ناگوار آمد وناگزیر از مرچ فروش پرسید که چرا تو را خریدار بسیارند و مرا اندک؟.
در حالی که تو تلخی و عذاب جان میفروشی و من شیرینی و مفید جان...؟
مرچ فروش در حکمتش را باز کرده وچنین پاسخ داد.
که من، مرچ را با زبانی چون عسل میفروشم
و تو عسل را به زبانی چون تلخی مرچ
10/07/2025
وقتی که حضرت موسی علیه السلام به کوه سینا میرسه
خطاب به خداوند میگه: (اَرَنی) ببینمت
در جواب میشنوه: (لَن ترانی) هرگز نخواهی دید
حالا سعدی با نگاه عاقلانه میگه:
چو رسی به طور سینا "اَرنی" مگو و بگذر
> که نیارزد این تمنا به جواب "لَن ترانی"
حافظ نگاه عاشقانه داره میگه:
چو رسی به طور سینا "اَرَنی" بگو و بگذر
> تو صدای دوست بشنو نه جواب "لَن ترانی"
اما مولانا دیدگاه عارفانه داره نسبت به این ماجرا میگه:
"اَرَنی" کسی بگوید که تو را ندیده باشد
> تو که با منی همیشه چه "تری" چه "لن ترانی"
*از نشرات فرهنگی دارالمعرفت لاهلسنت و الجماعت*
01/11/2024
موضوع سخنرانی الیوم جمعه
احترام بزرگ سالان
شفقت خورد سالان در روشناییی قرآن کریم وحدیث شریف
1403/7/11
05/10/2024
دلایل لزوم تصوف از زبان علمای اعلام:
1- علامه ابن عابدين در ردّ المحتار جلد 1 صفحه 29 چنين آورده است: «لا شك في فرضية علم فرائض الخمس و علم الاخلاص لان صحة العمل موقوفة عليه» يعني در فرضيت علم فرائض پنجگانه و علم اخلاص هيچ شكي نيست چون صحت عمل منوط به اخلاص است.
2- و نيز در رد المحتار جلد 1 صفحه 30 مذكور است: «ان علم الاخلاص و العجب و الحسد فرض عين، فيلزمه ان يتعلم منها ما يري نفسه محتاجا اليه و ازالتها فرض عين و لا يمكنه الا بمعرفة حدودها و اسبابها و علاماتها و علاجها فان من لايعرف الشر يقع فيه» يعني: علم اخلاص، عجب، حسد و ريا فرض عين است، پس لازم است كه از آن به قدر ضرورت تعليم گرفته شود، زيرا كه ازاله آن صفات فرض عين مي باشد و آموختن آن عبارت است از معرفت حدود و اسباب و علامات و علاج آن صفات مهلكه، زيرا كسي كه شر را نداند حتما در آن واقع ميشود.
3- و علامه سيد احمد طحطاوي در حاشيهاش بر درالمختار جلد 1 صفحه 31 ميفرمايند: «و كذلك يفترض عليه علم احوال القلوب من التوكل والإنابة و الخشية و الرضي فانه واقع في جميع الاحوال و شرف هذا العلم لا يخفي علي احد» ترجمه: و همچنين فرض است بر شخص مسلمان تعليم علم احوال قلوب از قبيل توكل و انابت و خشيت و رضا، زيرا كه وي در تمام عمرش با جميع صفات قلبيه دچار ميباشد و شرف اين علم بر كسي پوشيده نيست.
و در شرح عين العلم جلد 1 صفحه 29 و در تعليم المتعلم فصل اول صفحه 5 و در طريقة المحمديه صفحه 90 مضمون اين عبارت ذکر شده است.
4- حضرت امام مالك (رحمة الله عليه) مي فرمايد: «من تصوّف و لم يتفقّه فقد تزندق و من تفقّه و لم يتصوّف فقد تفسّق و من جمع بينهما فقد تحقّق» ترجمه: كسي كه علم فقه آموخته و به علم تصوّف مشغول نشود، فاسق ميگردد و كسي كه سلوك تصوّف نمايد و از علوم فقهيّه ضروريه چيزي حاصل نكند و از عمل باز ماند، زنديق ميگردد و كسي كه هر دو (فقه و تصوّف) را جمع كند به حقيقت دست يافته است. (اشعة اللمعات جلد 1 صفحه
5- حضرت امام ربّاني مجدّد الف ثاني (قدس سره المنان) در مكتوب219، جلد 1، صفحه 426 مي فرمايد: «بايد دانست كه مرض ظاهر چنانچه موجب تعسّر اداي احكام شرعيه است، مرض باطن نيز مستلزم آن تعسّر است ... پس فكر ازاله اين مرض لازم آمد و به اطباء حاذق التجا آوردن فرض عين گشت.»
6- امام محمد غزالي (رحمة الله علیه) در احياء علوم الدين جلد 1 صفحه 34 آورده است: «قال بعض العارفين من لم يكن له نصيب من هذا العلم اخاف عليه سوء الخاتمة» يعني: بعضي از عارفان فرموده اند: كه هر كس از اين علم (علم مكاشفه و علم باطن) بي نصيب باشد مي ترسم كه عاقبت بدي داشته باشد.
7- و نيز در جلد 1 صفحه 36 فرمودهاند: «و هو فرض عين في فتوي علماء الآخرة فالمعرض عنها هالك بسطوة ملك الملوك في الآخرة» ترجمه: و علم احوال قلب نظر به فتواي علماي آخرت طلب آن فرض عين ميباشد كسي كه از اين علم اعراض نمايد در آخرت از طرف خداوند قاهر و غالب تباه ميگردد.
- علامه سيد مرتضي زبيدي در اتحاف السادة المتقين شرح احياء علوم الدين جلد 1 صفحه 135 فرمودهاند: «و اعلم ان الفرض بعد التوحيد نوعان احدهما ما يكون فرضا علي العبد بحكم الاسلام و هو علم المعاملة القلبية و اصلاح الباطن لازدياد الانوار النفسية و ازالة الاخلاق الردية و اثبات الشمائل المرضية و ثانيهما ما هو فرض عليه عند تجدد الحادثة كدخول وقت الصلاة و الصوم و الحج و الزكوة و غيرها و اما العبد اذا اسلم في وقت لم تجب عليه فيه هذه الاشياء فليس عليه ان يعلمها بفرض ادراك لانه لم يدرك وقتها و انما يكون الفرض عليه حينئذ علم المعاملات القلبية فلو وجد برهة بعد الاسلام و فراغا و لم يشتغل في تحصيل علم المعاملة القلبية كان تاركا للفرض مسئولا عنه يوم القيامة و ان لم يتجدد له من تلك الفروض الظاهرة شيء كالصلاة و نحوها»
ترجمه: آگاه باش كه فرض بعد از توحيد دو نوع است نوع اول فرضي است كه بر شخص مؤمن به حكم اسلام فرض ميگردد و آن عبارت از علم معامله قلبي و اصلاح باطن جهت زيادت انوار نفسيه و دور ساختن اخلاق زشت و اثبات سيرت هاي پسنديده ميباشد. و نوع دوم عبارت است از فرضي كه در وقت بروز و تجدد حادثهاي فرض ميگردد مانند دخول اوقات نماز و رسيدن ماه رمضان و موسم حج و زكات و امثال اين ها و اگر شخصي در وقتي اسلام را پذيرد و در آن هنگام فرائض متذكره قبلي تصادف نداشته باشد در اين فرصت از جهت عدم ادراك آن ها چيزي كه بر اين بنده مؤمن فرضيت دارد علم معامله قلبي است (كه از آن به نام هاي علم طريقت و تصوف قبلا مشروح بحث نموديم)
و اگر اين شخص بعد از اعتراف به اسلام عزيز زمان اندكي فرصت داشت و به تحصيل علم معامله قلبي مشغول نشد، تارك فرض ميگردد كه در روز واپسين مسئول قرار ميگيرد از آن اگر چه از فروض ظاهره چيزي بر وي فرض نگشته باشد.
9- علامه عبدالغني النابلسي در حديقة الندية جلد 1 صفحه 323 آورده است: «قال الشيخ ابوالحسن شاذلي رضي الله عنه: من مات و لم يتوّغل في علمنا هذا، مات مصرّا علي الكبائر» ترجمه: حضرت سيد ابوالحسن شاذلي (قدس سره) (كه از عرفا و فقهاي مشهور مذهب حنفي مي باشد) گفته است: هر كس از دنیا برود و در اين علم ما (تصوّف) فرو نرفته باشد، در حالت اصرار و ارتكاب به گناه كبيره مرده است.
10- و همچنين علامه عبدالغني نابلسي در حديقة الندية جلد 1 صفحه 323 آوردهاند: «و كذلك يفترض عليه اي علي المسلم علم احوال القلب ... فان الكبر و البخل و الجبن و الاسراف حرام بلا خلاف و لا يمكن التحرز عنها بطريق الاكتساب الا بعلمها و علم ما يضاددها» ترجمه: و همچنين فرض است بر شخص مسلمان علم احوال قلب ... زيرا كبر و بخل و بزدلي و اسراف به اتفاق علما حرام است، و پرهيز از اين اشيا به كسب كردن امکان ندارد مگر به علم آن و علم مقابل آن.
11- و همچنين در بريقة المحمودية شرح طريقة المحمدية جلد 1 صفحه 252 آمده است: «يفترض عليه علم احوال القلب من التوكل (تفويض الامر الي الله و الاعتماد عليه تعالي)» ترجمه: فرض است بر شخص مسلمان علم احوال قلب كه عبارت از توكل (سپردن امور و اعتماد به خداوند متعال) است.
12- علّامه عبد الوهاب شعراني (قدس سره) در انوار القدسية صفحه 67 فرموده اند: «و اجمع العلماء علي وجوب مجاهدة النفس و امروا للمريد بالسفر اذا لم يجد له في بلاده شيخا يربيه» ترجمه: علماي كرام اجماع نمودند بر وجوب مجاهده نفس و تزكيه آن و امر كردند مريد را به مسافرت جهت يافتن شيخي كه وي را تربيت معنوي نمايد اگر چنين شيخي در بلاد خود نباشد.
13- سلطان العارفين حضرت بايزيد بسطامي (قدس سره) فرموده است: «من لم يكن له شيخ فشيخه الشيطان» ترجمه: كسي كه شيخ و مرشد نداشته باشد، شيخ او شيطان خواهد بود. (روح البيان جلد 1 صفحه 236)
14- و علامه احمد بن محمد الحسني در ايقاظ الهمم شرح حكم العطائية فرمودهاند: «و حكم الشارع فيه فقال الغزالي رحمه الله انه فرض عين اذ لا يخلو احد من عيب او مرض الا الانبياء عليهم السلام و قال الشاذلي من لم يتوغل في علمنا هذا مات مصرا علي الكبائر و هو لا يشعر و حيث كان فرض عين يجب السفر الي من يأخذه عنه اذا عرف بالتربية و اشتهر الدواء علي يده»
ترجمه: حكم شارع در مورد تصوف قرار تحقيق امام غزالي (رحمه الله) فرض عين ميباشد زيرا كه هيچ فردي به جز حضرات انبياء (عليهم السلام) از عيوب و امراض باطنيه خالي نميباشد. امام شاذلي (رحمه الله) فرموده است: كسي كه به علم ما سر و كار نداشته باشد و در آن توغل ننمايد، البته او به طريق اصرار و استمرار بر امراض باطنيه از جهان بدون توبه سفر ميكند و به گناه خود نيز پي نميبرد و هر گاه كه كسب تصوف و عرفان فرض عين شد جد و جهد و سفر از پي آن واجب است تا شخص معروف به تربيه و مشهور به تداوي امراض باطنيه را پيدا نموده به دست آن علاج اين امراض نمايد.
15- در كتاب قطب الارشاد صفحه 217 آمده است: «ولا شك ان علم عيوب النفس و ازالتها الداخل في علم الاخلاق و التصوف فرض عين» يعني شك نيست كه شناخت معايب نفس و ازاله آن كه داخل دايره علم اخلاق و تصوف مي باشد فرض عين است.
16- و در فتوحات الإلهية شرح المباحث الأصلية جلد 1 صفحه 126 آمده است: «أخذ علم التصوف فرض عين» ترجمه: اخذ تصوف (براي شخص مسلمان و مكلف) فرض عين ميباشد.
17- علامه عبدالحي اللكنوي در حاشية فوائد البهية صفحه 130 آورده است: «كان السيد الشريف يقول: لم نعرف الحق سبحانه و تعالي كما ينبغي ما لم نصل الي خدمة العطار البخاري» يعني: بطور شايسته حق سبحانه را نمي شناختم تا وقتي كه به خدمت و صحبت شيخ عطّار بخاري نرسيده بودم.
18- و شيخ احسان محمد در سراج الطالبين صفحه اول فرمودهاند: «و اما حكمه فهو الوجوب العيني علي كل مكلف و ذلك لانه كما يجب تعلم ما يصلح الظاهر كذلك يجب تعلم ما يصلح الباطن» ترجمه: حكم شارع در مورد كسب تصوف، وجوب عيني است بر هر شخص مكلف. زيرا همچنان كه كسب علم اصلاح ظاهر واجب است كسب علم اصلاح باطن نيز واجب است.
19- و همچنين در كفاية الاتقياء صفحه 4 نيز همين عبارت ذكر شده است. «صحابه كرام به يمن صحبت مقدس رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) تصفيه قلوب و تصفيه نفوس و تهذيب اخلاق و به اعلي مراتب قرب و اخلاص رسيدند. طريقة ايشان متوسط در هر امر از اكل و شرب و مسكن و لباس و مألوفات و عادات و در اعمال و احوال كمال متابعت حضرت مصطفي (صلي الله عليه و سلم) داشتند. اما كثرت نوافل و عبادات و ترك مألوفات و اختيار رياضات شاقه از اين اكابر دين مروي نيست مگر به ندرت. با اين همه علو درجات قرب خدا مصدر خوارق عادات چندان نبودند كه كثرت اين امور از مقتضيات علو مقامات نيست. تابعين اين درجات عاليه را از فيض صحبت ايشان يافتند و اتباع تابعين اين مرتبه عليا را از بركت صحبت ايشان جستند.
20- حضرت امام مالک (رضی الله عنه) ترک کنندگان تصوف را فاسق (گناهکار) دانسته، فرمودند: «من تصوف و لم یتفقه فقد تزندق و من تفقه و لم یتصوف فقد تفسق و من جمعهما فقد تحقق»