sadrmozhgan

sadrmozhgan

Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from sadrmozhgan, Education, .

Operating as usual

Photos from sadrmozhgan's post 19/01/2022

Валентин родился в семье музыкантов 19 января 1865 года. Мама его, Валентина Семёновна, была пианисткой, а отец знаменитый композитор – Александр Николаевич Серов. Двери дома семьи были всегда открыты.
Частые гости - И. Репин, Антокольский, И. Тургенев, Н. Ге. Все эти вечера не прошли даром для маленького Валентина. Отец мальчика в детстве увлекался живописью, рисовал животных, но любовь к музыке была сильней. Он хорошо разбирался в искусстве.
Валентину было шесть лет, когда умер его папа (1871 год). Мать, заметив увлечение сына живописью, решает помочь ему в его начинаниях. В Париже, куда уехали Серовы после смерти отца, они встречаются с Ильей Репиным, и тот охотно соглашается дать уроки мастерства.
В 1875 году Валентин с матерью возвращается в Россию и поступает в гимназию. Проучившись в ней три года, мальчик бросает её. А тут и Репин приехал из Парижа. Серов переезжает в дом семьи Репина и продолжает учиться рисованию.
В Академию Художеств Валентин Александрович  поступил в 1880 году, но т. к. ему не было 16 лет, то в списке учеников его записывают через два года. Здесь он проучится до 1885 года, затем уйдет, ощущает себя мастером и начинает свой упорный непрерывный труд.
За портрет великого князя Павла Александровича (1897г), Серов получил золотую медаль «Гран–при» на Парижской всемирной выставке в 1900 году. В 1903 году  становится действительным членом Академии Художеств. Но после расстрела людей 9 января 1901 года покидает Академию в знак протеста.
В своём творчестве Серов больше всего любил изображать портреты художников, музыкантов, писателей и артистов. Иногда сеансы позирования достигали ста и больше посещений. Создавая новые портреты, художник никогда не повторялся. Он сам подбирал позу, интерьер, делал наброски и эскизы будущей работы.
Творчество Валентина Серова поражает поисками необычных решений и сменой жанров. Он писал пейзажи и все они в разной манере. Мэтр всегда отстаивал свои взгляды, при своей суровой внешности это был мягкий и простой человек. Валентин Александрович прожил короткую жизнь, всего 46 лет. Художник умер от приступа стенокардии 22.11.1911г. Нам он оставил свой талант и огромное богатство – картины.
#валентинсеров #репин

18/01/2022

" از هجوم روشنایی شیشه های در تکان می خورد.
صبح شد، آفتاب آمد.
چای را خوردیم روی سبزه زار میز.
ساعت نه ابر آمد، نرده ها تر شد.
لحظه های کوچک من زیر لادن ها نهان بودند.
یک عروسک پشت باران بود.
ابرها رفتند.
یک هوای صاف ، یک گنجشک، یک پرواز.
دشمنان من کجا هستند؟
فکر می کردم:
در حضور شمعدانی ها شقاوت آب خواهد شد.
در گشودم:قسمتی از آسمان افتاد در لیوان آب من.
آب را با آسمان خوردم.
لحظه های کوچک من خواب های نقره می دیدند.
من کتابم را گشودم زیر سقف ناپدید وقت.
نیمروز آمد.
بوی نان از آفتاب سفره تا ادراک جسم گل سفر می کرد.
مرتع ادراک خرم بود.
دست من در رنگ های فطری بودن شناور شد:
پرتقالی پوست می کندم.
شهرها در آیینه پیدا بود.
دوستان من کجا هستند؟
روزهاشان پرتقالی باد!
پشت شیشه تا بخواهی شب .
در اتاق من طنینی بود از برخورد انگشتان من با موج،
در اتاق من صدای کاهش مقیاس می آمد.
لحظه های کوچک من تا ستاره فکر می کردند.
خواب روی چشم هایم چیز هایی را بنا می کرد:
یک فضای باز ، شن های ترنم، جای پای دوست ...."







#شب
#موج
#ستاره
#خواب
#چشم
#دوست
#آفتاب

#امید
#شمعدانی
#آسمان

Photos from sadrmozhgan's post 05/01/2022

" عشق من آفتاب غروب است
افتاده در آب
خاطره برگی است
جدا شده از شاخه‌‌ای در نیمه شب
بی هیچ صدایی
بی هیچ کلامی
بی هیچ سایه‌ای..."




‌.

#هایکو
#عشق
#آفتاب
#دریا
#ساحل
#غروب
#شب

#صدا
#کلام
#خاطره
#شعر
#مازندران

#آسمان

#хайко
#вспоминание
#море
#любовь
#берег
#солнце
#закат
#ночь
#звук
#каспийскоеморе
#проза
#небо

04/01/2022

"هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم

هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر..."

مولانا




‌.


#خوشنویسی


#مولانا



#عمرخیام
#تقدیر
#تسلیم
#تدبیر

#каллиграфия
#персия
#насталик
#руми
#мевлана
#омархайям
#поэзия

31/12/2021

Пусть 2022 год станет годом сказочных побед, волшебных перевоплощений, неожиданной прибыли и восхитительных открытий! С Новым годом!





#новыйгод
#год2022
#годтигра
#любовь
#счастье
#здоровье
#радость
#чудеса
#волшебнаяночь
#неожиданность
#восхитительность
#сказка



#عشق
#خوشبختی
#شادی
#معجزه
#داستان

🌸🍃
#آرزوها

Photos from sadrmozhgan's post 29/12/2021

۸ دیماه ، سالروز تولد شاعر بزرگ معاصر، فروغ فرخزاد است. 
احمد شاملو درباره فروغ می‌گوید: " شاعری که پس از تولد دوباره خویش بیش از پنج یا شش سال نزیست، اما با مجالی که بی‌رحمانه اندک بود توانست به صورت یکی از درخشان‌ترین چهره‌های شعر امروز تثبیت شود."

" همه هستی من آیه تاریكی‌‏ست
كه ترا در خود تكرار كنان
به سحرگاه شكفتن‌‏ها و رستن‌‏های ابدی خواهد برد
من در این آیه ترا آه كشیدم آه
من در این آیه ترا
به درخت و آب و آتش پیوند زدم
زندگی شاید
یك خیابان درازست كه هر روز زنی با زنبیلی از آن می‌‏گذرد
زندگی شاید
ریسمانیست كه مردی با آن خود را از شاخه می‌‏آویزد
زندگی شاید طفلی‌‏است كه از مدرسه برمی‌‏گردد
زندگی شاید افروختن سیگاری باشد در فاصله رخوتناك دو همآغوشی
یا عبور گیج رهگذری باشد
كه كلاه از سر بر می‌‏دارد
و به یك رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می‌‏گوید: صبح بخیر
زندگی شاید آن لحظه مسدودیست
كه نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می‌‏سازد
و در این حسی است
كه من آن را با ادراك ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت
در اتاقی كه به اندازه یك تنهاییست
دل من
كه به اندازه یك عشقست
به بهانه‌‏های ساده خوشبختی خود می‌‏نگرد
به زوال زیبای گل‌‏ها در گلدان
به نهالی كه تو در باغچه خانه‌‏مان كاشته‌‏ای
و به آواز قناری‌ها
كه به اندازه یك پنجره می‌‏خوانند
آه ...

سهم من اینست
سهم من اینست
سهم من,
آسمانیست كه آویختن پرده‌‏ای آن‌‏را از من می‌‏گیرد
سهم من پایین رفتن از یك پله متروكست
و به چیزی در پوسیدگی و غربت واصل گشتن
سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره‌‏هاست
و در اندوه صدایی جان دادن كه به من می‌‏گوید:
«دستهایت را
دوست می‌‏دارم»
دستهایم را در باغچه می‌‏كارم
سبز خواهم شد می‌‏دانم, می‌‏دانم, می‌‏دانم
و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم
تخم خواهند گذاشت
گوشواری به دو گوشم می‌‏آویزم
از دو گیلاس سرخ همزاد
و به ناخن‌‏هایم برگ گل كوكب می‌‏چسبانم
كوچه‌‏ای هست كه در آنجا
پسرانی كه به من عاشق بودند, هنوز
با همان موهای درهم وگردن‌‏های باریك وپاهای لاغر
به تبسم معصوم دختركی می‌‏اندیشند كه یك شب او را باد با خود برد
كوچه‌‏ای هست كه قلب من آن را
ازمحله‌‏های كودكیم دزدیده‌‏ست
سفرحجمی در خط زمان
و به حجمی خط خشك زمان را آبستن كردن
حجمی از تصویری آگاه
كه ز مهمانی یك آینه برمی‌‏گردد
و بدینسانست
كه كسی می‌‏میرد
و كسی می‌‏ماند..."
#форугфаррохзад
#шамлуахмад
#стена
#бунт
#пленница
#рождение


#دیوار
#عصیان
#اسیر

#سینما
#سینماگر

#زندگی
#عشق

Photos from sadrmozhgan's post 24/12/2021

"... می خواهم آب شوم در گستره ی افق

آنجا که دریا به آخر می رسد

و آسمان آغاز می شود

می خواهم با هر آنچه مرا در بر گرفته یکی شوم..."








 
#لورکا


#آسمان
#افق
#دریا

Photos from sadrmozhgan's post 21/12/2021

تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد. در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فراورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «میَزد» نیز نهاده می‌شد.
شب یلدا را شب میلاد خدای خورشید، عدالت، پیمان و جنگ هم می‌دانند. دربارهٔ آن دو روایت عمده رایج است. اول آنکه در این شب مهر، میترا یا آن‌چنان‌که در اوستا و نوشته‌های پادشاهان هخامنشی آمده، میثرَه (Mithra) به جهان بازمی‌گردد. او که از ایزدان باستانی هند و ایرانی است ساعات روز را طولانی کرده و در نتیجه برتری خورشید پدیدار می‌شود.
آئین مهرپرستی یا آئین مهر برپایه پرستش میترا در دوران پیش از آئین زرتشت شکل گرفته‌است و در اروپا به آئین میتراییسم هم گفته می‌شود.
بعضی پژوهشگران هم بر این باورند که در شب یلدا، پیامبری زاده می‌شود: «در سال ۵۱ پادشاهی اشکانیان که مصادف است با سال ۱۹۶ میلادی، پیامبری در شب یلدا زاده می‌شود. او را دو دولفین از آب بیرون می‌آورند، چه آنکه براساس آئین مهر، آب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده‌است.»
در هردو روایت، شب یلدا شب تولد مهر است و این بازمانده از آداب مهری است که در شرق مدیترانه به‌طور وسیعی رایج بوده و آثارش از جمله در معابد مهری باقی‌مانده در پالمیرا در اردن فعلی دیده می‌شود.




#авеста
#митраизм
#возрождение
#солнце
#исус
#рождение
#хафиз
#اوستا
#میتراییسم

# خورشید

#حافظ

Photos from sadrmozhgan's post 21/12/2021

شب یَلدا یا شب چلّه یکی از کهن‌ترین جشن‌های ایرانی است. در این شب ، طی شدن بلندترین شب سال و به دنبال آن بلندتر شدن طول روزها در نیم‌کرهٔ شمالی، که مصادف با انقلاب زمستانی است، گرامی داشته می‌شود. نام دیگر این شب «چِلّه» است.
یلدا به زمان بین غروب آفتاب ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در یکم دی (نخستین روز زمستان) گفته می‌شود. خانواده‌های ایرانی در شب یلدا، معمولاً شامی فاخر تهیه نموده و همچنین انواع میوه‌ها و رایج‌تر از همه هندوانه و انار را سرو می کنند. پس از سرو تنقلات، شاهنامه‌خوانی ، قصه‌گویی بزرگان خانواده برای دیگر اعضای فامیل و همچنین فال‌گیری با دیوان حافظ رایج است.

«شب یلدا» که به عنوان یکی از شب‌های مقدس در ایران باستان مطرح بوده به‌صورت رسمی در گاهشماری ایرانیان باستان از سال ۵۰۲ پیش از میلاد در زمان داریوش یکم به تقویم رسمی ایرانیان باستان راه یافت. چله و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.

آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکشند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آن را شب زایش خورشید (مهر) نامیده و آن را آغاز سال قرار دادند کریسمس مسیحیان نیز ریشه در همین اعتقاد دارد.
 در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه «سَرِدَ» (Sareda) یا «سردَ» (Saredha) که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.
#самаядлиннаяночь
#ялда
#персия
#митра
#ахурамазда
#ахриман
#тьма
#свет
#победадобранадзлом
#богсолнца
#солнцестояние

#یلدا
#پارس
#میترا

#اهریمن
#نور


Photos from sadrmozhgan's post 12/12/2021

احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه تهران از پدری بنام حیدر (که اصالتاً از قریه شاملو در۲۰کیلومتری تبریز بعداز بخش خواجه و از تبار اسماعیل میرزای صفوی) و مادری بنام کوکب، چشم به جهان گشود. مادرش از مهاجران قفقازی بود که طی انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه، به همراه خانواده‌اش بالاجبار به ایران کوچانده شده بودند.
دوران کودکی را به‌خاطر شغل پدر که افسر ارتش رضا شاه بود و هر چند وقت را در جایی به مأموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت ، سمیرم ، اصفهان ، آباده و شیراز گذراند. دوران دبستان را در شهرهای خاش، زاهدان، مشهد، بیرجند و قریه شاملو در (۲۰ کیلومتری تبریز بعداز بخش خواجه) گذراند و از دوازده ـ سیزده سالگی شروع به ضبط لغات متداول عوام (که در فرهنگ‌های رسمی ثبت نمی‌شود) کرد.
شهرت اصلی شاملو به‌خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونه‌ای شعر با نام شعر سپید است که هم‌اکنون یکی از مهم‌ترین قالب‌های شعری مورد استفادهٔ ایران به‌شمار می‌رود و تقلیدی است از شعر سپید فرانسوی یا شعر منثور .
شاملو در سال ۱۳۲۵ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نیمایی روی آورد؛ اما نخستین بار در شعر «تا شکوفهٔ سرخ یک پیراهن» ، وزن را رها کرد و به صورت پیشرو ، سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد. «نخستین شب شعر بزرگ ایران» در سال ۱۳۴۷، از سوی وابسته فرهنگی سفارت آلمان در تهران برای احمد شاملو ترتیب داده شد. شاملو، گذشته از شعر، فعالیت‌هایی مطبوعاتی، پژوهشی و ترجمه‌هایی شناخته‌شده نیز دارد. مجموعهٔ کتاب کوچه او بزرگ‌ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامه مردم ایران است. بعضی از آثار وی به زبان‌های سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی ترجمه شده. است. او از سال ۱۳۳۱ به مدت دو سال، مشاور فرهنگی سفارت مجارستان بود. شاملو در سینما نیز فعّال بود و برای برخی از فیلم‌سازان نیز  فیلمنامه نوشته‌است.
مرا
تو
بی سببی
نیستی
به راستی
صلت کدام قصیده ای
ای غزل ؟
ستاره باران جواب کدام سلامی
به آفتاب
از دریچه ی تاریک ؟

کلام از نگاه تو شکل می بندد
خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی !

پس پشت مردمکان ات
فریاد کدام زندانی ست
که آزادی را
به لبان برآماسیده
گل ِ سرخی پرتاب می کند ؟
ورنه
این ستاره بازی
حاشا
چیزی بدهکار آفتاب نیست !

نگاه از صدای تو ایمن می شود
چه مؤمنانه نام مرا آواز می کنی !

و دلت
کبوتر آشتی ست
در خون تپیده
به بام تلخ

با این همه
چه بالا
چه بلند
پرواز می کنی!



Photos from sadrmozhgan's post 11/12/2021

Интересные факты об Александре Солженицыне:

1. Отчество Солженицына — не Исаевич, как указывают везде, а Исаакиевич. Когда будущий писатель получал паспорт, в конторе допустили ошибку.

2. Во время ссылки в Казахстане Солженицын подружился с семьей врача Николая Зубова, который научил его делать ящики с двойным дном. С тех пор писатель стал хранить бумажные копии своих произведений, а не только заучивать их наизусть.

3. Журнал «Новый мир», в котором была опубликована повесть «Один день Ивана Денисовича», раскупили за несколько часов. В 1963 году произведение вышло в издании «Роман-газета» тиражом в 750 тысяч копий.

4. Чтобы переименовать Большую Коммунистическую улицу в Москве в честь Солженицына, депутатам пришлось изменить закон: до этого запрещалось называть улицы в честь людей, которые умерли менее десяти лет назад.

"Не решусь сказать, у какого русского писателя была рядом такая сотруженица и столь тонкий чуткий критик и советник. Сам я в жизни не встречал человека с таким ярким редакторским талантом, как моя жена, незаменимо посланная мне в моем замкнутом уединении, когда не может хватить одной авторской головы и примелькавшегося восприятия."

Александр Солженицын о Наталье Светловой
#сталин
#хрущев
#одинденьиванаденисовича
#матрениндвор
#новыймир
#вкругупервом
#эмиграция
#استالین
#خروشچف


#تبعید
#سوئیس
#اروپا

Photos from sadrmozhgan's post 11/12/2021

Александр Солженицын родился 11 декабря 1918 года в Кисловодске .
Сегодня исполняется 103 года со дня Александра Солженицына.

Александр Солженицын писал о себе:

«Страшно подумать, что б я стал за писатель (а стал бы), если б меня не посадили». Он провел в лагерях восемь лет, получил Нобелевскую премию по литературе, первым из советских писателей заговорил о репрессиях советской власти и правдиво рассказал читателям о ГУЛАГе. В СССР произведения Солженицына запрещали, а сейчас они входят в школьную программу.

В 1947 году в Марфино привезли двух заключенных: философа Дмитрия Панина и литературоведа Льва Копелева. Они стали друзьями Солженицына и прообразами главных героев его романа «В круге первом». В этом же году писатель начал работать над поэмой «Дороженька» и повестью «Люби революцию». Хранить тексты было нельзя: автор запоминал их, а затем сжигал листы.

В лагере пришлось мне стихи заучивать наизусть — многие тысячи строк. Для того я придумывал четки с метрическою системой, а на пересылках наламывал спичек обломками и передвигал. Под конец лагерного срока, поверивши в силу памяти, я стал писать и заучивать диалоги в прозе, маненько — и сплошную прозу. Память вбирала! Шло. Но больше и больше уходило времени на ежемесячное повторение всего объема заученного — уже неделя в месяц.

#солженицын
#ссср
#гулаг
#сибирь
#лагерь
#казахстан
#америка
#нобеловскаяпремия
#литература
#шарашка
#марфина



#سیبری
#قزاقستان
#آمریکا

#ادبیات

10/12/2021
Photos from sadrmozhgan's post 10/12/2021

ميان ماندن و رفتن حکايتی کرديم
که آشکارا در پرده‌ي کنايت رفت.
مجال ما همه اين تنگ‌مايه بود و، دريغ
که مايه خود همه در وجه اين حکايت رفت...





#лес
#осень
#декабрь
#любовь
#шамлуахмад
#стихотворение

#جنگل

🍁
#دسامبر
#رفتن
#ماندن

#شاملو
#ابتهاج

#عشق

Photos from sadrmozhgan's post 07/12/2021

7 декабря свой день рождения празднует один из крупнейших художественных музеев мира - Государственный Эрмитаж. Сегодня исполняется 257 лет со дня основания Эрмитажа.
Столь великолепных старых музеев в мире всего два - Эрмитаж и Британский музей. Наше собрание шедевров изобразительного искусства давно воспринимается миром как величайшее. Цель Екатерины Великой - собранием Эрмитажа создать образ могущественной державы, способной соперничать блеском своей культуры с другими государствами Европы, достигнута сполна. 
Датой основания Эрмитажа (от французского ermitage — место уединения) считается 1764 год, когда российская императрица Екатерина II приобрела коллекцию произведений живописи у берлинского купца Иоганна Эрнста Гоцковского. День своего основания музей ежегодно празднует 7 декабря – в День святой Екатерины (по православному церковному календарю).
В 2014 году американский искусствовед, галерист и коллекционер Хэлен Драт Инглиш подарила Эрмитажу в честь его 250-летия коллекцию современного искусства США, которую оценивают примерно в два миллиона долларов.
Сейчас коллекция Государственного Эрмитажа насчитывает более трех миллионов экспонатов. В ее составе – живопись, графика, скульптура и предметы прикладного искусства, археологические находки и нумизматический материал.
Коллекция изобразительного и прикладного искусства насчитывает свыше одного миллиона произведений, свыше 1,1 миллиона экспонатов составляют памятники нумизматики, свыше 750 тысяч – археологические памятники, около 14 тысяч – оружие.
#эрмитаж #екатеринавеликая #санктпетербург #россия #лувр #микеланджело #давинчи #пикассо #изобразительноеискусство #франция #париж #англия #вангог
#آرمیتاژ


#روسیه


#داوینچی

#فرانسه
#پاریس

Photos from sadrmozhgan's post 05/12/2021

Русский поэт-лирик, переводчик Афанасий Афанасьевич Фет (настоящая фамилия Шеншин) родился 5 декабря 1820 года в имении Новоселки неподалеку от города Мценска Орловской губернии.
однажды на вопрос анкеты дочери Льва Толстого Татьяны «Долго ли бы вы хотели жить?» Фет ответил: «Наименее долго». И всё же у писателя была длинная и очень насыщенная жизнь — он не только писал множество лирических произведений, критические статьи и мемуары, но и посвятил целые годы сельскому хозяйству, а яблочную пастилу из его имения поставляли даже к императорскому столу.
В 1840 году вышел первый сборник стихов под заглавием “Лирический пантеон”, автор укрылся за инициалами А. Ф.
В годы военной службы Афанасий Фет был влюблен в родственницу своих провинциальных знакомых Марию Лазич, которая повлияла на все его творчество.
В 1854 году, находясь в Петербурге, Афанасий Фет сблизился с литературным кружком журнала “Современник” — Николаем Некрасовым, Иваном Тургеневым, Александром Дружининым, Василием Боткиным и др. В журнале стали печататься его стихи. В 1856 году вышел новый сборник “Стихотворений А.А. Фета”, переизданный в 1863 году в двух томах, причем во второй вошли переводы.
В Степановке Фет начал работу над мемуарами “Мои воспоминания”, охватывающими период с 1848 до 1889 года, они вышли в 1890 году в двух томах, а том “Ранние годы моей жизни” был опубликован уже после его смерти — в 1893 году.
Много в это время Фет занимался переводами, завершенными в основном уже в 1880-х годах. Фет известен как переводчик Горация, Овидия, Гете, Гейне и других древних и новых поэтов.
В 1883-1891 годах были опубликованы четыре выпуска сборника стихотворений Фета "Вечерние огни".
Последние годы Фета были отмечены знаками внешнего признания. В 1884 году за полный перевод сочинений Горация он получил Пушкинскую премию Императорской Академии наук, в 1886 году, за совокупность трудов, был избран ее членом-корреспондентом.

Скрип шагов вдоль улиц белых,
Огоньки вдали;
На стенах оледенелых
Блещут хрустали.От ресниц нависнул в очи
Серебристый пух,
Тишина холодной ночи
Занимает дух.Ветер спит, и всё немеет,
Только бы уснуть;
Ясный воздух сам робеет
На мороз дохнуть.

#афанасийфет #стихотворение #любовь

02/12/2021

⭐РОЗЫГРЫШ ⭐

Кто хочет говорит на языке Омара Хайяма?

Выиграй 2 бесплатных индивидуальных урока персидского языка со мной!!!

Для этого:

⭐Подписка на мою страничку
⭐Лайкни этот пост
⭐Напиши комментарий под постом

Победителей объявляю сегодня вечером или завтра утром в сториз 🌟

🌟Удачи Вам!🌟

#учимперсидскийязык
#персидскийязык
#персидскиефильмы
#иран
#иранмоястрана
#хафиз
#саади

#молави

Photos from sadrmozhgan's post 01/12/2021

"زندگى دام نیست
عشق دام نیست
حتی مرگ دام نیست
چرا که یاران گم‌ شده آزادند
آزاد و پاک…
من عشقم را در سال بد یافتم
که می‌گوید «مأیوس نباش»
من امیدم را در یأس یافتم
مهتابم را در شب
عشقم را در سال بد یافتم
و هنگامی که داشتم خاکستر مى شدم
گر گرفتم …"
احمد شاملو



#шамлуахмад
#поэт
#белыестихи
#мояковский
#иран
#современнаяпоэзия
#фарси



#عشق
#زندگی
#خاکستر
#مهتاب
#امید




#لورکا

Photos from sadrmozhgan's post 23/11/2021

امروز در اتاق بازرگانی ، صنعت ، معادن و کشاورزی مازندران ، رئیس بنیاد حمایت از فعالیت های صادرات و واردات روسیه ، خانم اینگا دِرینِفسکایا و آقای دمیتری تِپلوف ، مدیرعامل شرکت "KRMZ" از استان پِرم ، مهمان اتاق بودند. دو ملاقات مهم و ثمربخش با رئیس اتاق مازندران ، جناب آقای مهاجر ، و فعالان اقتصادی استان برگزار شد.



Сегодня у нас в Палате торговли, промышленности, рудников и сельского хозяйства Мазандарана были в гостях Президент Российского фонда содействия экспортно-импортной деятельности и генеральный директор компании "KPMZ" из провинция Пермь.. Состоялось два плодотворных встречи с президентом Палаты Мазандарана и с предпринимателей нашей области.

22/11/2021

"وسیع باش و تنها و سربزیر و سخت
چه خوب یادم هست..."
سهراب سپهری







#کاشان
#ایران






Photos from sadrmozhgan's post 16/11/2021

"... هزار آفتاب خندان در خرام توست
هزار ستاره گریان در تمنای من ...
عشق را ای کاش زبان سخن بود!..."
احمد شاملو














#عشق
#سخن


#фарси

#санскрит
#шамлуахмад
#мояковский
#иран
#иранистика
#востоковедение
#любовь
#осень

Want your school to be the top-listed School/college?

Telephone

Website